برنامه |رن ایشیموکو |دره

ساخت وبلاگ

[تاریخ]: یک کاتانا را تصور کنید که در نبردهای بی شماری استفاده شده است.

یک عروسک نی آبی را تصور کنید که سرنوشت شخصی را در خود نگه می دارد.

تصور کنید که مرد متوسط (البته خوب به نظر می رسد)-نوعی که با همکارانش معاشرت می کند ، اما معمولاً کاملاً از بین نمی رود-کار چندین کار را انجام می دهد.

کسی را تصور کنید که یکی از سه دستیار دختری است که مردم را به جهنم می برد.

حال تصور کنید که اینها همه یکسان هستند. یعنی ، یک Ichimoku Ren.

او به عنوان کاتانا شروع به کار کرد. به طور خاص ، او یک Tsukumogami شد - یعنی. شیئی که پس از صدمین سالگرد تولد خود به دست آورد. در مورد او ، همانطور که گفته شد ، او روح یک کاتانا است. اگر بخواهید از او بپرسید که چه تعداد از صاحبان او یا چند نفر را به قتل رسانده است ، او نمی تواند به شما بگوید ، زیرا حتی خودش را به یاد نمی آورد. تنها چیزی که او می داند این است که ، برای مدت طولانی ، او نمی توانست کاری انجام دهد جز تماشای او بیشتر و بیشتر خون - تا یک روز ، صاحب نهایی او کشته شد و او رها شد. همانطور که می توان تصور کرد ، آینده او پس از آن تاریک به نظر می رسید. این یک موجود نسبتاً کسل کننده خواهد بود ، که قادر به انجام کاری جز تماشای ، تماشای و تماشای آن نیست.

خوشبختانه ، به آن نرسید. Enma Ai ، Jigoku Shoujo ، با او روبرو شد و از او دعوت کرد تا به همراه او بیاید. در عوض ، او او را آزاد کرد و به او شکل انسانی داد. می توان فرض کرد که پس از این ، او نام "Ichimoku Ren" را به دست گرفت. در هر صورت ، از آن به بعد ، او بخشی از مکاتبات جهنم شد.

جهان پر از نفرت و کینه است - و بنابراین ، مکاتبات جهنم با آن سروکار دارد. در حالی که روش ها در طول سالها تغییر کرده اند - هرگز اجازه ندهید که آنها از زمان خودداری کنند - ایده اصلی همیشه یکسان است. نام شخصی را که می خواهید به جهنم ارسال کنید بنویسید و با Jigoku Shoujo ملاقات خواهید کرد. او سپس یک عروسک نی به شما می دهد. یکی از دستیارانش دگرگون شد. اگر رشته قرمز را که به دور عروسک گره خورده است بکشید ، با او قرارداد می گیرید. فرد به جهنم فرستاده می شود ، اما به عنوان پرداخت ، مشتری نیز پس از مرگ به جهنم می رود. اگر هدف در واقع به کسی ستم می کرد (نه ، در واقع سزاوار رفتن به جهنم ، الزامی برای هدف بودن نیست) ، رن و همکار. به طور معمول ، به دلیل عدم وجود یک کلمه بهتر ، Mindrape/ذهن را قبل از ارسال هوش مصنوعی به جهنم می اندازد. درمجموع ، اخلاق این امر را می توان زیر سوال برد ، زیرا در مورد اینکه آیا این معامله توجیه شده است یا خیر ، دلگیر نیستند. برای هوش مصنوعی ، و با همکاری دستیاران ، قوانین سختگیرانه ای وجود دارد که او باید از آن پیروی کند ، که توسط پروردگار جهنم تنظیم شده است. نیازی به گفتن نیست ، نافرمانی از آنها دقیقاً عاقلانه ترین ایده نیست ، به خاطر حفظ خود.

