
آدام عزیز،به طور خلاصه، من حدود یک سال است که معاملات انجام می دهم و ده ها کتاب مختلف و منابع دیگر و غیره را خوانده ام. چیزی که در این مرحله مرا شگفت زده می کند این است که احساس می کنم با وجود این همه اطلاعات چیزی نمی دانم. اساساً، چیزی گم شده است و چیزی "بزرگ" است، من اینگونه احساس می کنم. در این مرحله احتمالاً باید اشاره کنم که من تا حدودی فردی درونگرا و تحصیلکرده هستم که به مرور اطلاعات زیادی عادت دارم که باید سازماندهی و اولویت بندی شوند.(من دکتر هستم).
بدیهی است (همانطور که اشاره کردید) همه فکر می کنند که به اندازه کافی خوب هستند، اما من آن نوع آدم نیستم، من همیشه توانایی خود را زیر سوال می برم. احتمالاً من را باور نخواهید کرد، اما این در مورد پول نیست. آیا تا به حال معادله حل نشده ای داشته اید که شما را در شب بیدار نگه دارد؟بنابراین، من فقط یک سوال دارم: "آیا اصلاً این امکان وجود دارد و انتظار واقع بینانه چیست؟"من برای " جام مقدس " نمی خواهم ... این فقط رویکرد شما نشان می دهد که شما نیت واقعی دارید. یکی از چیزهایی که در طول زندگی ام آموخته ام، شهود در مورد طبیعت مردم است.
از شما به خاطر کلمات محبت آمیز شما در مورد کار من و برای سوالات عالی شما سپاسگزارم. چه متوجه شوید یا نه، در واقع مجموعه ای از سوالات تودرتو در اینجا پرسیده اید، بنابراین بیایید ببینیم آیا می توانیم آن ها را باز کنیم. شاید به ترتیب معکوس شروع شود…
"آیا این حتی ممکن است؟"بله همینطور است. همچنین، هر معامله گری که فرآیند یادگیری را طی می کند، معمولاً بیش از یک بار این سؤال را می پرسد. تقریباً هر معامله گری تسلیم می شود و دوباره شروع می کند. ما ممکن است این سوال را به عنوان یک بحران ایمان در نظر بگیریم، اما این سؤال کاملاً درست است - شما نباید از پرسیدن این سؤال بترسید. اطلاعات بسیار بیشتری در مورد تجارت نسبت به چند دهه پیش وجود دارد. بسیاری از آن کیفیت ناهمواری دارند، اما اگر کلاهبرداری ها و اظهارات گمراه کننده را مرتب کنید، هسته ای از مطالب را پیدا خواهید کرد که به شما نشان می دهد این امکان وجود دارد. البته انجام کار و تحقیق خودتان بهترین راه برای پاسخ قاطع به این سوال است.
داستان ادامه دارد
مشکل یادگیری تجارت حداقل دو جنبه دارد: 1) لبه های موجود، بسیار نازک هستند و 2) بسیاری از این موارد غیر شهودی است. تجارت خوب ممکن است شبیه آنچه شما انتظار دارید به نظر نرسد. اگر زمان خود را با یک معامله گر خوب سپری می کردید، احتمالاً ضررهای زیادی خواهید دید، مقداری بلاتکلیفی (بسته به سبک معامله)، شاید احساساتی که شما را غافلگیر می کند، و در کل، احتمالاً نتایج متفاوت تری از آنچه می خواستید خواهید دید. چرا؟احتمالاً به این دلیل که بازار بسیار رقابتی است و لبه های معاملات همیشه در حال پیشرفت است.
افراد زیادی هستند که در بازار کسب درآمد می کنند. بیشتر ضرر کنید، بله، اما مطمئناً می توانید یک مزیت پیدا کنید و جایگاه خود را در بازار به دست آورید. یکی از بهترین نقل قول های معاملاتی که تا به حال شنیده ام از جک شواگر می آید که تقریباً می گوید باید میلیون ها راه برای کسب درآمد در بازار وجود داشته باشد، اما طنز ماجرا این است که یافتن همه این راه ها سخت است.
"انتظار واقع بینانه چیست؟"خب، این کاملاً به ریسکی که مایل به انجام آن هستید بستگی دارد. مطمئناً این امکان وجود دارد که پول خود را در یک سال دو یا سه برابر کنید (یا خیلی بیشتر)، اما انجام این کار بدون پذیرش خطر از بین بردن کامل حساب ممکن نیست. آیا این ریسک قابل قبول است؟شاید... به خصوص اگر حساب نشان دهنده مقدار پولی باشد که می توانید از دست بدهید. اگر معیار «عاقلانه تری» می خواهید، می توانید برنامه معاملاتی ایجاد کنید که شما را در محدوده 15 تا 20 درصد بازگرداند، و سپس می توانید از آنجا بسازید. من آن را به عنوان یک مرجع شروع خوب ارائه می کنم، اما مسافت پیموده شده شما مطمئناً متفاوت خواهد بود. برای معامله گر جدید، سیستم خود را توسعه دهید و هر طور که می توانید آن را تأیید کنید. سپس تجارت را در اندازه بسیار کوچک شروع کنید. ضررهای خود را تا زمانی که نتایج را با چشمان خود ببینید محدود کنید و تنها زمانی حجم معاملات خود را افزایش دهید که نتایج این کار را توجیه کند.
