چگونه هر روز ثروتمندتر می شوم

ساخت وبلاگ

من برای پول گرسنه نیستم. در مقایسه با چند سال پیش ، وقتی پول کمتری داشتم ، هنوز هم همان زندگی را دارم. این یک زندگی غنی است

از خواب بیدار می شوم ، قهوه تازه دم کرده ام را می نوشم ، یک کتاب خوب می خوانم و سپس تا حدود 3 یا 4 بعد از ظهر کار می کنم. سپس ، شورت و تی شرت خود را پوشیدم و شروع به کار کردم.

بعضی اوقات من در طول تمرینات به موسیقی گوش می دهم ، و گاهی اوقات نمی کنم. بعد از کار کردن ، من با خانواده ام شام می خورم. ما بعد از غذا خوردن یک برنامه تلویزیونی یا فیلم را تماشا می کنیم. و بعد ، من به کار یا خواندن برمی گردم.

می بینید ، برای زندگی خوب پول زیادی نمی گیرد. بنیامین گراهام ، یکی از معتبرترین سرمایه گذاران در تمام دوران ، یک بار به کارآموز خود گفت:

"پول در نحوه زندگی من و من تفاوت زیادی ایجاد نمی کند. ما هر دو برای ناهار و هر روز به کافه تریا می رویم و هر روز کار می کنیم و اوقات خوبی را سپری می کنیم. بنابراین نگران پول نباشید ، زیرا تفاوت زیادی در نحوه زندگی شما ایجاد نمی کند. "

البته کارآموز وی وارن بافت بود که یکی از ثروتمندترین افراد در تمام دوران است. و پس از خواندن زندگی نامه خود ، گلوله برفی توسط آلیس شرودر ، من کاملاً مطمئن هستم که او همچنین یکی از افراد ناخوشایند ترین افراد در تمام دوران است.

این مرد به دلیل الگوی هزینه خود بدنام بود. یعنی او به هیچ وجه پول خرج نکرد!

اما اگر به استراتژی بافت نگاه کنیم ، باید اعتراف کنیم که این کار می کند.

از زندگی ساده خود لذت ببرید ، پول خود را پس انداز کنید ، آن را عاقلانه سرمایه گذاری کنید و پول خود را از دست ندهید. اینگونه است که هر روز ثروتمندتر می شوید.

در بقیه این مقاله ، من توضیح می دهم که چگونه این استراتژی را در زندگی روزمره اعمال می کنم.

1. لاغر زنده

من هزینه های خود را تا حد ممکن کم نگه می دارم بدون اینکه کیفیت زندگی را قربانی کنم. آپارتمان من بزرگ نیست ، وام من کم است و هزینه انرژی و آب من نیز همینطور است. من یک فیات 500 رانندگی می کنم و بیمه اتومبیل من 26 یورو در ماه است. و من فقط یک بار در ماه آن را با گاز پر می کنم زیرا در نزدیکی دفتر ، دوستان و خانواده ام زندگی می کنم.

من خرید وسایل شیک مانند اسباب بازی ها و لباس هایی را که "در آن" هستند متوقف کردم. اما باید بگویم ، من به سلامتی خود صرفه جویی نمی کنم. من هر ماه کتاب می خرم. من غذای خوب می خورمو من به یک سالن ورزشی خوب می روم. و من همچنین یک سالن ورزشی کوچک را در دفتر خود ساختم.

می بینید ، من مانند آقای پول سبیل یا افراد مینیمالیستی زندگی نمی کنم ، من تعریف خودم از Living Lean را دارم.

یعنی: پول خود را صرف چیزهایی نکنید که مزایای ماندگار به شما نمی دهند.

به عنوان مثال ، غذای سالم مرا متناسب و لاغر نگه می دارد. کتاب ها عطش دانش و تفکر را برآورده می کنند. کار کردن به من آرام می شود. رفتن به سفرها و تعطیلات به من الهام می بخشد. و غیره

اما می دانید چرا من از خرج کردن پول نمی ترسم؟غالباً ، ما حرص و طمع را تحقیر می کنیم - که همچنین یک وضعیت شدید ذهن است.

