فعالیت عصبی در سیستم شنوایی با ریتم های صوتی همزمان می شود ، و همگام سازی مغز و محیط برای ادراک شنوایی موفق اساسی است. ریتم های صدا اغلب از نظر پاکت دامنه صدا عملیاتی می شوند. ما فرض کردیم که-به خصوص برای موسیقی-پاکت ممکن است به بهترین وجه نوسانات طیف وسیعی و زمانی پیچیده را که باعث درک ضرب و شتم و فعالیت عصبی همزمان می شود ، ضبط کند. این مطالعه (1) هماهنگ سازی عصبی با ویژگی های مختلف موسیقی ، (2) وابستگی به هماهنگی عصبی و (3) وابستگی هماهنگ سازی به آشنایی ، لذت بردن و سهولت ادراک ضرب و شتم بررسی شده است. در این مطالعه الکتروانسفالوگرافی ، 37 شرکت کننده انسانی به موسیقی با تعدیل سرعت (1-4 هرتز) گوش دادند. مستقل از اینکه آیا رویکرد تجزیه و تحلیل مبتنی بر توابع پاسخ زمانی (TRFS) یا تجزیه و تحلیل مؤلفه های قابل اعتماد (RCA) بود ، شار طیفی موسیقی - بر خلاف پاکت دامنه - قوی ترین همگام سازی عصبی را برانگیخت. علاوه بر این ، موسیقی با نرخ ضرب و شتم کندتر ، آشنایی زیاد و ضربات آسان برای درک ، قوی ترین پاسخ عصبی را به وجود آورد. نتایج ما نشان دهنده اهمیت نوسانات طیف-زمانی در موسیقی برای رانندگی هماهنگ سازی عصبی است و حساسیت آن را به سرعت موسیقی ، آشنایی و ضرب و شتم برجسته می کند.
ارزیابی ویراستار
این مطالعه به بررسی ردیابی عصبی موسیقی با استفاده از روش جدید پرداخته است. یافته هسته به جای سایر ویژگی های متداول تر مانند پاکت دامنه ، به "شار طیفی" قوی تر بود. این مطالعه از نظر روش شناختی پیچیده است و بینش جدیدی در مورد مکانیسم های عصبی ادراک موسیقی ارائه می دهد.
- نامه تصمیم گیری
- بررسی در مورد Scienty
- روند بررسی الیف
هضم
وقتی به یک ملودی گوش می دهیم ، فعالیت نورونهای ما با موسیقی همزمان می شود: در واقع ، این احتمال وجود دارد که هرچه مسابقه نزدیکتر باشد ، می توانیم قطعه را درک کنیم. با این حال ، دقیقاً مشخص نیست که کدام موسیقی سلولهای مغزی ما همزمان هستند. مطالعات قبلی ، که اغلب از موسیقی "ساده" استفاده کرده اند ، تأکید کرده اند که پاکت دامنه (چگونه شدت صداها با گذشت زمان تغییر می کند) می تواند در این پدیده دخیل باشد ، در کنار عواملی مانند آموزش موسیقی ، توجه ، آشنایی با قطعه یاحتی لذت بردناین که آیا تفاوت در هماهنگ سازی عصبی می تواند توضیح دهد که چرا سلیقه موسیقی بین افراد متفاوت است ، هنوز هم مورد بحث است.
در مطالعه خود ، وینک و همکاران. هدف این است که بهتر بفهمید که چه چیزی هماهنگ سازی عصبی را به موسیقی سوق می دهد. از تکنیکی معروف به الکتروانسفالوگرافی برای ضبط فعالیت مغز در 37 داوطلب که به موسیقی ساز گوش می دهند ، استفاده شد که سرعت آن از 60 تا 240 ضرب در دقیقه بود. آهنگ ها در مجموعه ای از ویژگی هایی مانند آشنایی ، لذت بردن و درک آن بسیار آسان بود. سپس دو روش مختلف برای محاسبه هماهنگ سازی عصبی ، که نتایج همگرایی به دست آورد ، استفاده شد.