"بدیهی است (همانطور که ذکر کردید) همه فکر می کنند که به اندازه کافی خوب هستند اما من آن نوع شخص نیستم ، من همیشه توانایی خود را زیر سوال می برم. شما احتمالاً به من اعتقاد نخواهید داشت اما این مربوط به پول نیست. "بله ، همه فکر می کنند که از اکثر جهات بالاتر از حد متوسط هستند ، که البته از نظر ریاضی امکان پذیر نیست. به عنوان کسی که همچنین درون نگرانه و به شک و تردید داده می شود ، به من اجازه دهید به آرامی به ما یادآوری کنم که این خطای شناختی ممکن است هدف خوبی داشته باشد. چه می شود اگر ادیسون هرچند که هیچ شلیک در فهمیدن لامپ ندارد؟داشتن کمی الهام ممکن است چیز بدی نباشد ... حداقل می توانیم بپذیریم که احتمالاً متوسط هستیم اما پس از آن متعهد به انجام کارهایی هستیم که باید انجام دهیم تا استثنایی باشد. برای موفقیت در این تجارت ، ما واقعاً باید به بهترین خودمان تبدیل شویم - شاید بهترین خودمان ما باشد. تجارت می تواند یک مسیر معقول برای توسعه خود و پیشرفت باشد که به سایر مناطق زندگی شما کاهش می یابد. بله ، در پایان پول است ، اما یک معامله گر خوب در خارج از و خارج از جبران خسارت پولی انگیزه قدرتمندی خواهد داشت.
برای بازگشت به آغاز سوال خود ، بگذارید فقط چند چیز را بگویم. شما یک سال این کار را انجام داده اید. این یک شروع عالی است ، اما هیچ جا به اندازه کافی طولانی نیست که مهارت خود را توسعه داده باشد.(یک جراح آینده در همان سال اول آموزش خود چه می آموزد؟ خلبان تازه کار سال اول چقدر خوب است؟ یک کارپنتر یا شیشه ای؟ موسیقی دان؟ زمان می برد ، اشتباه می کند و در معرض مکرر قرار می گیرد تا مهارت را توسعه دهدهر رشته ای.) بنابراین ، این کار را به عنوان یک پایه خوب شروع کنید و از آنجا بسازید.
در مورد این احساس عدم دانستن چیزی ... چند روش برای چرخش این وجود دارد. اول ، نیازهای دانشگاهی تجارت احتمالاً به اندازه آنچه انتظار دارید سختگیرانه نیستند. بخش اعظم این رشته رفتاری و روانی است. بازار یک مشکل ریاضی نیست - این یک معمای رفتاری است.(اما به نظر می رسد یک مشکل ریاضی است زیرا در شماره با ما صحبت می کند!)
اصول اساسی نحوه حرکت قیمت پیچیده نیست. هنگامی که به آن حفر کردید ، خواهید فهمید که لبه های قابل پیش بینی ، همانطور که گفتم ، بسیار نازک ، اما بسیار واقعی هستند. وقتی این موضوع را می فهمید ، ساختن یک سیستم تجاری در اطراف آن ایده ها ، اضافه کردن پارامترهای مدیریت ریسک ، و سپس فهمیدن نحوه تجارت آن ، بسیار دشوار نیست. هیچ یک از مراحل دشوار نیست ، اما انجام این کار با هم و سپس اجرای در بازار - این بسیار دشوار است.
آخرین فکر: فیلم های ماتریس را به خاطر می آورید؟هنگامی که من اولین کتاب خود را می نوشتم ، جو ، یک دوست خوب که معامله گر نیز هست ، پیش نویس های من را خواند و دائماً با من امتیاز می داد. یکی از مشاهدات جو این بود: "قاشق وجود ندارد."در اینجا حقیقت قدرتمندی وجود دارد ، و ما را به برخی از تحقق مهم به عنوان معامله گران نشان می دهد. قاشق وجود ندارد.
با تشکر از شما برای سوال عالیبه طور خلاصه: شما در مراحل یادگیری زودتر هستید ، اما سؤالات درست را می پرسید. به این فکر کنید که چگونه می توانید یادگیری خود را ساختار دهید تا در اوایل پول زیادی را ریسک نکنید - تا زمانی که یک سیستم را توسعه داده و تأیید کنید ، آن ضررها را کوچک نگه دارید و فقط وقتی نتایج خود را توجیه می کنید ، خطر خود را در بازار افزایش دهید.< Pan> آخرین فکر: فیلم های ماتریس را به خاطر بسپارید؟هنگامی که من اولین کتاب خود را می نوشتم ، جو ، یک دوست خوب که معامله گر نیز هست ، پیش نویس های من را خواند و دائماً با من امتیاز می داد. یکی از مشاهدات جو این بود: "قاشق وجود ندارد."در اینجا حقیقت قدرتمندی وجود دارد ، و ما را به برخی از تحقق مهم به عنوان معامله گران نشان می دهد. قاشق وجود ندارد.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 30
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 20:20