قیمت اصول

ساخت وبلاگ

این امید من است که انتقال به جهانی در یک استاندارد بیت کوین ، تمرکز دارو را بر روابط پزشک و بیمار مجدداً متمرکز کند.

نویسنده: تاریخ انتشار: 27 ژوئیه 2022

این امید من است که انتقال به جهانی در یک استاندارد بیت کوین ، تمرکز دارو را بر روابط پزشک و بیمار مجدداً متمرکز کند.

این مقاله در ابتدا در "شماره مقاوم در برابر سانسور" مجله بیت کوین ظاهر شد. برای دریافت یک نسخه ، به فروشگاه ما مراجعه کنید.

به ما نگاه کن ، بدون دست

WQ-1068265

من می خواستم تا زمانی که می توانم به خاطر بسپارم پزشک باشم.

وقتی هفت ساله بودم ، پدرم برای تولد من یک دوچرخه خریداری کرد. او آن را با اشتیاق کودکانه به اتاق نشیمن چرخاند ، مطمئناً او قصد داشت یک تن از امتیازات پدر را به دست آورد.

دوچرخه بی نقص بود. این همه زنگ ها و سوت هایی را داشت که یک کودک می توانست از آن رویای خود را داشته باشد. این نوع چیزی بود که باعث می شود هر بچه ای در محله حسادت کند.

نگاهی طولانی به پدرم انداختم ، حالا با لبخندی که روی صورتش خال کوبی شده بود ، در مقابل من زانو زدم ، سپس در دوچرخه و سرانجام دوباره به پدرم برگشتم.

آه را بلند کردم و سرم را تکان دادم.

"من نمی توانم این دوچرخه را سوار کنم. من می خواهم دکتر شوم. من نمی خواهم دستانم را خراب کنم. "

مادرم دوست دارد آن داستان را بگوید. کاملاً صریح ، من مهم نیست که هر از گاهی آن را بشنوم. گذشته از یادآوری واضح از جاه طلبی های کودکی و ارائه سرگرمی های همیشه سبز ، این یکی از آخرین خاطراتی است که من از پدرم دارم. وی بلافاصله پس از آن ، در سنین جوانی ، در اثر حمله قلبی ناشی از یک بیماری پزشکی قابل تشخیص و قابل درمان ، درگذشت.

این فاجعه به شدت بر سالهای سازنده من تأثیر گذاشت. دوران کودکی و نوجوانی من با جریان مداوم تروما ، تراژدی و اندوه ، که توسط لحظات کوتاه استراحت سوراخ شده بود ، فرو رفت. با کمال تعجب ، این مسئله کاملاً به من رسید. در نتیجه ، خودم را در مسیری از نیهیلیسم و خود تخریب پیدا کردم. من بی هدف ، ناامید و درمانده بودم.

آینده من تاریک بود.

و بعد ، من استراحت کردم.

به ماه

The Price Of Principles 4

برای فرار از واقعیت های سخت جهان خارج ، مدت زمان نامناسب را در کتابخانه مدرسه گذراندم. من هر آنچه را که می توانستم دستانم را خواندم ، از تواین تا تالکین تا داستایوسکی خواندم. طولی نکشید که من به فیلسوفان باستان گیر افتادم. من از ماهیت بی موقع وضعیت انسانی و تجربیات مشترک مردم در طول زمان و مکان اسیر شدم. سخنان عاقلانه افلاطون ، ارسطو و Aurelius به ابزارهای ارزشمندی در توسعه خود من در بزرگسالی و اوایل بزرگسالی تبدیل شدند.

در طی یک دوره زمانی طولانی، و بدون ناکامی های مهم در این راه، در نهایت خود را در موقعیت نسبتا مطلوبی در زندگی یافتم. یعنی در بیشتر ساعات بیداری به طور کامل در حالت بقا غوطه ور نبودم.

برای اولین بار در زندگی ام، می توانم به طور واقع بینانه هدفی را در نظر بگیرم.

من بالاترین هدفی را که فکرش را می کردم هدف گرفتم. رویای کودکی من برای پزشک شدن

مهتاب من بود

یک قرص سخت برای بلعیدن

حرفه یک پزشک پزشکی و مسیر تبدیل شدن به یک تجربه انسانی نسبتاً منحصر به فرد است که نمی توان آن را به اندازه کافی برای یک فرد خارجی بیان کرد. با این حال، این من را از تلاش باز نمی دارد.

