حق ثبت اختراع به چه معنی است؟

ساخت وبلاگ

چند سال پیش ، من با گروهی از شرکتی که به فناوری ای که توسعه داده ام و شرکت من ثبت اختراع کرده بود ، با گروهی ملاقات کردم. بعد از ظرافت های استاندارد ، به دنبال یک بحث فنی و سپس ناهار ، اکنون می توانم به نقطه جلسه برسم. من از مدیر گروه بازدید کننده پرسیدم که آیا شرکت آنها علاقه مند به صدور مجوز فناوری من است یا خیر. وی پاسخ داد: "چرا باید مجوز فناوری شرکت شما را بگیریم ،" وقتی رقبای ما قبلاً از فناوری شما به صورت رایگان استفاده می کنند؟ "

این مبادله بخش اعظم واقعیت ثبت اختراع را امروز محاصره می کند. اگر حق ثبت اختراعات زمانی به عنوان ابزاری قدرتمند برای ایجاد اختراع مشوق دیده می شد ، امروز ارزش و نقش آنها پیچیده و مبهم است. اگر شرکتی مایل به دفاع شدید از ثبت اختراعات خود در دادگاه نیست - و بسیاری از آنها نیستند - آنگاه این شرکت نیست که سرمایه گذاری های خود را در توسعه فناوری و محققانی که استعدادهای خود را به این کار اختصاص می دهند ، تضعیف کند؟

ایده اصلی ثبت اختراعات این است که آنها با ارائه محافظت از مخترع برای اختراع برای تعداد قابل توجهی از سالها ، نوآوری را تشویق می کنند. در این صورت ، معیار خوبی از نوآوری یک شرکت باید تعداد حق ثبت اختراعاتی که دریافت می کند باشد. اما اولین چیزی که باید در مورد حق ثبت اختراع بدانید این است که اگرچه آنها حق را برای جلوگیری از استفاده از فناوری شما به شما واگذار می کنند ، اما آنها به شما تعهد نمی کنند که از حق ثبت اختراع استفاده کنند. بنابراین اگر یک شرکت برای حق ثبت اختراع پرونده کند ، این بدان معنا نیست که قصد دارد از حق ثبت اختراع در برابر نقض دفاع کند ، تجاری یا دفاع کند. در واقع ، پس از 42 سال در تحقیق و توسعه صنعتی ، با استفاده از تجربه خودم با اختراع و ثبت اختراع فن آوری های جدید در یک شرکت و کار با تعدادی از شرکت ها ، دانشگاه ها و سازمان های فنی ، من ارزش و معنی ثبت اختراعات را زیر سوال برده ام.

ما با دشمن ملاقات کرده ایم

بیایید با درجه ای که حق ثبت اختراع نوآوری را تشویق می کند شروع کنیم.(برای این مقاله ، من نوآوری را به عنوان چیز جدیدی که در بازار مورد استفاده قرار می گیرد ، بر خلاف اختراع تعریف می کنم ، که من به عنوان چیز جدید اما لزوماً تجاری تعریف نمی کنم.) وقتی یک محقق برای یک شرکت خاص کار می کند چیز جدیدی پیدا می کنددر آزمایشگاه که می تواند یک فناوری را که از قبل حق ثبت اختراع شده توسط آن شرکت محافظت می شود ، بهبود بخشد ، تشکیل پرونده ثبت اختراع می تواند از بهبود در برابر یک رقیب محافظت کند ، پوشش ثبت اختراع را در آن فضای فناوری گسترش دهد و در صورت به چالش کشیدن اعتبار ثبت اختراعات قبلی ، از شرکت محافظت بیشتری کند. بشریا اگر این محقق بهبودی در فناوری متعلق به یک رقیب را کشف کند ، به عنوان مثال یک برنامه جدید برای یک فرآیند موجود یا راهی برای کاهش هزینه فرآیند ، تشکیل پرونده ثبت اختراع می تواند شرکت رقیب را از انجام آن بهبود بخشد. مهار نوآوری در آن فضا. پیشرفت در ثبت اختراع رقیب همچنین می تواند از طریق توافق نامه مجوز متقابل به دسترسی به آن فناوری کمک کند. در این زمینه رقابت بین بنگاه ها است که ما اغلب در مورد حق ثبت اختراع فکر می کنیم.

