
این مطالعه به بررسی وام های غیرجاری بانک های روستایی و عوامل کلان اقتصادی در اندونزی، از جمله تورم، نرخ ارز و نرخ بهره می پردازد. از لحاظ نظری، وجود شرایط نامنظم اقتصاد کلان می تواند بر سطح ریسک اعتباری غیرعملکردی در بانک های اعتباری روستایی در اندونزی تأثیر بگذارد. تأثیر شرایط کلان اقتصادی بر وام های غیرجاری برای هر بخش اقتصادی واکنش متفاوتی دارد. هدف اصلی این مطالعه تعیین تأثیر عوامل کلان اقتصادی (تورم، نرخ ارز و نرخ بهره) و عوامل خاص بانک (اعتبار) بر وام های غیرجاری (NPL) بانک های روستایی اندونزی برای دوره زمانی ازژانویه 2015 تا دسامبر 2018. این مطالعه از تخمین مدل تصحیح خطای برداری (VECM) برای تعیین تأثیر متغیرهای مستقل متشکل از عوامل کلان اقتصادی و عوامل خاص بانک استفاده می کند. بر اساس نتایج تخمین مدل تصحیح خطای برداری، سه متغیر اعتبار، تورم و نرخ بهره بر وام های بلندمدت غیرجاری اثر مثبت و معناداری دارند. این در حالی است که در کوتاه مدت تنها دو متغیر اعتبار و نرخ سود بر وام های غیرجاری اثر مثبت و معناداری دارند. متغیرهای تورم و نرخ ارز در کوتاه مدت اثر منفی و ناچیز بر اعتبارات بد دارند.
کلید واژه ها
- اقتصاد مالی؛
- بانک روستایی؛
- وام های غیرجاری؛
- مدل تصحیح خطای برداری;
- اندونزی
1. معرفی
سیستم مالی ثبات نقشی حیاتی در اقتصاد یک کشور ایفا می کند زیرا شرایطی است که در آن مکانیسم اقتصادی در تعیین قیمت ها، تخصیص وجوه و مدیریت ریسک به خوبی عمل می کند و از رشد اقتصادی حمایت می کند. اگر سیستم مالی ناپایدار باشد و به طور کارآمد عمل نکند، تخصیص وجوه به خوبی کار نخواهد کرد که می تواند مانع رشد اقتصادی در کشور شود (موسسه ADB، 2015).
با تحقیق در مورد عواملی که باعث بی ثباتی می شوند، می توان ثبات سیستم مالی را درک کرد. بی ثباتی سیستم مالی می تواند ناشی از علل و نوسانات مختلفی باشد که عموماً ترکیبی از شکست های بازار، به دلیل عوامل ساختاری یا رفتاری است. شکست بازار خود می تواند ناشی از فشارهای خارجی (بین المللی) و داخلی (داخلی) باشد.
براساس شرایط فوق ، تلاش برای جلوگیری یا کاهش خطر بی ثباتی احتمالی سیستم مالی ضروری است ، به خصوص برای جلوگیری از ضرر بزرگ دیگر. چندین عامل که بر ثبات سیستم مالی تأثیر می گذارند ، از نظر تئوری ، جریان سرمایه ، نرخ ارز ، نرخ بهره ، تورم ، نسبت وام های بد (وام های غیر عملکردی) و سایر موارد است. نسبت وام های غیر عامل (NPL) به کل وام ها ، که معمولاً به عنوان نسبت NPL برای کل وام ها شناخته می شود ، نسبت بین کل وام های طبقه بندی شده به صورت عادی ، مشکوک و غیر عملکردی به کل وام ها است. افزایش NPL نشانه کاهش عملکرد بخش بانکی و کاهش کیفیت سبد وام را نشان می دهد (Lehner ، 2016).