قبل از هر چیز، می توان آن را به طور دقیق تر به عنوان یک شغل - مانند کشیشی - به جای یک شغل یا حرفه معمولی توصیف کرد. انتخاب های زندگی با برنامه ریزی دقیق از سنین بسیار پایین انجام می شود تا چرخ های حرفه ای را برای تعهد مادام العمر به این حرفه به حرکت درآورد.

مجموعه ای به ظاهر بی پایان از حلقه ها برای پرش وجود دارد. نمرات عالی تحصیلی و نمرات SAT در دبیرستان برای رقابت برای موقعیت های محدود در یک دانشگاه نخبه مورد نیاز است. به همین ترتیب، نمرات عالی علمی و نمرات MCAT در دانشگاه برای رقابت برای موقعیت های محدود در یک دانشکده پزشکی نخبه مورد نیاز است. بار دیگر، نمرات عالی علمی و توصیه نامه های قوی در دانشکده پزشکی برای رقابت برای موقعیت های محدود در یک برنامه رزیدنتی مورد نیاز است. انتظار شما در آن سوی این اقدام وحشیانه، با اخذ اقامت، امتحانات مجوز و گواهینامه هیئت مدیره بسیار طاقت فرساتر است. هر زمانی که در کلاس درس، بیمارستان سپری نشده یا در کتاب های درسی مدفون نشده باشد، به کار کردن در مشاغل اضافی مراقبت های بهداشتی، انجام تحقیقات آکادمیک یا شرکت در فعالیت های فوق برنامه برای تقویت رزومه و رقابت با سایر نامزدهای احتمالی برای فضاهای محدود در هر پله از نردبان حرفه ای اختصاص دارد..

فشار بی وقفه برای انجام کار و مسئولیت عظیم در دست داشتن زندگی دیگران هر روز به شما آسیب های جسمی، روانی، عاطفی و روحی بر هر انسانی وارد می کند.

این سفری است که معمولاً از بزرگسالی به بزرگسالی می رسد. در حالی که یک فرد در این دوره بحرانی زندگی به طرز چشمگیری رشد می کند و رشد می کند ، آنها باید با قاطعیت در یک مسیر شغلی سفت و سخت متمرکز شوند تا به مقصد مورد نظر برسند. اجتماعات خانوادگی و عروسی های دوستان ، روابط شکسته ، صدها هزار دلار بدهی و بی ثباتی زندگی عمومی یک عادی است.

من به استثنائات نادر ، به طور جدی در زمینه پزشکی برای اکثر چشم اندازهای آینده نگر دلسرد می شوم.

اول ، هیچ آسیبی انجام ندهید

The Price Of Principles 5

گرفتن سوگند بقراط یکی از افتخارآمیزترین لحظات زندگی من بود.

این اوج سفر به پزشک پزشکی بود و معیار آنچه را که از من انتظار می رود پیش بینی می شود ، تعیین می کند.

بسیاری از افراد غیرمجاز هرگز متن کامل سوگند بقراط را نخوانده اند ، و به نظر می رسد برخی از همکاران من به یک تازه کننده احتیاج دارند ، بنابراین من آن را در زیر آورده ام:

من سوگند می خورم که توسط آپولو ، توسط Asclepius ، توسط Hygieia ، Panacea و همه خدایان و الهه ها ، آنها را شاهد خود می دانم که من طبق توانایی و قضاوت خود ، این سوگند و این توهین را انجام خواهم داد.

معلم خود را در این هنر برابر با والدین خودم نگه دارم. برای اینکه او را در معیشت من شریک کند. هنگامی که او به پول نیاز دارد تا من را با او به اشتراک بگذارد. این که خانواده او را به عنوان برادران خودم در نظر بگیریم ، و اگر می خواهند آن را بیاموزند ، بدون هزینه و جنجال ، این هنر را به آنها آموزش دهم. برای ارائه دستورالعمل ، آموزش شفاهی و سایر دستورالعمل ها به پسران خودم ، پسران معلم من ، و دانش آموزانی که سوگند The Healer را گرفته اند ، اما به هیچ کس دیگری.