تجزیه و تحلیل نشان داد که سه نوع عامل با یک هماهنگ سازی عصبی قوی همراه است. اول ، در میان کادرهای مختلف ، سرعت 60-120 ضرب و شتم در دقیقه ، قوی ترین مسابقه را با فعالیت عصبی ایجاد کرد. جالب اینجاست که این ضرب و شتم معمولاً در موسیقی پاپ غربی یافت می شود ، معمولاً توسط شنوندگان ترجیح داده می شود و اغلب با ریتم های بدن خود به خودی مانند سرعت پیاده روی مطابقت دارد. دوم ، هماهنگ سازی به جای پاکت دامنه ، به تغییرات در کیفیت زمین و صدا (معروف به "شار طیفی") مرتبط بود. و سرانجام ، آشنایی و شوری و شتاب ادراک شده - اما لذت بردن یا تخصص موسیقی - به هماهنگ سازی قوی تر مرتبط بودند.
این یافته ها به درک بهتر چگونه مغز ما به ما امکان درک و ارتباط با موسیقی را می دهد. کار انجام شده توسط وینک و همکاران. باید به سایر محققان کمک کند تا در مورد این زمینه تحقیق کنند. به طور خاص ، این نشان می دهد که در آزمایش هایی که از موسیقی واقعی استفاده می کنند ، در نظر گرفتن شار طیفی به جای پاکت دامنه چقدر مهم است.
معرفی
فعالیت عصبی با انواع مختلفی از صداهای ریتمیک مانند گفتار و موسیقی همزمان می شود (Doelling and Poeppel ، 2015 ؛ Nicolaou et al. ، 2017 ؛ Ding et al. ، 2017 ؛ Kösem et al. ، 2018) در طیف گسترده ای از نرخ ها. در موسیقی ، فعالیت عصبی با ضرب و شتم همزمان می شود ، برجسته ترین نبض ایزوکرون در موسیقی که شنوندگان بدن خود را می چرخانند یا پاهای خود را می زنند (Tieey and Kraus ، 2015 ؛ Nozaradan et al. ، 2012 ؛ Lare and Snyder ، 2009 ؛ Doelling and Poeppel، 2015). شنوندگان ترجیح رفتاری قوی برای موسیقی با نرخ ضرب و شتم در حدود 2 هرتز نشان می دهند (در اینجا ، ما از اصطلاح TEMPO برای اشاره به نرخ ضرب و شتم استفاده می کنیم). ترجیح 2 هرتز همزمان با سرعت معین موسیقی پاپ غربی (Moelants ، 2002) و برجسته ترین فرکانس حرکات طبیعی بزرگسالان بزرگسالان (MacDougall and Moore ، 2005). در واقع ، تحقیقات قبلی نشان می دهد که شنوندگان توالی های ریتمیک را با نرخ ضرب و شتم در حدود 1 تا 2 هرتز درک می کنند ، به ویژه هنگامی که آنها قادر به پیگیری ضرب و شتم با حرکت دادن بدن خود هستند (Zalta et al. ، 2020). علیرغم شواهد ادراکی و حرکتی ، مطالعاتی که به وابستگی به سرعت هماهنگ سازی عصبی نگاه می کنند کمیاب هستند (Doelling and Poeppel ، 2015 ؛ Nicolaou et al. ، 2017) و ما از هیچ مطالعه EEG انسانی با استفاده از محرک های موسیقی پلیفونیک طبیعت گرایانه که دستکاری شده اند آگاه نیستیمدر حوزه تمپو.
در مطالعه حاضر ، ما با هدف آزمایش اینکه آیا ترجیح موسیقی با نرخ ضرب و شتم در حدود 2 هرتز در قدرت هماهنگ سازی عصبی با بررسی هماهنگ سازی عصبی در طیف وسیعی از فاصله نسبتاً گسترده و ریز از سرعت موسیقی منعکس می شود (1-4 هرتز ، مربوطهبه باند عصبی δ). علاوه بر این ، تعدادی از اقدامات مختلف موسیقی ، رفتاری و ادراکی مختلف نشان داده شده است که هماهنگ سازی عصبی را تعدیل می کند و بر ادراک موسیقی تأثیر می گذارد ، از جمله پیچیدگی ، آشنایی ، تکرار موسیقی ، آموزش موسیقی شنونده و توجه به محرک (Kumagai etAl. ، 2018 ؛ Madsen et al. ، 2019 ؛ Doelling and Poeppel ، 2015). بنابراین ، ما در مورد اثرات لذت ، آشنایی و سهولت ادراک ضرب و شتم بر هماهنگ سازی عصبی بررسی کردیم.