اما شاید مورد جالب تر اتفاق بیفتد که محقق چیز جدیدی پیدا کند که می تواند به فناوری منجر شود که مستقیماً با فناوری که قبلاً متعلق به آن بود و به بازار عرضه می شود ، توسط این شرکت که در آن کار می کند به بازار عرضه شود. ممکن است کسی فکر کند که این امر به طور خودکار خبرهای خوبی خواهد بود و این فناوری جدید در اسرع وقت ثبت اختراع و تجاری می شود. با این حال ، رقابت نه تنها بین شرکت ها بلکه در درون آنها اتفاق می افتد ، و هر کسی (از محققان گرفته تا بازاریابان تا مدیران) که علاقه زیادی به فناوری تجاری در حال حاضر (از جمله شغل های بسیار آنها) دارند ، ممکن است با فناوری جدیدی که تهدید می کند مخالف باشدقدیمی را منسوخ کنید ، حتی اگر این تغییر به نفع خط پایین شرکت باشد. منافع اختصاصی همچنین ممکن است شامل سرمایه گذاری های زیادی در تجهیزات سرمایه ، زنجیره های عرضه و توزیع ، بازاریابی و دانش دانش مربوط به تجربه طولانی در تولید یک فناوری فعلی باشد. به عنوان مثال ، در مورد شرکت هایی که مشاغل آنها برای ده ها سال در حول فیلم عکاسی می چرخد ، و منافع داخلی که باید در تغییر تأکید آنها به عکاسی دیجیتال برطرف شود ، فکر کنید. در حقیقت ، این دقیقاً داستان برای یکی از شرکتهای بزرگ فناوری پیشرفته کشور ، Kodak بود که دوربین دیجیتال را اختراع کرد و در سال 1977 آن را ثبت کرد ، اما آن را به عنوان تهدیدی برای مدل تجاری خود دانست و در نهایت تشکیل پرونده ورشکستگی در2012. همانطور که ماکیاولی در حدود 500 سال پیش در شاهزاده خاطرنشان کرد ، "مبتکر برای دشمنان همه کسانی که تحت نظم موجود چیزها هستند ، و فقط هواداران ولرم در کسانی که ممکن است تحت تأثیر جدید باشند" است.

در تجربه من ، برای یک محقق بسیار دشوارتر است که نوآوری را در هنگام رقابت با فناوری که قبلاً متعلق به آن است و از آن استفاده می کند ، پیش ببرد و از آن استفاده کند.

با این حال ، دیدن این ترمز در مورد نوآوری از خارج دشوار است ، و خودی ها به وضوح تمایلی به تصدیق آنچه اتفاق می افتد نیستند. در واقع ، مدیران یک شرکت می توانند دلایل زیادی به ظاهر منطقی ارائه دهند که چرا فناوری جدید باید ثبت شود اما نباید دنبال شود. یک بهانه استاندارد این است که منابع برای دستیابی مناسب فناوری جدید به تجاری سازی کافی نیستند. در بعضی موارد ، این ممکن است صادق باشد ، اما غالباً به این دلیل است که مدیریت تمایلی به دور کردن منابع از فناوری موجود ، که ممکن است سودآور باشد ، به چیزی که کمتر مطمئن باشد ، حتی اگر ارزیابی اقتصادی نشان دهد که این یک برنده احتمالی است ، نمی کند. این گرایش ممکن است امروزه در بسیاری از بنگاه ها تقویت شود زیرا افراد مسئول تصمیم گیری در مورد فناوری جدید اغلب با مدیریت موفقیت آمیز هزینه موقعیت خود را به دست می آورند ، اما آنها نمی دانند چگونه می توانند یک فناوری جدید را به بازار عرضه کنند. جای تعجب ندارد ، بنابراین ، هنگامی که چنین مدیرانی در اولویت بندی مدیریت هزینه بر نوآوری قرار می گیرند.

