معنی فهرست در انگلیسی

ساخت وبلاگ

یک لیست الفبایی ، مانند یک چاپ شده در پشت کتاب که نشان می دهد صفحه یک موضوع ، نام و غیره در آن قرار دارد:

سعی کنید "بیماری قلبی" را در فهرست جستجو کنید. مجموعه ای از اطلاعات ذخیره شده در رایانه یا مجموعه کارت ها ، به ترتیب الفبایی: او هنوز نام و آدرس دوستان خود را در فهرست کارت دارد.

  • این شاخص به دو بخش تقسیم می شود.
  • او یکی از پژوهشگران خود را برای تهیه این فهرست بدست آورد.
  • این شاخص فقط شامل یک مرجع برای کار او است.
  • این پایان نامه باید شامل یک فهرست و کتابشناسی باشد.
  • استفاده از این شاخص باعث می شود زمان زیادی برای شما صرفه جویی شود.

واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط

همچنین می توانید کلمات ، عبارات و مترادف مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

اسم فهرست (مقایسه)

سیستمی از اعداد مورد استفاده برای مقایسه مقادیر چیزهایی که مطابق با یکدیگر تغییر می کنند یا یک استاندارد ثابت:

شاخص FTSE 100 فهرست داو جونز شاخص دستمزد/قیمت چیزی که نشان می دهد شرایط یا احساس چقدر قوی یا مشترک است: هزینه های مصرف کننده اغلب شاخص خوبی از اعتماد به نفس عمومی در اقتصاد است.

  • خوب EconomyIndicatorScainsed شاخص سهم را به دست آورد تا ده امتیاز کسب کند.
  • این شاخص فقط شامل جبهه هایی است که در انگلستان مستقر هستند.
  • این شاخص افزایش و سقوط سهام در بورس اوراق بهادار هنگ کنگ را اندازه گیری می کند.
  • معامله گران می توانند از آتی شاخص سهام برای محدود کردن ریسک پذیری با تغییر در قیمت ها استفاده کنند.
  • شاخص گرما اندازه گیری میزان گرم شدن هوافشیان است.

واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط

  • حداکثر مطلق
  • حداقل مطلق
  • پیشرفت حسابی
  • قدرتمندی
  • قابل جمع شدن
  • دیفرانسیل
  • پیشرفت هارمونیک
  • تقاطع کردن
  • تابع معکوس
  • نسبت معکوس
  • خطی
  • بصورت خطی
  • تناسب، قسمت
  • متناسب
  • سرزنده کردن
  • مروارید
  • مقید
  • همبستگی
  • ممتاز
  • زیرمجموعه

همچنین می توانید کلمات ، عبارات و مترادف مرتبط را در موضوعات پیدا کنید:

فهرست مطالب فعل [t]

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪn. deks / ما

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪn. deks /

VERBORD INDEX [T] (لیست کردن)

برای تهیه یک فهرست برای یک کتاب یا مجموعه ، یا ترتیب آن در یک فهرست: رایانه ما در هر ثانیه چندین هزار رکورد جدید را فهرست می کند. این کتاب حاوی اطلاعات زیادی است ، اما به خوبی فهرست بندی نشده است. واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط

VERBORD INDEX [T] (مقایسه)

برای تغییر یک سیستم اعداد مطابق با یکدیگر یا یک استاندارد ثابت: هزینه های زندگی به/مطابق با تورم فهرست می شود (= تورم را در نظر گرفته می شود). واژگان هوشمند: کلمات و عبارات مرتبط

  • ارزیابی کردن
  • ارزیابی کننده
  • ارزش کتاب
  • هزینه
  • هزینه
  • شاخص
  • est.
  • یورو
  • شکل
  • حسن نیت
  • شاخص شاخص های اقتصادی پیشرو
  • بی قیمت
  • قیمت گذاری
  • یک شکل روی آن قرار دهید
  • گذاشتن چیزی در چیزی
  • نقشه بردار کمیت
  • نقل قول
  • دوباره برآورد
  • قیمت پیشنهادی خرده فروشی
  • دست کم گرفتن

شاخص |دیکشنری آمریکایی

فهرست مطالب اسم [C]

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪn·deks / جمع ما را نشان می دهد / ˈɪnˌdek·səz / شاخص ما / ˈɪn·dəˌsiz /

اسم فهرست [C] (LIST)

نوشتن اگر می خواهید جایی را در متن پیدا کنید که هنری جیمز به آن اشاره شده است، آن را در فهرست جستجو کنید.

