
ما به طور کلی از این ارتباط استفاده می کنیم تا در مورد اقتصادها و بازارها اظهار نظر کنیم ، اما امروز می خواستیم اظهار نظر مختصری در مورد سرمایه گذاری کنیم. اکثریت قریب به اتفاق سرمایه گذاران (این احتمالاً به معنای شما است) در تخصیص دارایی خود اشتباه بزرگی انجام می دهند. سرمایه گذاران پرتفوی متعادل ندارند.
یک نمونه کارها معمولی 60 ٪ از دلارهای خود را در سهام و حقوق صاحبان سهام مانند (به عنوان مثال ، سرمایه گذاری خصوصی یا سرمایه گذاری) سرمایه گذاری می کند و به دلیل اینکه این دارایی ها بیش از 80 ٪ از ریسک یک سرمایه گذار معمولی ریسک بیشتری نسبت به بقیه نمونه کارها (عموماً اسمی) دارنددر سهام استوجود اوراق بهادار اسمی و پراکندگی سایر دارایی ها برای تعادل واقعی نمونه کارها بسیار کم است زیرا آنها چنین خطر کمی را تشکیل می دهند. این سرمایه گذاری بیش از حد در سهام با هزینه سایر کلاسهای دارایی (اوراق اسمی ، اوراق بهادار تورم ، گسترش اعتباری ، کالاها) حدود 3 ٪ در سال در ارزش مورد انتظار هزینه می کند (که می تواند برای کاهش ریسک استفاده شود) و همه موارد دیگرموضوعاتی که سرمایه گذاران با آن روبرو هستند. این اشتباه ، پس از درک ، اصلاح آن نسبتاً آسان است. با وجود ضرب و شتم جدول ما به مدت یک دهه در مورد این مسئله ، تنها درصد کمی از سرمایه گذاران به طور قابل توجهی در جهت تعادل واقعی (به عنوان مثال ، در معرض خطر) قرار گرفته اند (به عنوان مثال ، در معرض خطر) قرار گرفتن در معرض کلاس دارایی آنها (ما آنها را با توجه به عملکرد آنها به صورت متفاوت متعادل می کنیممحیط های اقتصادی). در اینجا چیزی است که ما فکر می کنیم مانع از گرفتن بیشتر دنیای سرمایه گذاری در ناهار رایگان می شود.
خطر و اهرم سردرگمی
بیشتر سرمایه گذاران با ریاضیات نمونه کارها معمولی آشنا هستند و دارایی را به عنوان بسته بندی می کنند (به عنوان مثال ، بی نظیر و با ویژگی های ریسک/بازگشت ارائه شده در بازار). بسیاری از آنها از فرضیات ریسک ، بازگشت و همبستگی استفاده می کنند و با توجه به هدف بازگشت آنها و کلاسهای دارایی که در آنجا هستند ، "نمونه کارها بهینه شده" ایجاد می کنند. برای دستیابی به اهداف بازگشت خود ، اکثر سرمایه گذاران در نهایت "مجبور" به یک نمونه کارها تحت سلطه ترین دارایی های موجود در آنجا (سهام عدالت و سهام مانند دارایی) قرار می گیرند. با تزریق اهرم به معادله دیگر نیازی به مجبور شدن به سهام نیست. نمودار زیر یک نمودار بازده و پراکندگی ریسک مورد انتظار معمولی را برای کلاسهای دارایی نشان می دهد ، زیرا آنها در بازار بسته بندی شده اند (ما این را از یک مشاور دریافت کردیم و احتمالاً شبیه به مواردی است که بیشتر سرمایه گذاران در مورد آنها فکر می کنند). رابطه اساسی واضح و منطقی است: انتظار می رود دارایی های ریسک بالاتر بازده بالاتری داشته باشند و رابطه بین ریسک و بازده مورد انتظار اساساً خطی است (یعنی یک واحد ریسک شما را یک واحد بازده به شما می دهد).
در نمودار قبلی تفاوتهای زیادی بین بازده کلاسهای مختلف دارایی وجود دارد ، اما اگر برای ریسک خنثی شوید (یعنی اهرم دارایی های ریسک پایین تر و دارایی های خطرناک) تفاوت بین کلاس های دارایی از بین می رود. اهرم اکولایزر کلاس دارایی است. نمودار زیر بازده مورد انتظار (بر اساس این بررسی مشاور معمولی) کلاسهای دارایی مختلف را نشان می دهد.