من از آن رژیم های رژیم غذایی استفاده خواهم کرد که با توجه به بیشترین توانایی و قضاوت من به نفع بیماران من خواهد بود و به آنها هیچ آسیبی و بی عدالتی نخواهم داد. وقتی از وی خواسته می شود این کار را انجام دهم ، هیچ کس را برای کسی تجویز نمی کنم ، و نه چنین دوره ای را پیشنهاد می کنم. به همین ترتیب ، من به یک زن پساری نمی دهم تا باعث سقط جنین شود. اما من هم زندگی خود و هم هنر خود را خالص و مقدس خواهم کرد. من از چاقو ، حتی ، در واقع ، بر روی مبتلایان به سنگ استفاده نخواهم کرد ، اما جای خود را خواهم داد که صنعتگران آن در آن قرار دارند.

به خانه هایی که وارد می شوم ، برای کمک به بیمار وارد می شوم و از همه اشتباهات و آسیب های عمدی خودداری می کنم ، به خصوص در مورد سوء استفاده از اجساد مرد یا زن ، پیوند یا آزاد. و هر آنچه را که در طول حرفه خود می بینم یا می شنوم ، و همچنین خارج از حرفه خود در مقاربت با مردان ، اگر این چیزی باشد که نباید در خارج از کشور منتشر شود ، من هرگز فاش نخواهم کرد و چنین چیزهایی را برای اسرار مقدس نگه می دارم.

حال اگر من این سوگند را انجام دهم ، و آن را بشکنم ، ممکن است برای زندگی و هنر خود به شهرت همیشه در بین همه مردان بدست آورم. اما اگر خودم را بشکنم و لباس خود را از دست بدهم ، ممکن است برعکس من باشد.

-Pippocrates of Cos ، سوگند (ترجمه W. H. S. Jones)

سوگند را جدی گرفتم.

من همیشه نسخه ای از متن را با من در کیف پول خود حمل کردم ، روشی که برخی از افراد با عکس های نوه های خود انجام می دهند. با گذشت زمان ، من آن را به اندازه کافی خوانده بودم که بتوانم آن را به خواست خود تلاوت کنم و این کار را به طور مرتب به عنوان نوعی تمرین مراقبه و یادآوری روزمره از وظیفه خود نسبت به بیمارانم انجام دادم.

در طول آموزش و تمرین پزشکی ، من به دنبال آموزش خود با انگیزه در خارج از کلاس ادامه دادم. توماس سوول و دکتر رون پل ، به ویژه ، توجه من را به خود جلب کردند. مفاهیم مشوق های اقتصادی و اجتماعی ، حاکمیت فردی ، گفتار آزاد و پول مانند آب به دانه هایی بود که در ذهن حاصلخیز جوانی من کاشته شده بودند. در نهایت ، اکتشاف عمیق این مفاهیم با تقویت درک من از خرابی های عمیق سیستم مراقبت های بهداشتی که من در آن کار کردم و تعهد خود را به استقلال بیمار و رضایت آگاهانه سخت تر کردم ، پزشک بهتری را به من تبدیل کرد.

با این وجود ، من خودم را در مقابل جریان سنگین شنا کردم. سیستم مراقبت های بهداشتی ، که به طور فزاینده ای با واسطه های بوروکراتیک ، از مدیران بیمارستان گرفته تا شرکت های دارویی گرفته تا شرکت های بیمه ، بیش از حد غلبه کرده است ، هسته اصلی عمل پزشکی ، روابط پزشک-بیمار را برچیده است.

افزایش پیچیدگی سیستم باعث شده است که طبیعتاً شکننده شود. ترک های موجود در سیستم قبلاً ظاهر شده است ، با بحران مواد افیونی به عنوان جدیدترین نمونه برجسته. ما همچنان به جای اینکه به موضوعات اساسی سیستم بپردازیم ، بر روی ترک ها مقاله می کنیم.

با لگد زدن قوطی به پایین جاده ، استراتژی ترجیحی تصمیم گیرندگان بوروکراتیک به اندازه کافی خوب کار می کند ... تا زمانی که این کار را نکند.