بیشتر مطالعات ارزیابی هماهنگ سازی عصبی با موسیقی ، هماهنگ سازی را با پاکت دامنه محرک بررسی کرده اند ، که نوسانات شدت را با گذشت زمان تعیین می کند (Doelling and Poeppel ، 2015 ؛ Kaneshiro et al. ، 2020 ؛ Wollman et al. ، 2020) یا "ترتیب بالاتر"ویژگی های موسیقی مانند تعجب و انتظار (دی لیبرتو و همکاران ، 2020). این رویکردهای تقلید شده برای مطالعه هماهنگ سازی عصبی با گفتار ، که در آن فعالیت عصبی برای همگام سازی با پاکت دامنه نشان داده شده است (Peelle and Davis ، 2012) ، که تقریباً مربوط به نوسانات هجایی است (Doelling et al. ، 2014) ، و همچنیناطلاعات معنایی "سفارش بالاتر" (برودریک و همکاران ، 2019). نکته قابل توجه ، بیشتر مطالعاتی که هماهنگ سازی عصبی را با ریتم موسیقی مورد بررسی قرار داده اند ، از محرک های موسیقی ساده مانند ملودی های میدی (Kumagai و همکاران ، 2018) و ملودی های مونوفونیک استفاده کرده اند (دی لیبرتو و همکاران ، 2020) ، یا خطوط ریتمیک شامل کلیک یا سینوسیتن (نوزارادان و همکاران ، 2012 ؛ نوزارادان و همکاران ، 2011 ؛ وولمن و همکاران ، 2020) ؛فقط چند مطالعه بر موسیقی طبیعت گرایانه و چندفونیک متمرکز شده است (Tieey and Kraus ، 2015 ؛ Madsen et al. ، 2019 ؛ Kaneshiro et al. ، 2020 ؛ Doelling and Poeppel ، 2015). محاسبه ویژگی های موسیقی "مرتبه بالاتر" برای موسیقی طبیعت گرایانه دشوار است ، که به طور معمول پلیفونیک است و دارای خواص طیف وسیعی پیچیده ای است (Zatorre et al. ، 2002). با این حال ، هماهنگ سازی دامنه-الپ به خوبی ثبت شده است: فعالیت عصبی با نوسانات دامنه در موسیقی بین 1 هرتز و 8 هرتز همزمان می شود و همگام سازی به ویژه برای شنوندگان با تخصص موسیقی قوی است (Doelling and Poeppel ، 2015).
به دلیل ماهیت پیچیده موسیقی پلیفونیک طبیعی ، ما فرض کردیم که پاکت دامنه ممکن است تنها یا مهمترین ویژگی ای نباشد که فعالیت عصبی می تواند همگام سازی کند (مولر ، 2015). بنابراین ، مطالعه حاضر پاسخ های عصبی به ویژگی های مختلف موسیقی را که با گذشت زمان تکامل می یابد و جنبه های مختلف پویایی محرک را ضبط می کند ، بررسی شده است. در اینجا ، ما از اصطلاح موسیقی استفاده می کنیم تا به جنبه های متغیر زمان موسیقی که در مقیاس های زمانی نوسان دارند تقریباً مربوط به گروه عصبی δ باشد ، بر خلاف عناصر موسیقی مانند کلید ، هارمونی یا هماهنگی. ما پاکت دامنه ، اولین مشتق از پاکت دامنه (که معمولاً نسبت به پاکت دامنه نسبت به پاکت دامنه حساس تر است) ، زمان ضرب و شتم و شار طیفی را بررسی کردیم ، که با محاسبه تغییرات طیفی از سیگنال را بر اساس قاب به فریم توصیف می کند. تفاوت بین بردارهای طیفی فریم های بعدی (مولر ، 2015). یکی از مزیت های بالقوه شار طیفی بر روی پاکت یا مشتق آن این است که شار طیفی به اطلاعات ریتمیک حساس است که با تغییر در زمین حتی اگر با تغییر در دامنه همراه نباشند ، ارتباط برقرار می شود. از نظر انتقادی ، اطلاعات زمانی و طیفی به طور مشترک بر ساختار لهجه درک شده در موسیقی تأثیر می گذارد ، که اطلاعاتی در مورد مکان های ضرب و شتم ارائه می دهد (Pfordresher ، 2003 ؛ Ellis and Jones ، 2009 ؛ Jones ، 1993).