اسم فهرست [C] (مقایسه)

عددی که برای نشان دادن ارزش چیزی با مقایسه آن با چیز دیگری که ارزش آن مشخص است استفاده می شود: شاخص دستمزد/قیمت

شکل. اغلب تصور می شود که نرخ هزینه مصرف کننده شاخصی از اعتماد عمومی (= نشان دهنده وضعیت اعتماد عمومی) به سلامت اقتصاد است.

فهرست مطالب فعل [t]

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪn·deks /

VERBORD INDEX [T] (لیست کردن)

برای تهیه فهرست برای یک کتاب یا ترتیب دادن اطلاعات در فهرست: او مطالب را با کامپیوتر سازماندهی و نمایه کرد.

فعل نمایه [T] (مقایسه کردن)

برای تغییر یک سیستم از اعداد در برابر دیگری یا در برابر یک استاندارد ثابت: پرداخت های تامین اجتماعی هر سال بر اساس تورم (= تعدیل می شوند) شاخص می شوند. (تعریف نمایه از فرهنگ محتوای آکادمیک کمبریج © انتشارات دانشگاه کمبریج)

شاخص |انگلیسی تجاری

فهرست مطالب اسم [C]

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪndeks / ما

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

Finance , Economics جمع شاخص |شاخص ها شاخص قیمت مسکن تغییر در ارزش سهام مسکن کشور را برآورد می کند. یک شاخص اوراق قرضه / سهام / سهام این صندوق شاخصی از 350 سهام برتر بریتانیا را دنبال می کند. شاخص های جمع نشانه یا معیار چیزی: یک شاخص از سطح بیکاری شاخص مفیدی از وضعیت اقتصاد است. نمایه های جمع یک لیست بر اساس حروف الفبا که به شما نشان می دهد اطلاعات در یک کتاب، در یک وب سایت و غیره در کجا یافت می شود: یک فهرست قابل جستجو نمایه های آنلاین مقالات و گزارش ها نمایه های جمع مجموعه ای از اطلاعات که به ترتیب حروف الفبا ذخیره می شود: من فهرستی از اطلاعات تماس تمام مشتریانم را نگه می دارم.

همچنین ببینید

مشاهده همه فهرست مطالب فعل [T، معمولاً مفعول]

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ ˈɪndeks / ما

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

دارایی، مالیه، سرمایه گذاری

برای ارتباط دادن ارزش یک قیمت یا پرداخت به ارزش چیز دیگری مانند نرخ تورم:

به sth ایندکس شود حقوق بازنشستگی به درآمد نمایه می شود. اتحادیه ها خواهان افزایش دستمزدها بر اساس قیمت ها هستند. برای ارائه یک کتاب یا وب سایت با فهرست: تمامی مطالب موجود در سایت به طور کامل ایندکس شده است. (تعریف نمایه از دیکشنری انگلیسی تجاری کمبریج © انتشارات دانشگاه کمبریج)

نمونه هایی از شاخص

فهرست مطالب

این کتاب شامل 16 فصل، 2 پیوست، واژه نامه، فهرست موضوعی و نام و منابع ادبی است.

از مجموعه انگلیسی کمبریج یادداشت ها و فهرست ها با دقت انجام شده اند و دو نقشه وجود دارد. از مجموعه انگلیسی کمبریج شاخص های برازش مبتنی بر پارسیمانی برای مدل های چند شاخصه: آیا کار می کنند؟ از مجموعه انگلیسی کمبریج اولاً، نمایه سازی واقعاً دلخواه نیست، بلکه محرک محور است. از مجموعه انگلیسی کمبریج

برای نشان دادن مرجع تشابهی، امضاکننده مکانی را که قبلاً به آن مرجع اختصاص داده شده است نمایه می کند.