در راستای افزایش میزان اعتبار در موسسات تأمین مالی (بانک Pengkreditan Rakyat) ، این بدان معنی است که نشانه ای وجود دارد که باعث افزایش ریسک مالی نیز می شود. بنابراین ، به نظر می رسد که این افزایش هنوز در حل مشکلات اقتصادی ، به ویژه تأثیر آن بر ثبات سیستم مالی مؤثر نیست ، بنابراین این مطالعه برای تعیین سطح ریسک مالی در اندونزی و تأثیر اعتبار از مؤسسات سرمایه گذاری انجام شده است. به عنوان تأثیر چندین متغیر کلان اقتصادی ، یعنی تورم ، نرخ بهره و نرخ ارز بر ریسک اعتباری (NPL). متغیرهای کلان اقتصادی به این دلیل گرفته می شوند که شاخص های کلان اقتصادی می توانند بر نقدینگی بانک تأثیر بگذارند تا آنها به عاملی در سطح اعتبار بد تبدیل شوند (Coock ، 2018).
با قضاوت در مورد مطالعات قبلی ، شکاف تحقیقاتی وجود دارد. این شکاف تحقیق می تواند ناشی از تفاوت در هدف تحقیق ، سال تحقیق و نمونه مورد استفاده باشد. از توضیحات فوق ، ناسازگاری هایی با تئوری های ارائه شده توسط اقتصاددانان وجود دارد. Macroprudential می تواند به عنوان شاخص های ثبات سیستم مالی عمل کند (Dombret & Lucius ، 2013). شاخص های کلان شامل جریان سرمایه ، نرخ ارز ، نرخ بهره و نسبت وام های بد است. در همین حال ، طبق تحقیقات آکرلوف در سال 1970 در رامل (2018) ، ثبات سیستم مالی بر سه ستون ، یعنی عدم تقارن اطلاعات ، انتخاب نامطلوب و خطر اخلاقی استوار است. سه ستون عوامل سنتی هستند که باعث اعتبار بد می شوند. شکاف نظری موجود ناشی از تفاوت در فرضیات مورد استفاده در مطالعه است.
2. بررسی ادبیات و فرضیه ها
2. 1بررسی ادبیات
توسعه موسسات مالی به عنوان موسسات واسطه ای ، هم بانک ها و هم موسسات ، امور مالی غیر بانکی می تواند پس از تحولات در شرایط مالی و پولی که توسط یک کشور تجربه می شود ، فراز و نشیب هایی را تجربه کند. موسسات مالی شامل اشکال مختلفی از موسساتی هستند که در بخش مالی فعالیت می کنند. Microfinance یک سرویس مالی برای گروه های کم درآمد از افراد است که شامل اعتبار ، پس انداز ، اقساط ، پرداخت و خدمات انتقال پول هستند. به طور کلی ، خدمات تأمین مالی با هدف گروه های کم درآمد از افرادی که به بانکداری یا سایر خدمات مالی عمومی دسترسی ندارند ، انجام می شود (اشمیت و همکاران ، 2016).
سرمایه گذاری خرد باعث کاهش فقر می شود (Mago ، 2014). مؤسسات تأمین مالی خرد به افراد کم درآمد کمک می کنند تا خدمات مالی را بدست آورند ، جایی که افراد کم درآمد به طور کلی نمی توانند به خدمات بانکی دسترسی پیدا کنند. مؤسسات تأمین مالی خرد به طور کلی با شرایط ساده تر و ساده تر از خدمات ارائه شده توسط بانک ها فعالیت می کنند زیرا آنها برای افرادی که نتوانسته اند به خدمات بانکی دسترسی پیدا کنند ، در نظر گرفته شده اند. شرکت های کوچک یا شرکت های خرد که به بانکداری دسترسی ندارند یا به خدمات بانکی دسترسی ندارند نیز در هدف خدمات خرد مالی قرار دارند ، که هدف آن کمک به شرکت های خردمندانه در توسعه و موفقیت در مدیریت و توسعه تجارت خود از طریق خدمات خرد است. البته خردمندی های خرد به خدمات سرمایه نیاز دارند. با این حال ، از آنجا که بانک ها هنوز نمی توانند به مشاغل خرد بپردازند ، خدمات خرد تأمین مالی یک سرویس مالی جایگزین است که می تواند به خردسالان خردسالان برای به دست آوردن خدمات سرمایه و سایر خدمات مالی کمک کند.