در روز مدرن ، مکاتبات جهنم از طریق یک وب سایت قابل دسترسی است. کار رن و دستیاران دیگرش ، Wanyuudou و Hone Onna ، بررسی اوضاع ، در مورد مشتری و هدف (گاهی اوقات فقط بالقوه) است. آنها این کار را به روش های مختلفی انجام می دهند. انجام یک کار پاره وقت که به آنها امکان می دهد خود را با سهولت مخلوط کنند ، اغلب بخشی از آن است ، اما توانایی های خود رن ، که به او اجازه می دهد تا به راحتی از دیگران جاسوسی کند ، برای این کار نیز مفید است. به طور کلی ، از ترکیبی از هر دو استفاده می شود. در مورد سابق ، رن اغلب به نام مستعار "Moku" یا "Ishimoto Ren" می رود.

به طور کلی ، این سریال به دنبال یک قالب عمدتا اپیزودیک است. فصل اول با گذشته AI سروکار دارد ، زیرا او سعی می کند فرزندان - خبرنگار و دخترش را بکشد - از پسری که هنگام فانی به او خیانت کرد. رن ، هون اونا ، و وانیوودو تلاش می کنند او را متوقف کنند ، زیرا مجازات او برای چنین عملی به جهنم ارسال می شود ، اما آنها برای او مطابقت ندارند. در نهایت ، با این حال ، اوضاع از طریق فرزندان مذکور برطرف می شود ، و هوش مصنوعی تصمیم می گیرد که آنها را تنها بگذارد.

در حالی که به نظر می رسد همه چیز به حالت عادی باز می گردد، احساسات آی نسبت به گذشته اش چندین سال بعد دوباره در فصل دوم مطرح می شود. این گروه با پسری روبرو می شوند که وضعیت او تا حدودی شبیه به موقعیت اوست. آی برای نجات جانش تصمیم می گیرد که او را به جهنم نفرستد و آشکارا از قوانین تعیین شده بر او سرپیچی می کند. در نتیجه، او فانی می شود، خاطرات خود را از دستیارانش از دست می دهد، و در نهایت توسط مردم شهر در حالی که تلاش می کرد از پسر محافظت کند کشته می شود. رن و دیگران با درک اینکه این راهی است که او برای خود انتخاب کرده است، خود را مجبور می کنند که مداخله نکنند، در عوض شاهد ضرب و شتم معشوقه خود هستند.

پس از آن، این سه تصمیم می گیرند قبل از جدایی، در دنیای انسانی بمانند.

[ شخصیت ] : اگر قرار بود رن را در خیابان ملاقات کنید، او اینگونه خواهد بود:

به بیان ساده، او یک پسر دوستانه است. در بیشتر موارد نیز شاد، کاریزماتیک و آرام. اگر بخواهید بین او و همکارانش یک شوخی انتخاب کنید، احتمالاً به ذهن او می رسد. او کاملاً یک دلقک نیست، اما گاهی اوقات از احمق بودن هم بالاتر نیست. به قول وانیودو، او می تواند در آن لحظات "یک احمق کامل" باشد، هرچند که به همان بدی مثال معمولی بد نیست. او ممکن است گاهی اوقات کمی فضول باشد، اما در کل؟او به نوعی غیرقابل توصیف است. بیشترین چیزی که او برای او به کار می برد، ظاهر زیبایش است، که در مورد آن از بیهودگی یا استفاده از آن به نفع خود فراتر نمی رود، اما در واقع، او خیلی متمایز نیست. صادقانه بگویم، فقط مرد دوست داشتنی استاندارد شما.

-حداقل این چیزی است که او می خواهد شما فکر کنید. اگر قرار بود رن را ملاقات کنید و او را مجبور به صادق بودن کنید، او اینگونه خواهد بود:

