نسبت طلایی در نقاشی های معروف چگونه استفاده می شود؟

ساخت وبلاگ

یک اصل اساسی اساسی در نقاشی - و سایر اشکال هنری - مفهوم نسبت ، نحوه تقسیم یک اثر و چگونگی تعامل عناصر مختلف آن است. یکی از ابتدایی ترین مدل های سازمان بصری ، نسبت طلایی است که به عنوان نسبت الهی نیز شناخته می شود.

بازنمایی اولیه آن یک فرمول هندسی یونانی است که قدمت آن در قرن 5 قبل از میلاد است. این ثابت ریاضی نسبتاً ساده در طول قرن ها گسترش یافته است زیرا می توان آن را در دنیای طبیعی یافت. سرعت رشد مارپیچ ها - از برگهای گیاه تا کهکشان ها - از آن پیروی می کند. این مفهوم عمیقاً در هنر غربی ریشه دارد. لئوناردو داوینچی حتی تصویری را برای متناسب De Divina ، یک متن 1509 توسط ریاضیدان لوکا پاسیولی ارائه داد. در اینجا چندین نقاشی وجود دارد که نسبت الهی را شامل می شوند.

1. شب پرستاره توسط وینسنت ون گوگ

این نقاشی معروف نه تنها بر روی هسته خطی نسبت طلایی ساخته شده است ، با سوم سمت چپ نقاشی-حاکم بر درختان تاریک و در حال چرخش در پیش زمینه-متعادل کردن دو سوم راست که به آرامی دهکده ای را در پس زمینه ضبط می کند. اما این مارپیچ های ستاره ای از آسمان شب در بالای سر ، با جریان ابتدایی کهکشان ها صحبت می کند ، که حاکم است و آن را به یکی از مشهورترین آثار هنری جهان تبدیل کرده است.

The Starry Night

2. دختری با گوشواره مروارید توسط یوهانس ورمیر

چه با طراحی آگاهانه ورمیر یا نه ، یک مارپیچ فیبوناچی که روی دختر با گوشواره مروارید پوشانده شده است ، تأکید می کند که چگونه این پرتره به ظاهر ساده نیز یک ترکیب هندسی پیچیده است. وضعیت غیرمعمول زن جوان - که سرش روی شانه خود چرخانده شده است تا به نقاش نگاه کند که تقریباً در پشت سرش قرار دارد - خط تنش را ایجاد می کند که در اطراف چشمان او شروع می شود و از بالای سرش می چرخد و از طریق روسری او پایین می آید. پس زمینه تاریک و خالی بلوک هایی از فضای مستطیل شکل ایجاد می کند که به نسبت طلایی نیز می رسد. بیان باز و اوه انسانی از چهره سوژه در اطراف یک چارچوب رسمی پیچیده ساخته شده است.

Girl with a Pearl Earring

3. استحمام در Asnieres توسط Georges Seurat

سئورات به دلیل استفاده از پوینتیلیسم - که در آن به جای خطوط، نقطه ها نقاشی می شوند و چشم انسان را برای دیدن تصاویر درخشان «گول می زنند» شناخته می شود - همچنین از نسبت طلایی برای زیربنای ترکیب بندی های خود استفاده کرد. مانند شب پرستاره، این نقاشی دارای ترکیب بندی خطی از چپ به راست "قاعده یک سوم" است که چشم را از کلاه دو چهره نشسته روی چمن به پسری که در آب ایستاده حرکت می دهد. اما این فیگورها، در هماهنگی با درختان و دود برخاسته از یکی از دودکش ها در پس زمینه، حس چرخش را در کل ایجاد می کنند، این احساس که پیکره های انسان بخشی از یک کل بزرگ تر هستند.

Bathing at Asnieres

4. پله های طلایی اثر سر ادوارد برن جونز

یک جلوه مارپیچی کم رنگ و محکم در پله های طلایی گنجانده شده است - یکی از مواردی که به دلیل ساختار دایره ای واضح تر از بالا به پایین نقاشی به راحتی از دست می رود. در نگاه اول نقاشی توسط نیم دایره زنانی که از پله ها پایین می آیند غالب است، اما در این - با درخت کوچک زیر پله ها شروع می شود، که به خاطر سبز تیره اش در تضاد با رنگ های روشنی که اطراف آن را احاطه کرده اند، خودنمایی می کند. یک مارپیچ شمارنده از خط سخت پلکان به سمت بالا حرکت می کند، سپس از میان خود زنان منحنی می کند و به مربع آسمان آبی که جسورترین بلوک رنگی دیگر روی بوم است، ختم می شود.

5. موج بزرگ کاناگاوا اثر کاتسوشیکا هوکوسای

این اثر که شناخته شده ترین ترکیب یک نقاش معروف به خاطر طراحی های دقیق هندسی اش است، یکی از رایج ترین و در عین حال پر جنب و جوش ترین اشکال مارپیچی زمین را به تصویر می کشد. هر موج اقیانوسی به دنبال نسبت طلایی خود را می سازد و در نهایت به فراموشی سقوط می کند. این قطعیت محور ذاتی موج بزرگ است. هندسه زیربنایی ترکیب با قرار دادن کوه فوجی مانند هرم در پس زمینه، درست خارج از مرکز تأکید می شود. در بالای آن، آسمان - فضای مستطیلی شکلی از فضای منفی - آماده است تا نیروی موجی را که در شرف ورود به خود است مصرف کند (در حالی که قایق های ضعیف و تقریبا نامحسوس ساخت بشر را با خود حمل می کند).

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 23 تاريخ : پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 0:18