در حالی که یک قسمت Wham اپیزودی است که قوس داستان را به طور اساسی تغییر می دهد ، یک خط Wham یک خط گفت و گو است که به طور اساسی صحنه را تغییر می دهد.
یک صحنه از یک جهت هدایت می شود ، سپس خط گفته می شود. پس از آن ، صحنه به جایی بسیار متفاوت می رود. برای اینکه مؤثر باشد ، مخاطب نباید آن را ببیند - نه فقط دانستن اطلاعات دقیق ، بلکه به هیچ وجه انتظار هیچ نوع تعجب آور یا حتی قابل توجه را ندارد. اگر از قبل موسیقی پس زمینه پخش می شد ، انتظار داشته باشید که پس از گفتن خط به طور ناگهانی متوقف شود و/یا به موسیقی تغییر دهید که بهتر نشان دهنده روحیه جدید صحنه است.
این کاملاً یک تروپ مخاطب است. برای یک نسخه خفیف تر در جهان ، به رها کردن بمب مراجعه کنید. غالباً با سؤال زره پوش یا پاسخ زره پوش با زره پوش همپوشانی است ، جایی که این خط باعث می شود یک شخصیت به طور جدی در موقعیت خود تجدید نظر کند. در یک داستان شوخی یا طنز ، یک خط پانچ به طور مشابه عمل می کند.
وقتی چیزی که بیننده یا خواننده رسانه های تصویری دیده می شود ، صحنه ای را به طور اساسی تغییر می دهد ، این یک شلیک Wham است.
تمایل دارد به شکل یک فاش شود. می تواند در یک قسمت Wham قرار بگیرد. با توجه به ماهیت تروپ ، اسپویلرهای پیش رو. اگر همه آنها را مشخص کنیم ، زیرمجموعه ها 60 ٪ فضای سفید خواهد بود. لطفاً هنگام اضافه کردن نمونه از نشانه گذاری اسپویلر استفاده نکنید.
توجه: این فقط خطی نیست که در طی یک قسمت WHAM اتفاق می افتد. خود خط به خودی خود باید به طور اساسی طرح را به خودی خود تغییر دهد. اگر خط نتیجه وقایع یا مکالمات است که به وضوح روی صفحه نمایش داده می شود ، یا نتیجه گیری نهایی است ، پس خط Wham نیست. خود خط باید کاملاً غیر منتظره باشد.
زیر صفحه های مثال:
نمونه های دیگر:
همه پوشه ها را باز/بسته کنید تبلیغات
- یک PSA ایمنی جاده ای با عنوان "این می تواند صبر کند" وجود دارد ، که در آن یک مرد دختران خود را در یک مهمانی استخر رها می کند. همسرش با او تماس می گیرد و او به سمت خود می کشد تا با او در مورد حیوان خانگی مفقود خود صحبت کند ، سپس رانندگی می کند. در حالی که رانندگی یک پسر کوچک ناگهان در پشتی خود ظاهر می شود و مرد در مورد زندگی و علایق خود با او صحبت می کند و این واقعیت است که او با دختر این مرد به مدرسه می رود. همسر این مرد در حال وزوز کردن تلفن خود است و او را منحرف می کند. بچه می پرسد که آیا او به تلفن پاسخ خواهد داد ، و مرد پاسخ می دهد "نه ، هرگز با یک کودک در ماشین."بچه با آن پاسخ می دهد ، "اشکالی ندارد ، من اینجا نیستم." و ناپدید می شود. مرد متعجب است. تلفن او دوباره وزوز می کند و او تصمیم می گیرد تلفن خود را چک کند ، توجه خود را از جاده جلب کند ، نمی بیند که همان پسر کوچک با یک توپ در خیابان بازی می کند و به خط Wham منتهی می شود:
بچه: [صداپیشه]. من آنجا هستم . کمدی
- از "آغاز" الن دگنرس ، داستانی (کاملاً داستانی) را به مخاطب در مورد چگونگی ملاقات او با خدا گفت. واکنش جمعیت به این خط همه چیز را می گوید.