اگر خود را با این واقعیت محدود نکنید که برخی از کلاس های دارایی نسبت به سایر کلاس های دارایی خطر بیشتری دارند تا از سایر کلاس های دارایی استفاده کنید تا اینکه دلیلی برای انتخاب یک کلاس دارایی به تنهایی ندارید (زیرا همه آنها اساساً برابر هستند). از نظر عملی ، این بدان معنی است که به عنوان مثال با استفاده از پیوند خزانه داری ، می توانید دارایی با همان خطر و ویژگی های بازگشت به عنوان سهام ایجاد کنید. اگر بپذیرید که در شرایط تعدیل ریسک ، کلاسهای دارایی تقریباً معادل بازده دارند ، شما اساساً می خواهید پس از در نظر گرفتن همبستگی بین آنها ، آنها را در نمونه کارها خود در شرایط تعدیل شده ریسک متعادل کنید. برای رسیدن به این نقطه و به خودتان اجازه دهید نمونه کارها بهینه را برای استفاده از اهرم برای استفاده از دارایی های ریسک پایین تر ایجاد کنید. بسیاری از افراد هنوز هم اهرم ها را با ریسک اشتباه می گیرند ، اما واقعیت این است که افزایش دارایی های کم خطر ، بنابراین می توانید دور از سرمایه گذاری های پرخطر متنوع شوید ، کاهش خطر است. از این گذشته ، بیشتر کلاسهای دارایی بازده بالا با اهرم در آنها همراه هستند (یعنی آنچه خطرناک تر است ، یک اوراق بهادار تورم 2: 1 اهرم یا سهم GE).
نمودار زیر نتایج نمونه کارها سرمایه گذار معمولی را در برابر یک نمونه کارها متعادل از کلاسهای دارایی که برای بازده یکسان هستند ، نشان می دهد (خطر تقریباً در نیمی کاهش می یابد).
نمودار زیر نمونه کارها متعادل را در برابر نمونه کارها معمولی در همان خطر نشان می دهد. بازده 3. 2 ٪ افزایش می یابد.
منطق و داده ها همه در یک جهت قرار دارند و مزایای بالقوه بسیار زیاد است ، اما بیشتر سرمایه گذاران شروع به حرکت در آن جهت نکرده اند. همین اواخر ، ما برخی از باهوش ترین سرمایه گذاران را که می دانیم دوباره مهندسی اوراق بهادار خود را برای اجرای این رویکرد مشاهده کرده ایم. احتمالاً بیشتر دنبال خواهد شد.
در مورد سبد بازار چیست؟
برای کسانی که کاملاً در مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه (CAPM) تحصیل کرده اند ، نتایج قبلی ممکن است باعث شود شما سر خود را تکان دهید و از شما بپرسید که چرا نمونه کارها بازار بهترین نمونه کارها نیست. تجربه ما در بازارها ، عقل سلیم و داده ها نشان می دهد که CAPM ، در حالی که یک تئوری داخلی سازگار است ، دنیای واقعی را منعکس نمی کند. بقیه این توضیحات کمی خسته کننده در مورد دلیل است.
CAPM فرض می کند که ...
… سرمایه گذاران در مورد بازده ، ریسک و ویژگی های همبستگی کلیه دارایی ها موافق هستند و بر این اساس در کلیه دارایی ها سرمایه گذاری می کنند
- سرمایه گذاران به وضوح در مورد همه این موارد مخالف هستند و بسیاری از سرمایه گذاران محدودیت هایی در مورد کلاس های دارایی دارند که می توانند در آن سرمایه گذاری کنند.
… بازارهای سرمایه کامل وجود دارد: هیچ محدودیتی در مورد وام یا وام وجود ندارد
- بسیاری از سرمایه گذاران با محدودیت های اهرم (یا خودآزمایی) روبرو می شوند و آنها را مجبور می کنند در جستجوی بازده های بالاتر ، دارایی های پرخطر اضافه وزن را به سمت دارایی های ریسک پذیر اضافه کنند.
… همه سرمایه گذاران یک افق زمانی هم دارند
- سرمایه گذاران با افق زمانی مختلف دارایی های مختلف را "بدون ریسک" می دانند.
- در مورد سرمایه گذاران با بدهی های واقعی در مقابل اسمی نیز صادق است.
