مایکل لوئیس با استفاده از جدیدترین فناوری معاملات را زمان می برد.
در سال 2006 شرکتی به نام Bt Radianz به نام Ronan Ryan برای ارائه شغل به وی. رادیانز پس از حملات به مرکز تجارت جهانی ، از 11 سپتامبر متولد شد و قطعات بزرگی از سیستم ارتباطی وال استریت را از بین برد. این شرکت قول داده است که برای Big Wall Street Banks سیستمی را که نسبت به سیستم موجود کمتر آسیب پذیر است ، ایجاد کند. کار رونان این بود که دنیای مالی را در مورد ایده فرعی شبکه های اطلاعاتی خود به Radianz بفروشد. به ویژه ، وی به معنای فروش بانک ها در "همبستگی" رایانه های خود در مرکز داده Radianz در Nutley ، نیوجرسی بود.
اما چندی پس از شروع کار خود در رادیانز ، رونان از یک صندوق پرچین مستقر در کانزاس سیتی ، تحقیق دیگری داشت. این تماس گیرنده گفت که او در یک شرکت معاملاتی بازار سهام به نام Bountiful Trust کار کرده است ، و او شنیده بود که رونان در انتقال داده های مالی از یک مکان به مکان دیگر متخصص است. Bountiful Trust مشکلی داشت: در انجام معاملات بین کانزاس سیتی و نیویورک ، آنها خیلی طولانی طول کشید تا آنچه را که برای سفارشات آنها اتفاق افتاده است - یعنی چه سهام خریداری کرده و فروخته شده است. آنها همچنین متوجه شدند که ، به طور فزاینده ، هنگامی که سفارشات خود را قرار می دادند ، بازار روی آنها ناپدید می شد-اگر صفحه نمایش آنها ده هزار سهم از اینتل را که با بیست و دو دلار به یک سهم ارائه شده بود نشان می داد و دکمه سفارش را فشار می دادند ، پیشنهادات ناپدید می شوند. رونان به یاد می آورد: "او می گوید ،" زمان تأخیر من چهل و سه میلی ثانیه است. ""و من گفتم ،" چه جهنمی یک میلی ثانیه است؟ "
تأخیر به سادگی زمان بین لحظه ارسال سیگنال و هنگام دریافت آن بود. عوامل مختلفی وجود دارد که تأخیر یک سیستم معاملاتی بازار سهام را تعیین می کند: جعبه ها ، منطق و خطوط. جعبه ها ماشین آلات سیگنال هایی بودند که از نقطه A از نقطه A به نقطه B منتقل می شدند: سرورهای رایانه و آمپلی فایرهای سیگنال و سوئیچ ها. منطق نرم افزار بود ، دستورالعمل های کد که جعبه ها را اداره می کردند. رونان چیزهای زیادی در مورد نرم افزار نمی دانست ، به جز این ، بیشتر و بیشتر ، به نظر می رسید توسط بچه های روسی که به سختی انگلیسی صحبت می کردند ، نوشته شده است. خطوط کابل های فیبر نوری شیشه ای بودند که اطلاعات را از یک جعبه به جعبه دیگر حمل می کردند. بزرگترین عامل تعیین کننده سرعت طول فیبر یا فاصله ای بود که سیگنال لازم برای مسافرت برای رسیدن به نقطه A به نقطه B. Ronan نمی دانست که یک میلی ثانیه چیست ، اما او مشکل این پرچین کانزاس سیتی را درک کردصندوق: در کانزاس سیتی بود. نور در خلاء با فاصله 186،000 مایل در ثانیه حرکت می کند ، یا به روش دیگری 186 مایل یک میلی ثانیه. نور در داخل فیبر از دیوارها دور می شود و به همین ترتیب فقط در حدود دو سوم سرعت نظری آن سفر می کند. اما هنوز سریع است. بزرگترین دشمن سرعت یک سیگنال فاصله سیگنال مورد نیاز برای سفر است. رونان گفت: "فیزیک فیزیک است. این همان چیزی است که معامله گران نفهمیدند."