مطالعه حاضر با استفاده از دو رویکرد تجزیه و تحلیل مختلف ، هماهنگ سازی عصبی به موسیقی طبیعی را مورد بررسی قرار داده است: تجزیه و تحلیل مؤلفه های قابل اعتماد (RCA) (Kaneshiro و همکاران ، 2020) و توابع پاسخ موقتی (TRFS) (DI Liberto و همکاران ، 2020). یک تمایز از نظر تئوریک در اینجا این است که آیا هماهنگ سازی عصبی مشاهده شده با استفاده از این تکنیک ها منعکس کننده اتصال یک طرفه و یک طرفه بین یک ریتم محرک و فعالیت تولید شده توسط یک نوسان ساز عصبی است (لاکاتوس و همکاران ، 2019) در مقابل حل شدن یک محرک با فعالیت عصبی بیرونتوسط آن محرک (زوک و همکاران ، 2021). تجزیه و تحلیل TRF شامل مدل سازی فعالیت عصبی به عنوان یک حلق خطی بین یک محرک و فعالیت عصبی نسبتاً گسترده (به عنوان مثال 1-15 هرتز یا 1-30 هرتز ؛ Crosse et al. ، 2016 ؛ Crosse و همکاران ، 2021) است. به همین ترتیب ، تمایل طبیعی برای مقالات استفاده از TRF برای تفسیر هماهنگ سازی عصبی از طریق لنز حلقوی وجود دارد (اگرچه استثنائات زیادی در این مورد وجود دارد. تجزیه و تحلیل مبتنی بر RCA معمولاً همبستگی یا انسجام بین یک محرک و فعالیت باند نسبتاً باریک را محاسبه می کند ، و به نوبه خود همگام سازی عصبی را به عنوان منعکس کننده نوسان عصبی باند باریک به یک ریتم محرک تفسیر می کند (Doelling and Poeppel ، 2015 ؛ Assaneo et al.، 2019). در نهایت ، درک تحت چه شرایطی و استفاده از چه تکنیک هایی هماهنگ سازی عصبی که از هر یک از این مکانیسم های فیزیولوژیکی ناشی می شود ، یک سؤال مهم علمی است (Doelling et al. ، 2019 ؛ Doelling and Assaneo ، 2021 ؛ Van Bree et al. ، 2022). با این حال ، انجام این کار در محدوده مطالعه حاضر نیست ، و ما ترجیح می دهیم که برای تولید کننده بالقوه فعالیت عصبی هماهنگ ، آگنوستیک بمانیم. در اینجا ، ما بدون ایجاد فرضیاتی در مورد چگونگی ایجاد هماهنگی عصبی ، به "ورود به معنای گسترده" (Obleser and Kayser ، 2019) اشاره و بحث می کنیم ، و علاوه بر این ، ما نشان خواهیم داد که این دو کلاس از تکنیک های تجزیه و تحلیل به شدت با یکدیگر موافق هستند.
هدف ما این بود که به چهار سوال پاسخ دهیم.(1) آیا همگام سازی عصبی با موسیقی طبیعی به سرعت بستگی دارد؟(2) کدام ویژگی موسیقی قوی ترین هماهنگ سازی عصبی را هنگام گوش دادن به موسیقی طبیعی نشان می دهد؟(3) روشهای مبتنی بر RCA- و TRF در تعیین هماهنگ سازی عصبی به موسیقی طبیعی چقدر سازگار هستند؟(4) لذت ، آشنایی و سهولت درک ضرب و شتم بر هماهنگی عصبی تأثیر می گذارد؟برای پاسخ به این سؤالات تحقیقاتی ، ما داده های الکتروانسفالوگرافی (EEG) را ضبط کردیم در حالی که شرکت کنندگان به موسیقی ابزاری که در تمپی های مختلف (1-4 هرتز) ارائه شده بودند گوش می دادند. قوی ترین هماهنگ سازی عصبی در پاسخ به شار طیفی موسیقی ، برای سرعت بین 1 تا 2 هرتز ، آهنگ های آشنا و آهنگ هایی با ضرب و شتم آسان مشاهده شد.
