62 شخصیت ، ثبات و تغییر

ساخت وبلاگ

ما دانش آموزان را ترغیب می کنیم تا از "روش سه مرحله ای" برای پشتیبانی در یادگیری خود استفاده کنند. لطفاً نسخه ما از روش سه مرحله ای را که با همکاری خدمات موفقیت آمیز دانشجویی ملکه ایجاد شده است ، در لینک زیر پیدا کنید: https://sass. queensu. ca/psyc100/

این ماژول روشهای مختلفی را برای پرداختن به سؤالات در مورد ثبات شخصیت در طول طول عمر توصیف می کند. تعاریف انواع عمده ثبات شخصیت ارائه شده است و شواهدی در مورد انواع مختلف ثبات و تغییر بررسی شده است. مکانیسم های تصور شده برای ایجاد ثبات شخصیت و تغییر شخصیت مشخص و توضیح داده می شوند.

اهداف یادگیری

  • ثبات هتروتیپی ، ثبات هموتیپی ، ثبات مطلق و پایداری دیفرانسیل را تعریف کنید.
  • شواهد مربوط به ثبات مطلق و دیفرانسیل ویژگی های شخصیت را در طول طول عمر شرح دهید.
  • بلوغ ، استمرار تجمعی و اصول پاسخگو از رشد شخصیت را توضیح دهید.
  • معاملات مربوط به محیط زیست را توضیح دهید و بین معاملات فعال ، واکنشی و تحریک آمیز و تحریک آمیز تفاوت قائل شوید.
  • چهار فرآیند را که باعث افزایش ثبات شخصیت می شود (جذابیت ، انتخاب ، دستکاری و جذابیت) شناسایی کنید. نمونه هایی از این فرایندها را ارائه دهید.
  • مکانیسم های احتمال تحول شخصیت را شرح دهید.

معرفی

mother and young child playing with bubbles

چه مقدار از شخصیت شما به عنوان یک کودک تعیین شد؟چه مقدار از آن با پیر شدن رشد کرده است؟از چه جنبه هایی از خودتان سپاسگزارید که "از آن خارج شده اید؟"[تصویر: آه وی ، https://goo. gl/nd3y7q ، cc by-sa 2. 0 ، https://goo. gl/rxiusf]

روانشناسی شخصیت در مورد چگونگی تفاوت افراد با یکدیگر در روشهای بارز تفکر ، احساس و رفتار است. برخی از جالب ترین سؤالات در مورد ویژگی های شخصیت شامل موضوعات ثبات و تغییر است. آیا کودکان خجالتی قصد دارند بزرگسالان خجالتی شوند؟آیا ویژگی های شخصیتی معمولی بزرگسالان با ویژگی های معمولی نوجوانان متفاوت است؟آیا افراد خودکشی تر می شوند و بهتر می توانند احساسات منفی خود را با بزرگسالی مدیریت کنند؟چه مکانیسم هایی ثبات شخصیت را توضیح می دهد و چه مکانیسم هایی برای تغییر شخصیت را نشان می دهد؟

تعریف انواع مختلف ثبات شخصیت

چیزی ناامید کننده اتفاق می افتد وقتی که شما سعی در کسب اطلاعات در مورد ثبات شخصیت دارید [1]: مانند بسیاری از مباحث در روانشناسی ، روش های مختلفی برای مفهوم سازی و کمیت ثبات شخصیت وجود دارد (به عنوان مثال ، Caspi & Bem ، 1990 ؛ Roberts ، Wood و Caspi، 2008). این بدان معنی است که روش های مختلفی برای در نظر گرفتن سؤالات در مورد ثبات شخصیت وجود دارد. بنابراین ، روش ساده (و آشکارا ناامیدکننده) برای پاسخ به بیشتر سؤالات پتو در مورد ثبات شخصیت ، این است که به سادگی پاسخ دهید که بستگی به این دارد که از نظر ثبات شخصیتی چه معنی دارد. برای ارائه پاسخ رضایت بخش تر به سؤالات مربوط به ثبات ، ابتدا روشهای مختلف روانشناسان را مفهوم سازی و ارزیابی ثبات شخصیت را شرح خواهم داد. من بین ثبات هتروتیپی و هموتیپی تمایز مهمی ایجاد خواهم کرد. سپس ثبات مطلق و دیفرانسیل ، دو روش در نظر گرفتن ثبات هموتیپی را شرح خواهم داد. من همچنین توجه شما را به مفهوم مهم تفاوتهای فردی در رشد شخصیت جلب خواهم کرد.