دو هفته برای از بین بردن زندگی خود

این یک صبح روزانه معمولی بود.

در حالی که از طریق فید توییتر من و قهوه صبحگاهی خود را می گذرانم ، خودم را در یک فیلم عجیب و غریب که ناگهان در خیابان های چین در حال فروپاشی بودند ، که توسط گروهی از افراد پوشیده از لباس های Hazmat جمع شده بودند ، تغییر یافتم. گرچه بخش اعظم اطلاعاتی که در آن زمان از چین آمده بود ، اطلاعات نادرست یا حتی تبلیغات آشکار بود ، اما صحنه ها بدون شک در لحظه شگفت آور بودند.

این اعتقاد محکم من است که دو سال بعد در جدول زمانی وقایع توسط نسل های آینده به عنوان یک شکست جدی در سیاست های عمومی ، بی اعتنایی کامل به استقلال بیمار و رضایت آگاهانه و یک سری از نقض فجیع حقوق بشر مورد بررسی قرار می گیرد.

نکته اصلی این متن در مورد مجدداً از ماسک ها ، قفل ها ، راهپیمایی ها ، گزینه های درمانی و واکسن ها تمرکز نخواهد کرد. درعوض ، آن را به مباحث وسیع تر گفتار آزاد ، سانسور و وضعیت مؤسسات قابل اعتماد ما متمرکز خواهد کرد ، همانطور که از طریق تجربه من به عنوان یک پزشک دانشگاهی و پزشکی در طول بحران COVID-19 گفته شد.

یک طوفان کامل

چارلی مونگر یک بار مشهور گفت: "انگیزه ها را به من نشان دهید و من نتیجه را به شما نشان خواهم داد."

با شروع Covid-19 ، تمام پوسیدگی هایی که برای ده ها سال در زیر سطح در حال لکه دار شدن بود ، ناگهان در معرض نور قرار گرفتند تا همه ببینند. ساختارهای تشویقی آشکار ، که با تأثیر کانتیلون یک سیستم ارزی فیات به طور نامتناسب از گروه های ذینفع ویژه در نزدیکی Spigot Money استفاده می شود ، در معرض نمایش کامل قرار گرفتند.

در سطح نهادی ، شرکت های دارویی برای فشار آوردن محصولات خود به سمت بازار با سرعت و حجم به خاطر سود ، انگیزه شدند. یک رویکرد معقول برای هر مشاغل. از نظر تئوری ، آنها قرار است توسط اجساد حاکم مانند CDC و FDA در میان دیگران تنظیم شوند. در عمل ، این نهادهای حاکم بر رفتار بی پروا با شیطنت گزینه های درمانی اولیه و بازپس گیری داروهای ارزان ، ایمن و به راحتی در دسترس مانند هیدروکسی کلروکین و ایومومکتین ، آرامش بخش ایمنی استاندارد و آزمایش کارآیی برای واکسن های جدید ، و عدم استفاده از تولید کنندگان از طرف تولید کنندگان از طرف تولید کنندگان را قادر می سازد. حمایت از مسئولیت به طور سنتی برای محافظت از مصرف کنندگان در نظر گرفته شده است.

بیمارستان ها بیشتر توجه خود را به Covid-19 ، یک رویکرد معقول ، متمرکز کردند. با این حال ، آنها برای انجام این کار بخش های قابل توجهی از سایر خدمات را کاهش داده یا از بین بردند. عواقب ناخواسته ، که شامل مواردی از سرطانهای تشخیص داده نشده به دلیل قرارهای غربالگری لغو شده است ، ممکن است هرگز به طور کامل مورد توجه قرار نگیرد.

"هیچ راه حلی وجود ندارد ، فقط معاملات."

-تماس سوول

علاوه بر این ، بسیاری از بیمارستان ها ، عمدتاً از طریق بودجه دولت ، برای دستکاری در داده ها و بیش از حد بستری در بیمارستان های COVID-19 و مرگ و میر ، تحریک شدند. این به نوبه خود ، دستگاه ترس رسانه های خبری را تغذیه می کرد و تصمیمات را تحت تأثیر قرار داد که در پایین دست از تخصیص منابع به تصمیمات سیاست های عمومی تأثیر گذاشت.

