هر برنامه ای که دارای شش عنوان دولتی ، هفت مقام دوم و 19 تاج منطقه در دو دهه و نیم باشد ، از موفقیت فوق العاده ای برخوردار است.
اما وقتی همه عنوان منطقه اول تحت هدایت یک سرمربی به دست آمد ، حتی چشمگیرتر است.
برای دونز ، آن فرد دون اندروز بوده است.
ناتالی جارویس ، دستیار اسپانیایی فورک ، که 22 سال در کارکنان دون است ، گفت: "مربیان زمان زیادی را سپری می کنند اما دون - او زندگی خود را به او داد."او فقط به بازیکنان و ورزش اختصاص دارد. بچه هایی که برای او بازی کرده اند بسیار خوش شانس و برکت بوده اند. "
نتیجه گیری از فصل 2019 - چنگال اسپانیایی دوباره به بازی عنوان 4A قبل از باخت در Tooele رسید - همچنین پایان دوره ای برای دون سافت بال را نشان داد زیرا اندروز در حال بازنشستگی است.
این یک حرفه فوق العاده برای مردی بوده است که هرگز در خواب مربیگری سافتبال دبیرستان آرزو نکرده است ، هرگز بخشی از زندگی او خواهد بود.
راه مربی شدن
اندروز همیشه عاشق بازی سافت بال بود. او حتی وقتی که شش سال در سال 1974 در نیروی دریایی بود ، تجربه ای به یاد ماندنی سافت بال را به یاد آورد.
اندروز در اوایل این هفته گفت: "من در یک هواپیمای هواپیمایی بودم و به دلایلی میت خود را گرفتم."آنها یک روز خواستار بازیکنان سریع و سریع شدند. دانشگاه آمریکایی در سنگاپور به جلو فراخوانده شده بود زیرا قرار بود در چهارم ژوئیه در آنجا باشیم و آنها می خواستند یک بازی سریع داشته باشند. ما در خلیج آویز پایین رفتیم و من گیرنده بودم. این بهترین موقعیت من نبود اما آنها برای گرفتن گلدان ها به یک گیرنده احتیاج داشتند. این دو پسر در حال پرتاب بودند اما در آن خلیج تاریک بود. آنها یک توپ بلند را پرتاب کردند و این بالای سر من شد. آن را از عرشه چوب لباسی جدا کرد و به اقیانوس پاشید. یک زن و شوهر بعداً دوباره اتفاق افتاد. پارچ پرسید که چند توپ را ترک کرده ایم و فقط دو نفر داشتیم ، بنابراین متوقف شدیم. ما 7-0 از دست دادیم زیرا نمی توانیم تمرین کنیم. در جایی در اقیانوس هند این دو سافت بال وجود دارد. "
پس از اتمام وقت خود در نیروی دریایی ، به خانه خود به اسپانیایی چنگال بازگشت و در بازی های سافت بال که توسط کلیسای عیسی مسیح مقدسین روزهای اخیر برگزار شد ، شرکت کرد.
از طریق آن بازی ها و تجربیات ، اندروز با داگ اسنل دوست شد ، که او همچنین مدیر ورزشی در دبیرستان اسپانیایی فورک بود.
اندروز گفت: "دختر من یک بازی فوتبال بازی می کرد و داگ اسنل به آن بازی رسید."وی گفت: "او از من پرسید که آیا من برای کار سافت بال در مدرسه درخواست می کنم. او همچنین به من گفت که قصد دارد لری گاردنر را که یک افسانه محلی بود ، بیاید و بیاید. وی گفت که او فقط یک نفر برای آن درخواست کرده است و آنها می خواستند حداقل یک انتخاب داشته باشند. فکر کردم شما باید معلم باشید. "
اندروز به یاد آورد که وارد روند مصاحبه شد و گاردنر را به عنوان مرد برای کار انتخاب کرد.