ثبات هتروتیپی به انسجام روانی افکار ، احساسات و رفتارهای فرد در طول توسعه اشاره دارد. سؤالات مربوط به ثبات هتروتیک مربوط به میزان سازگاری در ویژگی های شخصیت اساسی است. بخش دشوار مطالعه ثبات هتروتیپی این است که ویژگی روانشناختی اساسی می تواند در سنین مختلف عبارات رفتاری متفاوتی داشته باشد.(ممکن است از قبل بدانید که پیشوند "هترو" به معنای چیزی مانند "متفاوت" در یونانی است.) شرم آور نمونه خوبی از چنین ویژگی هایی است زیرا کمرویی توسط کودکان نوپا و کودکان خردسال متفاوت از بزرگسالان بیان می شود. کودک نو پا خجالتی ممکن است در یک مکان شلوغ به یک مراقب چسبیده و هنگام جدا شدن از این مراقب ، اشک ریخته و اشک ریخته است. از طرف دیگر ، بزرگسال خجالتی ممکن است از برقراری ارتباط چشمی با غریبه ها خودداری کند و در اجتماعات اجتماعی دور و دور به نظر برسد. مشاهده پشت سر هم بزرگسالان در یک محیط شلوغ بسیار غیرمعمول خواهد بود. رفتارهای قابل مشاهده به طور معمول در سنین مختلف با "نگاه کردن" به نظر می رسد. محققان می توانند استمرار هتروتیپی را فقط پس از داشتن نظریه ای که تظاهرات رفتاری مختلف ویژگی روانشناختی را در نقاط مختلف در طول عمر مشخص می کند ، مطالعه کنند. به نظر می رسد ، شواهدی وجود دارد که ویژگی هایی مانند کمرویی و پرخاشگری ثبات هتروتیپی را در طول طول عمر نشان می دهد (Caspi ، Bem ، & Elder ، 1989). افرادی که به عنوان کودکان خجالتی عمل می کنند ، اغلب به عنوان بزرگسالان خجالتی عمل می کنند ، اما میزان مکاتبات به دور از کامل است زیرا بسیاری از چیزها می توانند بین دوران کودکی و بزرگسالی مداخله کنند تا نحوه رشد فرد را تغییر دهد. با این وجود ، نکته مهم این است که الگوهای رفتار مشاهده شده در کودکی گاهی اوقات ویژگی های شخصیت بزرگسالان را پیش بینی می کند.

ثبات هموتیپی مربوط به میزان شباهت در همان خصوصیات شخصیتی قابل مشاهده در طول زمان است.(پیشوند "HOMO" به معنای چیزی مانند "همان" در یونانی است.) به عنوان مثال ، محققان ممکن است بپرسند که آیا واکنش استرس یا تمایل به اینکه به راحتی از چالش های عادی زندگی پریشانی می شود ، از 25 سالگی تا 45 سالگی ثبات هموتیپی را نشان می دهد. فرض این است که این ویژگی در این سنین مختلف مظاهر یکسانی دارد. محققان هنگام در نظر گرفتن ثبات هموتیپی ، بین ثبات مطلق و ثبات دیفرانسیل تمایز قائل می شوند.

older male and younger male headshot smiling

محققان هنگام در نظر گرفتن ثبات شخصیت ، می توانند در سطح فردی به آن فکر کنند (به عنوان مثال ، 18 ساله شما با 38 ساله شما متفاوت است؟) یا در سطح گروه (به عنوان مثال ، بیشترین 18 سال-Olds متفاوت از بیشتر افراد 38 ساله است؟).[تصویر: Ken Wytock ، https://goo. gl/g1qfco ، cc by-nc 2. 0 ، https://goo. gl/vnklk8]

ثبات مطلق به قوام سطح یک ویژگی شخصیت یکسان در طول زمان اشاره دارد. اگر یک فرد در یک اندازه گیری فرضی از واکنش استرس در سن 20 سالگی و در سن 40 سالگی نمره 45 دریافت کند ، محققان نتیجه می گیرند که شواهدی از ثبات مطلق وجود دارد. سؤالات مربوط به ثبات مطلق را می توان در سطح گروه یا سطح فردی در نظر گرفت. در سطح گروه ، برای محققان شخصیت معمول است که میانگین نمرات در اقدامات شخصیتی را برای گروه های سنین مختلف مقایسه کنند. به عنوان مثال ، می توان بررسی کرد که آیا یک فرد متوسط 40 ساله نسبت به متوسط 20 ساله ، میزان واکنش استرس پایین تر (یا بالاتر) دارد. پاسخ این سؤال چیزی راجع به الگوهای معمولی توسعه شخصیت به محققان می گوید.

مهم است که ثبات مطلق را از دیدگاه گروه و فردی در نظر بگیرید. سطح فردی جالب است زیرا افراد مختلف ممکن است با گذشت زمان الگوهای مختلفی از تغییر مطلق داشته باشند. یک نفر ممکن است به طور مداوم سطح واکنش استرس را در طول بزرگسالی گزارش دهد ، در حالی که شخص دیگری ممکن است افزایش چشمگیر در واکنش استرس را در طول دهه 30 و 40 گزارش دهد. این الگوهای مختلف فردی حتی اگر روند کلی برای کاهش واکنش استرس با افزایش سن باشد ، می توانند وجود داشته باشند. روانشناسی شخصیت در مورد تفاوت های فردی است و اینکه آیا ویژگی های یک فرد در طول زمان تغییر می کند یا یکسان باقی می ماند ، ممکن است یک تفاوت مهم فردی باشد. در واقع ، نکات جالب توجه وجود دارد که میزان و جهت تغییر در خصوصیات مانند واکنش استرس (یا عصبی بودن) مرگ و میر را پیش بینی می کند (Mroczek & Spiro ، 2007).

