توسعه بازار سهام و رشد اقتصادی: شواهد تجربی از چین

ساخت وبلاگ

تعامل بین بازار سهام و اقتصاد واقعی در کانال های مختلفی که بازارهای مالی از طریق آنها رشد اقتصادی را هدایت می کنند، بسیار مهم است. در مطالعه حاضر، ما اثرات این رابطه را بر اقتصاد چین، که سریع ترین رشد و بزرگترین اقتصاد نوظهور در جهان است، بررسی می کنیم. این روش شامل آزمایش ریشه واحد در حضور شکست های ساختاری و مدل تاخیر توزیع شده خودرگرسیون (ARDL) است. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که بحران مالی جهانی از سال 2007 تا 2012 تأثیر قابل توجهی بر بخش واقعی و بخش مالی چین داشته است. یافته های ما همچنین نشان می دهد که بازار سهام شانگهای A ارتباط منفی طولانی مدتی با بخش واقعی اقتصاد داشته است. با این حال، بزرگی تاثیر بسیار ناچیز بوده است. این یافته ها نشان می دهد که این رابطه منفی دلیلی بر وجود به اصطلاح رونق غیرمنطقی در بازار سهام و حباب اقتصادی در بخش مالی چین است. یافته ها شواهدی دال بر رابطه بین بازار سهام و اقتصاد واقعی در کوتاه مدت نشان ندادند. آزمون علیت تودا یاماموتو نشان داد که رشد اقتصادی باعث توسعه بازار سهام شنژن B شده است. علاوه بر این، شاخص هم وزن نشان داد که نقدینگی بازار سهام و شاخص های بخشی بازار سهام معیارهای جایگزین فعالیت های بازار سهام هستند. نتایج نسبت به معیارهای جایگزین فعالیت های بازار سهام قوی بود. نتایج همچنین نشان می دهد که انحصارات دولتی نقش مهمی در عملکرد اقتصادی چین دارند زیرا در کوتاه مدت اقتصاد را تحریک می کنند.

معرفی

با شروع کار پیشگام شوپتر (1911) و آثار مک کینون (1973) و شاو (1973) ، بدنه بزرگی از ادبیات تلاش کرده است تا روابط علّی بین توسعه بخش مالی و رشد اقتصادی را شناسایی کند. به خوبی تشخیص داده شده است که بازار مالی برای رشد اقتصادی بسیار مهم است زیرا باعث می شود بسیج پس انداز غیر بیکران در اقتصاد و آنها را به سرمایه مفید و تولیدی تبدیل کند. با این حال ، هنگامی که یک اقتصاد رشد می کند ، مازاد تولید می کند ، که رشد بخش مالی را می سوزاند. از این رو ، جهت علیت بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی مبهم و برای بررسی تجربی باز است. علاوه بر این ، جهت این رابطه علی پیامدهای قابل توجهی برای سیاست دارد. به عنوان مثال ، Olwenyand و Kimani (2011) این رابطه را در کنیا بررسی کردند و دریافتند که علیت از بازارهای مالی تا عملکرد اقتصادی یک جهته است. در نتیجه ، مطالعه آنها توصیه می کند که دولت ها باید موانع رشد بازار مالی (موانع نظارتی و غیره) را از بین ببرند و از منافع سهامداران محافظت کنند.

از آنجا که بخش مالی بسیار گسترده است و رشد آن با شاخص واحد قابل اندازه گیری نیست ، بسیاری از اقتصاددانان بر ماهیت رابطه بین یک بخش از بازار مالی و رشد اقتصاد واقعی متمرکز شده اند. زیر بخشی که بیشترین علاقه را از طرف محققان جلب کرده است ، بورس سهام است. رشته بزرگی در ادبیات به بررسی رابطه بین بورس سهام و بخش واقعی اقتصاد می پردازد. به عنوان مثال ، مطالعات تجربی توسط Atjeand و Jovanovich (1993) ، Korajczyk (1996) و Levine and Zervos (1998) رابطه مثبت خوبی بین بازار سهام و رشد اقتصادی پیدا کردند.

