
یک مقاله دانشگاهی اخیر نشان داد که افزودن اهرم به سبد سهام باعث افزایش نوسانات اما کاهش بازده برای اکثریت قریب به اتفاق سرمایه گذاران شد. نوسانات بالاتر همان طور بود که انتظار می رفت، اما بازده کمتر تعجب آور بود، زیرا سرمایه گذاران از اهرم با هدف افزایش بازده خود استفاده می کنند. در حالی که اخطارهای معمول در استفاده از یک مطالعه برای رسیدن به یک نتیجه قطعی اعمال می شود، دلایل خوبی وجود دارد که چرا این می تواند درست باشد و نمونه های تاریخی زیادی وجود دارد که چگونه اهرم ممکن است اشتباه انجام شود.
دو عامل اصلی که باید در هنگام افزودن اهرم به یک کسب و کار یا یک سبد در نظر گرفت، عبارتند از: (1) هزینه و (2) ریسک فراخوان حاشیه. در شرایط فعلی بدهی به طور غیرعادی ارزان است، اگرچه قبل از بحران مالی اینطور نبود. در طول سال 2008، ASX 200 کاهش قابل توجهی داشت اما نرخ نقدی RBA تا اکتبر حدود 7 درصد بود. این زمان بسیار دردناکی برای کسانی بود که از وام های حاشیه استفاده می کردند، زیرا ارزش پرتفوی سهام اهرمی آنها در حالی که بیش از 10 درصد سود بدهی را پرداخت می کردند، سقوط کرد.
این منجر به عامل دوم یعنی ریسک فراخوانی حاشیه می شود. در سال 2008، سرمایه گذارانی که سهام بی ثبات تر را با وام هایی با نسبت حاشیه بالاتر ترکیب می کردند، بارها و بارها با فراخوان های مارجین مواجه می شدند. آنها احتمالاً بازدهی عالی در راه صعود داشتند، اما با این فرض که پول نقد اضافی برای حمایت از موقعیت های خود نمی گذاشتند، پس از شروع سقوط شدید، چیزی کم یا چیزی باقی نمی ماند. اخیراً دفتر خانواده Archegos نتیجه مشابهی را مشاهده کرد و سال ها پیش از این که در عرض چند هفته از بین رفت، بازدهی استثنایی ارسال کرد.
در سطح کلان، بدهی حاشیه به شدت با عملکرد سهام همبستگی دارد. بدهی حاشیه زمانی افزایش می یابد که سهام به خوبی کار کرده باشد و سپس زمانی که سهام فروش قابل توجهی داشته باشد، سقوط می کند. به جای خرید پایین و فروش بالا، کسانی که از بدهی حاشیه استفاده می کنند (به طور متوسط) بالا خرید می کنند و پایین می فروشند. این مسئله زمان بندی برای سرمایه گذاران غیرمعمول نیست، همچنین نشان می دهد که میانگین بازده وجوه مدیریت شده بالاتر از متوسط بازده سرمایه گذاران در آنها است. به طور مشابه، هنگامی که سرمایه گذاران بین طبقات دارایی مجدداً توزیع می کنند، معمولاً طبقات دارایی های نامطلوب را کاهش می دهند که متعاقباً عملکرد بهتری دارند.
مشکلات احتمالی با اهرم به طور مساوی برای مدیران و مدیران شرکت اعمال می شود. داشتن سطح بدهی بالا وقتی اقتصاد در حال رشد است و قیمت دارایی ها بالاتر از میانگین طولانی مدت افزایش می یابد. با این حال ، داشتن اهرم بیش از حد در رکود می تواند منجر به ورشکستگی یا افزایش سرمایه پریشانی شود. در بحران مالی ، شرکت های بیش از حد مانند Allco ، Babcock و Brown و Centro زنده نماندند زیرا همزمان با کاهش قیمت دارایی ها ، همزمان با کاهش اشتهای وام دهندگان آنها ، با کاهش قیمت دارایی برخورد کردند.