ثبات دیفرانسیل به قوام یک ویژگی شخصیت از نظر مرتبه رتبه یک فرد اشاره دارد. یک سؤال معمولی در مورد ثبات دیفرانسیل ممکن است این باشد که آیا یک جوان 20 ساله ای که نسبت به همسالان پیر خود نسبت به همان سن خود واکنش نشان می دهد ، به یک جوان 40 ساله تبدیل می شود که در مقایسه با همسالان خود نیز در واکنش استرس کم است. ثبات دیفرانسیل اغلب جالب است زیرا بسیاری از ویژگی های روانشناختی تغییرات متوسط را در طول طول عمر نشان می دهند. صرف نظر از تغییرات متوسط با افزایش سن ، با این وجود ، فرض می شود که ویژگی های شبیه به صفت درجه بالایی از پایداری دیفرانسیل دارند. عملکرد ورزشی را به عنوان یک ویژگی در نظر بگیرید که ممکن است ثبات دیفرانسیل را نشان دهد. به طور متوسط 35 ساله احتمالاً سریعتر از میانگین 55 ساله مسابقه 5K را پشت سر می گذارد. با این وجود ، افرادی که در دهه 30 نسبت به همسالان خود سریع هستند نیز ممکن است نسبت به همسالان خود در دهه 50 خود سریع باشند. به همین ترتیب ، حتی اگر بیشتر افراد با افزایش سن ، واکنش استرس را کاهش دهند ، هنوز هم مفید است که بررسی کنیم که آیا با گذشت زمان در جایگاه نسبی آنها روی این ویژگی وجود دارد یا خیر.

یافته های اساسی در مورد ثبات مطلق و دیفرانسیل

ثبات مطلقدو روش مشترک برای بررسی سطح متوسط ویژگی های شخصیت در سنین مختلف وجود دارد. ساده ترین روش انجام یک مطالعه مقطعی و مقایسه گروه های سنی مختلف بر روی یک ویژگی معین است که در همان زمان ارزیابی شده است. به عنوان مثال ، محققان ممکن است داده هایی را از نمونه ای از افراد مختلف از سن 18 تا 99 سال جمع آوری کرده و نمرات واکنش استرس را برای گروه های سنین مختلف مقایسه کنند. یک طراحی پیچیده تر شامل پیروی از همان گروه از افراد و ارزیابی شخصیت های آنها در نقاط زمانی چندگانه (اغلب دو) است. این یک مطالعه طولی است و یک روش بسیار بهتر برای مطالعه ثبات شخصیت از یک مطالعه مقطعی است. اگر همه افراد نمونه در ابتدای مطالعه تقریباً در همان سن باشند ، همه آنها اعضای یک گروه تولد یکسان محسوب می شوند. یکی از اشکالات اصلی یک مطالعه مقطعی این است که افرادی که در سنین مختلف قرار دارند نیز عضو گروه های مختلف تولد هستند. بنابراین ، محققان هیچ راهی برای دانستن اینکه آیا تفاوت های شخصیتی مشاهده شده در یک مطالعه مقطعی مشاهده می شود ، ناشی از تأثیر سن به خودی خود یا گروه تولد است. یک مطالعه طولی بهتر قادر به جداسازی اثرات سنی (به عنوان مثال ، تفاوت در شخصیت مربوط به بلوغ و رشد) از اثرات گروهی است (به عنوان مثال ، تفاوت در شخصیت مربوط به متولد شدن در یک نقطه خاص در تاریخ) از یک مطالعه مقطعی. گروهی که در یک مطالعه طولی ثابت است (به عنوان مثال ، یک مقدار تغییر ناپذیر) است که همه شرکت کنندگان مطالعه را تقریباً در همان سن شروع می کنند.

تعدادی از مطالعات مقطعی در مقیاس بزرگ ، تفاوت های سنی در شخصیت را ارزیابی کرده اند (Anusic ، Lucas ، & Donnellan ، 2012 ؛ Lucas & Donnellan ، 2009 ؛ McCrae & Costa ، 2003 ؛ Soto ، John ، Gosling ، & Potter ، 2011 ؛Srivastava ، John ، Gosling ، & Potter ، 2003) همانطور که تعدادی از مطالعات طولی دارند (Lucas & Donnellan ، 2011 ؛ Spepht ، Egloff ، & Schmukle ، 2011 ؛ Terracciano ، McCrae ، Brant ، & Costa ، 2005 ؛ Wortman ، Lucas ، Lucas ، & & & & & & & & andDonnellan ، در مطبوعات). خوشبختانه ، بسیاری از روندهای کلی این طرح های مختلف در همان مجموعه اصلی یافته ها همگرا می شوند. مهمتر از همه ، رابرتز ، والتون و ویختبائر (2006) نتایج 92 مطالعه طولی را با هم ترکیب کردند تا مروری بر تغییرات مطلق شخصیت در طول طول عمر ارائه دهند. آنها از طبقه بندی بزرگ پنج (به عنوان مثال ، جان ، Naumann ، و Soto ، 2008) برای طبقه بندی ویژگی های مختلف شخصیت مورد بررسی در مطالعات فردی استفاده کردند تا از ادبیات گسترده استفاده کنند.