نتایج
فعالیت EEG پوست سر از 37 شرکت کننده انسانی اندازه گیری شد در حالی که آنها به بخش های ابزاری موسیقی طبیعی از ژانرهای مختلف گوش می دادند (پیوست 1 - -جدول 1). بخش های موسیقی در سیزده شرایط پارامتری متنوع (1-4 هرتز در مراحل 0. 25 هرتز ؛ به مواد و روش ها مراجعه کنید) ارائه شد. ما همگام سازی عصبی را به چهار ویژگی موسیقی مختلف ارزیابی کردیم: پاکت دامنه ، مشتق اول پاکت دامنه ، زمان ضرب و شتم و شار طیفی. همگام سازی عصبی با استفاده از دو خط لوله آنالیز مختلف اندازه گیری شد و مقایسه شد: (1) RCA همراه با تجزیه و تحلیل زمان و فرکانس دامنه (Kaneshiro و همکاران ، 2020) و (2) TRFS (Crosse و همکاران ، 2016). همانطور که نشان داده شده است که اقدامات رفتاری و ادراکی متفاوتی بر هماهنگی عصبی به موسیقی تأثیر می گذارد (مادسن و همکاران ، 2019 ؛ کامرون و همکاران ، 2019) ، ما در مورد اثرات لذت ، آشنایی و سهولت که با آن یک ضرب و شتم درک شد ، بررسی کردیم (شکل 1a). برای اینکه بتوانیم از تنوع زیادی از محرک های موسیقی در سطح گروه استفاده کنیم و هرگونه اثرات ناشی از محرکهای فردی را که در حالت خاص رخ داده است ، کاهش دهد ، اما شرکت کنندگان به چهار زیر گروه تقسیم می شوند که به استخرهای مختلف محرک ها گوش می دهند (برای اطلاعات بیشتر ، لطفاً به مواد و روش ها مراجعه کنید). استخرهای محرک زیر گروه ها با هم همپوشانی دارند ، اما محرک های ترانه فردی برای هر زیر گروه در حالت های مختلف ارائه شده است.

طراحی آزمایشی و ویژگی های موسیقی.
(الف) شماتیک روش آزمایشی. هر محاکمه شامل ارائه یک بخش موسیقی بود که در طی آن به شرکت کنندگان دستور داده شد بدون حرکت با دقت گوش دهند. پس از یک سکوت 1 ثانیه ، آخرین 5. 5 ثانیه از بخش موسیقی تکرار شد در حالی که شرکت کنندگان انگشت خود را به همراه ضرب و شتم می کشیدند. در پایان هر محاکمه ، شرکت کنندگان به لذت و آشنایی خود از بخش موسیقی و همچنین سهولتی که با آنها توانستند به ضرب و شتم ضربه بزنند (به عنوان مثال انگلیسی ترجمه شده در شکل: "چقدر آهنگ را دوست داشتید؟"از "نه اصلاً" به "بسیار" رتبه بندی شده است).(ب) آثار نمونه ای از چهار ویژگی موسیقی یک بخش موسیقی.(ج) طیف متوسط دامنه به دست آمده از هر 4 ویژگی موسیقی. جعبه های متراکم نارنجی سبک وقتی که فرکانس FFT با سرعت تحریک یا اولین هارمونیک مطابقت دارد ، برجسته می شود.(د) اطلاعات متقابل (MI) برای کلیه ترکیبات ممکن (سبز) در مقایسه با توزیع جانشین (زرد ، ANOVA سه طرفه ، *PFDRFDR <0.05). Boxplots indicate the median, the 25th and 75th percentiles (n=52). ( E ) MI scores between all possible feature combinations (*pFDRFDR <0.05).
شکل 1 - داده های منبع 1
داده های منبع برای تجسم و تجزیه و تحلیل ویژگی های موسیقی.