- سرمایه گذاران مختلف پرتفوی های مختلفی را برای اهرم یا استفاده از آن انتخاب می کنند.
… سرمایه گذاران می توانند همه ثروت را اوراق بهادار و تجارت کنند
- اکثر ثروت جهان اوراق بهادار نیست (سرمایه انسانی ، املاک و مستغلات مسکونی و غیره)
- سرمایه گذاران دارای دارایی های مختلف غیر قابل استفاده می توانند پرتفوی بهینه مختلف دارایی های قابل معامله را انتخاب کنند.
… همه سرمایه گذاران بهینه سازهای واریانس هستند
اکثر طرفداران CAPM موافق هستند که فرضیات دنیای واقعی را منعکس نمی کنند ، اما این نتیجه را انجام می دهد. ما فقط این را درک نمی کنیم ، زیرا آنچه باید باور کند CAPM حتی درست است تخیل را کشیده است. شما باید اساساً اعتقاد داشته باشید که بازار به نوعی قیمت گذاری در کلاسهای دارایی را تغییر می دهد تا نسبت های بازده/ریسک مورد انتظار را در کلاس های دارایی های مختلف مجبور کند تا دقیقاً با صدور توسط تأمین کنندگان دارایی مطابقت داشته باشد. ما هیچ مدرکی نمی بینیم که این اتفاق می افتد. نظریه CAPM استدلال می کند که سرمایه گذاران بر اساس میزان افزودن حاشیه ای از این امنیت ، باعث افزایش نسبت شارپ سبد نمونه کارها که در حال حاضر در آن وجود دارد ، هرگونه امنیت را ارزیابی می کنند. بازده مورد نیاز امنیت معین به نوسانات آن و همچنین همبستگی آن با سبد بازار بستگی دارد (گفته می شود که از نظر فنی تر ، بازده اضافی تابعی از بتا به سبد بازار است). آیا این تئوری به اثبات رسیده است ، آیا بازارها واقعاً از این طریق پاک هستند؟
از نظر تاریخی مشخص است که بازده بازار به این روش معلوم نشده است. ما به بازده کلاس دارایی واقعی نگاه کرده ایم و در زیر رابطه بین بازده و ریسک (که فکر می کنیم رابطه ای است که به بازارها می رسد) در مقابل بازده واقعی در برابر بتا به سبد بازار. واضح است که خط بازار امنیت پیش بینی کننده بزرگی برای بازده نیست ، در حالی که ریسک است.
گفت: اگر نظریه CAPM درست باشد ، انتظار دارید کلاسهای دارایی با همبستگی کم با سبد بازار نسبت اطلاعات کمتری نسبت به دارایی هایی که همبستگی بالاتری دارند ، داشته باشند. این رابطه وجود ندارد. همبستگی با سبد بازار هرگز تعیین کننده بازده کلاس دارایی نبوده است ، و ما اعتقاد نداریم که مکانیسم وجود دارد تا این اتفاق در آینده رخ دهد (ما می دانیم که اگر مردم آنچه را که ما می گوییم جهان به سمت آن حرکت می کنددنیای کارآمد ، اما ما فقط یک قطره در یک اقیانوس ناکارآمد هستیم).
نمودارهای قبلی نشان می دهد که از نظر تاریخی CAPM به هیچ وجه جهان را به خوبی توضیح نداده است. در پیشبرد پیش فرض فرضیات ضمنی CAPM برای ما بوی خوبی نمی دهد. نمودارهای زیر نمونه کارها به طور کلی پذیرفته شده CAPM را از امروز به صورت دلار و ریسک تنظیم شده نشان می دهد.
همانطور که گفتیم ، فرضیات لازم برای تبدیل این وزن ها وزن بهینه با منطق و چگونگی قیمت گذاری بازارها مغایرت دارند. این وزنه ها ، همراه با همبستگی های تاریخی ، حاکی از بازده منفی منفی در اوراق بهادار تورم و نسبت به سهام در خارج از خط با سایر کلاسهای دارایی است. جدول زیر انتظارات ضمنی از عملکرد کلاسهای دارایی مختلف را نشان می دهد (می توانید برای خودتان قضاوت کنید).