به گفته کینز در کاماروسانو (2016) ، او توضیح می دهد که پول نوعی ثروت است که یک شخص دارد. تصمیم شخص/جامعه در تبدیل ثروت به پول نقد ، پس انداز یا اوراق بهادار ، میزان نرخ بهره را تعیین می کند. مدل کینزی اظهار داشت که سه انگیزه عمومی برای نگه داشتن پول ، یعنی انگیزه های معامله ، هوشیاری و گمانه زنی ها وجود دارد. در این تحقیق ، نویسنده بر انگیزه حدس و گمان به عنوان مشتق نظریه بزرگ تقاضای پول کینز تأکید می کند. کینز با تأکید بر انگیزه سوداگرانه و نقش نرخ بهره در تعیین تقاضا برای پول برای اهداف سوداگرانه با کلاسیک ها متفاوت است. کینز همچنین فهمید که مردم می خواهند مبلغ پول نقد برای اهداف معامله فراتر رود به دلیل تمایل مردم برای حفظ ثروت خود در جدیدترین شکل (پول نقد). این پول نقد ذخیره شده عملکرد پول را به عنوان ابزاری برای احتکار ثروت (فروشگاه ارزش) انجام می دهد. از نظر مدرن تر ، اغلب به آن تقاضا برای پول برای احتکار ثروت (تقاضای دارایی برای پول) گفته می شود. به گفته کینز ، تقاضای پول برای اهداف سوداگرانه با نرخ بهره تعیین می شود. هرچه نرخ بهره بالاتر باشد ، تمایل مردم به انگیزه های سوداگرانه کاهش می یابد.
تئوری رفتار بانکی مشتق نظریه تقاضای پول کینز است. نظریه رفتار بانکی بیان می کند که تعامل بین افراد نرخ بهره در بانکداری را تعیین می کند. رفتار عمومی در استفاده از محصولات بانکی می تواند باعث شود بانک ها کم و بیش مایع شوند تا هر یک از محصولات بانکی ارائه شده خطرات داشته باشد. این خطر به همه جنبه های درگیر آسیب می رساند. به خصوص ، این امر ثبات سیستم مالی را مختل می کند. تئوری رفتار بانکی مشتق نظریه تقاضای پول کینز با انگیزه های سوداگرانه است. انگیزه حدس و گمان در نظریه اولویت نقدینگی شامل اطلاعات مربوط به لزوم انجام اقدامات پیش بینی شده در برابر عواملی است که نامشخص هستند (عدم اطمینان) و انتظارات برای آینده (Fontana & Setterfield ، 2016).
نرخ بهره یکی از متغیرهای اقتصادی است که اغلب توسط بازیگران اقتصادی کنترل می شود. نرخ بهره به نظر می رسد که تأثیر مستقیمی بر شرایط اقتصادی دارد. تصمیمات مربوط به مصرف ، پس انداز و سرمایه گذاری از نزدیک با شرایط نرخ بهره مرتبط است. بهره وابستگی به پول وام گرفته شده است ، که معمولاً به عنوان درصدی از وام وام داده می شود. نرخ بهره نرخ بهره بیان شده در درصد ، برای مدت معینی (ماهانه یا سالانه) است. افزایش نرخ بهره باعث بدتر شدن کیفیت وام می شود ، هر چه هزینه بدهی بازپرداخت وام را برای بدهکار دشوارتر می کند. همچنین ، نرخ بهره بالا یک جایگزین بالقوه مضر برای بدهکاران است (Bofondi و همکاران ، 2011).
تورم یک عامل کلان اقتصادی است که بر کارآیی فعالیت های بانکی تأثیر می گذارد. تورم ارزش پول را کاهش می دهد و این باعث کاهش نرخ کلی بازده می شود. کاهش سرمایه گذاری بر عملکرد اقتصادی تأثیر منفی می گذارد. نرخ تورم شاخصی است که اغلب برای اندازه گیری ثبات قیمت کالاها و خدمات استفاده می شود. تورم به عنوان یک افزایش مداوم در سطح عمومی قیمت در یک دوره خاص تعریف می شود.
