سودآوری محصول به چه معناست؟
سود مبلغ درآمد است که پس از حسابداری برای کلیه هزینه ها ، بدهی ها و سایر هزینه ها باقی می ماند. بنابراین ، سودآوری محصول ، به این امر اشاره دارد که چقدر یک محصول باعث می شود منهای آنچه را برای ساخت ، فروش و پشتیبانی از آن هزینه می کند.
مشاغل همچنین از سود به عنوان خط پایین یاد می کنند. اگرچه درآمد یک معیار مهم است ، اما یک شرکت نمی تواند محصولی را که موفق است به نظر برسد مگر اینکه سود کسب کند. در نتیجه ، اگر یک محصول برای حفظ بیشتر از درآمد حاصل از آن هزینه کند - سودآور نیست.
چه کسی مسئول سودآوری محصول است؟
کلیه ادارات در سراسر یک شرکت مسئولیت سودآوری را به اشتراک می گذارند. اما یک بخش مسئولیت بیشتری نسبت به سایرین دارد.
با این حال ، معدود مشاغل مالکیت سودآوری محصول را به هر تیم اختصاص می دهند ، ما معتقدیم که مدیریت محصول بیشترین مسئولیت را برای راه اندازی محصولاتی که سود کسب می کنند ، دارد.
تیم محصول وظیفه یادگیری جزئیات کلیدی در مورد بازار و کاربران خود را بر عهده دارد تا به آنها کمک کند تا راه حلی را بسازند که مناسب بازار محصول باشد. برخی از این جزئیات استراتژیک عبارتند از:
- اندازه کل بازار قابل دسترسی برای یک محصول
- میزان علاقه و تقاضا از پایگاه کاربر بالقوه
- منابع (اندازه گیری شده در پرسنل ، زمان و بودجه) برای ساخت محصول لازم است
- راه درست برای قیمت گذاری محصول ، برای به حداکثر رساندن سهم بازار و سود
بنابراین ، استفاده از این یادگیری ها به درستی برای ساختن یک محصول سودآور ضروری است. از آنجا که تیم محصول وظیفه توسعه و استقرار موفقیت آمیز این تخصص را بر عهده دارد ، آنها باید مستقیماً مسئول این باشند که آیا محصولی که توسعه می دهند سودآور است.

نحوه انجام تجزیه و تحلیل سودآوری محصول (و چرا)
یک تیم محصول ممکن است به دلایل مختلف بخواهد تجزیه و تحلیل سودآوری محصول را انجام دهد. مثلا:
- سودآوری بالقوه یک ایده محصول مورد بحث را تخمین بزنید.
- تعیین کنید که کدام یک از محصولات فعلی یک شرکت بیشترین و کمترین سودآور است.
- درآمد و هزینه های یک محصول را تجزیه و تحلیل کرده و یاد بگیرید که آیا این سود را تبدیل کرده است یا خیر.
- دریابید که آیا راه هایی برای سودآوری بیشتر محصول سودآور وجود دارد یا خیر.
در اینجا یک راهنمای اساسی برای تجزیه و تحلیل سودآوری محصول شما آورده شده است.
1. کل درآمد محصول را محاسبه کنید.
همانطور که در مقدمه اشاره کردیم ، ابتدا باید تفاوت بین درآمد و سود را درک کنید. درآمد مبلغ پولی است که محصول شما کسب می کند - دوره. بنابراین ، اگر یک برنامه SaaS را با اشتراک ماهانه 20 دلاری بفروشید و 10،000 مشترک مشترک پرداخت کنید ، درآمد این محصول 200000 دلار در ماه است.
برای روشن شدن ، سود این است که مبلغ آن 200000 دلار درآمد ماهانه پس از کم کردن هزینه برای پشتیبانی از محصول باقی مانده است. بنابراین برای یادگیری اینکه آیا محصول سودآور دارید ، باید آن هزینه ها را محاسبه کنید.
2. تمام هزینه های مستقیم را اضافه کنید.
به همین ترتیب ، هزینه های مستقیم برای ساخت و پشتیبانی از برنامه SaaS شما باید ساده باشد. به عنوان مثال ، این شامل حقوق توسعه دهندگان ، رایانه ها و سایر منابع مورد نیاز برای ساخت محصول شما خواهد بود.
3. تمام هزینه های غیرمستقیم را اضافه کنید.
در مقابل ، محاسبه هزینه های غیرمستقیم دشوارتر است. در بسیاری از موارد ، شما باید بفهمید که چگونه می توانید بخشی از هزینه شرکت بزرگتر را به محصول خود اختصاص دهید. به عنوان مثال ، اگر شرکت شما مبلغ مشخصی را صرف تبلیغات کل نمونه کارها یا مارک محصولات شرکت شما می کند ، باید برخی از این هزینه ها را به عنوان یک هزینه غیرمستقیم برای بازاریابی محصول خود درج کنید.
اگر شرکت شما برای ذخیره سازی داده ها پول خرج می کند - به عنوان مثال ، میزبان برنامه SaaS خود در ابر - شما باید تعیین کنید که درصد از آن بودجه برای پشتیبانی از محصولی که برای سودآوری تجزیه و تحلیل می کنید ، اعمال می شود.
4- تمام هزینه های مستقیم و مستقیم را از کل درآمد کم کنید.
بعد از اینکه تمام هزینه های مستقیم و غیرمستقیم را بالا بردید ، اکنون می توانید این تعداد را از درآمد محصول خود کم کنید. اگر آنچه باقی مانده است تعداد مثبتی است ، تبریک می گویم: شما یک محصول سودآور دارید.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 36
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 18:25