big five personality traits

اگر کنجکاو هستید که در آن در دامنه های بزرگ پنج قرار دارید ، به وب سایت "روانشناسی امروز" بروید تا آزمایش خود را انجام دهید: https://goo. gl/aqtqod

دامنه های بزرگ پنج شامل برونگرایی (ویژگی هایی مانند ادعای ، اعتماد به نفس ، مستقل ، خروجی و اجتماعی) ، موافق (ویژگی هایی مانند تعاونی ، مهربان ، متوسط و اعتماد) ، وجدان (ویژگی هایی مانند کار سخت ، شجاع ، خودکنترل، و هدف گرا) ، عصبی گرایی (ویژگی هایی مانند اضطراب ، تنش ، روحیه و به راحتی عصبانی) و باز بودن (ویژگی هایی مانند هنری ، کنجکاو ، مبتکر و با ذهنیت آزاد). Big Five یکی از متداول ترین روش های سازماندهی طیف گسترده ای از ویژگی های شخصیت است که به نظر می رسد یک نفر را از طرف دیگر متمایز می کند. این چارچوب سازماندهی این امر را برای رابرتز و همکاران امکان پذیر کرد.(2006) برای نتیجه گیری گسترده از ادبیات.

به طور کلی ، سطح متوسط برونگرایی (به ویژه ویژگی های مرتبط با اعتماد به نفس و استقلال) ، موافقت و وجدان با افزایش سن افزایش می یابد در حالی که به نظر می رسد عصبی بودن با افزایش سن کاهش می یابد (رابرتز و همکاران ، 2006). باز بودن نیز با افزایش سن ، به ویژه پس از اواسط زندگی کاهش می یابد (رابرتز و همکاران ، 2006). این تغییرات اغلب به عنوان روند مثبت مشاهده می شود با توجه به اینکه سطح بالاتری از توافق و وجدان بودن و سطح پایین تر عصبی بودن با نتایج به ظاهر مطلوب مانند افزایش ثبات و کیفیت روابط ، موفقیت بیشتر در کار ، سلامتی بهتر ، کاهش خطر جرم و روانی همراه است. مشکلات بهداشتی و حتی کاهش مرگ و میر (به عنوان مثال ، Kotov ، Gamez ، Schmidt ، & Watson ، 2010 ؛ Miller & Lynam 2001 ؛ Ozer & Benet-Martínez ، 2006 ؛ Roberts ، Kuncel ، Shiner ، Caspi ، & Goldberg ، 2007). این الگوی تغییرات متوسط مثبت در ویژگی های شخصیت به عنوان اصل بلوغ رشد شخصیت بزرگسالان شناخته می شود (کاسپی ، رابرتز ، و شینر ، 2005). ایده اصلی این است که ویژگی های مرتبط با سازگاری مثبت و ویژگی های مرتبط با تحقق موفقیت آمیز نقش های بزرگسالان از نظر سطح متوسط آنها در دوران بزرگسالی افزایش می یابد.

رابرتز و همكاران فراتر از ارائه بینش در مورد طرح کلی شخصیت بزرگسالان ،.(2006) دریافت که بزرگسالی جوان (دوره بین سن 18 سال و اواخر 20 سال) فعال ترین زمان در طول عمر برای مشاهده تغییرات متوسط است ، اگرچه اختلاف متوسط در ویژگی های شخصیت در طول طول عمر مشاهده شد. چنین نتیجه ای ممکن است با توجه به این شهود که نوجوانی زمان تغییر شخصیت و بلوغ است ، تعجب آور باشد. با این حال ، بزرگسالی جوان به طور معمول زمانی در طول عمر است که شامل تعدادی از تغییرات زندگی از نظر اتمام مدرسه ، شروع کار ، متعهد شدن به مشارکت های عاشقانه و والدین است (دونلان ، کنگر ، و برزت ، 2007 ؛ ریندفوس ، 1991). دانستن اینکه بزرگسالی جوان یک زمان فعال برای رشد شخصیت است ، شواهد و مدارکی را ارائه می دهد که نشان می دهد نقش های بزرگسالان ممکن است فشارهایی را برای الگوهای خاصی از رشد شخصیت ایجاد کند. در واقع ، این یک توضیح بالقوه برای اصل بلوغ رشد شخصیت است.

adolescent male fixing a neck tie

اصل بلوغ رشد شخصیت بزرگسالان بیان می کند که با افزایش سن ، صفات خود را تنظیم می کنیم تا با مسئولیت های جدید و بزرگسالان خود متناسب باشد.[تصویر: الکس فرانسه ، https://goo. gl/h12cm3 ، CC BY-SA 3. 0 ، https://goo. gl/elcn2o]

مجدداً باید تأکید کرد که روند متوسط خلاصه هایی هستند که لزوماً برای همه افراد اعمال نمی شود. برخی از افراد مطابق با اصل بلوغ نیستند. احتمال استثنائات در روند کلی دلیل لازم برای مطالعه الگوهای فردی از رشد شخصیت است. روشهای این نوع تحقیقات به طور فزاینده ای محبوب می شوند (به عنوان مثال ، وایدیا ، گری ، هایگ ، مروکزک ، و واتسون ، 2008) و مطالعات موجود حاکی از آن است که تغییرات شخصیت در بین افراد متفاوت است (رابرتز و مروکزک ، 2008). این روشهای تحقیق جدید بهترین کار را می کنند که محققان بیش از دو موج داده های طولی را که شامل طول های طولانی تر است ، جمع آوری کنند. این نوع طراحی تحقیق هنوز در مطالعات روانشناختی تا حدودی نادر است اما به احتمال زیاد آینده تحقیق در مورد ثبات شخصیت را توصیف می کند.