بهانه استاندارد دیگری برای عدم اتخاذ فناوری جدید این است که ادعا کنید که از نظر اقتصادی نسبت به فناوری فعلی پایین است. اما چنین مقایسه هایی همیشه مشکل ساز است. هر فناوری در اولین مراحل خود به راحتی می تواند در یک ارزیابی فنی اقتصادی که آن را با یک فناوری تثبیت شده که ممکن است طی سالهای متمادی بهینه شده باشد ، به راحتی نشان دهد. به دلیل عدم اطمینان در مورد فناوری جدید ، مهندس انجام ارزیابی می تواند فناوری جدید "عامل احتمالی" بزرگ را در ارزیابی اختصاص دهد ، معمولاً به اندازه کافی بزرگ است تا آن را از فناوری فعلی بدتر کند. یک عامل احتمالی یک ضرب هزینه اضافی است که برآوردگر هزینه برای تأمین هزینه های غیرقابل پیش بینی پروژه ممکن است از آن استفاده کند. اگر این پروژه از بین برود ، اعتبار آن احتمالی با توسعه بیشتر به چالش نمی رود.

فن آوری های جدیدی که من روی آن کار کردم به طور معمول به طور احتمالی 50 ٪ یا بیشتر اختصاص داده می شدند ، از همان ابتدا یک معلولیت بزرگ. علاوه بر این ، من تقریباً همیشه ملزم به نشان دادن نرخ بازده داخلی برای سرمایه گذاری حداقل 30 ٪ بودم ، هنگامی که بیشتر پروژه هایی که در حال تجارت بودند ، نرخ بازده بسیار کمتری داشتند. این نوع ارزیابی های فنی اقتصادی معمولاً نسبت به فناوری فعلی به شدت مغرضانه می شوند. در واقع ، ارزیابی ها اغلب انجام می شود تا مشخص شود که آیا یک فناوری جدید را دنبال می کند ، بلکه برای توجیه خاموش کردن آن ، ظاهراً صرفه جویی در پولی است که برخی از طرفین معتقدند بهتر است برای پیشرفت های افزایشی در فناوری فعلی صرف شود. علاوه بر این ، ارزیابی های فنی اقتصادی معمولی شرکتها بر معیارهایی متمرکز شده اند که باعث می شود فناوری فعلی خوب به نظر برسد ، به جای مواردی که می تواند به فناوری جدید مزیت دهد. به عنوان مثال ، مقدمه چند سال پیش دوربین های تلفن همراه را در نظر بگیرید. اگر شرکت هایی که این نوآوری را معرفی کرده اند ، دوربین ها را با کیفیت تصویر ارزیابی کرده اند ، مطمئناً با یک دوربین 35 میلی متری مناسب مطابقت ندارند. اما اگر ارزیابی ها نیز اندازه ، قابلیت حمل و سهولت استفاده را در نظر بگیرند ، ترازو تغییر می کرد - دیدگاهی که بازار با قاطعیت تأیید کرده است.

حتی اگر یک فناوری به طور مستقیم با فناوری فعلی یک شرکت رقابت نکند ، ممکن است با منافع واگذار شده در شرکت به عنوان رقیب منابع مشاهده شود. در چنین مواردی ، بهانه ای معمولی برای عدم پیگیری این فناوری ، اعلام این است که خارج از تجارت "اصلی" شرکت است. در چنین مواردی ، عدم قطعیت های توسعه و تجاری سازی ، عوامل احتمالی فنی و اقتصادی حتی بیشتر را توجیه می کند ، و مجدداً از تمرکز مداوم بر روی فناوری های موجود حمایت می کند و حتی اگر فناوری جدید ثبت اختراع شود ، در برابر نوآوری عمل می کند.