به گفته مانکیو (2013) ، نرخ ارز بین دو کشور قیمت ارز است که توسط ساکنان این کشورها برای تجارت با یکدیگر استفاده می شود. نرخ ارز واقعی به سطح قیمت کالاها به ارز داخلی و همچنین نرخ ارز ارز داخلی در برابر ارزهای خارجی بستگی دارد. اگر نرخ ارز واقعی ارز داخلی زیاد باشد ، قیمت کالاهای خارج از کشور نسبتاً پایین تر است و قیمت کالاهای داخلی نسبتاً بیشتر است. برعکس ، اگر نرخ ارز واقعی ارز داخلی پایین باشد ، قیمت کالاهای خارج از کشور نسبتاً بالاتر است و قیمت کالاهای داخلی نسبتاً پایین تر است.
وام های غیرجاری (NPL) را می توان به عنوان وام هایی تعریف کرد که به دلیل عوامل عمدی و/یا عوامل خارجی خارج از کنترل بدهکار با مشکلات بازپرداخت مواجه می شوند. نظریه NPL مربوط به ثبات بانک بر سه پایه استوار است: (1) عدم تقارن اطلاعات، (2) انتخاب نامطلوب، و (iii) نظریه خطر اخلاقی. این نظریه دلایل سنتی وام های اعتباری بد را ذکر می کند که به بی ثباتی سیستم بانکی تبدیل می شود. روابطی که تأثیر مثبت یا منفی دارند. نسبت NPL یک کشور می تواند بر وضعیت سیستم مالی یک کشور تأثیر بگذارد. نسبت NPL پایین نشان دهنده ثبات سیستم مالی یک کشور است و برعکس، نسبت NPL بالا در یک کشور نشان دهنده بی ثباتی مالی یک کشور به دلیل ناکارآمدی مدیریت در بخش بانکی برای غلبه بر ریسک بد اعتباری است. عوامل ریسک اقتصاد کلان بانک منبعی از ریسک سیستمیک هستند که می توانند بر عملکرد بخش بانکی (که سپس به عنوان نسبت وام های غیرجاری به کل اعتبار بیان می شود) تأثیر بگذارند (Scardovi, 2015).
تعریف اعتبار عبارت است از ارائه پول یا صورت حساب معادل آن، بر اساس قرارداد وام یا توافق نامه بین وام دهنده و وام گیرنده، که وام گیرنده را ملزم می کند تا بدهی خود را پس از مدت معینی با بهره پرداخت کند (گرین، 2016).. بر اساس برخی ادبیات، رشد بیش از حد اعتبار اغلب به عنوان یک عامل کلیدی ایجاد بحران در بخش مالی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه همراه است. بحران های مالی در کشورهای مختلف اغلب با افزایش وام های غیرجاری آغاز می شود (راچمن و همکاران، 2018). بحران بانکی بزرگ در 30 سال گذشته که در شیلی در سال 1982 رخ داد (اوبرفیلد، 2013)، دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد، بحران بانکی نوردیک نام داشت که در اوایل دهه 1990 رخ داد (شوایگر، 2014)، بحران مکزیک در1994 (سوسا و اورتیز، 2015)، بحران مالی آسیا در سال 1997 (جو و اوه، 2018) و بحران اعتباری وام مسکن در ایالات متحده که در سال 2008 رخ داد (فلاوین و شینان، 2015)، و بحران بدهی اروپا کهدر 2010-2013 رخ داد (Keddad & Schalck, 2020) همچنین با دوره رونق برای وام های غیرجاری آغاز شد.