الن: چند دقیقه بعد ، خدا وارد اتاق می شود و سینی را حمل می کند. من می گویم او حدود 46 ، 47 ساله بود. زن سیاه زیبا و زیبا.
کارلین: پس از آن ، البته ، جنگ در ویتنام آمد ، که فقط حدود 16 یا 17 سال است که وی این کار را منتشر کرد ، البته. و به لطف دروغ و فریب های پیرامون آن جنگ ، حدس می زنم جای تعجب ندارد که همان شرایط اختلال استرس پس از سانحه نامیده شد.[مخاطبان وقتی متوجه می شوند که او در مورد چه چیزی صحبت می کند زمزمه می کند]
- این کارلین است ، او به ویژه با آن رفتار نمی کند و در واقع همچنان ادامه دارد ، هنوز هم سرگرم کننده است.
جان: اما یک کلمه در مورد دوست من جان و او چه نبوغ بود: زیرا وقتی ما در اولین جک باکس بودیم و وقتی در "Pussycats جدید" مشت می زدیم ، خوب است؟من در حدود هفت مشت شدم. و سپس جان به من می گوید: "سلام ، سلام ، هی صبر کن
من می توانم در اینجا بنشینم و وانمود کنم که بزرگترین مشکلات من قوطی های پرینگل است ، و حقیقت این است که بزرگترین مشکل من است که می خواهم شما را راضی کنم ، اما می خواهم با خودم صادق باشم ، می خواهم شب را به شما بدهم که شایسته شما است امامن می خواهم آنچه را که فکر می کنم بگویم و اهمیتی نمی دهم که در مورد آن فکر می کنید بخشی از من شما را دوست دارد ، بخشی از من از شما متنفر است که بخشی از من به شما احتیاج دارد ، بخشی از من از شما می ترسد و فکر نمی کنم که می توانم این کار را درست انجام دهماکنون ، این کار را همین حالا انجام دهید.
اسطوره ها و دین
- چهار انجیل: عیسی همه شاگردان خود را به یک عید دعوت می کند ، سپس خطی را می گوید که مشخص می شود جایی که همه چیز به سمت پایین می رود:
عیسی مسیح: امشب ، یکی از شما به من خیانت خواهد کرد. پادکست ها
- بینابینی: بازی واقعی:
- پس از ترور لارکسن در قسمت 9.
هازل: آیا می توانم از "من از بستنی متاسفم؟" رایلی: آیا این را می پذیرید؟جو:من می خواهم بگویم نه. من می خواهم بگویم Roxanne از بین می رود. کراویتز: تاکو ، شما هشت بار درگذشت. گریفین: و چیزی در مورد مرگ که احساس آشنایی می کند وجود دارد. و بعد دوباره در آن فضای سفید قرار می گیرید ، و دوباره آن پیرزن را می بینید. و او می گوید ، پیرزن: اوه ، شما باید خیلی بهتر از این کار کنید ، دوست دارد. گریفین: و بعد از خواب بیدار می شوید.
گریفین: و در این طرح ، این طرح قبلی ، جک و ژوئن دقیقاً یکسان به نظر می رسند. اما کاپوت لباس قرمز به پایین کشیده می شود. و می توانید چهره او را ببینید. و این چهره ای فوق العاده آشنا است ، مگنوس. چون چهره شماستشکل موجود در هود قرمز شما هستید.
مگنوس: (گریفین این خطوط را می گوید) شما می دانید ، پسران ، من فکر نمی کنم سرزمین عجایب بد باشد. می دانید ، احساس می کنم در اینجا چیزهای زیادی در مورد خودم آموخته ام ، و احساس می کنم دوستی ما حتی قدرتمندتر شده است ، فکر نمی کنید؟(تراویس صحبت می کند) آه. من این را نگفتم
گریفین: و مرل ، شما قفسه سینه را باز می کنید و لباس ها را درون آن بازیابی می کنید. یک پیراهن پنبه ای سفید ، یک کمربند چرمی گلدان و یک جفت شلوار. محکمجینو آبی
گریفین: زانو زدن لوکرتیا بر روی کارکنان بلوط سفید خود ، و او نوعی انرژی را از گوی به داخل کارمندان منتقل می کند ، که البته ، یادگار بزرگی است که او وقتی هفت نفر از شما برای اولین بار به این جهان آمدند ، ساخته است.