اول از همه ، این بدان معنا نیست که او دوستانه نیست. او قادر است به همان اندازه هر کس دیگری تحریک خفیف نشان دهد ، اما باز هم ، در بیشتر مواقع ، او را دوست دارد ، اگر نسبتاً غیر متعارف باشد. وضعیت او به تنهایی تعریف تصویری از گاه به گاه است. اگر او زندگی عادی داشته باشد ، این مسئله جای سوال نخواهد داشت. با این حال ، آنچه او و دیگران در واقع انجام می دهند ، نمی توانند تحت هیچ شرایطی عادی خوانده شوند ، و باعث می شود نگرش وی تا حدودی بی ادب به نظر برسد. او در طول کار روزانه دوستانه و شاد است. او همان است که او مشغول پیچیدن با سرتان است و شما را بر سر کارهای وحشتناک انجام داده است. او بالاتر از اظهارنظرهایی نیست که جدی بودن اوضاع را تضعیف می کند ، حتی حداقل یک بار مورد توبیخ قرار می گیرد. وقتی گفتم که او "نسبتاً غیر متعارف" است ، آنچه ذکر نشده است که او به طرز وحشتناکی در زیر نمای بیرونی شخصی خود قرار دارد. این بخشی از چیزی است که به او اجازه می دهد تا در شخصیت خود بسیار انعطاف پذیر باشد ، یکدست دراز بکشد و بخشی از هر نقشی را که لازم دارد بازی کند. او دلسوزی واقعی را برای آشنایان انسانی خود نگه می دارد ، اما وقتی به آن رسیدگی می کنید ، او هیچ یک از آنها را دوست نمی کند. هنگامی که کار با آن انجام شد ، او حرکت می کند و آنها را پشت سر می گذارد - ارتباطی که هرگز واقعاً شکل نگرفت.

این همچنین این عدم تعادل است که به او امکان می دهد با تمام وحشت هایی که با کار برای هوش مصنوعی همراه است ، مقابله کند. برای چند صد سال گذشته ، او با بدترین طرف های بشریت ، هم از نظر مشتری و هم از نظر مشتری و هم از نظر اهداف - و هر آنچه در بین آن وجود دارد ، برخورد کرده است. همه کسانی که به دلیل آنها به جهنم فرستاده نمی شوند گناه نکرده اند ، اما او این را پذیرفته است. او نمی بیند که آنها به عنوان نوعی عدالت چه می کنند. این فقط کار آنهاست. اگر این به معنای ارسال یک فرد بی گناه به جهنم است ، پس همینطور باشد. او در مورد این موضوع کاملاً ناآرام نیست ، اما او به ویژه از این نکته نگران نیست. در پایان ، هر بار که یک فرد بی گناه محکوم می شود ، این فقط کار دیگری است که برای او انجام می شود ، همانطور که برای دیگران نیز هست. از این گذشته ، قوانینی وجود دارد که وی را از دخالت در قراردادها منع می کند ، به این معنی که نقش نهایی وی مشاهده است ، حتی اگر این به معنای مرگ دیگران باشد. این سرد است ، اما با توجه به اینکه او صدها سال زندگی کرده است ، از زمان به دست آوردن حساسیت ، در معرض خشونت و ظلم قرار دارد ، به سختی جای تعجب ندارد که او بدون اینکه مشکلات زیادی داشته باشد با آن سر و کار دارد. در کل ، جای تعجب ندارد که او دیدگاه پر از بشریت را ایجاد کرده است. خوب ، مسلماً بدبینانه ، مسلماً عینی ، اما در هر صورت ، او به دور از ایده آل گرایانه است.

این به معنای این نیست که او لزوماً یک فرد بی رحمانه در کل است. او به هیچ وجه کارهای وحشتناکی را که مردم انجام داده اند تأیید نمی کند (و احتمالاً می توان گفت که طعنه او و دیگران به جنایتکاران راه آنها برای نشان دادن تحقیر خود است). در حقیقت ، او یک حس قوی از درست و نادرست دارد و از درون ، با سابق کنار می رود. او حتی در زمان خود در قالب کاتانا ، هرگز قتل و درد بی نیاز را که انسان ها به یکدیگر وارد می کنند دوست نداشت. و در حالی که نظر او در مورد انسان ها از مثبت ترین ها دور است ، به نظر می رسد که او همانطور که گفته شد ، دلسوزی صمیمانه برای آنها نگه می دارد. برای او غیر معمول نیست که از کسی حمایت یا آرامش داشته باشد ، یا حداقل نشان دادن همدردی با توجه به اینکه اوضاع به افق رویداد ناامید شده است ، زیرا او از این امر ممنوع نیست. موضع منفعل او به دلیل شغلش است ، نه به این دلیل که او بی روح است.