مخترعین اما مبتکر نیستند

تمایل بسیاری از شرکت ها به ثبت اختراع و سپس دفن اختراعات جدید اگر دانشمندان و مهندسان شرکت بتوانند به طور مستقل از ایجاد اختراعات ناخواسته استفاده کنند یا به دنبال یک شرکت دیگر برای پیشبرد این فناوری باشند ، ممکن است کمتر مشکل داشته باشند. اما روز اول کار برای محققان در صنایع فنی معمولاً شامل آنها می شود که حقوق دائمی به هر چیزی و هر آنچه را که در هنگام کارمند کشف یا اختراع می کنند ، به شرکت بپردازند. این حتی می تواند شامل ایده هایی کاملاً بی ارتباط با تکلیف شغلی باشد ، تا زمانی که شرکت بتواند ادعا کند که فرد با ایده در زمان شرکت روبرو شده یا توسعه یافته است. براساس این ترتیب ، حق ثبت اختراع مخترع واقعی را لیست می کند ، اما کلیه حقوق به شرکت اختصاص می یابد و اگر شرکت تصمیم بگیرد توسعه یا تجاری سازی یک فناوری را دنبال نکند ، مخترع هیچ گونه مراجعهی ندارد. من مطمئناً این تجربه را داشته ام. چند سال پیش ، من فناوری را توسعه دادم که شرکت من چندین اختراع ثبت اختراع را به دست آورد. وقتی به من گفته شد که این شرکت تصمیم گرفته است اختراع من را تجاری نکند ، از من پرسیدم که آیا می توانم حق ثبت اختراع را برای آن فناوری خریداری کنم. جواب نه. در حقیقت ، حتی اگر شرکتی از حق ثبت اختراع استفاده کند ، هنوز هم می تواند یک مخترع را از انجام هر کاری با این فناوری جلوگیری کند ، زیرا این شرکت می تواند کارمند را به سرقت اطلاعات محرمانه شرکت متهم کند - حتی اگر حق ثبت اختراع قبلاً تمام اطلاعاتی را که در اختیار عموم قرار می داد ، متهم کنددر غیر این صورت محرمانه تلقی می شود.

از دست دادن مالکیت اکتشافات و اختراعات آنها بدیهی است که در هنگام جبران خسارت و مزایای دیگر ، اهرم مذاکره مخترعین را کاهش می دهد. همچنین به شرکت ها این امکان را می دهد تا بدون ترس از اینکه آنچه را که می دانند به یک رقیب می دانند ، مخترعین را کنار بگذارند. شاید کمتر بدیهی است که این شیوه های تجاری استاندارد ، توانایی مخترع را برای دفاع از اختراع خود یا او در شرکت تضعیف می کند ، بنابراین پتانسیل این اختراع را توسط دیگران در شرکتی که منافع آن ممکن است تهدید کند ، افزایش می دهد. به این ترتیب ، نوآوری ، رشد بالقوه تجارت یا مزایای دوربرد برای مشتریان شرکت ممکن است قربانی شود.

البته دفن فناوری جدید به آسانی که قبلاً بود آسان نیست. برنامه های ثبت اختراع و حق ثبت اختراع ایالات متحده با دقت توسط لیست رو به رشد کشورهایی با منابع کافی ، چه افراد و هم تسهیلات ، برای کپی و تجاری سازی این فناوری به ضرر شرکت که دارای موقعیت ثبت اختراع ایالات متحده و به ضرر نوآوری ایالات متحده به طور کلی است ، کنترل می شود. بشرحتی اگر این شرکت حق ثبت اختراع را در سایر کشورها به دست آورده باشد ، ممکن است این موارد ناکارآمد باشد ، به ویژه اگر کشورهایی که این فناوری توسعه یافته یا به بازار عرضه شده است ، قوانین مربوط به حمایت از ثبت اختراع را محدود می کند. در نتیجه ، دفن این فناوری ممکن است توضیحی دقیق از برخی از شیوه های ثبت اختراع شرکت ها باشد تا اینکه آن را برای سودآوری بازیکنان خارجی کنار بگذارد.

در نقض افتخار

حتی اگر یک شرکت در تولید محصولی که یکی از دانشمندان آن ثبت اختراع کرده جدی باشد ، جدی است ، به این معنی نیست که شرکت سپس حق ثبت اختراع را اجرا می کند. با این حال ، تشکیل ثبت اختراع که اجباری نیست ، برای آموزش مسابقه به صورت رایگان است. متخلفان به ندرت از این راه دور می روند تا به یک دارنده حق ثبت اختراع اطلاع دهند که از اختراع وی استفاده می کنند ، بنابراین جدی بودن در مورد اجرای این امر به معنای این است که افراد در محل کار خود را بر عهده بگیرند که آیا احتمالاً حق ثبت اختراعات شرکت را نقض می کنند ، فرایندی را انجام دادبا جهانی سازی ظرفیت نوآوری دشوارتر است. با توجه به اینکه بسیاری از رقبا در حال حاضر در کشورهای خارج از ایالات متحده ساکن هستند ، اطلاعاتی در مورد آنچه رقبا انجام می دهند اغلب به سختی می توان به دست آورد و اجرای حق ثبت اختراع در آن کشورها ممکن است در بهترین حالت ضعیف باشد - حتی اگر حق ثبت اختراع نیز در آنها ثبت شود. در برخی از کشورها ، مانند چین ، مشتریان برای فناوری ایالات متحده ممکن است اصرار داشته باشند که حق ثبت اختراع در آن کشور ثبت شود قبل از اینکه آنها این فناوری را مجوز دهند. از آنجا که شانس اجرای حق ثبت اختراع در بهترین حالت باریک وجود دارد ، این نیاز ممکن است بیشتر در نظر گرفته شود تا به مشتریان دانش عمیق تری از این فناوری بدهد تا بتوانند آن را برای استفاده خودشان کپی کنند. اگرچه این عمل ممکن است نوآوری در چین را تقویت کند ، مطمئناً به پیشرفت نوآوری ایالات متحده کمک نمی کند ، به ویژه اگر مجوز در آن زمان به بازاریابی فناوری در کشورهایی که دارنده حق ثبت اختراع ایالات متحده نیز به بازار عرضه می کند یا دوست دارد بازاریابی آن فناوری باشد.