ثبات دیفرانسیل. ارزیابی ثبات دیفرانسیل نیاز به یک مطالعه طولی دارد. ساده ترین استراتژی پیروی از نمونه بزرگی از شرکت کنندگان در همان سن و اندازه گیری ویژگی های شخصیت آنها در دو نقطه از هم جدا شده توسط مدت زمان معنادار است. محقق سپس همبستگی بین نمرات در ارزیابی اول و نمرات در ارزیابی دوم را محاسبه می کند (ضریب گاهی اوقات همبستگی آزمون مجدد یا حتی ضریب پایداری نامیده می شود). همانطور که می دانید ضریب همبستگی خلاصه ای از ارتباط خطی بین دو متغیر است. همبستگی های مربوط به . 1 یا 1 اغلب به انجمن های "کوچک" گفته می شود ، در حالی که همبستگی های مربوط به 50/0 و 50 (یا بزرگتر) اغلب انجمن های "بزرگ" خوانده می شوند (کوهن ، 1988).

رابرتز و Delvecchio (2000) 3،217 همبستگی آزمون مجدد را برای طیف گسترده ای از ویژگی های شخصیتی گزارش شده در 152 مطالعه طولی خلاصه کردند. آنها از روشهای آماری برای برابر کردن همبستگی های مختلف آزمون مجدد با فاصله مشترک حدود هفت سال استفاده کردند. این امر به آنها اجازه می دهد تا نتایج حاصل از مطالعات مربوط به طول زمان متفاوت را مقایسه کنند زیرا همه مطالعات از شرکت کنندگان در همان بازه زمانی پیروی نمی کنند. رابرتز و Delvecchio دریافتند که ثبات دیفرانسیل با افزایش سن افزایش می یابد. این همبستگی ها از حدود 30/0 برای نمونه های مربوط به کودکان خردسال تا حدود 70/0 برای نمونه های مربوط به افراد مسن تر بود. فرگوسن (2010) این الگوی اساسی را به روز و تکرار کرد. این الگوی افزایش ثبات با افزایش سن ، اصل استمرار تجمعی رشد شخصیت نامیده می شود (کاسپی و همکاران ، 2005). این الگوی کلی هم برای زنان و هم برای مردان و هم برای طیف گسترده ای از ویژگی های مختلف شخصیتی اعم از برونگرایی گرفته تا باز بودن و کنجکاوی اعمال می شود. با این وجود تأکید می شود که همبستگی های مشاهده شده هرگز در هر سنی کامل نیستند (یعنی همبستگی ها به 1. 0 نمی رسد). این نشان می دهد که تغییرات شخصیت در هر زمان در طول عمر ممکن است رخ دهد. فقط به نظر می رسد که ناسازگاری بیشتری در دوران کودکی و نوجوانی نسبت به بزرگسالی مشاهده می شود.

پیام های کلیدی تاکنون

خلاصه کردن ایده های کلیدی این ماژول تاکنون مفید است. نقطه شروع این واقعیت بود که چندین روش مختلف برای تعریف و اندازه گیری ثبات شخصیت وجود دارد. ثبات هتروتیپی به قوام ویژگی روانشناختی اساسی اشاره دارد که ممکن است در سنین مختلف تظاهرات رفتاری متفاوتی داشته باشد. از طرف دیگر ، ثبات هموتیپی به قوام همان تظاهرات قابل مشاهده از یک ویژگی شخصیتی اشاره دارد. این نوع ثبات معمولاً در ادبیات فعلی مورد مطالعه قرار می گیرد و ثبات مطلق و دیفرانسیل متمرکز بر بسیاری از مطالعات است. در نظر گرفتن ادبیات گسترده در مورد ثبات شخصیت ، دو نتیجه گیری مهم به دست می آورد.

  1. به نظر می رسد سطح متوسط ویژگی های شخصیت در روش های قابل پیش بینی در طول طول عمر مطابق با اصل بلوغ رشد شخصیت تغییر می کند. به نظر می رسد صفاتی که با نتایج مثبت (مانند وجدان بودن) در ارتباط هستند از بزرگسالی تا بزرگسالی افزایش می یابد. این دیدگاه در مورد ثبات شخصیت از در نظر گرفتن ثبات مطلق در قالب سطح متوسط ویژگی های شخصیت در سنین مختلف بدست می آید.
  2. ویژگی های شخصیتی ویژگیهای نسبتاً ماندگار هستند که در طول بزرگسالی مطابق با اصل استمرار تجمعی ، به طور فزاینده ای سازگار می شوند. این دیدگاه در مورد ثبات از در نظر گرفتن ثبات دیفرانسیل در قالب همبستگی های آزمون مجدد از مطالعات طولی بدست می آید.