هنگامی که او برای اولین بار با AI آشنا شد ، اظهار داشت که او در جستجوی چیزی است. در حالی که هرگز به صراحت آنچه را که او به دنبال آن بود بیان نشده است ، دو گزینه احتمالی وجود دارد ، و یا بخشی از او را تشکیل می دهد. اول ، میل او برای درک بشریت. در حالی که کار او به این معنی است که او نقش فعالی در امور ایفا نمی کند ، این بدان معنا نیست که او هیچ دلبستگی به چیزهایی که شاهد است ، ندارد. او در مورد مردم کنجکاو است و چه چیزی باعث می شود آنها تیک بزنند. از این گذشته ، او انسانی نیست و هرگز نبود. او هیچ ظاهری از کودکی نداشت تا بتواند درک جهان را به او القا کند ، مگر اینکه شما "کشتن افراد بی شماری بدون صدا" را به عنوان یک کودکی قابل قبول حساب کنید. در نتیجه ، او گهگاه از کارهایی که مردم انجام می دهند یا اوراق قرضه ای که تشکیل می دهند ، گیج می شود ، گاهی اوقات به تنهایی برای تحقیق بیشتر می رود. او حتی پس از تماشای صدها سال مردم ، او کاملاً درک و احمقانه های آنها را درک نمی کند.

گزینه دیگر در مورد آنچه او به دنبال آن بود می تواند همراهی باشد. بیشتر از آنچه که احتمالاً به یاد می آورد ، او تنها بود. یک کاتانا صاحبان آن است ، اما هیچ دوستی ندارد. این یک زندگی خالی است که می تواند بارها و بارها دیگران را بکشد ، قادر به گفتن چیزی نیست. و بنابراین ، اگرچه او به راحتی پیوست ها را تشکیل نمی دهد ، اما به معدود اتصالی که انجام می دهد نزدیک است - یعنی. هوش مصنوعی و دستیارانش. در حقیقت ، او آنها را به عنوان كازوكو - خانواده - با این زمینه دلالت می كند كه این یك قدم بالاتر از حتی ناكاما است. اگر او با کسی صمیمانه با کسی باشد ، با آنها است. در حالی که او لحظات خود را دارد که حتی از آنها بسته شده است ، حداقل واضح است ، به این دلیل که او در اطراف آنها اقدامات خود را انجام نمی دهد. با تمام صداقت ، آنها همان چیزی هستند که زندگی را برای زندگی برای او ارزش زندگی می کنند ، و لحظات نادر از احساسات قوی او به طور کلی برای آنها/از طرف آنها محفوظ است. و مانند همه دستیاران دیگر ، وی به دلیل نجات او از زندگی متروک مدیون AI است. علی رغم تمرکز روی شغل او ، این کار او یا حتی پروردگار جهنم نیست که او به خصوص به آن وفادار است - این او است. به خاطر او ، او دریغ نخواهد کرد که در برابر گفته ارباب جهنم ، که هیچ شاهکار کوچکی نیست ، برود.

به طور کلی ، به نظر می رسد که رن مانند مرد دوست داشتنی معمولی شما است ، اما بیشتر از آن است که چشم را ملاقات کند (پنالتی ناخواسته). موفق باشید که او را به پذیرش آن برساند.

[نقاط قوت/ضعف]: توجه داشته باشید که او احتمالاً چند توانایی دیگر دارد ، اما دشوار است که قدرت خودش را بفهمد و چه بخشی از واقعیت AI است ، بنابراین به خاطر ساده ، من فقط مواردی را که او ذکر می کنممطمئناً در مورد Vatheon قابل اجرا و/یا قابل استفاده است.