این یک جنبه اغلب فراموش شده از اهرم است. این وام دهندگان به طور معمول تحمل ریسک خود را در طی رکود کاهش می دهند و در نتیجه ورشکستگی های بیشتری را مجبور می کنند ، فروش دارایی های پریشان و کاهش سرمایه های پریشانی. وام گیرندگان اغلب هنگام وقوع این ناراحت می شوند. با این حال ، اگر آنها در بدهی های بلوغ طولانی با میثاق های سست قفل شده بودند ، ممکن بود بتوانند از عقب نشینی وام دهنده چرخه ای سوار شوند.
در حالی که شرکت های ورشکسته تمایل به یادآوری دارند ، شرکت هایی که در طی رکود چندین دور از کشش سرمایه پریشانی داشته اند ، فراموش شده اند. REITS و بانک های استرالیا دو بخش هستند که در طول بحران مالی این اشتباه را به وجود آورده اند. با رقیق کردن سهامداران برای افزایش سرمایه بقا در هنگام قیمت سهام در نزدیکی پایین ترین آنها ، بازده برای سهامداران بلند مدت کاهش یافت. همچنین فرصت های از دست رفته برای خرید رقبا یا دارایی با قیمت های تخفیف نادیده گرفته شده است. فقط آن دسته از سرمایه گذاران/شرکت هایی که دارای پول نقد یا سطح پایین اهرم هستند می توانند شرکت کنند. اهرم بیش از حد فقط شما را در رکود دچار مشکل نمی کند ، بلکه شما را از خرید معامله های چرخه ای که فقط در یک رکود موجود است ، متوقف می کند.
یکی دیگر از مسئله اهرم های مورد توجه ، ترکیبی از اهرم عملیاتی و اهرم مالی است. شرکت های کالایی نمونه ای عالی از اهرم های عملیاتی هستند زیرا سود آنها براساس قیمت فعلی کالاهای منتخب آنها متفاوت است. Fortescue قبلاً هم اهرم مالی و عملیاتی بالا را با هم ترکیب کرده بود و هنگام فروپاشی قیمت سنگ آهن در سال 2009 و 2016 ، تراش های نزدیک داشت. همچنین!
در حالی که این مقاله به نقاط ضعف اهرم اشاره کرده است ، می توان از آن برای افزایش بازده کلی استفاده کرد. بنگاه های سهام خصوصی یکی از بهترین کاربران اهرم هستند ، با برخی مطالعات نشان می دهد که صنعت سهام خصوصی (به طور کلی) فقط به دلیل اهرم ، نسبت به سهام ذکر شده نسبت به سهام ذکر شده بیش از حد عمل می کند.(در حالی که برخی از شرکت های سهام خصوصی مهارت های عملیاتی بسیار خوبی دارند که برای افزایش قابل ملاحظه ای سودآوری درآمدهای خود استفاده می شود ، هزینه های کسب/حق بیمه بالا و حق بیمه و هزینه های بسیار بالا صفر از پیشرفت های عملیاتی است.)
چندین درس را می توان از استفاده از اهرم صنعت سهام خصوصی گرفت. اول ، آنها بر روی خرید مشاغل با جریان های نقدی نسبتاً پایدار تمرکز می کنند ، بنابراین توانایی خوبی برای ارائه بدهی خود در طول یک چرخه تجارت دارند. دوم ، بدهی به طور معمول دارای سررسید و میثاق سه تا هفت ساله است که با سطح مناسب از انعطاف پذیری شروع می شود ، بنابراین تجارت مجبور نمی شود توسط وام دهندگان خود به سرمایه ای پریشانی برسد ، مگر اینکه به طور قابل توجهی کم باشد. سوم ، اهرم در سطح دارایی استفاده می شود ، بنابراین یک تجارت گاه به گاه که شکست می خورد ، بازده نمونه کارها را از بین نمی برد. چهارم ، به طور معمول شکاف قابل توجهی بین هزینه بدهی و بازده مورد انتظار سرمایه گذاری وجود دارد. پنجم ، معمولاً برخی از سرمایه ها در ذخیره وجود دارد که در صورت ضمانت می توانند به یک تجارت در حال تلاش تزریق شوند.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 38
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 16:59