همانطور که در لوین (1991) استدلال شد ، نقدینگی ایجاد شده توسط بورس سهام باعث می شود سرمایه گذاری کمتر خطرناک باشد زیرا به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا بدون قفل در پس انداز خود برای یک افق سرمایه گذاری طولانی ، سهام خود را خریداری یا بفروشند ، در حالی که در عین حال سرمایه بلند مدت را برای شرکت ها فراهم می کنداز طریق حقوق صاحبان سهام بزرگ شده است. با این حال ، می توان ادعا کرد که نقدینگی ایجاد شده توسط بازار سهام نیز ممکن است تأثیر منفی بر رشد طولانی مدت اقتصادی در اقتصاد واقعی داشته باشد. Demirgüç-Kunt و Levine (1996) سه کانال ممکن را شناسایی کردند که از طریق آن ممکن است این اثر پخش شود. اول ، نرخ بازده بالاتری در بورس سرمایه گذاری باعث تشویق سرمایه گذاری می شود زیرا سرمایه گذاران بیشتری با بازار سهام درگیر خواهند شد ، اما از طرف دیگر می توان ادعا کرد که نرخ بازده بالاتر ممکن است نرخ پس انداز را کاهش دهد ، زیرا سرمایه گذاران نسبت بالاتری را مصرف می کننددرآمد آنها (درآمد درآمد) و مصرف آینده با مصرف امروز (اثر جایگزینی) را آماده می کند ، در نتیجه میزان کل پول سرمایه گذاری شده در اقتصاد را کاهش می دهد و در نتیجه سطح تجمع سرمایه را کاهش می دهد. دوم ، یک بورس سهام بسیار مایع ، سطح عدم اطمینان مرتبط با سرمایه گذاری در بورس سهام را کاهش می دهد ، که باعث می شود سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران جذاب تر شود ، اما در عین حال پس انداز احتیاطی را نیز دلسرد می کند ، از این طریق تأثیر مبهم بر نرخ پس انداز کلی و تأثیر می گذاردسرمایه گذاری کلی در اقتصاد. کانال سوم ایجاد نزدیک بینی سرمایه گذار (تمرکز فقط بر سود و ضرر و زیان کوتاه مدت و هزینه بازده طولانی مدت) به دلیل بازار سهام بسیار مایع است. یک بورس سهام بسیار نقدی به سرمایه گذار اجازه می دهد تا به سرعت و بدون هزینه زیاد ، سبد سهام شرکت های بیمار مدیریت شده خود را بفروشد ، در نتیجه انگیزه هایی را برای پاسخگویی بیشتر از ماگرین در حال اداره شرکت کاهش می دهد ، که به نوبه خود ممکن است منجر به ضعیف شدن حاکمیت شرکت ها در اقتصاد شود ودر طولانی مدت به رشد اقتصادی آسیب برساند.

دلیل مهمی که ادبیات موجود در مورد ماهیت این رابطه مبهم است ، تغییر در اقدامات مورد استفاده برای پروکسی اندازه بازار سهام و اندازه اقتصاد واقعی است. بیشتر مطالعات قبلی از شاخص بازار سهام به عنوان یک پروکسی در اندازه گیری رشد و توسعه بورس سهام در یک کشور استفاده می کردند. در مطالعه حاضر ، ما استدلال می کنیم که شاخص بازار سهام با توجه به ارتباط آن با رشد اقتصادی ، اندازه خوبی از اندازه بورس نیست. از آنجا که شاخص های بازار سهام معمولاً با سرمایه گذاری در بازار وزن می شوند ، این شاخص عمدتاً توسط قیمت سهام بنگاه های بزرگ چند ملیتی هدایت می شود ، که این مورد در بازارهای سهام چین مورد بررسی در مطالعه حاضر است. قیمت سهام چند ملیتی بزرگ می تواند تحت تأثیر دلایل مختلفی باشد که ممکن است منعکس کننده بازارهای مالی کشور مورد نظر نباشد.