اندروز گفت: "من ابتدا مصاحبه کردم و آنها از من پرسیدند که آیا من این کار را کردم که آیا لری گاردنر به من کمک می کند."وی گفت: "من به آنها گفتم كه لری مربی است و من به او كمك می كنم. بعداً فهمیدم که لری همین مورد را در مورد من به آنها گفت و سپس در پایان او گفت که نمی تواند این کار را انجام دهد زیرا او مجبور به کار است. بنابراین من به طور پیش فرض کار را کردم. "
ساخت یک برنامه
برنامه Don Softball هنوز در آن مقطع در حال توسعه بود (این فقط توسط انجمن فعالیت های دبیرستان یوتا که از سال 1990 شروع می شود) تحریم شد) ، اما این منطقه اشتیاق عمیقی به بازی داشت.
اندروز گفت: "من معنی داشتم اما بخشی از آن ناامیدی بود.""من می دانستم که آنها چه کاری می خواهم انجام دهند و آنها نفهمیدند. ما به مدت دو هفته در مورد "ویلچر" صحبت کردیم. ما در حال آماده شدن برای شروع تمرین بودیم و یک دختر دستش را بلند کرد و گفت: ‘دون؟یک ویلچر چیست؟آنها حتی نمی دانستند که من در مورد چه چیزی صحبت می کردم. ما تمام این تمرین را صرف صحبت کردن در مورد اصطلاحات و چیزهای کوچک کردیم. این بهترین عملی بود که در تمام سال داشتیم. "
وی گفت که سبک مربیگری وی همیشه در مورد اصول بوده است و گفت که او پس از مدیر افسانه ای بالتیمور اوریولز ارل ویور الگوبرداری کرده است.
اندروز گفت: "من یک مربی محافظه کار هستم."وی گفت: "ویور به گودال خوب ، دفاع خوب و یک هومر سه نفری اعتقاد داشت. من همیشه هومر سه نفری را به دست نیاوردم ، اما این همان چیزی است که من به آن اعتقاد دارم. ما به طور سنتی از این طریق خوب بوده ایم اما یک چیز که اعتبار زیادی برای دفاع نمی گیریم. ما به طور سنتی یکی از تیم های دفاعی بهتری داشته ایم. "
سرمربی اسپانیایی چنگال نیز تجربه ای داشت که باعث شد او شروع به ورزش عینک آفتابی مارک تجاری خود کند که همیشه می پوشید.
اندروز گفت: "ما یک پارچ به نام Haven Vance داشتیم.""او یک بار از میدان بیرون آمد و می رود ،" دون ، شما چشمان خنجر دارید! "من هرگز عینک آفتابی را نمی پوشیدم اما تعجب کردم که چه کسی فکر می کندوقتی مضطرب می شوم ، این فقط خنجر است. اکنون نمی توانم بدون آنها به جایی بروم. این تنها دلیلی بود که من شروع به پوشیدن آنها کردم. "
جارویس در اوایل دوران تصدی اندروز به کارکنان دان پیوست و این دو پایه و اساس قدرت سافت بال دان شدند.
اندروز گفت: «من آدم غمگینی هستم، بنابراین خیلی بهتر بود که ناتالی در جمع بود."این ترکیب بسیار خوبی با ناتالی بود. او اولین کسی بود که وقتی استخدام شدم تماس گرفتم. من نمی توانم به اندازه کافی در مورد ناتالی و کارهایی که او انجام داده بگویم.
جارویس گفت که کار با اندروز تبدیل به یک روش زندگی شده است.
جارویس گفت: "ما هر دو مرد خوب و بد بوده ایم، اما همیشه برابر بوده ایم.""وقتی برای مدت طولانی در کنار کسی هستید، ما می دانیم که یکدیگر قرار است چه کار کنیم. عالی بودهاو شدید است اما او مردی بسیار آگاه در مورد بازی است."
تمام خاطرات
جارویس گفت که اندروز توانایی فوق العاده ای در به خاطر سپردن جزئیات بازی ها و بازیکنان دارد.
او می گوید: «او می توانست از هر دختری که برنامه ما را پشت سر گذاشته است، آماری بدهد."او همه جزئیات را به خاطر می آورد."