اولا ، از نظر جسمی. رن دارای چابکی و سرعت غیر طبیعی است (در مقایسه با یک انسان ، یعنی). این ، همراه با توانایی وی در انتقال به اراده ، باعث می شود که به اطراف ، حملات گول زدن و غیره بسیار آسان شود. احتمالاً می توان فرض کرد که ، زیرا او یک موجود فوق طبیعی است ، او دارای درجه ای از نفوذپذیری یا بازسازی است ، زیرا به نظر نمی رسد که او در واقع مجروح نشود. به عنوان یک روح ، کشتن او بسیار دشوار خواهد بود ، حداقل (اگر در کانن از طریق انسان غیرممکن نباشد).

او همچنین توانایی ایجاد تصورات غلط در مورد خود را دارد ، همانطور که گفته شده است. به عبارت دیگر ، مردم نمی دانند که او در عین حال معلم ، پزشک ، پلیس ، کارمند و غیره است. بدون اینکه او حتی به دلیل تصورات غلط نیازی به تغییر ظاهر خود داشته باشد. حتی آشکار کردن خود از حافظه آنها امکان پذیر است ، اگرچه معمولاً مورد نیاز نیست. با این حال ، ممکن است از این امر مصون باشد (هرچند که به طور تصادفی نیست).

و همچنین ، او می تواند در یک عروسک نی آبی و پشتی متحول شود.

آنچه باعث می شود رن از دستیاران خود که این توانایی ها را به اشتراک می گذارند ، متمایز باشد ، توانایی وی در تماشای است. به طور خاص ، او می تواند یک چشم غول پیکر بر روی هر سطحی ، اعم از سقف ، دیوار یا حتی بدن کسی بکشد. با این کار ، او می تواند از دیگران جاسوسی کند - و در حالی که فکر می کنید یک چشم غول پیکر دقیقاً ناخوشایند نخواهد بود ، به نظر می رسد که او می تواند آن را به خواست دیگر برای دیگران قابل مشاهده یا نامرئی کند. او همچنین می تواند از آن برای تابش نور کور کننده استفاده کند.

با این حال ، بیشتر از جنگ و جاسوسی برای او وجود دارد. در مرحله اول ، به نظر می رسد که او دارای یک خاطره نسبتاً قوی است ، که قادر به به یاد آوردن معاملات و شناخت چهره از چند سال پیش بدون مشکل است. او همچنین یک بازیگر با استعداد و دروغگو است. این بخشی از توضیحات شغلی او است ، حتی - این که بتوانیم با هر شرایطی آمیخته شود. مهمتر از آن ، او نیز از نظر عاطفی بسیار قوی است. بعد از تمام آنچه که او در طی صدها سال گذشته شاهد بوده است ، دیگر او را تحت تأثیر عمیق قرار نمی دهد. آسیب دیدگی او یا مانند آن تقریباً غیرممکن خواهد بود. بسیاری از تجربیات او همچنین به این معنی است که او خوب است که اجازه ندهد احساسات خود از او بهترین استفاده کند (در بیشتر موارد) ، به او اجازه می دهد تا چیزهایی را از دیدگاه عینی تر ببیند.

گفته می شود ، از طرف تلنگر ، او همچنین همانطور که گفته شد ، انسان را همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید درک نمی کند. او انواع ذهنیت های پیچ خورده را دیده است ، اما خود او در واقع همدلی با آنها یا درک عمیق تر از آنچه قبلاً آموخته است ، مشکل دارد. علاوه بر این ، در حالی که او قادر به شکست دادن انسانهای معمولی بدون مشکل است ، لزوماً شکست ناپذیر نیست. این امکان وجود دارد که او را بیرون بکشید یا قدرت های خود را لغو کنید. برای این موضوع ، توانایی های خودش به ویژه به خصوص جنگی گرا یا حداقل در سمت تهاجمی به نظر نمی رسد. ناگفته نماند که او به طور کلی سعی می کند تا تصویر یک انسان عادی را حفظ کند ، بنابراین اگرچه او حتی در هنگام تظاهر به هیچ فشار نیست ، اما به احتمال زیاد از قدرت خود سوءاستفاده نمی کند.