2. 2. فرضیه ها
بین تغییرات اقتصاد کلان و اعتبار بد رابطه وجود دارد، که در آن عوامل اقتصادی بر اعتبار بد تأثیر می گذارند زیرا بر توانایی پرداخت افراد برای بدهی استقراضی تأثیر می گذارند (بتز و همکاران، 2020). رشد اعتبار یکی از عوامل کلان اقتصادی است که بر وام های غیرجاری تأثیر می گذارد (Vithessonthi, 2016). تورم بر درآمد افراد تأثیر می گذارد (ژنگ و همکاران، 2020)، با درآمد تحت تأثیر تورم، تأثیر بعدی توانایی پرداخت بدهی مردم است. نرخ ارز بر رشد اقتصادی تأثیر دارد که درآمد کلی جامعه را توصیف می کند (Jovica et al., 2019). و در نهایت بر توانایی پرداخت بدهی عمومی تأثیر می گذارد. ریسک نرخ بهره بر عملکرد بانک تأثیر می گذارد (مارگونو و همکاران، 2020). نرخ بهره و بازپرداخت بدهی رابطه ای دارند که در آن هر چه بهره بالاتر باشد، پرداخت بدهی برای گیرندگان بدهی دشوارتر است به طوری که بر اعتبار بد تأثیر می گذارد (بلوتی و همکاران، 2020).
از این رو، این مطالعه هر حوزه از شایستگی های کارآفرینی را مورد بررسی قرار داد تا بررسی کند که آیا هر یک از شایستگی ها مستقیماً بر موفقیت تجاری زنان کارآفرین خرد تأثیر می گذارد یا خیر. تحقیق بر اساس فرضیه های زیر است:
H1: رشد اعتبار موسسات مالی خرد بر سطح وام های غیرجاری در اندونزی تأثیر دارد
H2: نرخ تورم بر سطح وام های غیرجاری در اندونزی تأثیر دارد.
H3: نرخ ارز بر سطح وام های غیرجاری در اندونزی تأثیر دارد.
H4: نرخ بهره بر سطح وام های غیرجاری در اندونزی تأثیر دارد.
3. روش ها و مواد تحقیق
بر اساس اهداف تحقیق، یعنی تعیین تأثیر عوامل خاص بانک (اعتبار) برای بانک اعتبار مردم و متغیرهای کلان اقتصادی (تورم، نرخ سود، نرخ ارز) بر وام های غیرجاری بدون اطمینان از وجود علت و معلول. در اندونزی، نوع داده های مورد استفاده در این مطالعه، داده های ثانویه در قالب داده های سری زمانی در بازه زمانی ژانویه 2015 تا دسامبر 2018 با هدف کلیه بانک های اعتباری مردمی در اندونزی است.
تمرکز هدف این تحقیق وضعیت اندونزی است. تعیین زمان آسیب پذیر مورد استفاده در این مطالعه مبتنی بر در دسترس بودن داده ها و پدیده های اقتصادی است که در آن زمان رخ می دهد. بنابراین آسیب پذیر است که داده های مورد استفاده می توانند شکل مشکلات اقتصادی را با زمینه تحقیق نشان دهند. منابع داده از بانک اندونزی ، اداره خدمات مالی ، دفتر مرکزی آمار آمده است.
سپس ، داده ها برای تعیین تأثیر بین متغیرها با استفاده از مدل تصحیح خطای بردار (VECM) مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. این نوع تحقیق یک نوع تحقیق کمی است زیرا این تحقیق با هدف یافتن نتایج در قالب داده های تبدیل شده به اعداد ، که به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل برای اطلاعات در مورد آنچه مورد بررسی قرار می گیرد استفاده می شود.