به طور خاص ، در زمینه اقتصاد چین ، استدلال شده است که شرکت های کوچک و متوسط (SME) منبع رشد اقتصادی چشمگیر آن هستند. در دهه گذشته ، SME ها نقش مهمی در کاهش فشار به اشتغال و بهینه سازی ساختار اقتصادی در چین ایفا کرده اند. لی (2002) دریافت که SME ها حدود 80 درصد از اشتغال تولید چین را به خود اختصاص داده و بیش از 60 درصد در تولید ناخالص داخلی چین نقش دارند. از این رو ، استفاده از شاخص بازار به عنوان پروکسی از اندازه بازار سهام چین ممکن است یک شخص نامناسب و گمراه کننده باشد.

یکی دیگر از دلایلی که شاخص بورس سهام بهترین پروکسی برای ضبط اندازه بورس نیست ، نحوه انتخاب سهام تشکیل دهنده برای این فهرست است. در بیشتر موارد ، کمیته ها تصمیم می گیرند که سهام در این فهرست گنجانده شده است که با گذشت زمان برای منعکس کننده شرایط بازار تغییر می کند. در این رویکرد ، کمیته ممکن است سهام را انتخاب نکند که نماینده ترین بازار سهام به طور کلی باشد. علاوه بر این ، به دلیل تغییر ساختار و ترکیب چنین کمیته هایی ، این امکان وجود دارد که در روند انتخاب سهام برای گنجاندن در شاخص ، تصمیمات به موقع یا عقب مانده اتخاذ شود. از این رو ، یکی از سهم های مطالعه حاضر این است که از سرمایه گذاری در بورس به عنوان یک معیار عینی از اندازه بازار سهام استفاده می کند. ما از یک شاخص به همان اندازه وزنی برای پروکسی عملکرد بازار سهام چین به عنوان چک برای استحکام رابطه بین بخش مالی چین و بخش واقعی آن استفاده می کنیم. اصطلاح به همان اندازه وزنی به نوعی از طرح وزنه برداری اشاره دارد که در آن هر سهام موجود در شاخص بدون توجه به اندازه شرکت دارای وزن یکسان است. ما به دو دلیل از شاخص به همان اندازه به عنوان پروکسی خود استفاده می کنیم: اول ، بر خلاف شاخص وزنی سرمایه گذاری در بازار ، شاخص به همان اندازه وزن سهام بیش از حد اضافه وزن و سهام کم وزن کم وزن را ندارد. بنابراین ، خطاهای قیمت گذاری تصادفی هستند. دوم ، شاخص به همان اندازه وزن وزن بیشتری را در بنگاه های کوچک قرار می دهد ، که به ویژه در مورد اقتصاد چین مناسب است.

اگرچه در ادبیات تجربی هیچ اجماعی در مورد وجود و ماهیت رابطه بین بورس و اقتصاد واقعی وجود ندارد ، ادبیات موجود نشان می دهد که ماهیت رابطه با یک کشور به کشور دیگر متفاوت است و احتمالاً بین کشورهایی که در آن هستند متفاوت استسطوح مختلف رشد اقتصادی. علاوه بر این ، همچنین ممکن است که عوامل فرهنگی یا نهادی غیرقابل کنترل وجود و ماهیت رابطه بین بازار سهام و اقتصاد واقعی را تعیین کنند. بنابراین ، بهترین راه برای مطالعه رابطه بین بورس و اقتصاد می تواند تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس کشور به کشور باشد. دومین مسئله مهم ، انتخاب یک روش قوی است. ادبیات موجود نشان می دهد که تعیین اینکه آیا رابطه علّی بین بورس سهام و اقتصاد واقعی وجود دارد ، به روش استفاده شده برای تجزیه و تحلیل داده ها بستگی دارد.

در مطالعه حاضر ، ما یک اقتصاد نوظهور را مورد بررسی قرار می دهیم که یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان است: چین. ما به دو دلیل بر اقتصاد چین تمرکز می کنیم: اول ، چین از دهه 1980 رشد چشمگیر اقتصادی را تجربه کرده است. بحث و گفتگوهای مداوم زیادی در مورد اینکه آیا عوامل انباشت یا بهبود بهره وری ، نیروهای اصلی رشد اقتصادی در چین هستند. با این حال ، سهم بخش مالی در توسعه اقتصادی چین تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. دوم ، طبق گفته اوون و گریفیتس (2006) ، بازار سهام تقریباً شش ماه از نقاط تورم در اقتصاد واقعی حرکت می کند. از این رو ، در این مطالعه ، هدف ما این است که تعیین کنیم که آیا بازار سهام چین می تواند عملکرد اقتصادی خود را شش ماه پیش از نقاط تورم در اقتصاد واقعی خود پیش بینی کند.