مؤسسات دانشگاهی ، که تحقیقات آنها در بخش عمده ای توسط کمک های مالی دولت و گروه های ذینفع ویژه تأمین می شود ، برای انگشت پا به خط حزب و به عنوان دهانه ای برای دولت عمل می کردند.

دولت ها ، مثل همیشه ، برای گسترش تسلط خود بر شهروندان خود و خدمت به گروه های ذینفع ویژه ای که برای نزدیک شدن به اهرم های قدرت که توسط چاپگر پول به دولت اعطا می شود ، تشویق می شوند.

در سطح فردی ، کارکنان سیستم مراقبت های بهداشتی ، مانند پزشکان و دانشگاهیان ، انگیزه ای برای سقوط دارند.

در نظر بگیرید که یک فرد متوسط در این آهنگ های شغلی بیش از یک دهه از زندگی خود و صدها هزار دلار بدهی دانشجویی را در آموزش و آموزش خود می گذراند ، فقط برای اینکه خود را در پایین یک سلسله مراتب سختگیرانه پیدا کنند. با صحبت کردن و ایجاد تحریک ، آنهایی که در انتهای قطب توتم قرار دارند ، با بدهی زین شده اند ، خطر از دست دادن مشاغل تازه به دست آمده و بسیار تخصصی خود را با چند چشم انداز شغلی جایگزین در افق از دست می دهند. در همین حال ، کسانی که در صدر قرار دارند ، ده ها سال در صعود از نردبان شغلی صرف کرده اند و با صحبت کردن ، موقعیت های راحت ، حقوق پردرآمد و وضعیت بالایی را در بین همسالان خود قربانی می کنند. با این وجود سکوت از طریق ترس یا راحتی سکوت است.

هیچ یک از این موارد نشان نمی دهد که همه شرکت کنندگان در این سیستم در هر زمان مطابق مشوقها عمل می کنند. درعوض ، این نشان می دهد كه اقدامات ، رفتارها و نگرشها خاص در كل ، در مقیاس ، با گذشت زمان مورد حمایت قرار می گیرند - نتیجه نهایی سیستم فساد نهادینه شده و ترسو است.

لایه بعدی پیاز شامل رسیدگی به کسانی است که جرات انجام عمل علیه اقدامات ، رفتارها و نگرش های تحریک شده سیستم را دارند.

نمونه های برجسته بسیاری وجود دارد که می توانیم به آنها اشاره کنیم ، مانند متخصصان دانشگاهی و پزشکی که اعلامیه بزرگ بارینگتون ، دکتر رابرت مالون و دکتر پیتر مک کالو را امضا کردند تا چند مورد را نامگذاری کنند.

بسیاری از ما نیازی به این نداشتیم که به این نتیجه برسیم تا شاهد درمانی باشد که به مخالفان می پردازد.

جایی که لاستیک با جاده ملاقات می کند

من به یک نبرد سربالایی علیه بیش از حد تجویز سیاست های عمومی ، مبارزه برای شفافیت اطلاعات ، استقلال بیمار ، رضایت آگاهانه بر اساس سخت گیری علمی ، منطق و استدلال و آزادی فردی سوق پیدا کردم.

مقاومت در برابر موضع من شدید بود. سانسور علیه متخصصان مراقبت های بهداشتی به اشکال مختلفی ارائه می شود. کمبود ، اجبار ، ارعاب و حتی تهدیدهای مستقیم برای مشاغل و معیشت.

دولت بیمارستان هشدارهای کلامی و کتبی را از انواع مختلف ارائه داد. تعلیق پس از کشف اینكه اعضای خانواده بیماران بیمارستان به طور مخفیانه مجاز به مراجعه به بستگان در حال مرگ خود بودند ، به رغم اقدامات احتیاطی در مورد آزمایش همه طرفین درگیر و پیروی از قوانین دقیق نقاب ، واگذار شد. ظلم این سیاست خاص هنوز هم مرا رنج می دهد.