در همه مواردی که من در مورد صدور مجوز به شرکت های چینی درگیر آن بودم ، این عوامل به راحتی توسط شرکت من مورد توجه قرار گرفت ، زیرا عملکرد مدیریت بسیار بیشتر از درآمد فعلی نسبت به درآمد احتمالی آینده مورد قضاوت قرار می گرفت.

حتی اگر یک نقض کننده احتمالی حق ثبت اختراع مشخص شود ، شرکت ها ممکن است به دلایل مختلف تصمیم بگیرند. یکی این است که هزینه دادرسی می تواند زیاد باشد ، جایی که احتمال موفقیت نامشخص است و در مواردی که می توان آن هزینه و ریسک را فقط در تعداد محدودی از موارد توجیه کرد. بیشتر اوقات ، شرکت ها ممکن است به سادگی مجوز نقض کننده را به این اختراع ارائه دهند. متخلف پس از آن باید هزینه آن مجوز را در برابر هزینه احتمالی گناهکار در دادگاه ، که در آن یک عامل اصلی در این محاسبه پرخاشگری شناخته شده شرکت است که حق ثبت اختراع آنها را نقض می کند ، وزن کند. برای شرکت هایی که سابقه اجرای حق ثبت اختراعات خود را ندارند ، بیش از آنکه پیشنهاد مجوز ارائه شود ، نادیده گرفته می شود.

به عنوان مثال ، در اوایل کار من ، من یک فناوری پالایش نفت را تهیه کردم که برای آن شرکت من به حق ثبت اختراع اعطا شد. چند سال پس از آن ، من آگاه شدم که شرکت دیگری در حال ارائه مجوز فناوری است که من کاملاً مطمئن بودم که حق ثبت اختراع خود را نقض کرده است. این شرکت همچنین با ثبت اختراع من در اروپا مخالف بود ، جایی که ابطال حق ثبت اختراع من به این شرکت اجازه می داد تا آزادانه فن آوری رقیب خود را مجوز دهد. من توانستم شرکت خود را متقاعد کنم که در برابر مخالفت با حق ثبت اختراع اروپایی خود دفاع کند ، که با موفقیت انجام دادیم. پس از آن انتظار داشتم که شرکت من به دنبال خسارت به دنبال شرکت دیگر باشد. درعوض ، عمدتاً به این دلیل که شرکت ما نگران هزینه ها و عدم اطمینان دادخواست بود ، به سادگی از شرکت دیگر پرسید که آیا می خواهد مجوز بگیرد یا خیر. پاسخ ، البته ، نه. نه تنها عدم موفقیت شرکت من در پیگیری خسارات ، مزایایی را که ممکن است از دفاع موفقیت آمیز از ثبت اختراع اروپایی ما بدست آورد ، باطل کرد. این شرکت همچنین به شرکت دیگر آموخت که پس از آن می تواند به نقض سایر حق ثبت اختراعات مین با مصونیت از مجازات ، که طی چند سال پس از آن انجام داد ، نقض کند.