مشخصات مدل مورد استفاده روش VAR است که از تحقیقات توسط آه و سودانا (2017) اتخاذ شده است. آه و سودانا (2017) شامل متغیر وام های غیر عملکردی (NPL) ، اعتبار ، اندازه بانک ، ROA ، IRL و CAR به عنوان پروکسی عوامل خاص بانکی بود. و با استفاده از متغیرهای تولید ناخالص داخلی ، نرخ ارز ، تورم و نرخ بهره به عنوان پروکسی متغیرهای کلان اقتصادی. آه و سودانا (2017) معتقدند که این مدل می تواند رابطه بین جنبه های مستقیم و مدلهای مربوطه را برای تجزیه و تحلیل اثرات متغیرهای کلان اقتصادی و عوامل خاص بانکی در وام های غیر عملکردی (NPL) کشف کند. مدل مورد استفاده در آه و سودانا (2017) به شرح زیر است:
( شروع n p l & = beta 0+ beta_ g d p _+ beta_ i n f _+ beta_ e x _+ beta_ text_ \ &+ beta_ r o a _+ beta_ c a r _+ beta_ i r l _+ mu i end )
به طور خاص ، معادله فوق در مدل اقتصاد سنجی به شرح زیر شکل می گیرد:
NPL = سطح وام غیر عملکردی
CDR1 = رشد اعتبار موسسات تأمین مالی
inf2 = نرخ تورم
NTR3 = نرخ ارز
SBA4 = نرخ بهره
β0 = پارامتر ثابت / رهگیری
β1 ، β2 ، β3 ، = ضرایب متغیرهای مستقل x1 ، x2 ، x3 است
شکل 1: مدل تحقیق
4. نتایج و بحث
نتایج آزمایش ریشه واحد در جدول 1 نشان می دهد که تمام متغیرهایی که باید در سطح تخمین زده شوند: NPL ، اعتبار ، تورم ، نرخ ارز و نرخ بهره ثابت نیستند. برخی از متغیرها در سطح ثابت نیستند زیرا آنها مقادیر آماری دیکی فولر را که بیشتر از ارزش بحرانی مک کینون هستند ، افزایش داده اند ، یعنی احتمال بیش از 0. 05 را دارد. در حالی که تست ریشه واحد در سطح اول متفاوت ، تمام متغیرهایی که باید تخمین زده شوند حاوی ریشه واحد نیستند به طوری که ثابت باشد. تمام متغیرهای موجود در این مطالعه ثابت اعلام شد زیرا ارزش آماری تقویت شده دیکی کمر از ارزش بحرانی مک کینون ، یعنی احتمال کمتر از 0. 05 است.
انتخاب تاخیر چهار به عنوان تاخیر بهینه در این مطالعه بر اساس استفاده از حداقل معیارهای اطلاعات Akaike (AIC) متغیرهای تخمین زده شده در معادله ، یعنی وام های غیر عامل (NPL) ، اعتبار ، تورم ، مبادله است. نرخ و نرخ بهره. LAG Four به دلیل تولید حداقل مقادیر معیارهای اطلاعات Akaike (AIC) انتخاب شد ، به این معنی که این مدل قادر به توضیح رابطه بین متغیرها در این مطالعه بود.
مدل سازی VAR در صورت تعیین تاخیر بهینه پایدار می شود ، همه متغیرها دارای ریشه های مدول از ارزش چند جمله ای مشخصه هستند که از یک کوچکتر است (Levendis ، 2019). اگر سیستم VAR ناپایدار باشد ، نتایج به دست آمده مانند IRF و VD نامعتبر خواهد بود. پس از آزمایش پایداری VAR ، می توان تخمین ای از VECM انجام داد. در این مطالعه ، مدل VAR پایدار است. یعنی میانگین مقدار مدول متغیر 0. 896584 است که کمتر از 1 است.
نتایج آزمون ادغام یوهانسن نشان می دهد که مقدار آماری ردیابی دارای یک مقدار بیشتر از مقدار بحرانی است ، به این معنی که این سیستم دارای یک معادله ادغام است. با توجه به نتایج تخمین در جدول زیر ، چهار معادله معادلات ادغام را دارند ، به این معنی که سه معادله در سیستم وجود دارد که روابط طولانی مدت دارند. بر اساس این چهار معادله ، از مدل تصحیح خطای بردار (VECM) در این مطالعه استفاده خواهد شد.
جدول 1: نتیجه تست ثابت بودن
اطلاعات: 5 ٪ احتمال
جدول 2: نتیجه تست تاخیر بهینه
توجه: نوع ستاره و جسورانه کوچکترین مقدار AIC را نشان می دهد.
جدول 3: نتیجه تست ادغام
اطلاعات: 5 ٪ احتمال
جدول 4: نتیجه تست علیت گرنجر
اطلاعات: 5 ٪ احتمال
توجه: * (رابطه علیت دارد) ، ** (رابطه علیت ندارد).