در همین حال ، در قلمرو دانشگاهی ، خودم را در چشم طوفان دیگری پیدا کردم. وزارت بهداشت عمومی با ظرفیت مشورتی به دولت عمل کرد و به شکل گیری بسیاری از تصمیمات مهم سیاست های عمومی از جمله دستورالعمل های ماسک ، قفل کردن ، محدودیت سفر و دستورالعمل های واکسن کمک کرد. آنچه بیشتر از این تجربه من را تحت تأثیر قرار داد ، بی تفاوتی کامل به سخت گیری علمی و گفتمان دانشگاهی بود. روسای وزارتخانه و ارتباطات دولت در قفل بودند و هیچ استدلال آن اوراق قرضه را نمی شکند.

از آنجا که فشار برای انطباق شروع به افزایش می کند ، پیمایش در موقعیت های فزاینده پیچیده مملو از خطرات اخلاقی چالش برانگیز شد.

ناگهان خودم را در یک چهارراه تعریف کننده پیدا کردم.

به پزشکان دستور داده می شد که بدون در نظر گرفتن سن ، جنس ، عوارض و یا مشخصات کلی ریسک ، از یک گزینه پزشکی خاص برای همه بیماران دفاع کنند - گزاره ای که می توانست پوچ ، ضدیت برای اساسی ترین اصول بالینی و دلایل سوءاستفاده در نظر گرفته شود. هر شرایط دیگری

به عنوان پزشک ، نقش من تصمیم گیری برای بیمارانم نیست. در عوض ، این است که با برقراری ارتباط با خطرات و مزایا ، به بیمارانم در اختیار بیماران خود قرار دهیم و به آنها ابزاری برای تصمیم گیری آگاهانه از طرف خودشان می دهند. البته آنها ممکن است گزینه ای را انتخاب کنند که من انتخاب نمی کنم. تا زمانی که آنها این کار را با درک صحیح از معاملات انجام دهند ، من دقت لازم را انجام داده ام. این وظیفه من نیست که خدا را بازی کنم.

هنگامی که پزشکان دیگر مجاز به برقراری ارتباط صادقانه با بیماران نبودند ، اوضاع غیرقابل تحمل شد.

از یک طرف ، رعایت سفارشات به مردم امکان می دهد شغل خود را دست نخورده نگه دارند. از طرف دیگر ، عنوان پزشک اکنون فقط به اسم اعمال می شود ، زیرا به نقض آشکار سوگند مقدس نیاز دارد.

تحقیر وظیفه من نسبت به بیمارانم گزینه ای نبود ، بنابراین من از همه آن دور شدم.

من از اقدامات خود پشیمان نیستم.

سقوط فرود

در یک نفر از بین رفتم ، من همه چیز را از دست دادم: حرفه من به عنوان یک پزشک پزشکی ، موقعیت من در دانشگاه ، درآمد من ، پتانسیل کسب درآمد آینده من ، احترام و تحسین همکارانم و روابط بی شماری با دوستان و عزیزانی که با سرخوردگی با من مخالف بودندمواضع

من به هرج و مرج کامل فرو رفتم.

من عمیق ترین اعماق جهنم شخصی را کشف کردم که یک انسان می تواند در این طرف از سطح زمین با آن روبرو شود. من آرزو نمی کنم این سرنوشت بر بدترین دشمن من باشد.

ماهیت ناگهانی تجربه ای که به ذهن متبادر می شود ، تمرین راهبان تبت را پاک می کند تا ماندالاهای ماسه ای پیچیده و تمیز را برای شروع دوباره از هیچ چیز پاک کنند ، اگرچه من به طور منطقی مطمئن هستم که راهبان با چند صدها هزار دلار بدهی این کار را نمی کنند.

دقیقاً مانند دوران نوجوانی ، خودم را در مسیر نیهیلیسم و خود تخریب پیدا کردم. با این حال ، این بار ، سهام بسیار بیشتر بود ، زیرا چندین برس با درب مرگ می تواند گواهی دهد.

در یک عمل ناامیدی ، من یک بار دیگر برای راهنمایی به فیلسوفان باستان روی آوردم.

مرگ سقراط

The Price Of Principles 7

داستان محاکمه و مرگ سقراط ، همانطور که افلاطون در چهار دیالوگ گفته است (Euthyphro ، عذرخواهی ، Crito و Phaedo) ، قصه ای است که در آزمون زمان است.