ویژگی های موسیقی
ما همگام سازی عصبی را به دوره های زمانی چهار ویژگی موسیقی مختلف بررسی کردیم (شکل 1B). اول ، ما نوسانات انرژی را به مرور زمان به عنوان پاکت دامنه گاماتون فیلتر اندازه گیری کردیم (ما تجزیه و تحلیل هایی را در پاکت نامه کامل در شکل 2-مکمل شکل 1 و شکل 3-مکمل شکل 1) گزارش می کنیم. دوم ، ما مشتق نیمه موج نیمه موج از پاکت دامنه را محاسبه کردیم ، که به طور معمول نسبت به حضور OnSets در محرک حساس است (Bello et al. ، 2005). سوم ، یک کوبه ای به همراه بخش های موسیقی برای تعریف زمان ضرب و شتم ، که در اینجا به صورت باینری تحت درمان قرار می گرفتند ، طبل زده است. چهارم ، یک تابع تازگی طیفی ، که به آن شار طیفی گفته می شود (مولر ، 2015) ، برای گرفتن تغییرات در محتوای فرکانس (بر خلاف نوسانات دامنه) با گذشت زمان محاسبه شد. بر خلاف اولین مشتق ، شار طیفی بهتر قادر به شناسایی مواردی است که با تغییر در محتوای طیفی (Pitch یا Timbre) مشخص می شود ، حتی اگر سطح انرژی یکسان باشد. برای اطمینان از این که هر ویژگی موسیقی دارای نشانه های صوتی در دستکاری تحریک-Tempo است ، ما یک تبدیل سریع فوریه (FFT) را در دوره های زمان موسیقی به طور جداگانه برای هر شرایط تحریک-دم محاسبه کردیم. میانگین طیف دامنه در شکل 1C ترسیم شده است.
به طور کلی ، قله های دامنه در سرعت تحریک در نظر گرفته شده و در نرخ هارمونیک برای همه ویژگی های محرک مشاهده شد.
به منظور ارزیابی میزان ویژگی های موسیقی مختلف که ممکن است از آن استفاده شود ، ما اطلاعات متقابل (MI) را برای کلیه ترکیبات ویژگی زوج ممکن محاسبه کردیم و مقادیر MI را با توزیع های جانشین که به طور جداگانه برای هر جفت ویژگی محاسبه می شود ، مقایسه کردیم (شکل 1D و E). MI با مشاهده یک متغیر دوم ، مقدار اطلاعات به دست آمده در حدود یک متغیر تصادفی را تعیین می کند (Cover and Thomas ، 2005). مقادیر MI با استفاده از ANOVA های سه طرفه جداگانه (داده های MI در مقابل Mi Surrogate × TEMPO × زیر گروه) برای هر ویژگی موسیقی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
شار طیفی اطلاعات قابل توجهی را با سایر ویژگی های موسیقی به اشتراک گذاشت. MI قابل توجه (نسبت به جانشین) بین پاکت دامنه و شار طیفی (F (1،102) = 24. 68 ، P یافت شدFDR= 1. 01E-5 ، η 2 = 0. 18) ، شار مشتق و طیفی (F (1،102) = 82. 3 ، pFDR= 1. 92E-13 ، η 2 = 0. 45) و زمان ضرب و شتم و شار طیفی (F (1،102) = 23. 05 ، pFDR= 1. 3e-5 ، η 2 = 0. 13). این نشان می دهد که شار طیفی اطلاعات را از هر سه ویژگی موسیقی دیگر ضبط می کند ، و به همین ترتیب ، انتظار داشتیم که شار طیفی با قوی ترین هماهنگ سازی عصبی همراه باشد. با کمال تعجب ، همچنین اطلاعات مشترک قابل توجهی بین پاکت دامنه و مشتق اول (F (1،102) = 14. 11 ، P وجود داشتFDR= 4. 67E-4 ، η 2 = 0. 09) ؛مقایسه های دیگر: (fبا ضرب و شتم(1،102) = 8. 44 ، صFDR= 0. 006 ، η 2 = 0. 07 ؛جبا ضرب و شتم(1،102) = 6. 06 ، pFDR= 0. 016 ، η 2 = 0. 05).