چهار سال از یک حکم اعدام (جنگل) ، از سریال Black is the Day ، Black Is the Night ، توسط امی الکینز ، 2011. © امی الکینز ، مودبانه از این هنرمند.
تمام دلایلی که اعتماد Bountiful در کانزاس سیتی فروشگاهی را راه اندازی کرده بود این بود که بنیانگذاران آن معتقد بودند که دیگر اهمیتی ندارد که از نظر جسمی در آن قرار داشته باشند. آن وال استریت دیگر جایی نبود. آنها اشتباه می کردند. وال استریت بار دیگر مکانی بود. اکنون واقعاً در وال استریت نبود. این در نیوجرسی بود ، جایی که بیشتر بورس اوراق بهادار نیویورک نقل مکان کرده بود. رونان رایانه ها را از کانزاس سیتی به مرکز داده Radianz در Nutley منتقل کرد و مدت زمان لازم را برای یافتن آنچه از 43 میلی ثانیه به 3. 8 میلی ثانیه خریداری کرده اند ، کاهش داد.
از آن لحظه تقاضا در وال استریت برای خدمات رونان تشدید شد. نه فقط از بانک ها و شرکت های تجاری مشهور با فرکانس بالا بلکه از فروشگاه های Prop (شرکت های تجاری اختصاصی) که هیچ کس از آن چیزی نشنیده بود ، فقط با چند پسر در آنها. همه می خواستند بتوانند سریعتر از سایرین تجارت کنند. برای سریعتر بودن ، آنها نیاز به یافتن مسیرهای کوتاه تر برای سفر سیگنال های خود داشتند. برای سریعتر بودن ، آنها به جدیدترین سخت افزار نیاز داشتند که به ملزومات آن منتقل شدند. برای سریعتر بودن ، آنها برای کاهش فاصله فیزیکی بین رایانه های خود و رایانه های موجود در بورس های مختلف نیز نیاز داشتند. رونان می دانست که چگونه همه این مشکلات را حل کند. اما همانطور که همه مشتریان جدید وی رایانه های خود را در مرکز داده Radianz در Nutley قرار دادند ، این یک تجارت دشوار بود. رونان می گوید ، "روزی یک معامله گر تماس می گیرد و می پرسد ،" من کجا در اتاق هستم؟ "فکر می کنم در اتاق؟منظورتان "در اتاق" چیست؟معلوم شد که این مرد در اتاق بود. "او حاضر بود برای جابجایی رایانه خود که سفارشات را به بازار سهام می فرستد تا حد امکان به لوله ای که از ساختمان در Nutley خارج شده است ، بپردازد - بنابراین او می تواند یک پرش جزئی از سایر رایانه های اتاق داشته باشد. یک معامله گر دیگر سپس با رونان تماس گرفت تا بگوید که متوجه شده است که کابل فیبر نوری او چند متری طولانی تر از آنچه لازم بود بود. به جای اینکه آن را در اطراف اتاق با کابل هر کس دیگری باد کند - که به کاهش گرما در اتاق کمک کرده است - معامله گر می خواست کابل خود را به خط مستقیم درست در وسط اتاق بکشد.
ویرانه های زمان عمارتهای ابدیت را ایجاد می کنند.