به طور کلی ، تصویری که از ادبیات ناشی می شود این است که صفات شخصیتی ویژگی های نسبتاً ماندگار هستند که از کودکی تا بزرگسالی پایدارتر می شوند. با این وجود ، ثبات ویژگی های شخصیت در هر دوره در طول عمر کامل نیست. این یک نتیجه گیری مهم است زیرا دو دیدگاه شدید را که در تحقیقات روانشناختی تأثیرگذار بوده اند ، به چالش می کشد. بیش از 100 سال پیش ، روانشناس مشهور ویلیام جیمز اظهار داشت که شخصیت (شخصیت) تا 30 سالگی "مانند گچ" تنظیم شده است. این دیدگاه حاکی از ثبات کامل شخصیت در بزرگسالی است. در مقابل ، سایر روانشناسان گاهی اوقات انکار کرده اند که به هیچ وجه ثبات در شخصیت وجود دارد. دیدگاه آنها این است که افکار و احساسات فردی به سادگی پاسخ به تأثیرات موقعیتی گذرا است که بعید است که سازگاری زیادی در طول طول عمر نشان دهد. همانطور که تاکنون مورد بحث قرار گرفته است ، تحقیقات فعلی هیچ یک از این دیدگاه های افراطی را پشتیبانی نمی کند. با این وجود ، وجود برخی از ثبات سؤالات مهمی را در مورد فرآیندها و مکانیسم های دقیق ایجاد ثبات شخصیت (و تغییر شخصیت) ایجاد می کند.

چگونه و چرا از ثبات و تغییر شخصیت: انواع مختلف تعامل بین افراد و محیط آنها

ثبات شخصیت نتیجه تعامل بین فرد و محیط اوست. روانشناسان از معاملات اصطلاح شخص و محیط استفاده می کنند (به عنوان مثال ، رابرتز و همکاران ، 2008) برای ضبط تعامل متقابل بین افراد و شرایط متنی آنها. چندین نوع مختلف از این معاملات توسط محققان روانشناختی شرح داده شده است. معاملات فعال و محیط زیست فعال زمانی اتفاق می افتد که افراد به دنبال انواع خاصی از محیط ها و تجربیاتی هستند که مطابق با ویژگی های شخصیتی آنها باشد. افراد ریسک پذیر ممکن است اوقات فراغت خود را بسیار متفاوت از افراد محتاط تر بگذرانند. برخی ورزش های شدید را ترجیح می دهند در حالی که برخی دیگر تجربیات شدید کمتری را ترجیح می دهند. معاملات واکنشی شخص و محیط زیست هنگامی اتفاق می افتد که افراد به دلیل شخصیت های خود متفاوت به همان وضعیت عینی واکنش نشان دهند. یک گردهمایی اجتماعی بزرگ نشان دهنده زمینه ای از نظر روانشناختی متفاوت با فرد بسیار برونگرا در مقایسه با فرد بسیار درونگرا است. معاملات تحریک آمیز شخص و محیط زیست هر زمان که افراد به دلیل ویژگی های شخصیت خود ، انواع خاصی از پاسخ ها را از محیط های اجتماعی خود بیرون می کشند یا بیرون می کشند. یک فرد گرم و ایمن انواع مختلفی از پاسخ های همسالان را نسبت به یک فرد سرد و دور از هم دعوت می کند.

محققان فعلی بین مکانیسم هایی که احتمالاً باعث ایجاد ثبات شخصیت و مکانیسم هایی می شوند که احتمالاً تغییراتی ایجاد می کنند ، تمایز قائل می شوند (رابرتز ، 2006 ؛ رابرتز و همکاران ، 2008). برنت رابرتز ، مخفف مفید ASTMA را برای کمک به به یاد آوردن بسیاری از این مکانیسم ها ابداع کرد: جذابیت (A) ، انتخاب (ها) ، دستکاری (M) و جذابیت (A) تمایل به ایجاد ثبات شخصیت دارند ، در حالی که تحول (T) تغییر شخصیت را توضیح می دهدبشر

به ترجیح خود برای سرگرمی ها و مشاغل فکر کنید. این فعالیت ها چگونه منعکس کننده ویژگی های اصلی شخصیت شخصی شما هستند؟[تصویر: دیو Scriven ، https://goo. gl/4g9tcz ، CC by-nc 2. 0 ، https://goo. gl/vnklk8]