یکی دیگر از دلایلی که یک شرکت ممکن است در برابر نقض کننده احتمالی اقدامی نکند این است که این شرکت در حال حاضر رابطه ای موجود یا بالقوه با شرکت نقض کننده ، اغلب در بخش دیگری یا بخش های تجاری ، به عنوان شریک ، مشتری یا تأمین کننده دارد. اگر ارزش واقعی یا درک شده از آن رابطه بیشتر از ارزش تخمینی اختراع باشد ، که در مراحل اولیه آن معمولاً کاملاً نامشخص است ، ممکن است شرکت ثبت اختراع تصمیم بگیرد که به دنبال نقض کننده نباشد. من این اتفاق را در زمانی که شرکت من در حال مذاکره در مورد معامله تجاری با یک شرکت دیگر بود که اطمینان داشتم یکی از حق ثبت اختراعات من را نقض کرده بود ، اتفاق افتاد. مدیریت ما تصمیم گرفت که ارزش مذاکره شده بیشتر از ارزش فناوری تحت ثبت اختراع من باشد ، بنابراین آنها از تلاش برای اجرای آن خودداری کردند. این ممکن است یا ممکن است یک تصمیم تجاری صحیح باشد ، اما مطمئناً نمونه دیگری از چگونگی قطع عمل ثبت اختراع از دستیابی به نوآوری را ارائه می دهد.

علاوه بر کمبود هدف و ارزش ثبت اختراعات ، این نوع شیوه ها ممکن است نتیجه ناخواسته کاهش سرمایه گذاری های شرکت ها در تحقیقات را داشته باشد ، زیرا چنین سرمایه گذاری ها به طور معمول بر اساس درآمد حاصل از آنها توجیه می شوند. عدم دفاع از ثبت اختراعات به طور خودکار درآمد حاصل از تحقیق را کاهش می دهد و بنابراین کاهش یا حتی از بین بردن سرمایه گذاری های تحقیقاتی را توجیه می کند ، یک چرخه کاملاً خودکشی از عمل نوآوری ضعیف.

اندازه گیری مناسب نوآوری؟

تعداد ثبت اختراعات اعطا شده به یک شرکت اغلب به عنوان معیار نوآوری در نظر گرفته می شود. مقاله اخیر در زمینه علوم و فناوری توسط جفری فانک ("فراتر از اختراعات ثبت شده" ، تابستان 2018) نشان داد که بانکهای اطلاعاتی ثبت اختراع ابزاری ضعیف برای درک و تجزیه و تحلیل نوآوری هستند. من سعی کرده ام به دلایل مهمی که ممکن است حق ثبت اختراع در مورد نوآوری نگویم ، چشم انداز خودی را ارائه دهم ، و اینکه چگونه می توان ارزش ثبت اختراعات را از طریق سیاست شرکت داخلی یا از طریق تعهد ضعیف به اجرای آن کاهش داد یا به طور کامل نفی کرد. این مشکلات ، که در تجربه من حداقل در برخی از بخش های فناوری کاملاً متداول است ، به این معنی است که فعالیت ثبت اختراع یک شرکت ممکن است یک شاخص بسیار ضعیف از نوآوری آن باشد.

در واقعیت ، تعداد حق ثبت اختراعات اندازه گیری بهتری از اندازه بودجه یک شرکت برای ثبت اختراعات نسبت به نوآوری است. در واقع ، هنگامی که تجارت در رکود است و بودجه تنگ است ، ممکن است یک نوآوری بزرگ در یک شرکت وجود داشته باشد. در این حالت ، برنامه های ثبت اختراع فقط در تعداد بسیار منتخب نمونه ها یا اصلاً وجود ندارد. حتی ممکن است تلاش شود تا حد امکان در یک برنامه واحد قرار بگیرد ، که در زمان های بهتر در چندین برنامه پخش می شود. در تجربه خودم ، در طی یک بخش از پربارترین سالهای من ، ثبت اختراعات به دلیل فشار برای کاهش هزینه ، به شدت دلسرد شد. در نتیجه ، فناوری مهم از ضعف محافظت شد و فرصتی برای به دست آوردن پوشش قوی از دست رفته بود. به همین ترتیب ، ممکن است نوآوری واقعی در هنگام تأمین بودجه برای ثبت اختراع زیاد اتفاق بیفتد و هم کارمندان فنی و هم وکلا که حق ثبت اختراع را می نویسند ، برای تعداد برنامه های ثبت اختراع بدون توجه به ارزش آنها به شرکت یا شایستگی ، پاداش می گیرند. مدیران حتی ممکن است تعداد مشخصی از برنامه های ثبت اختراع را در منطقه خود بودجه کنند تا بتوانند از این شماره استفاده کنند تا بتوانند بودجه تحقیق و توسعه خود را به مدیریت عالی توجیه کنند ، خواه اختراعات ثبت شده دارای ارزش واقعی باشند یا نه.