از مجموعه انگلیسی کمبریج شروع دندان بعدی، ابتدای کلمه بعدی را نمایه می کند. از مجموعه انگلیسی کمبریج پایگاه داده های قدیمی معمولاً به این روش نمایه می شوند. از مجموعه انگلیسی کمبریج برای اینکه کاربر بتواند به سرعت داده ها را جستجو کند، بسیاری از پایگاه های داده با استفاده از کد ویژگی ایندکس می شوند. از مجموعه انگلیسی کمبریج

فرضیه این بود که حافظه واج شناختی، همانطور که با تکرار غیرکلمه نمایه می شود، به طور علّی با رشد واژگان مرتبط است.

از مجموعه انگلیسی کمبریج

هر دو شاخص برای هر گله با استفاده از پایه 100 متوسط اجاره اسمی 20 سال 1670-1689 محاسبه شد.

از مجموعه انگلیسی کمبریج

کیفیت خوب کلی مجموعه امکان محاسبه شاخص های اجاره را برای دوره 1595-1850 فراهم کرد.

از مجموعه انگلیسی کمبریج زبان با مقدار کمتر ایندکس شد. از مجموعه انگلیسی کمبریج

عبارت (3. 1) در چندین مرحله ساده می شود، اولین مرحله نشان دادن این است که عبارت های نمایه شده با r بزرگ ناچیز هستند.

از مجموعه انگلیسی کمبریج

در مرحله دوم، دو مدل از سه مدل با شاخص های ریسک خاصی که در هر مدل نقش داشتند، معنی دار بودند.

از مجموعه انگلیسی کمبریج

بخش پایانی توسعه شاخص های فسفر و چالش های اجرای آن ها را پوشش می دهد.

از مجموعه انگلیسی کمبریج

این نمونه ها از سازمان ها و از منابع موجود در وب هستند. هر گونه نظری در نمونه ها بیانگر نظر ویراستاران دیکشنری کمبریج یا انتشارات دانشگاه کمبریج یا مجوز دهندگان آن نیست.

مجموعه ها با شاخص

فهرست مطالب

اینها کلماتی هستند که اغلب در ترکیب با شاخص استفاده می شوند.

برای دیدن نمونه های بیشتر از آن ، روی یک جمع کلیک کنید.

این به طور قراردادی با مقاله اصلی ، اما یک عمل برتر است زیرا وزن برابر با اندازه گیری بازیافت در industx کل را می دهد.

از مجموعه انگلیسی کمبریج سرانجام ، یک فهرست الفبایی بسیار جامع وجود دارد. از مجموعه انگلیسی کمبریج آیا ما از مکان دوم به گیاهان دوم در شاخص استناد آلو آلو هستیم؟ از بایگانی هانسارد

نمونه ای از بایگانی هانسارد. حاوی اطلاعات پارلمانی است

این نمونه ها از سازمان ها و از منابع موجود در وب هستند. هر گونه نظری در نمونه ها بیانگر نظر ویراستاران دیکشنری کمبریج یا انتشارات دانشگاه کمبریج یا مجوز دهندگان آن نیست.