- جیمز جویس ، 1922
فقط زمان لازم بود قبل از این که بورس اوراق بهادار فهمید ، اگر مردم مایل بودند صدها هزار دلار خرج کنند تا ماشین های خود را در داخل برخی از مرکز داده های از راه دور حرکت دهند ، بنابراین ممکن است کمی نزدیک به بورس اوراق بهادار باشند ،آنها میلیون ها دلار پرداخت می کنند تا خود در بورس اوراق بهادار باشند. رونان آنها را در آنجا دنبال کرد. او با ایده ای روبرو شد: به عنوان یک سرویس نزدیکی به وال استریت را بفروشید. آن را "خدمات نزدیکی" بنامید. وی گفت: "ما سعی کردیم به نزدیکی علائم تجاری بپردازیم ، اما شما نمی توانید زیرا این یک کلمه است."آنچه او می خواست نزدیکی بنامد ، به زودی به عنوان "مکان همکار" شناخته شد و رونان به اقتدار جهان در این زمینه تبدیل شد. هنگامی که آنها از راه های کاهش طول کابل خود فرار کردند ، آنها شروع به تمرکز روی دستگاه ها در هر دو انتهای کابل کردند. به عنوان مثال سوئیچ داده ها. تفاوت بین سوئیچ های داده سریع و آنهایی که آهسته در میکرو ثانیه (میلیونمین دوم) اندازه گیری شد ، اما میکرو ثانیه اکنون بسیار مهم بودند."یک پسر به من می گوید ،‘ مهم نیست که من یک ثانیه کندتر یا یک میکرو ثانیه باشم. در هر صورت من در جایگاه دوم قرار می گیرم. "" زمان سوئیچینگ از 150 میکرو ثانیه به 1. 2 میکرو ثانیه در هر تجارت کاهش یافت. رونان می گوید: "و پس از آن ،" آنها شروع به سؤال كردند ، "از چه نوع شیشه ای استفاده می كنید؟" همه الیاف نوری به طور مساوی ایجاد نشده اند. برخی از انواع شیشه ها سیگنال های سبک را با کارآمدتر از سایرین منتقل می کنند. و رونان فکر می کرد ، هرگز در تاریخ بشر مردم به اینقدر دردسر نرفته اند و هزینه های زیادی را برای به دست آوردن سرعت کم خرج کرده اند. وی گفت: "مردم طول کابل های خود را تا پای داخل مبادلات اندازه می گرفتند. مردم در حال خرید این سرورها بودند و شش ماه بعد آنها را خفه می کردند. برای میکرو ثانیه. "
او نمی دانست که چه مقدار پول معامله گران با فرکانس بالا می ساختند ، اما او می توانست حدس بزند که چقدر هزینه می کردند. از اواخر سال 2005 تا پایان سال 2008 ، Radianz به تنهایی تقریباً 80 میلیون دلار به آنها پرداخت کرد-فقط برای تنظیم رایانه های خود در نزدیکی موتورهای تطبیق یافته سهام. و رادیانز به سختی تنها کسی بود که آنها را صدور می کرد. رونان با دیدن اینکه مسیرهای فیبر بین صرافی های نیوجرسی اغلب کمتر از ایده آل بود ، شرکتی به نام هادسون فیبر را برای یافتن موارد محکم تر تولید کرد. هادسون فیبر اکنون در مکانهایی که باعث مکث تونی سوپرانو می شود ، در حال حفر سنگر در دفتر زمین بود. رونان همچنین می تواند حدس بزند که معامله گران با فرکانس بالا با مشکلی که برای پنهان کردن نحوه ایجاد آن ایجاد کرده اند ، چقدر پول ایجاد می کردند. یک شرکت HFT که وی در داخل یکی از بورس اوراق بهادار مستقر کرد ، اصرار داشت که وی سرورهای رایانه ای جدید خود را در سیم سیم می بندد - برای جلوگیری از دیدن هر کسی از چراغ های چشمک زن یا پیشرفت های سخت افزاری خود. یکی دیگر از شرکت های HFT ، قفس رایانه نزدیکترین موتور تطبیق Exchange را تضمین کرد - کد رایانه ای که در واقع ، اکنون بازار سهام بود. قبلاً متعلق به Toys "R" US (رایانه ها احتمالاً وب سایت فروشگاه اسباب بازی ها را اجرا می کردند) ، قفس با آرم های فروشگاه مزین شده بود. این شرکت HFT اصرار داشت که اسباب بازی های "R" Us Us را در جای خود قرار دهد تا هیچ کس بداند که آنها موقعیت خود را در رابطه با موتور تطبیق با چند پا بهبود بخشیده اند. رونان گفت: "همه آنها پارانوئید بودند.""اما آنها درست بودند. اگر می دانید چگونه شخصی را انتخاب کنید و شما وانت بودید ، همین کار را می کردید. شما می بینید که کسی سوئیچ جدیدی پیدا کرده است که سه میکرو ثانیه سریعتر بود و در دو هفته همه در مرکز داده ها یک سوئیچ یکسان دارند. "

ابی در جنگل بلوط ، توسط کاسپار دیوید فردریش ، 1810. شلوس شارلوتنبرگ ، برلین.