اندروز برای یادآوری برخی از لحظات پویایی که تیمش تجربه کرده است - چه خوب و چه بد لازم نیست:
- اندروز گفت: "اسکید": "دختری داشتیم که به آن "اسکید" می گفتیم زیرا نمی توانست سر بخورد. ما در بریگام سیتی بازی می کردیم و او با غرش به رتبه سوم رسید و یکی از آن ها را انجام داد، پرش به هوا، ضربه ای به کیسه با سرسره هایی از نوع پای تو و شکستن پایه از لنگر. پایگاه از کنار من در جعبه مربی پرواز کرد و او فقط همانجا که لنگر بود ایستاد و گفت، "من نمی توانم خیلی خوب سر بخورم." آنها نتوانستند لنگر را بیرون بیاورند، بنابراین مجبور شدند مسابقات را به تعویق بیاندازند و حرکت کنند. خارج از آن میدان چون پایگاه سومی وجود نداشت.»
- به یاد ماندنی ترین راهپیمایی: «این اولین راهپیمایی بسیار مهم ما بود،» اندروز گفت.«هیچ حصاری وجود نداشت. این مسابقات قهرمانی ایالتی در سال 2000 مقابل اسپرینگ ویل بود. ما یک دونده دوم داشتیم و هایدی باتلر در حال خفاش بود. من به هایدی علامت بانت دادم و او به میدان رفت اما خطا انجام شد. همین کافی بوددر زمین بعدی، او آن را روی سر بازیکن وسط سوراخ کرد. من حدس می زنم که رسماً این یک بازی دوبل بود، اما می توانست یک مسابقه خانگی با نرده ها باشد. آنها هایدی را به خاطر اینکه بازی تمام شده بود، تحت فشار قرار دادند.
- اندروز گفت: "هدر بارنی مورد ضرب و شتم قرار نمی گیرد."وی گفت: "او کوتاه مدت واقعی نبود ، اما ما آن سال یکی از آنها را نداشتیم ، بنابراین او حرکت کرد. ما در حال بازی پیسون بودیم و گل آلود بود. ما یک بار روی آنها قرار گرفتیم اما آنها در رده سوم یک دونده قرار گرفتند. آنها یکی را به سمت راست بارنی زدند. من هنوز هم می توانم آن را ببینم. او در آن گل به سمت راست خود کبوتر می شود. او سریع پرید ، دونده را بیرون انداخت و بازی را به دست آورد. او هیچ شغلی حتی به دست آورد اما این راهی بود که او بود. "
او به سرعت بارها را به یاد آورد ، با این حال ، وقتی اوضاع پیش نمی رفت که او چگونه می خواست.
اندروز گفت: "در چند سال اول یک سافت بال زشت وجود داشت.""من به یاد می آورم که در مسابقات دولتی مقابل Pleasant Grove سال Pleasant Grove آن را به دست آورد. ما آنها را داشتیم. دو نفر بیرون بودند و آنها دقیقاً پشت سر هم به یک پنجره بالا برخورد کردند. کوتاه مدت من در حال عقب نشینی بود اما طرف چپ چپ او را خاموش کرد. کبوتر سمت چپ کبوتر و نتوانست صید کند. آنها گلزنی کردند و بازی به پایان رسید. آنها را به یاد می آورم زیرا آن را شخصی می گیرم. "
بعد از گذشت بیش از 20 سال همکاری با اندروز ، جارویس نیز داستانها و تجربیات زیادی دارد. او گفت که یک زن و شوهر از علاقه مندی های او اشتباهات عجیب و غریب بودند که گهگاه اتفاق می افتاد.
جارویس گفت: "داستان مورد علاقه من زمانی پیش آمد که او در شرایط کلاهبرداری به دختران می رفت."وی گفت: "او پشت پرده بود ، بنابراین ما می گفتیم که اگر آنها توپ را به پارچ برگردانند ، بیرون می آمدند. شخصی به توپ برگشت به پارچ رسید و او رفت تا از روی صفحه پرش کند تا آن را انتخاب کند و نمایشنامه را بسازد. اما پای او گرفتار شد ، سپس او افتاد و صفحه روی بالای او افتاد. این جالب ترین لحظه بود.