جدول 5: نتیجه VECM
در نتایج آزمون ، سه رابطه علیت دو طرفه بین متغیرها در سیستم وجود دارد ، یعنی اعتبار باعث NPL می شود و برعکس NPL باعث اعتبار می شود. به دنبال آن نرخ بهره باعث تورم می شود و برعکس تورم باعث نرخ بهره می شود. سپس ، نرخ بهره باعث اعتبار و اعتبار می شود و همچنین باعث ایجاد نرخ بهره می شود زیرا این متغیرها دارای ارزش احتمالی هستند که از ارزش بحرانی 5 ٪ کوچکتر است به طوری که گفته می شود رابطه علّی دارد.
در کوتاه مدت ، متغیر اعتباری به طور قابل توجهی بر NPL تأثیر می گذارد. در کوتاه مدت بین اعتبار متغیر و NPL رابطه مثبت وجود دارد. این را می توان از ضریب اعتباری 0. 00017 درصد مشاهده کرد. این بدان معنی است که اگر یک درصد افزایش اعتبار داشته باشد ، باعث افزایش NPL ها 0. 00017 درصد می شود. این نتیجه باعث می شود که رشد اعتبار بانک پنگکرودیتان راکیات در کوتاه مدت افزایش یابد ، که باعث افزایش NPL می شود ، که این نشانگر ثبات سیستم مالی است. سپس ، این بدان معنی است که ، هنگامی که NPL زیاد باشد ، باعث بی ثباتی سیستم مالی می شود یا به عبارت دیگر ، ثبات سیستم مالی مختل می شود. متغیر تورم در کوتاه مدت تأثیر معنی داری در سطح NPL ندارد. این با نگاهی به مقدار T-Statistic متغیر تورم تحت مقدار Table Table شناخته می شود. این بدان معناست که اگر در کوتاه مدت افزایش نرخ تورم وجود داشته باشد ، بر سطح NPL تأثیر نمی گذارد. یکی دیگر از متغیرهای کلان اقتصادی که بر سطح NPL تأثیر نمی گذارد ، نرخ ارز است. در این مطالعه ، متغیر نرخ بهره بر نرخ NPL تأثیر می گذارد. این اتفاق می افتد زیرا اگر نرخ بهره افزایش یابد ، بدهکاران قادر به پرداخت اقساطی که وام می گیرند ، نخواهند داشت و این باعث افزایش نرخ NPL می شود
در این مطالعه ، نتایج آزمون رگرسیون اظهار داشت که بین متغیر اعتبار و متغیر NPL رابطه وجود دارد. در دراز مدت ، بین تورم و NPL رابطه وجود دارد. تورم و NPL در دراز مدت رابطه مثبت معنی داری دارند. تورم و NPL ها در طولانی مدت 0. 39959 رابطه مثبت معنی داری دارند. این بدان معنی است که وقتی افزایش نرخ ارز یک درصد افزایش می یابد ، در دراز مدت NPL را 0. 39959 درصد افزایش می دهد.
در همین حال ، متغیر نرخ بهره به طور قابل توجهی در طولانی مدت بر NPL تأثیر می گذارد. بین نرخ بهره و NPL ها رابطه مثبت وجود دارد. این را می توان از ضریب تخمین زده شده از 0. 16596 مشاهده کرد ، به این معنی که هر یک درصد افزایش نرخ بهره به افزایش NPL 0. 16596 درصد در دراز مدت پاسخ می دهد.
سپس ، در دراز مدت ، افزایش نرخ ارز به میزان قابل توجهی بر NPL تأثیر نمی گذارد. این با ارزش ضریب 0. 00026 مشهود است. و اندازه T-Statistic در محدوده 0. 05960 است که از اندازه Table Table کوچکتر است ، بنابراین به این معنی است که در دراز مدت این متغیر به طور قابل توجهی بر NPL تأثیر نمی گذارد.
در این مطالعه می توان دریافت که نوسانات نرخ ارز به طور معکوس با نرخ NPL در دوره از ژانویه 2015 تا دسامبر 2018 مرتبط است. این به این دلیل است که سایر متغیرهای NPL مانند اعتبار ، تورم و نرخ بهره در اندونزی افزایش یافته است.