فقط یک زیر مجموعه کوچک از ادبیات این سؤال مهم را در مورد اقتصاد چین در نظر می گیرد. حسن و همکاران.(2009) از یک چارچوب داده پانل پویا از استانهای چین برای بررسی نقش مؤلفه های نهادی در یک اقتصاد انتقالی استفاده کرد. بر اساس تخمین Blundell و Bond (1998) ، بازارهای مالی یکی از عناصر هستند که با رشد اقتصادی قوی همراه است. لیانگ و تنگ (2006) از نسبت اعتبار بانکی به عنوان شاخص توسعه مالی بر اساس این فرض که اندازه واسطه های مالی با کیفیت خدمات مالی ارتباط مثبت دارد ، استفاده کردند. با استفاده از لگاریتم طبیعی تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی ، نسبت اعتبار بانکی ، نرخ بهره واقعی ، لگاریتم طبیعی سرمایه ثابت سرانه و نسبت تجارت و آزمون ادغام یوهانسن و آزمون علیت Granger ، آنها شواهدی از علیت یک جهته که از اقتصادی خارج می شود پیدا کردندرشد به توسعه مالی. ژانگ و همکاران.(2012) از داده های جمع آوری شده در 286 شهر در طی دوره 2001-2006 در رگرسیون مقطعی معمولی و تخمین های GMM اول و سیستم اول و سیستم استفاده کرد. نتایج آنها حاکی از آن است که شاخص های توسعه مالی سنتی تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارند.

در این مطالعه ، ما از معیار جدیدی از توسعه بازار سهام برای بررسی رابطه آن با اقتصاد واقعی در چین استفاده می کنیم. روش مورد استفاده در این مطالعه با مدل سازی برای شکستگی های ساختاری و ناهمگونی در داده ها در آزمایش برای حضور ریشه واحد در سری به ادبیات کمک می کند. ما از یک مدل تاخیر توزیع شده (ARDL) توزیع شده و آزمون علیت Toda Yamamoto استفاده می کنیم تا ماهیت رابطه بین توسعه بازار سهام و اقتصاد واقعی در چین را تعیین کنیم.

بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. در بخش زیر یک مرور مختصر از ادبیات مربوطه ارائه شده است و در مورد مطالعات اصلی نظری و تجربی که از نظر رشد اقتصادی به بررسی بازار سهام پرداخته اند ، بحث می کند. بخش 3 مروری بر بازار سهام چین و به دنبال آن بخش 4 ارائه می دهد که در آن ما یک مدل نظری ارائه می دهیم که اقتصاد واقعی را با بازار سهام در متن چین پیوند می دهد. بخش 5 در مورد نتایج تجربی بحث می کند. بخش 6 به طور خلاصه بررسی های استحکام را برای تأیید متقابل نتایج با استفاده از اقدامات اختلاف فعالیت بازار سهام و روشهای مختلف خلاصه می کند. برخی از پیامدهای سیاست تحلیل ما در بخش 7 مورد بحث قرار گرفته است ، و نتیجه گیری در بخش 8 ارائه شده است.