[واقعیت های مهم دیگر]: باز هم ، او یک tsukumogami - یک کاتانا ، دقیق است. از آنجا که او از نظر فنی روحیه ای دارد ، پیری نمی کند ، نیاز به غذا خوردن ، بیمار شدن و غیره دارد.

[نمونه]: [من ، من. آیا این یک وضعیت آزار دهنده نیست؟نه ، خیس بودن (اگرچه او مطمئناً در حال حاضر از لباس های خشک قدردانی می کند). حتی در یک دنیای متفاوت ، واقعاً نیست - او جهان بشر را به راه جهنم به خانه "خانه" (اما دیگر خانه نیست ، آیا این نیست؟) به بعد توهمات بیشتر از آنچه که می تواند روی چندین مورد حساب کند ، از بین رفته است. دست ها.

خوب. هر چند برای لذت بردن از زندگی در جهان بشر برای مدتی.

آه ، در حالی که او به دیوار یک ساختمان در نزدیکی تکیه می دهد ، بازوها عبور کرده و چشمان بسته است. برای هرکسی که از آن عبور کند ، ممکن است به نظر برسد که او در عمق فکر است. دقیقاً دروغ نیست ، اما کاملاً دقیق نیست. سپس دوباره ، برای حدس زدن که او به ساختمانها ، خیابان ها ، هر کجا که می تواند نگاه می کند-این بسیار دور از ذهن خواهد بود.

نه Hone Onna یا Wanyuudou در اینجا نیستند. او مطمئن نیست که آیا باید انتظار آن را داشته باشد یا نه.

بشرهکتاراگر فقط دیگران می توانستند افکار او را بشنوند. به دنبال آشنایی ، حتی اگر او همیشه در دنیای در حال تغییر زندگی کرده است ، همانند قیمت جاودانگی. واقعاً از او مسخره است.

(اگرچه ، او به خود یادآوری می کند ، همه چیز در حال تغییر نیست-حداقل به نظر می رسد طبیعت انسانی یکسان است ، حداقل.)

در هر صورت ، زمان آن رسیده است که او شروع به تحقیق کند. به سادگی درخواست کمک از کسی منطقی ترین روش خواهد بود ، اما شاید خیلی عجولانه باشد. او اگر ظاهر ناگهانی او طبیعی باشد ، هیچ سرنخی ندارد - و غیر طبیعی آخرین چیزی است که او می خواهد با آن روبرو شود. اعطا می شود ، ظاهر خیس خیس او نیز به سختی معمول است ، اما حداقل با این کار ، او می تواند ادعا کند که در یک دریاچه سقوط کرده است و بعید است که کسی دو بار فکر کند. این ایمن تر است که به طرف مقابل اجازه دهیم آن را مطرح کند ، یا حداقل او را برای ادغام هموار در گفتگو. به هر حال قدم زدن به کسی و پرسیدن خیلی مشکوک خواهد بود.

حال ، چگونه موضوع را به طور اتفاقی مطرح کنیم.

یا شاید ، اولین قدم او باید در واقع بهانه ای برای شروع مکالمه باشد. خوب ، به اندازه کافی آسان.

چشم به دیوار به او می گوید که کسی به گوشه نزدیک می شود. به نظر نمی رسد بیش از حد تهدیدآمیز باشد. کامل. او قبل از اینکه بیانش به یکی از عدم تعادل کامل تبدیل شود ، به او اجازه می دهد تا به یکی از عدم تعادل های کامل تبدیل شود ، زیرا او در همان گوشه قدم می زند -

بشرنیازی به گفتن نیست ، نتیجه نهایی آشفتگی اندام است ، که او به سرعت موفق می شود خود را از آن خارج کند.]

آه ، در مورد آن متاسفم! واقعاً ، واقعاً متاسفم!

[به نظر می رسد زمان شروع تحقیقات است.]

[س questions الات؟نظرات؟نگرانی ها؟]: ilu ، مودهای متوسط.♥

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 29 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 11:23