در سال 399 قبل از میلاد ، سقراط به اتهام بی اعتنایی علیه پانتئون آتن و فساد جوانان شهر-شهر محاکمه شد. دفاع محاکمه وی ناموفق بود و وی توسط سم Hemlock توسط هیئت منصفه همسالان خود به اعدام محکوم شد. اگرچه اعدام معمولاً پس از مجازات به سرعت انجام می شد ، سقراط به دلیل همپوشانی با یک جشنواره مقدس در آتن ، خود را به مدت یک ماه زندانی کرد و در طی آن هیچ اعدام انجام نمی شد. با تمام حساب ، او هر فرصتی برای فرار داشت و پیروانش به شدت از او خواستند که این کار را انجام دهند. با این حال ، سقراط در نهایت تصمیم به ماندن گرفت.

من به افلاطون اجازه خواهم داد تا باقیمانده داستان را بگوید ، زیرا احتمالاً نمی توانم این کار را انجام دهم.

سقراط گفت: "برو ، و همانطور که می گویم انجام دهید."

کریتو ، هنگامی که او این حرف را شنید ، با گره ای به بنده پسری که در همان نزدیکی ایستاده بود ، نشان داد و بنده وارد شد ، مدتی باقی ماند و سپس با مردی که قصد دارد سم را اجرا کند بیرون آمد. او یک فنجان را حمل می کرد که حاوی آن بود ، داخل نوشیدنی.

وقتی سقراط مرد را دید ، گفت: "شما ، مرد خوب من ، از آنجا که در این امور تجربه می کنید ، باید به من بگویید که چه کاری باید انجام شود."

مرد پاسخ داد: "شما باید آن را بنوشید ، این همه چیز است. سپس به اطراف بروید تا احساس سنگینی در پاهای خود کنید. سپس دراز بکشید. به این ترتیب ، سم کار خود را انجام می دهد."

او گفت: "من می فهمم ، اما مطمئناً مجاز و حتی مناسب است که به خدایان دعا کنیم تا انتقال من از این جهان به آن جهان خوش شانس باشد. بنابراین ، این همان چیزی است که من هم اکنون برای آن دعا می کنم. بگذارید اینگونه باشد. "

و در حالی که او این حرف را می زد ، جام را به لب های خود برد و کاملاً به آسانی و با خوشحالی ، تمام دوز را نوشید. تا این لحظه ، بیشتر ما توانسته ایم به خوبی نیازهای خود را برای اجازه دادن به اشکهای خود کنترل کنیم. اما اکنون ، وقتی او را دیدیم که در حال نوشیدن سم است ، و بعد دیدیم که او نوشیدنی را تمام می کند ، دیگر نتوانستیم عقب بمانیم ...

بنابراین ، او باعث شد همه افراد دیگر تجزیه شوند و گریه کنند - به جز خود سقراط. و او گفت: "همه شما چه می کنید؟ من از شما بسیار شگفت زده شده ام. من زنان را عمدتاً فرستاده بودم زیرا نمی خواستم آنها را از این طریق کنترل خود را از دست بدهند. می بینید ، من شنیده ام که یک مرد باید بیایدپایان او به روشی که خواستار صحبت کردن اندازه گیری شده است. بنابراین ، شما باید آرامش داشته باشید ، و باید تحمل کنید. "

سپس ، او پاها و پاهای خود را در دست گرفت و گفت که وقتی سم به قلب او می رسد ، پس او از بین می رود. او شروع به سرماخوردگی در اطراف شکم کرد.

سپس چهره خود را کشف کرد ، زیرا خودش را پوشانده بود ، و گفت: این آخرین چیزی بود که او گفت - "Crito ، من قربانی یک خروس را به Asclepius مدیون هستم ؛ آیا شما آن بدهی را پرداخت می کنید و از انجام این کار غفلت نمی کنید؟"

Crito گفت: "من این کار را می کنم ، و ، به من بگویید ، آیا چیز دیگری وجود دارد؟"

وقتی کریتو این سؤال را پرسید ، دیگر هیچ جوابی از سقراط برنگشت. در مدت کوتاهی ، او هم بزنید. سپس مرد چهره خود را کشف کرد. چشمانش در یک خیره مرده قرار گرفت. با دیدن این ، کریتو دهان و چشمان خود را بست.