افراد گاهی اوقات به دلیل ویژگی های شخصیتی ، مشاغل ، دوستان ، باشگاه های اجتماعی و سبک زندگی را انتخاب می کنند. این فرایند فعال جذب است - افراد به دلیل ویژگی های شخصیتی آنها به محیط ها جذب می شوند. به نظر می رسد موقعیت هایی که با شخصیت های ما مطابقت دارند "درست" احساس می کنند (به عنوان مثال ، سزاریو ، گرانت ، و هیگینز ، 2004). در کنار این روند ، دروازه بان ها ، مانند کارفرمایان ، افسران پذیرش و حتی شرکای روابط بالقوه ، اغلب به دلیل شخصیت های خود افراد را انتخاب می کنند. افراد خارج از کشور و افراد خروجی احتمالاً نسبت به افراد ساکت و آرام که از تعامل اجتماعی ناراحت هستند ، فروشندگان بهتری می کنند. در کل ، افراد خاصی به دلیل شخصیت های خود توسط دروازه بان ها در انواع خاصی از محیط ها "پذیرفته می شوند". به همین ترتیب ، افرادی که دارای ویژگی هایی هستند که با یک محیط خاص مناسب هستند ، ممکن است چنین تنظیماتی را ترک کنند یا از آنها خواسته شود که توسط دروازه بان ها ترک کنند. یک کارمند تنبل در یک کار خواستار دوام نخواهد داشت. این مثالها روند جذابیت (رها کردن) را ضبط می کنند. فرآیندهای انتخاب و جذابیت منعکس کننده معاملات تحریک کننده شخص و محیط است. آخر اینکه ، افراد می توانند به طور فعال محیط های خود را دستکاری کنند تا شخصیت های خود مطابقت داشته باشند. یک فرد خروجی راه هایی برای معرفی تعامل اجتماعی بیشتر در روز کاری پیدا خواهد کرد ، در حالی که یک فرد خجالتی ممکن است کولر آب ضرب المثلی را برای جلوگیری از تماس با دیگران از بین ببرد.

این چهار فرآیند جذابیت ، انتخاب ، جذابیت و دستکاری توضیح می دهد که چگونه نوعی تطبیق بین ویژگی های شخصیت و شرایط محیطی برای بسیاری از افراد اتفاق می افتد. این تطبیق مثبت به طور معمول قوام شخصیتی را ایجاد می کند زیرا "مطبوعات" اوضاع ویژگی های شخص را تقویت می کند. این مشاهدات در هسته اصلی اصل پاسخگو از رشد شخصیت است (کاسپی و همکاران ، 2005 ؛ رابرتز ، کاسپی ، و مفتیت ، 2003). ویژگی های شخصیتی موجود و زمینه های زیست محیطی برای ترویج تداوم شخصیت به صورت هماهنگ کار می کنند. ایده این است که محیط ها اغلب آن ویژگی های شخصیتی را تقویت می کنند که در وهله اول تا حدودی مسئول شرایط اولیه محیطی بودند. به عنوان مثال ، افراد جاه طلب و با اعتماد به نفس ممکن است جذب و انتخاب شغل های خواستار تر شوند (رابرتز و همکاران ، 2003). این نوع مشاغل غالباً نیاز به رانندگی ، فداکاری و تلاش برای دستیابی به آن دارند و از این طریق گرایش های دفع را به سمت جاه طلبی و اعتماد به نفس برجسته می کنند.

ملاحظات اضافی مربوط به معاملات شخصی و محیط ممکن است به توضیح بیشتر ثبات شخصیت کمک کند. افراد در هنگام انتقال از کودکی به بزرگسالی ، استقلال بیشتری برای انتخاب محیط خود به دست می آورند (Scarr & McCartney ، 1983). این ممکن است توضیح دهد که چرا ثبات دیفرانسیل ویژگی های شخصیت از بزرگسالی به بزرگسالی افزایش می یابد. معاملات واکنشی و تحریک آمیز شخص و محیط نیز ثبات شخصیت را تسهیل می کند. ایده اصلی این است که شخصیت نسبت به افراد چگونه پاسخ می دهد که افراد به موقعیت ها پاسخ می دهند و انواع پاسخ هایی را که افراد از محیط خود استخراج می کنند شکل می دهند. این پاسخ ها و واکنش ها می توانند چرخه خود را ایجاد کنند. به عنوان مثال ، به نظر می رسد افراد پرخاشگر نشانه های اجتماعی مبهم را تهدیدآمیز می کنند (چیزی به نام تعصب ویژگی خصمانه یا یک ویژگی خصمانه از قصد ؛ به Crick & Dodge ، 1996 ؛ Orobio de Castro ، Veerman ، Koops ، Bosch و Monshouwer ، 2002) مراجعه کنید. اگر یک غریبه وارد شما می شود و قهوه داغ خود را در تمام پیراهن تمیز می ریزید ، وضعیت را چگونه تفسیر می کنید؟آیا شما اعتقاد دارید که شخص دیگر پرخاشگر بود ، یا شما فقط بدشانس بودید؟یک پاسخ بی ادب ، سوز آور یا خشونت آمیز ممکن است پاسخ مشابهی را از سوی فردی که به درون شما فرار کرده است دعوت کند. نکته اصلی این است که ویژگی های شخصیت به شکل دادن به واکنش ها و پاسخ های دنیای اجتماعی کمک می کند ، و این فرایندها اغلب (اما نه همیشه) به تقویت گرایش های دفع می پردازند.