لوکرتیا: بنابراین این شش نفر از ما هستند. من ، باری ، لوپ ، تاکو ، مرل ، مگنوس. و البته ، هفتم: کاپیتان ما. هنگامی که من سیاههها را برای تغذیه به ماهی بی اعتبار دوم تغییر دادم ، به شما اجازه می دهم هنگام ریشه کن کردن هرگونه اطلاعات مربوط به مأموریت ، نام های خود را حفظ کنید.[آه] اما برای کاپیتان ما ، زندگی او مأموریت بود. وی ویرایش در اطراف غیرممکن بود ، و بنابراین ، متأسفانه ، نام او تمام آنچه را که او نگه داشته بود بود. Davenport: L. Lucretia ، شما چه کاری انجام داده اید؟!
باری: تاکو ، اگر [LUP] تازه از بین رفته باشد چه می شود؟Taako :. سازمان بهداشت جهانی؟ گریفین: من فقط یک سؤال دارم ، که این است ، چگونه مگنوس می میرند؟ ژانل: "شما فراتر از هر چیزی که من تا به حال دیده ام ، اوبری دارید. می توانید فساد کوئل را بشکنید. می توانید زندگی را به مردگان بازگردانید! اوبری ، شما اهل سیلوین نیستید. شما سیلوین هستید.
ALAN SAWS: من تقریباً 5 ساعت توسط Phil Spector در Gun Point نگه داشته شدم. - "گمشده و پیدا شده" به نظر می رسد با یک یادداشت سبکی به پایان می رسد ، در حالی که جان به طور تصادفی در حالی که سعی در کشتن عنکبوت دارد ، یک قفسه کتاب را پایین می آورد. و سپس او و ساشا سوراخ عظیمی در دیوار پیدا می کنند که به نظر می رسد همه راه را به سمت نمای بیرونی می رود. و بعد می شنویم که چیزی شروع به لرزیدن می کند.
جان: ساشا ، اجرا. اجرا کن! جان: اوه خدا. خدایا ، آنها موم نیستند. یونس: سلام ، جان. آسمان ، مارتین! به آسمان نگاه کن! به عقب نگاه می کند! کوین: سلام؟کویر بلوف؟ سیسیل: این سسیل است ، و من نمی دانم کجا هستم. این یک استودیوی رادیویی است ، اما دیوارها در خون پوشانده شده اند و به جای شماره گیری و دکمه های روی صفحه صوتی ، فقط احشایی حیوانات وجود دارد که زیر چراغ های LED سبز می درخشد.
بشرشاهدان گفتند که برخی از هلیکوپترهای زرد کم پرواز شروع به رها کردن جزوات نارنجی در خیابان های شهر کردند. جزوه ها می خوانند ، "Strexcorp Syneists Inc. به اطراف شما نگاه می کند. استرکس. به درون خود نگاه کنید. استرکس. بروید. استرکس. به یک خدای خندان ایمان داشته باشید. استرکسورپ: این همه چیز است."
"اوه! وای نه. اوهشنوندگان عزیز ، ما باید عذرخواهی کنیم! آن هلیکوپترها کاملاً هستند. بی خطر. حتی ایمن تر از امن تر! در حقیقت ، استرکسکورپ اخیراً ایستگاه رادیویی کوچک ما را از نیروهای مرموز غیب که قرن ها پیش آن را تأسیس کرده بودند ، خریداری کرد!