در موارد دیگر ، یک شرکت ممکن است تعداد زیادی از حق ثبت اختراع را در جنبه های مختلف همان اختراع بخواهد تا از آن اختراع در برابر حمله از طریق چالش یک حق ثبت اختراع محافظت کند. همچنین ممکن است تعداد زیادی از حق ثبت اختراع را در منطقه ای بخواهد که معتقد است یک رقیب در حال کار است ، نه به این دلیل که قصد توسعه یا بازاریابی هر یک از اختراعات را دارد ، بلکه برای مسدود کردن آن رقیب ، احتمالاً برای ایجاد یک کالای تجاری در یک مجوز متقابلتوافق.

سرانجام ، حق ثبت اختراعات ممکن است از نظر محتاط بودن و ارزش بالقوه آنها متفاوت باشد. همانطور که اشاره کردم ، بسیاری از حق ثبت اختراعات ممکن است برای تغییرات جزئی در همان اختراع اعطا شوند. این کاملاً متفاوت از ثبت اختراعات در چندین اختراع کاملاً متفاوت است. اما حتی ثبت اختراعات در مورد اختراعات کاملاً متفاوت ممکن است از کیفیت کاملاً متفاوتی برخوردار باشد. به عنوان مثال ، حق ثبت اختراعاتی که می گویند چگونه اختراع را بدون انجام آن انجام دهند ، به ویژه نامشخص هستند و ممکن است نشان دهند که ارزش درک شده اختراع برای توجیه هزینه یا زمان انجام آزمایش کافی نیست. ارزش حق ثبت اختراعاتی که فقط مراحل جزئی در اختراع را نشان می دهند ، باید به شک و تردید نیز مشاهده شود ، همانطور که باید حق ثبت اختراعات اختراعاتی که فایده غافلگیرکننده ای در مقابل هنر قبلی نشان نمی دهند. اختراعات نشان داده شده در مقیاس آزمایشی بهتر از مواردی است که فقط در مقیاس آزمایشگاه کوچک آزمایش می شوند ، زیرا سیگنال های مقیاس بزرگتر هم باعث کاهش عدم اطمینان تجاری و تعهد بیشتر به توسعه این اختراع می شوند.

اما مهمتر از همه ، همانطور که در اینجا تأکید کرده ام ، از آنجا که نوآوری در بخش خصوصی به بهترین وجه به عنوان ایجاد چیز جدیدی که در بازار استفاده می شود درک می شود ، شمارش ثبت اختراعات برای اندازه گیری نوآوری فقط در صورتی که حق ثبت اختراع تقریباً منحصراً بر روی محصولات و محصولات باشد ، شروع می شودفرآیندها در واقع در بازار. همانطور که دیدیم ، این اغلب اینگونه نیست.

این حق ثبت اختراع نوآوری را تشویق می کند ممکن است تا حد زیادی در عصری که بیشتر حق ثبت اختراعات متعلق به مخترعین آنها بود ، صادق باشد. امروز ، هنگامی که بیشتر مخترعین مالکیت و کنترل اختراعات خود را ندارند ، این فرض باید مجدداً مورد بررسی قرار گیرد. ایالات متحده باید تشخیص دهد که نوآورانه ترین شرکت های خود لزوماً شرکت هایی نیستند که بیشترین حق ثبت اختراع را دارند ، اما شرکت هایی هستند که با موفقیت در حال رشد مشاغل جدید و خطوط تجاری بر اساس فناوری هایی هستند که در داخل کشور توسعه می یابند. اگر ملت بفهمد که شرکت های خود چگونه به خوبی نوآوری می کنند ، برای درک نقش پیچیده و غالباً متناقض ثبت اختراعات باید رویکرد بسیار واقع بینانه تری اتخاذ کند.

استفان جی میلر بیش از 40 سال را به عنوان شیمیدان تحقیق در صنعت نفت گذراند. او بیش از 250 حق ثبت اختراع ایالات متحده دارد.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 36 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 17:00