اگرچه تعدادی از مکانیسم ها با ایجاد تطابق بین خصوصیات فرد و محیط ، تداوم شخصیت را به خود اختصاص می دهند ، با این وجود تغییر شخصیت یا تحول ممکن است. به یاد بیاورید که ثبات دیفرانسیل کامل نیست. ساده ترین مکانیسم برای تولید تغییر ، سنگ بنای رفتارگرایی است: الگوهای رفتاری که عواقب مثبت (لذت) ایجاد می کند ، تکرار می شوند ، در حالی که الگوهای رفتاری که عواقب منفی (درد) ایجاد می کند کاهش می یابد (Thodike ، 1933). در صورتی که فرد در معرض پاداش ها و مجازات های مختلف باشد ، تنظیمات اجتماعی ممکن است قدرت تغییر شخصیت را داشته باشد و تنظیمات محدودیت هایی را برای نحوه رفتار منطقی می تواند داشته باشد (Caspi & Moffitt ، 1993). به عنوان مثال ، زمینه های زیست محیطی که آژانس را محدود می کنند و ساختارهای پاداش بسیار واضحی مانند ارتش دارند ممکن است زمینه های قدرتمندی برای تولید تغییرات شخصیت پایدار باشند (به عنوان مثال ، جکسون ، توممز ، جانکمن ، لودک ، و تراوتوین ، 2012).

همچنین ممکن است افراد با تلاش فعال برای تغییر رفتارها و واکنشهای عاطفی خود با کمک از افراد خارجی ، ویژگی های شخصیت خود را تغییر دهند. این ایده در قلب روان درمانی نهفته است. به نظر می رسد ، شرایطی که باعث ایجاد تغییرات شخصیت ماندگار می شود ، یک منطقه فعال تحقیق است. محققان شخصیت از لحاظ تاریخی به دنبال نشان دادن وجود ثبات شخصیت بوده اند و اکنون آنها توجه کامل خود را به شرایطی که تغییر شخصیت را تسهیل می کند ، جلب می کنند. در حال حاضر چند نمونه از مداخلات وجود دارد که در نهایت ایجاد تغییر شخصیت های کوتاه مدت (جکسون ، هیل ، پین ، رابرتز ، و استین فردا ، 2012) وجود دارد ، و این یک منطقه هیجان انگیز برای تحقیقات آینده است (ادموندز ، جکسون ، فیارد ،و رابرتز ، 2008). بینش در مورد تغییر شخصیت برای ایجاد مداخلات مؤثر که برای تقویت رشد مثبت انسانی طراحی شده اند ، مهم هستند. یافتن راه هایی برای ارتقاء خودکنترلی ، ثبات عاطفی ، خلاقیت و یک تمایل قابل قبول احتمالاً منجر به پیشرفت برای افراد و جامعه به طور کلی می شود زیرا این ویژگی ها طیف وسیعی از نتایج زندگی نتیجه را پیش بینی می کنند (Ozer & Benet-Martínez ، 2006 ؛ Robertssو همکاران ، 2007)

نتیجه

person walking on abandoned road

شخصیت ما نتیجه تعامل با محیط زیست است. شما چه کسی هستید تا تعیین کنید که چه کاری انجام می دهید و دوست دارید ، و چه کاری انجام می دهید و دوست دارید تعیین کنید که چه کسی هستید.[تصویر: نیک شربرت ، دامنه عمومی CC0 ، https://goo. gl/m25gce]

روش های مختلفی برای ارزیابی ثبات شخصیت وجود دارد. شواهد موجود نشان می دهد که ویژگیهای شخصیتی ویژگی های نسبتاً ماندگار هستند که تغییرات سطح متوسط قابل پیش بینی را در طول طول عمر نشان می دهند. ثبات شخصیت با یک تعامل پیچیده بین افراد و تنظیمات اجتماعی آنها تولید می شود. بسیاری از ویژگی های شخصیتی با تجربیات زندگی در یک چرخه تقویت کننده متقابل مرتبط هستند: به نظر می رسد ویژگی های شخصیتی زمینه های زیست محیطی را شکل می دهند ، و آن زمینه ها اغلب آن ویژگی های شخصیتی را برجسته و تقویت می کنند. با این وجود ، تغییر شخصیت یا تحول ممکن است زیرا افراد به محیط های خود پاسخ می دهند. افراد همچنین ممکن است بخواهند شخصیت خود را تغییر دهند. محققان شخصیت اکنون شروع به پرداختن به سؤالات مهم در مورد احتمال تغییر شخصیت ماندگار از طریق تلاش های مداخله می کنند.

[1] در بیشتر این ماژول از اصطلاح ثبات برای اشاره به تداوم ، ثبات/تغییر و قوام/ناسازگاری استفاده می کنم.

دانش خود را بررسی کنید

برای کمک به شما در مطالعه ، ما برخی از سؤالات تمرین را برای این ماژول درج کرده ایم. این سؤالات لزوماً به کلیه مطالب موجود در این ماژول نمی پردازند. آنها به عنوان عمل در نظر گرفته شده اند ، و شما مسئولیت تمام مطالب موجود در این ماژول را بر عهده دارید حتی اگر هیچ سؤال عملی همراه نباشد. برای ارتقاء تعامل عمیق تر با مطالب ، ما شما را ترغیب می کنیم تا برخی از سؤالات مربوط به خود را برای تمرین خود ایجاد کنید. سپس می توانید بعداً در این دوره به این سؤالات خود تولید شده بازگردید تا خود را آزمایش کنید.< Pan> [1] در بیشتر این ماژول از اصطلاح ثبات برای اشاره به تداوم ، ثبات/تغییر و قوام/ناسازگاری استفاده می کنم.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 38 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 20:31