سیسیل: پیرزن جوز می گوید فرشتگان که با او زندگی می کنند. کمک به اطراف خانه و در نهایت محافظت از او در برابر همه شرارت ها. ناپدید شده اند
سیسیل: من به یاد ندارم که برادر داشته باشم. خوش آمدی. به کلانشهر بلوف بزرگ کویر. کوین: مرد چیزی در دست دارد! او در حال نگه داشتن است. او در حال نگه داشتن گربه است. سیسیل: صدا به من گفت به خصوص به سرهای دیگری که با یک بدن با آن مشترک است اعتماد نکرد. پسر خوب: من بر غارهای تاریک و مرطوب حکومت می کنم. از جهنم! کلین: آرتور ، این صدا را در ذهن خود بگویید که مادرم فاحشه نبود. فرقه گرا: بیش از امنیت. شما دوباره کامل خواهید شد جان: من امیلی را کشتم.(. ) چرا؟چون دلم می خواست. جان: چگونه قرار است او را به نیویورک برسانم ، چه رسد به جایی که شما او را می خواهید؟ زرد: اون چی بود؟ ریتا: متشکرم ، آقای نوریف! پیتر: کافی است که بگوییم قبل از پایان سال ، من چهار مورد بسیار ویژه را برای شما به ارمغان می آورم - یک نقشه بسیار مفرد ، کلید ، تیغه و کتاب. و در عوضخیلی خوب. نوریف بیرون
رادیو - از مرحله سوم نسخه رادیویی راهنمای Hitchhiker به Galaxy (1978) ، جایی که تریلیون فاش می کند که او کار کرده است که واقعاً در پشت تلاش اضافه بار Kriket برای از بین بردن جهان است.
"و من شک دارم ، من بسیار شک دارم که شما توانسته اید این بمب را بسازید و آن را به درستی کار کنید بدون هیچ گونه کمک از هاکتار برای هزار سال گذشته."
بازی های تبلت - Mage: Ascension. از طریق کتاب کنوانسیون اصلاح شده برای مهندسان باطل ، ذکر مداوم دشمن جدید کنوانسیون وجود دارد. این یکی از اصلی ترین دلایلی است که مهندسان Void از کاوشگران فضایی با چشمان ستاره به جنگ تفنگداران فضایی سخت رفته اند ، یکی از اصلی ترین دلایلی است. با این حال ، به دلایل ناشناخته ، وجود تهدیدهای تهویه از سایر کنوانسیون های اتحادیه تکنوکرات مخفی نگه داشته شده است. و پس از آن ، در نیمه راه از کتاب ، می فهمیم که چرا.
Threat Null خود را با این نام صدا نمی کند. Threat Null خود را اتحادیه تکنوکرات می نامد. لوسیفر: در نهایت جان را کشتم. درست مثل من که وودرو را کشتم. آیا خدا اشتباه می کرد؟من هرگز به یوحنا - و مسلماً به ملاخ - نگفتم که از فرشتگان خواستم که عصیان کنند زیرا خداوند متعال به من دستور داده است که این کار را انجام دهم. آنها از آن چه می خواهند؟
تگیریوس: من، تگیریوس، فرزند آنات، به نام الهه جنگ و عشق، نوه حقیم شکارچی، اکنون به نمایندگی از وزیران قبیله آسامیت، از طرف جادوگران قبیله آسامیت، و از طرف دیگر با این شورا صحبت می کنم. به نمایندگی از جنگجویان قبیله آسامیت که وب چاقوها را رد می کنند. در مجموع، کسانی که بنر من را دنبال می کنند بیش از یک سوم جمعیت آسامیت های جهان را تشکیل می دهند. و از طرف آن پیروان، بدینوسیله درخواست پناهندگی از کاماریلا و به رسمیت شناختن قبیله خود به عنوان عضوی از سازمان شما دارم.
بولاس: تو واقعاً باید جزئیات پیمانت را با دقت بیشتری می خواندی، لیلیانا. به نظر می رسد غافل از این که شیاطین شما مرده اند، قرارداد شما به واسطه اش پیش فرض می شود: من.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 34
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 18:46