در اواخر سال 2007 ، رونان صدها هزار دلار در سال سیستم ساخت و ساز برای انجام سریعتر معاملات بازار سهام بود. او بارها و بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، با اینكه معامله گران كمك به درک فن آوری مورد استفاده خود كمك كردند."آنها می گویند ،‘ آها! من آن را دیدم - خیلی سریع است! "و می گویم ،" نگاه کنید ، من خوشحالم که محصول ما را دوست دارید. اما هیچ راهی لعنتی وجود ندارد که شما چیزی ندیدید. او همچنین کاملاً آگاه بود که او فقط ضعیف ترین ایده دلیل این شهوت باورنکردنی جدید برای سرعت را دارد. او صحبت های شل زیادی در مورد "داوری" شنید ، اما دقیقاً چه چیزی داوری می شد و چرا باید اینقدر سریع انجام شود؟وی گفت: "من مثل راننده فرار احساس کردم.""هر بار ، مثل این بود ،‘ سریعتر رانندگی کنید! سریعتر رانندگی کنید! "پس از آن بود ،" از کیسه های هوا خلاص شوید! "پس از آن بود ،" از شر صندلی های لعنتی خلاص شوید! "تا آخر من مثل من هستم ، ببخشید ، آقا ، اما شما در چه کاری انجام می دهیدبانک؟ "" او از استعداد فن آوری بازیکنان مختلف برخوردار بود. دو شرکت بزرگ تجاری با فرکانس بالا ، Citadel و Getco ، به راحتی باهوش ترین بودند. برخی از مغازه های تبلیغاتی نیز باهوش بودند. بانک های بزرگ ، حداقل در حال حاضر ، همه آهسته بودند.
فراتر از آن ، او حتی واقعاً چیزهای زیادی در مورد مشتریان خود نمی دانست. بانک های بزرگ - Goldman Sachs ، Credit Suisse - همه از آنها شنیده بودند. دیگران - Citadel ، Getco - در مقیاس کوچک مشهور بودند. او دریافت که برخی از این بنگاه ها صندوق های پرچین هستند ، به این معنی که آنها از سرمایه گذاران خارجی پول می گرفتند. اما بیشتر آنها مغازه های تبلیغاتی بودند و فقط پول بنیانگذاران خود را معامله می کردند. تعداد زیادی از بنگاه هایی که وی با آنها سر و کار داشتند - تجارت رودخانه هادسون ، عقاب هفت ، سرمایه گذاری Simplex ، فناوری های مالی تکامل ، Cooperfund ، DRW - هیچ کس تاکنون نشنیده بود ، و شرکت ها بدیهی است که قصد داشتند آن را حفظ کنند. مغازه های غرفه به ویژه عجیب بودند ، زیرا هم گذرا و هم مرفه بودند. آنها فقط پنج پسر در یک اتاق خواهند بود. همه آنها حرفهایها. رهبر هر بسته پنج نفره فقط یک نسخه متکبر از آن گیک است. یک نسخه متکبر لعنتی از آن. "یک روز یک فروشگاه مغازه در حال تجارت بود. بعد ، بسته شده بود و همه افراد موجود در آن برای کار برای برخی از بانک های بزرگ وال استریت حرکت کرده بودند. یک گروه از بچه ها رونان بارها و بارها دیدند: چهار روسی ، یک چینی. مرد متکبر روسی که به وضوح رهبر آنها بود ، ولادیمیر نامگذاری شد. ولادیمیر و پسرانش از Prop Shop به Big Bank و بازگشت به Prop Shop پینگ شدند و کد رایانه ای را نوشتند که تصمیمات واقعی معاملات بازار سهام را گرفته است. رونان تماشا کرد که آنها با یکی از پیرترین بچه ها در یک بانک بزرگ وال استریت که امیدوار بود از آنها استفاده کند ، ملاقات کند - و شلیک بزرگ وال استریت به سمت آنها مکیده است."