-plato ، Phaedo (ترجمه توسط گرگوری نگی)

ایده ها ضد گلوله هستند

The Price Of Principles 6

آخرین سخنان سقراط ، به کارگردانی شاگردش ، کریتو ، درخواست قربانی کردن یک خروس به خدای Asclepius بود.

Asclepius ، فرزند آپولو ، خدای شفابخش و پزشکی است. هر دو در خط افتتاح سوگند بقراط ذکر شده اند.

چندین تفسیر در مورد معنای پشت این درخواست نهایی وجود دارد.

متداول ترین تفسیر نشان می دهد که این فداکاری به لطف خدای پزشکی برای رهایی از رنج زندگی است.

یک تفسیر جایگزین بیان می کند که قربانی شدن به Asclepius ، که دارای قدرت های خاص شفابخشی ، از جمله توانایی بازگرداندن مردگان ، در اطراف رستاخیز یک ایده به جای گوشت و خون است.

مکالمه بین سقراط و یکی از پیروان وی ، فدو ، که قبل از نوشیدن هملوک سمی درگذشت سقراط را به خوبی سوگواری می کرد ، بینش در مورد تفسیر جایگزین فداکاری را به ما می دهد.

یک بار دیگر ، از "Phaedo" افلاطون:

"فردا ، فیدو ، شاید شما این قفل های زیبا از خود را قطع کنید [به عنوان نشانه عزاداری]؟"

"بله ، سقراط ،" من پاسخ دادم ، "من حدس می زنم که خواهم بود." او به عقب شلیک کرد."نه ، اگر به من گوش می دهید."

"بنابراین ، من چه خواهم کرد؟"گفتم.

وی پاسخ داد: "نه فردا ، اما امروز من موهای خودم را قطع می کنم ، و شما نیز این قفل های خود را قطع خواهید کرد - اگر استدلال ما [آرم] برای ما به پایان رسید و ما نمی توانیم دوباره آن را به زندگی برگردانیم."

آنچه بیشتر برای سقراط اهمیت دارد ، مرگ بدن جسمی نیست ، بلکه ادامه معیشت استدلال یا آرم ها (که به معنای واقعی کلمه به "کلمه" ترجمه می شود). مفهوم گفتار آزاد و گفتمان ارزش مرگ در چشمان او را داشت.

تمایل به قربانی کردن همه چیز به خاطر اصول ، اثبات کاری است که اصول در وهله اول با دقت کشت می شدند و ارزش آن را دارند که در مواجهه با ناسازگاری به آنها پایبند باشند.

بیت کوین این را برطرف می کند

بنابراین این ما را به چه نتیجه ای میرساند؟

من از خسارات ناشی از تصمیمات بی پروا و تصمیم گیری در مورد سیاست های عمومی بی پروا وحشت زده ام. من می ترسم که پیامدهای جسمی ، روانی ، عاطفی و اجتماعی طولانی مدت برای تعیین درست به درستی غیرممکن باشد اما بدون شک به آینده تکرار می شود.

شاید بتوانیم در معرض جنون ناخوشایند طبقه انگل ، ادامه بیدار شدن از ناخودآگاه جمعی و عزم تقویت شده باقیمانده ، آرامش پیدا کنیم.

در مورد من ، خودم را می بینم که از صمیم قلب به ناشناخته بزرگ ، دقیقاً مانند سقراط می پرید.

من یک مرگ شغلی دردناک و در عین حال روشن کننده و مرگ نفس را تجربه کرده ام. بعد از تأمل زیاد ، من با تصمیم خود کنار آمده ام.

در پایان ، این بیت کوین بود که حس امید و خوش بینی من را تجدید کرد.

این یک شبکه ایمنی را برای من فراهم کرد و به من اجازه داد بدون اینکه اصول خود را به خطر بیاندازم از وضعیت بالقوه فاجعه آمیز دور شوم.

من امیدوارم که انتقال به دنیایی با استاندارد بیت کوین به درستی مشوق ها را مجدداً تنظیم کرده و تمرکز دارو را بر روابط پزشک و بیمار مجدداً متمرکز کند.

تا آن زمان ، من زندگی خود را به بیت کوین اختصاص می دهم. حرفه ای که حول بهزیستی دیگران می چرخد.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 21 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 11:03