با این حال ، اگر ما به هیچ وجه پول خرج نکنیم ، ما را خسته و ترسناک می کنیم - یک حالت ذهن شدید. و این هم خوب نیستSeneca در مورد تنگی زندگی بهتر گفت:

"شما می توانید همان نکته را بیان کنید که ثروتمند و فقیر دچار پریشانی برابر می شوند: زیرا هر دو گروه به پول خود می چسبند و در صورت پاره شدن از آنها رنج می برند."

برای زندگی یک زندگی غنی ، تلاش برای تعادل ، دوست من. هرگز بیشتر از درآمد خود هزینه نکنید. اما به یاد داشته باشید که زندگی برای خوردن برنج و لوبیا خیلی کوتاه است.

2. همیشه یک بافر نگه دارید

بنابراین همه ما می دانیم که چگونه ثروتمند شویم ، درست است؟پول خود را پس انداز کنید و سپس آن را سرمایه گذاری کنید. این ایده است

اما قبل از اینکه حتی در مورد سرمایه گذاری فکر کنید ، به یک بافر نیاز دارید. وقتی یخچال شما خراب می شود چه خواهید کرد؟خوب ، من آن را اعتراف می کنم: این یک کلیشه است. بگذارید مثال بهتری به شما بدهم.

بیایید بگوییم که شما برای یک سال گذشته سختی تجربه کرده اید. یکی از اعضای خانواده درگذشت. شما بیمار می شویدو شما در کار خود کمتر سرگرم می شوید. همه چیز سخت بوده است.

اگر یک بافر دارید ، می توانید بگویید ، "آن را پیچ کنید ، بیایید به تعطیلات برویم."

پول آزادی را خریداری می کند. ما باید در مورد آن صادق باشیم. با این حال ، شما برای آزاد بودن به یک میلیون دلار احتیاج ندارید. من شخصاً دوست دارم 10 کیلو یورو در حساب پس انداز خود داشته باشم که همیشه می توانم به آن دسترسی پیدا کنم.

برای چند سال اول کار من ، من سخت کار کردم و پول زیادی خرج نکردم ، بنابراین می توانم بافر خود را بسازم. و از زمانی که بافر خود را ساختم ، هرگز اجازه نمی دهم که زیر آن شماره فرو رود. من این پول را نیز سرمایه گذاری نمی کنم. من به تورم اهمیتی نمی دهم از آنجا که من به روش های مختلف درآمد کسب می کنم.

بافر من اینجا است تا ذهنم را در آرامش نگه دارد و به من کمک می کند تا آنچه را که می خواهم انجام دهم. برای من ، این تعریف یک زندگی غنی است.

3. سرمایه گذاری دفاعی

نگاه کنید ، افرادی مثل شما و من هرگز با تجارت سهام ثروتمند نمی شویم. علاوه بر این ، متخصصان حتی با تجارت پول نمی گیرند.

فقط به نتایج مدیران صندوق نگاه کنید. تقریباً هیچ کس بازار را ضرب نمی کند. و اگر این کار را انجام دهند ، احتمالاً به دلیل شانس است. حداقل ، این همان چیزی است که ناسیم نیکلاس طالب تقریباً دو دهه است که گفته است.

طی چند سال گذشته ، من ریسک بیشتری پیدا کرده ام. من سرمایه گذاری در سهام جداگانه را متوقف کردم. خیلی خطرناک استبعلاوه ، وقتی سهام یک شرکت را دارم ، نمی توانم به خودم کمک کنم که روزانه به عملکرد بپردازم.

به همین دلیل است که من پول خود را در صندوق های شاخص قرار می دهم - جایی که شما اساساً در یک گروه کامل از شرکت ها، اوراق قرضه و غیره سرمایه گذاری می کنید. البته، هنوز ریسکی وجود دارد. اما حداقل من در وقت خود صرفه جویی می کنم زیرا دیگر سعی نمی کنم "سهام را انتخاب کنم" که این اتلاف وقت است.