او وارد جلسه می شود و می گوید ،" من همیشه مهمترین مرد اتاق هستم ، اما در این مورد ولادیمیر است. "شرکت های بزرگ وال استریت. وی گفت: "من در حال گوش دادن به آنها در مورد برخی از محاسباتی که از آنها خواسته شده است صحبت می کردم ، و ولادیمیر می رود ،‘ هو ، هو. هواین همان چیزی است که آمریکایی ها آن را ریاضی می نامند. "او این را مانند پروانه گفت. این همان چیزی است که آمریکایی ها آن را پروانه می نامند. من فکر کردم ، من ایرلندی را لعنتی می کنم ، اما شما بچه ها را لعنت می کنم. این کشور به شما شلیک کرد. "
در اوایل سال 2008 ، رونان وقت زیادی را در خارج از کشور می گذراند و به تجار با فرکانس بالا کمک می کرد تا از آمریکایی شدن بازار سهام خارجی بهره برداری کنند. الگویی پدیدار شد: کشوری که در آن بورس اوراق بهادار همیشه در یک مبادله واحد-کانادایی ، استرالیا ، انگلیس-معامله می کرد ، به نام رقابت در بازار آزاد ، اجازه ایجاد مبادله جدید را می دهد. مبادله جدید همیشه در فاصله تعجب آور از مبادله اصلی واقع شده بود. در تورنتو در داخل یک ساختمان قدیمی فروشگاه در سراسر شهر از بورس اوراق بهادار تورنتو قرار داشت. در استرالیا به طرز مرموزی نه در منطقه مالی سیدنی بلکه در سراسر بندر سیدنی ، در وسط یک منطقه مسکونی واقع شده بود. بورس قدیمی لندن در مرکز لندن بود. خفاش ها یک رقیب انگلیسی در Docklands ایجاد کردند ، NYSE دیگری را در خارج از لندن ، در باسیلدون ایجاد کرد و Chi-X یک سوم را در Slough ایجاد کرد. هر مبادله جدید نیاز به مسیرهای پر سرعت بین مبادلات را ایجاد می کند. رونان گفت: "این تقریباً مثل این بود که آنها مکان هایی را برای تنظیم مبادلات انتخاب کردند تا بازار قطعه قطعه شود."
او هنوز در وال استریت شغلی نداشت ، اما رونان هر دلیلی داشت که از خودش و حرفه خود راضی باشد. در سال 2007 ، سال اول رونق سرعت ، او 486،000 دلار درآمد ، تقریباً دو برابر بیشتر از آنچه که ساخته بود. با این حال او از خود یا حرفه خود احساس رضایت نکرد. او به وضوح در کاری که انجام داد خوب بود ، اما هیچ ایده ای نداشت که چرا این کار را انجام می داد.
کپی رایت © 2014 توسط مایکل لوئیس. استفاده از مجوز W. W. Norton & Company ، Inc. کلیه حقوق محفوظ است. این انتخاب ممکن است تکثیر نشود ، در یک سیستم بازیابی ذخیره شود ، یا به هر شکلی بدون اجازه کتبی قبلی ناشر منتقل شود.

مایکل لوئیس
از پسران فلش. در پاسخ به این سؤال كه آیا وی از واکنش رسانه ها به كتاب شگفت زده شده است-كه بخشی از آن استدلال می كند كه تجارت با فرکانس بالا بازار را تكان می دهد یا خیر-پاسخ داد: "كاملاً. من هرگز کتابی را به سرعت این واکنش بزرگ نداشته ام ... تعداد پاسخ های بی فکر برای من شگفت انگیز است. "وی با بیان اینکه شرکت ها از "مزیت سرعت خود برای خرید سهام استفاده می کنند و سپس آنها را با قیمت بالاتر می فروشند ، از ادعاهای خود حمایت کرد. نتیجه برای سرمایه گذاران در آن سهام قیمت بیشتری است. این تقلب شده است. "لوئیس نویسنده پوکر Moneyball و Liar است.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 36
تاريخ : دوشنبه
22 خرداد
1402 ساعت: 13:13