قطعه قطعه

Nexus مالی و رشد در تئوری

در ادبیات موجود ، پنج مدل مختلف برای پیوند عملکرد مالی با رشد اقتصادی پیشنهاد شده است. اولین مدل کینز است که فرض می کند افراد سه انگیزه برای نگه داشتن پول دارند: انگیزه معاملات ، انگیزه احتیاط و انگیزه سوداگرانه. در مدل کینز ، افراد فکر می کنند که برخی از نرخ بهره در یک زمان خاص عادی است. هنگامی که نرخ بهره پایین تر از سطح عادی کاهش می یابد ، مردم انتظار دارند که در آینده افزایش یابد. بنابراین ، علاقه

نمای کلی بازار سهام چین

چین طی چند دهه گذشته یک افزایش اقتصادی حیرت انگیز را تجربه کرده است. بازار سهام آن به دلیل گسترش سریع و نوسانات زیاد مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. اصلاحات اقتصادی چین در اواخر دهه 1970 آغاز شد ، که بازار سرمایه خود را به دنیا آورد (بورس سهام شانگهای ، 2010). با داشتن یک سیستم حقوقی به تدریج بهبود یافته و قوانین تجارت ، بازار سرمایه چین به استاندارد بین المللی رسیده است. از نظر بازار سهام خود ، چین اکنون سومین بازار بزرگ را دارد

چارچوب مفهومی و مدل نظری

چارچوب مفهومی این مطالعه مدل IS-LM است که توسط Hicks (1973) ارائه شده است. Krugman و Obstfeld (2003) اظهار داشتند كه مدل IS-LM با پیوند دادن چندین بازار توضیحات متعددی را برای نكس رشد بازار اقتصادی و اقتصادی ارائه می دهد. به عنوان مثال ، در گسترش مدل IS-LM که توسط بلانچارد (1981) پیشنهاد شده است ، فرض بر این بود که تقاضا برای سرمایه گذاری به میانگین Q توبین بستگی دارد نه نرخ بهره واقعی ، که این امر حاکی از بازخورد در مورد قیمت های امنیتی ، عملکرد اقتصادی ،

داده ها

برای بررسی توسعه بورس سهام ، ما داده های ماهانه در مورد سرمایه گذاری در بازار سهام در بورس شانگهای (از این پس SHA) ، سرمایه گذاری در بازار سهام در بورس شنژن (از این پس SZA) ، سرمایه گذاری در بازار از بازار را جمع آوری کردیم. سهام B در بورس سهام شانگهای (از این پس SHB) و سرمایه گذاری در بازار سهام B در بورس شنژن (از این پس SZB) ، که نشان دهنده ارزش کل هر نوع سهم ذکر شده در

استحکام نتایج

همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، SME ها نقش مهمی در رشد اقتصادی چین داشته اند. علاوه بر این ، اندازه بازار سهم چین بسیار بزرگتر از اندازه بازار سهام B است. بنابراین ، به عنوان یک بررسی استحکام ، و برای منعکس کردن مورد خاص چین ، ما از MSCI China نیز استفاده کردیم: یک شاخص به همان اندازه وزنه بردار برای عملکرد بازار سهام چین زیرا این شاخص وزن بیشتری را بر روی SME ها قرار می دهد. با این حال ، با استفاده از این اندازه گیری جایگزین از عملکرد بازار سهام

پیامدهای سیاست

در سالهای اخیر ، بازار سهام چین شوک های بی شماری متحمل شده است. جدیدترین آنها به عنوان تلاطم بازار سهام چین 2015-16 شناخته می شود که با حباب بازار سهام در 12 ژوئن 2015 آغاز شد. یک سوم از ارزش سهام معامله شده در بورس سهام شانگهای در طی یک ماه آشفتگی از بین رفت. پس لرزه های اصلی در 24 اوت (یعنی "دوشنبه سیاه") آغاز شد که شاخص بازار سهام شانگهای در طی سه هفته 30 درصد کاهش یافت. دلایل زیادی برای رکود وجود داشت

نتیجه گیری

این مطالعه یک تلاش اولیه برای بررسی هر دو رابطه طولانی مدت و تعادل کوتاه مدت بین بازار سهام و اقتصاد واقعی در چین با در نظر گرفتن مسئله وقفه های ساختاری و علیت بود. بر اساس نتایج تحلیل ما ، نتیجه می گیریم که تلاش برای کشف دلایل رشد اقتصادی یک کشور یک مشکل پیچیده و جامع است. تحریک توسعه اقتصادی در یک اقتصاد بزرگ با تکیه فقط به عوامل ساده دشوار است

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 32 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 16:09