اگر می خواهید درباره صندوق های شاخص بیشتر بدانید، توصیه می کنم کتاب کوچک سرمایه گذاری عقل سلیم نوشته جک بوگل را بخوانید. من همچنین یک فهرست کتاب با بهترین کتاب های مالی شخصی که خوانده ام تهیه کردم.

ماهی یکبار، سهام بیشتری از Vanguard S& P 500 ETF خریداری می کنم و تمام. هزینه کم است و ریسک نیز نسبتاً کم است (زمانی که شرکتی که دارای شاخصی است سقوط می کند، با شرکت دیگری جایگزین می شود).

من ETF ها را معامله نمی کنم و به دنبال صندوق های شاخص «بهتر» دیگر نمی گردم. این کل استراتژی سرمایه گذاری من است. می تواند بالا برود، می تواند پایین بیاید، اما حداقل من را اذیت نمی کند.

4. متنوع کردن درآمد

بیایید واقع بین باشیم، بازدهی که من از صندوق های شاخص دریافت می کنم، درآمد نیست. در واقع، من سعی نمی کنم با سرمایه گذاری پول به دست بیاورم، چه رسد به تلاش برای ثروتمند شدن.

"صبر کن، چی؟! این منطقی نیست.»

بگذارید این را از شما بپرسم: هدف از سرمایه گذاری چیست؟برای من، این در مورد پول درآوردن نیست. این در مورد ساختن ثروت است. و این دو چیز بسیار متفاوت است. من برای بازنشستگی خود سرمایه گذاری می کنم. این مربوط به آینده من است.

من امروز با کار کردن پول در می آورم. من این کار را به روش های مختلف انجام می دهم. من به همراه خانواده ام صاحب یک شرکت اتوماسیون نرم افزاری هستم، دوره های آنلاین، کتاب، مربیگری را ارائه می دهم و دارای دو ملک هستم.

بنابراین به جای اینکه ساعت ها صرف تلاش برای تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری های خود کنید، درآمد خود را متنوع کنید.

این بزرگترین اشتباه مردم است. آنها به یک جریان درآمد متکی هستند. و حتی اگر شغلی دارید، هیچ بهانه ای وجود ندارد که برای 100٪ پولی که به دست می آورید فقط به کارفرمای خود تکیه کنید.

در مورد آن فکر کنید. چرا پول شما از یک جریان می آید؟آیا این استراتژی شماست؟چرا؟

سرمایه گذاری فعال و تنوع را فراموش کنید - این برای افراد متوهم یا حرفه ای است.

پول بیشتری تولید کنید. فروش آنلاین چیزی. آپارتمان خود را در Airbnb اجاره دهید و در آن روزها با والدین خود زندگی کنید. در ازای پول ارزش ارائه دهید (اگر به وبلاگ نویسی به عنوان شغل علاقه دارید، به قسمت پادکست من در مورد آن گوش دهید). آنچه لازم است را انجام دهید.

پول نقد تولید کنید. سپس، آن را در دارایی ها سرمایه گذاری کنید. خرید املاک و مستغلات. آن را اجاره دهید. اما زیاد آن را ساده نگیرید.

"آره، من می خواهم همین الان یک آپارتمان بخرم و بلافاصله آن را اجاره کنم!"اگر به این راحتی بود، همه پولدار می شدند. دنیا تغییر کرده است. بانک ها به راحتی پول وام نمی دهند.

شما نیاز به درآمد دارید. همه رویای داشتن درآمد غیرفعال را دارند اما این تنها مرحله دوم استراتژی مالی شماست. ابتدا پول در می آورید و سپس آن را سرمایه گذاری می کنید.

و بعد از آن، خود پول از بقیه مراقبت خواهد کرد.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 38 تاريخ : يکشنبه 11 تير 1402 ساعت: 19:31