اثر اصلی TEMPO بر MI مشترک بین پاکت دامنه و مشتق (F (12،91) = 4 ، P وجود داشتFDR= 2e-4 ، η 2 = 0. 32) و شار طیفی و زمان ضرب و شتم (F (12،91) = 5. 48 ، pFDR= 4. 35e-6 ، η 2 = 0. 37) (شکل 1 supplement شکل 1). این به احتمال زیاد به دلیل وجود آهنگ های کمی متفاوت در شرایط مختلف سرعت است ، زیرا تأثیر سرعت در MI برای هر دو جفت ویژگی غیر سیستماتیک بود (به مواد و روش ها و ضمیمه 1 - -جدول 1 مراجعه کنید). MI برای جفت ویژگی های باقیمانده تفاوت معنی داری در بین Tempi نداشت.
تفاوت معنی داری در MI بین زیر گروه ها مشاهده نشد ، با وجود زیر گروه هایی که استخرهای کمی متفاوت از محرک های موسیقی را می شنوند: (Fعجیبی(3،100) = 0. 71 ، pFDR= 0. 94 ، η 2 = 0. 01 ؛جبا ضرب و شتم(3،100) = 2. 63 ، pFDR= 0. 33 ، η 2 = 0. 07 ؛جenv-spec(3،100) = 0. 3 ، pFDR= 0. 94 ، η 2 = 0. 01 ؛جبا ضرب و شتم(3،100) = 0. 43 ، pFDR= 0. 94 ، η 2 = 0. 01 ؛جدلهره(3،100) = 0. 46 ، صFDR= 0. 94 ، η 2 = 0. 01 ؛جبا ضرب و شتم(3،100) = 0. 13 ، pFDR= 0. 94 ، η 2 = 0. 002).
هماهنگ سازی عصبی در پاسخ به موسیقی آهسته قوی ترین بود
همگام سازی عصبی به موسیقی با استفاده از دو خط لوله آنالیز همگرا بر اساس (1) RCA و به دنبال آن همبستگی زمان- (محرک-پاسخ ، SRCORR) و فرکانس- (انسجام پاسخ-پاسخ ، SRCOH) تجزیه و تحلیل دامنه و (2) TRFS مورد بررسی قرار گرفت.
اول ، از یک روش تجزیه و تحلیل مبتنی بر RCA برای ارزیابی اثرات سرعت در هماهنگی عصبی به موسیقی استفاده شد (شکل 2 ، شکل 2-مکمل شکل 1). RCA شامل تخمین فیلتر مکانی است که همبستگی را در مجموعه داده ها از چندین شرکت کننده به حداکثر می رساند (برای اطلاعات بیشتر به مواد و روش ها مراجعه کنید) (Kaneshiro et al. ، 2020 ؛ Parra et al. ، 2018). داده های دوره زمانی حاصل از یک مؤلفه قابل اعتماد واحد می تواند از نظر همبستگی آن در حوزه زمان (SRCORR) یا انسجام در حوزه فرکانس (SRCOH) با دوره های زمانی مختلف موسیقی ارزیابی شود. تجزیه و تحلیل ما بر اولین مؤلفه قابل اعتماد متمرکز شده است ، که یک توپوگرافی شنوایی را به نمایش گذاشت (شکل 2A). برای کنترل اثرات وابسته به سرعت ذاتی که می تواند نتایج ما را تحت تأثیر قرار دهد (مانند قدرت بالاتر یا واریانس در فرکانس های پایین تر ، یعنی 1/F) ، مقادیر SRCORR و SRCOH با توزیع جانشین عادی شدند. به این ترتیب تراز زمانی بین محرک و دوره عصبی از بین رفت ، اما ترکیب طیف سنجی هر سیگنال حفظ شد. توزیع جانشین با تغییر تصادفی دوره زمان عصبی در رابطه با ویژگی های موسیقی در هر شرایط سرعت و زیر گروه تحریک برای 50 تکرار به دست آمد (Zuk et al. ، 2021). پس از آن ، مقادیر "RAW" SRCORR یا SRCOH با کم کردن میانگین و تقسیم با انحراف استاندارد توزیع جانشین ، Z به دست آمد.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 122
تاريخ : دوشنبه
22 خرداد
1402 ساعت: 23:28