وی گفت: "بار دیگر ما در اتوبوس بودیم که جایی به آنجا می رفت و او روی صندلی دراز کشیده بود. من نمی دانم چه اتفاقی افتاده است اما او صندلی را خاموش کرد و بین صندلی و صندلی خود در مقابل او گوه گرفت. من هرگز اجازه ندادم که این کار را کاهش دهد. "
مشتاقانه منتظر است
اندروز گفت که او در 25 سال چیزهای زیادی آموخته است اما عمیق ترین درس این بود که چقدر عاشق کار با ورزشکارانش بود.
اندروز گفت: "من مربیگری دختران را دوست دارم.""من دوست دارم هنگام کار در اطراف آنها باشم. من اخلاق کاری آنها را دوست دارم. من باید در آنچه تدریس می کنم صحیح باشم زیرا اگر درست نباشم ، آنها یک عمر را صرف تمرین اشتباه می کنند. من در سال 1998 در مسابقات کشوری آموختم که اوج بالاتر است و کمترین آنها پایین تر است اما بیش از نیم ساعت طول نمی کشد. ما تیم رده پنجم بودیم و Bountiful را شکست دادیم که شماره 1 بود. همه ما خوشحال بودیم اما نیم ساعت بعد تمام شد. ما به بونویل سفر کردیم و آنها ما را کتک زدند. شما فکر کردید که تمام دنیا در آن غرق شده اند اما نیم ساعت بعد مثل این است ، چه بازی؟این زمانی بود که من آن را یاد گرفتم و هنوز هم درست است. دختران در بازیکنان تیم عالی هستند. "
جارویس خاطرنشان کرد: هیچ یک از این دو دختر برای این تیم بازی نکرده اند ، و نه آنها هرگز کار خود را برای سود پولی انجام داده اند.
جارویس گفت: "ما بازیکنان خوبی داشتیم اما به مربیان عالی کمک کرده اند."ما تیمی از مربیانی بوده ایم که به دلایل خودمان این کار را انجام داده ایم. ما به این دلیل که عاشق بازی سافت بال هستیم و احساس می کنیم می توانیم به بازی کمک کنیم. من یک نقل قول دارم که می گوید: یک مربی خوب می تواند یک بازی را تغییر دهد. یک مربی عالی می تواند یک زندگی را تغییر دهد. "من به زندگی هایی که تغییر کرده ایم فکر می کنم و آنها از بازی ها بسیار بالاتر هستند."
جیمی اندروز ، پسر دون اندروز نیز در چند سال گذشته دستیار مربی بوده است و هر دو جارویس و جیمی اندروز اکنون در حال بررسی احتمال استفاده از مقام مربیگری هستند.
جارویس گفت: "من کارهایی را که نمی خواهم به عنوان مربی انجام دهم یاد گرفتم ، زیرا من قطعاً بسیار متفاوت از دون هستم.""اما در ذهن من ، من فکر نمی کنم که من واقعاً فکر کرده ام که این نکته پیش خواهد آمد. ما فقط سال به سال این کار را انجام داده ایم. در ذهن من ، من هرگز نمی خواستم که ما انجام شود. من همچنین نگران هستم که چه اتفاقی بیفتد که ما تمام شد. "
دون اندروز اظهار داشت که امیدوار است هرکسی که استخدام شود ، از سنت هایی که در 25 سال گذشته توسط این برنامه ساخته شده است ، قدردانی کند.
اندروز گفت: "من به کسی نمی گویم که مرا کپی کند زیرا آنها باید خودشان باشند."وی افزود: "اما بزرگترین کارهایی که باید ادامه یابد ، سنت ها است. شما می توانید استراتژی را کپی کنید اما آنچه برای من کار کرده است ممکن است برای آنها مؤثر نباشد. همه باید مسیر خود را پیدا کنند. "
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 30
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 10:51