ترجمه های فهرست

به زبان چینی (تراکتری) فهرست ، فهرست (در موضوع ، نام و غیره) فهرست (در رایانه یا کارت) فهرست ... به زبان چینی (ساده شده) لیست ، ایندکس (در مورد مضامین ، نام ها و غیره) ، فهرست (رایانه یا کارت) فهرست ... به اسپانیایی índice ، indexar ، indicia ... به زبان پرتغالی índice ، ddice [مردانه] ... به زبان های بیشتر به زبان ژاپنی در ترکی در غنی در کاتالان در هلندی به عربی در چک در دانمارکی در اندونزیایی در تایلندی در ویتنامی به لهستانی در مالایی به زبان آلمانی در نروژی در کره ای در اوکراینی در زبان ایتالیایی در روسی فهرست ، فهرست (ん い ん) ، فهرست (し すう) ... Dizin ، Fihrist ، Alafabetik Sıra ... فهرست [مردانه] ، indice [مردانه] ، répertoire [مردانه] ... . com ... ثبت نام ، فهرست ... فِahْer اصطلبس فِahْnerx ... rejstkík ، نماینده ... Indeks ، Potens ... Indeks ، Pangkat ... กำลัง ، ยก กำลัง เลข ... bản chú dốn ، số mũ ... Indegs ، Skorowidz ، Wskaźnik ... indegs ، nombor sendeks ... Der Index ، Der Exponent ... ثبت نام کنید [Neuter] ، Indeks [مردانه] ، ثبت نام کنید ... {сепен. показник ، сте جد покажчик ... indice ، analitico ، esponent ... катаоلانی ، شما به یک مترجم نیاز دارید؟

یک ترجمه سریع و رایگان دریافت کنید!

ابزار مترجم

مرور کردن

نامعقول بتا فهرست مطالب واژگان خود را با استفاده از تصویر سرگرم کننده ما تست کنید

معانی بیشتر شاخص

کلمه روز

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ˈmi. t. bːl/

مرورگر شما از صدای HTML5 پشتیبانی نمی کند

/ˈmi. t. bːl/

یکی از چندین توپ کوچک گوشت که گرم می خورند ، اغلب با سس

On its last legs (Describing the condition of objects, Part 1)

31 مه 2023

jugging

29 مه 2023 به لیست اضافه شده است به اوج - به بالا - به سمت قله فهرست

D انتشارات دانشگاه کمبریج و ارزیابی 2023

فرا گرفتن توسعه دادن در باره

D انتشارات دانشگاه کمبریج و ارزیابی 2023

فرهنگ لغت کمبریج +پلاس

با +پلاس بیشتر بدانید

به صورت رایگان ثبت نام کنید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید: لیست کلمات رایگان و آزمونهای کمبریج ابزارهایی برای ایجاد لیست کلمات خود و آزمونها لیست های کلمات به اشتراک گذاشته شده توسط جامعه ما از طرفداران فرهنگ لغت اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید فرهنگ لغت کمبریج +پلاس

با +پلاس بیشتر بدانید

لیست های کلمه و آزمونها را به صورت رایگان ایجاد کنید اکنون ثبت نام کنید یا وارد شوید

  • فرهنگ لغت کمبریج +پلاس
  • پروفایل من
  • +به علاوه کمک
  • خروج

تغییر انگلیسی (انگلیس) ما را دنبال کنید یک فرهنگ لغت را انتخاب کنید

  • اخیر و توصیه می شود

توضیحات روشن درباره انگلیسی و گفتاری طبیعی فرهنگ لغت یادگیرنده انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی ضروری انگلیسی انگلیسی توضیحات استفاده از زبان انگلیسی و زبان انگلیسی طبیعی گرامر اصطلاحات برای تغییر جهت ترجمه روی فلش ها کلیک کنید. فرهنگ لغت دو زبانه

  • انگلیس ی-هلند ی-انگلیس ی-انگلیسی
  • انگلیسی و فرانسو ی-انگلیسی
  • انگلیسی و آلمانی آلمان ی-انگلیسی
  • اندونزیای ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
  • انگلیسی و ایتالیایی ایتالیای ی-انگلیسی
  • انگلیسی و ژاپنی ژاپنی و انگلیسی
  • نروژ ی-انگلیس ی-انگلیسی
  • لهستان ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی
  • زبان انگلیس ی-پرتغال ی-انگلیسی
  • انگلیس ی-اسپانیایی اسپانیایی و انگلیسی

فرهنگ لغت های نیمه زبانه

انگلیسی - عربی انگلیسی - کاتالانی انگلیسی - چینی (ساده) انگلیس ی-چینی (سنتی) انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-دنایش انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-انگلیس ی-انگلیسی - انگلیس ی-ویتنامسی.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 34 تاريخ : پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 13:09