از نظر منطقی ، ما فقط مکانیسمی را نمی بینیم که بازده و نسبت های مورد انتظار را مجبور به مطابقت با فرضیات دلالت بر CAPM می کند. ما می بینیم که سرمایه گذاران بازده نسبت به ریسک را همیشه ارزیابی می کنند. اما داده ها و بررسی بوی خروجی این مسئله را روشن می کند که CAPM ممکن است در کلاس خوب باشد ، اما برای نمونه کارها شما خطرناک است.
احساسات هفتگی
در زیر احساسات هفتگی ما به روز شده است.
سایر کشورهای صنعتی
موانع تأمین مالی خارجی
گسترش چشمگیر روز جمعه کسری تجارت ایالات متحده به عنوان یادآوری شکاف عظیم تأمین مالی خارجی که ایالات متحده برای غلبه بر آن فقط برای نگه داشتن دلار آمریکا (با واردات در حال حاضر تقریباً دو برابر بیشتر از صادرات است) ارائه شده است. دلار آمریکا فروخته شد و دلار کانادا ذینفع اصلی بود زیرا گزارش تجارت آنها به طور چشمگیری در جهت مخالف حرکت کرد. مطمئناً یک شکاف بزرگ تأمین مالی به معنای مطمئناً افزایش یا سقوط ارز نیست. در مورد ایالات متحده ، این مانع بسیار بزرگ است ، به ویژه که حدود 80 ٪ از سرمایه خالص صادرات جهان را تشکیل می دهد ، و ارزیابی ما این است که بعید است برآورده شود. نمودارهای زیر تصویر را برای ایالات متحده و سایر کشورهای توسعه یافته به روز می کند. عدم تعادل که باعث شده دلار در طی دو سال گذشته تضعیف شود ، فقط بزرگتر شده است. این بخشی توسط سایر بازارهای توسعه یافته تأمین می شود ، اما بیشتر آن از بازارهای نوظهور تهیه می شود. ما برای محاسبه آخرین شماره برای ایالات متحده ، آخرین گزارش تجاری را مورد توجه قرار می دهیم و حتی اگر معلوم شود که یک فلاکت است ، تصویر گسترده مشخص است.
طرف تلنگر ایالات متحده وضعیت بهبود یافته برای ژاپن بوده است. با جمع آوری دارایی های خارجی ، درآمد آن دارایی ها افزایش می یابد و باعث افزایش بیشتر شکاف تأمین مالی با ایالات متحده می شود. در مورد ژاپن ، مانده تجارت در سالهای اخیر به طرز چشمگیری تغییر نکرده است ، اما حساب جاری در حال گسترش است. تقریباً مانند ایالات متحده ، ما انتظار داریم که حساب سرمایه به اندازه کافی بزرگ نباشد تا نقطه شروع حساب جاری را با نرخ ارز فعلی جبران کند. مازاد حساب جاری ژاپن اکنون 3. 6 ٪ از تولید ناخالص داخلی است.
وضعیت حساب جاری کانادا نیز در حال پیشرفت بوده است ، این بار در درجه اول از بهبود تراز تجاری ناشی می شود. کانادا نیز اکنون یک صادرکننده سرمایه قابل توجه است و برای کاهش دلار دلار در کانادا باید از میزان خروج سرمایه باید بیش از 2. 7 ٪ در سال باشد.
یورولاند همچنین یک صادر کننده سرمایه خالص است ، اما تعادل آن تقریباً پایدار بوده و در وهله اول به ویژه بزرگ نیست.
کسری حساب جاری انگلستان علی رغم بدتر شدن مانده تجارت ، پایدار بوده است. مانند ایالات متحده ، انگلیس وارد کننده سرمایه است ، اما حساب جاری آن به ویژه با توجه به قدرت اقتصاد خود متوسط است.
کسری استرالیا نسبت به تولید ناخالص داخلی بزرگتر از ایالات متحده است. با این حال ، بازده بالاتر ، رشد قوی مداوم ، قیمت کالاهای جامد و این واقعیت که سهم بسیار کمتری از استخر پایتخت جهانی است (که آن را کمتر از فشار منابع جهانی می کند) برخی از دلایلی است که ما انتظار می رود سرمایه هاکافی باشد
دانستن موانع تأمین مالی شروع یک گام آسان اما ضروری در ارزیابی ارز است. و تفاوت بین کشورهای مختلف (و به ویژه ایالات متحده) در این زمان شدید است.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 43
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 17:39