در این مطالعه ، در طی این دوره 4 ساله ، انواع مختلفی از آشفتگی های اقتصادی رخ داده است که باعث تغییر در ارقام اعتباری ، تورم ، نرخ ارز و نرخ بهره در وام های غیر عامل (NPL) می شود. در این مدت ، حداقل چندین علائم کلان اقتصادی وجود داشته است که کاملاً بر اقتصاد اندونزی تأثیر می گذارد ، که می تواند به طور مستقیم بر بخش بانکی ، به ویژه بانک اعتباری مردم تأثیر بگذارد. چندین رویداد پولی که در این بازه زمانی اتفاق افتاد فشارهای مالی و عدم اطمینان سیاسی جهانی مربوط به اقتصاد جهانی بود. بر اساس این مطالعه ، که در آن شاخص های کلان اقتصادی با استفاده از تورم ، نرخ ارز و نرخ بهره اندازه گیری می شوند ، عوامل خاص برای بانک اعتباری مردم با استفاده از رشد اعتبار اندازه گیری می شود و NPL نشان می دهد که رابطه بلند مدت و کوتاه مدت خوبی وجود دارد.
متغیر اعتباری به عنوان شاخص در عوامل خاص بانکی ، که در این مطالعه خاص برای تأمین اعتبار بیشتر است ، یعنی بانکهای اعتباری مردم در سراسر اندونزی ، تأثیر مثبت قابل توجهی در NPL بانک Pengkreditan Rakyat دارد. افزایش اعتبار ناشی از مصرف عمومی ، افزایش درآمد عمومی یا برای بخش تولیدی در توسعه خرد ، خطر افزایش سطح NPL (اعتبار بد) را ایجاد می کند ، که باعث ایجاد ثبات سیستم مالی در آن می شودخود بخش بانکی. رشد بالای اعتبار بانک Pengkreditan Rakyat همچنین با کیفیت واجد شرایط همراه بود که در آن نسبت NPL قادر به حفظ 0. 3 ٪ بود. به گفته OJK ، این بحران واقعاً رشد اعتبار را مختل نکرد. با این حال ، اعتبار برای بانک اعتباری مردم ، بانک اعتباری مردم و بانک های متعارف کاهش سرعت را تجربه کردند.
علاوه بر این ، متغیر تورم به عنوان یک شاخص کلان اقتصادی تأثیر معنی داری بر سطح NPL دارد. از آنجا که افزایش تورم به این معنی است که افزایش و کاهش قیمت کالاها در دوره مطالعه 2015 تا 2018 ناپایدار است. نتایج تحقیقات نویسنده مطابق با تحقیقات لیندا ، دفیاواتی و مگاواتی (2015) است کهنشان می دهد که تورم تأثیر معنی داری بر NPL در اندونزی دارد. تورمی که به طور مداوم رخ می دهد تأثیر در کاهش قدرت خرید افراد دارد زیرا از نظر واقعی سطح درآمد نیز با این فرض که سطح درآمد مردم ثابت است کاهش می یابد (مانکی ، 2013). خطر مالی نیز به دلیل تورم بوجود می آید. اگر افزایش غیر منتظره ای در تورم وجود داشته باشد ، قدرت خرید مردم را به خطر می اندازد. مطابق با تئوری و تحقیقات نویسنده است که وقتی تورم افزایش می یابد ، بر سطح NPL تأثیر می گذارد. حتی اگر تحت تأثیر جنگ تجاری قرار داشته باشد ، نرخ تورم فعلی بر سطح NPL تأثیر می گذارد ، اما هنوز هم قابل کنترل بود و در محدوده 0. 3 ٪ بود.
از دیگر شاخص های متغیر کلان اقتصادی مورد استفاده در این پژوهش، متغیرهای نرخ ارز و نرخ بهره هستند. در این تحقیق، نرخ ارز به NPL آسیب می زند، به این معنی که تاثیر قابل توجهی بر سطح NPL ندارد. در بازه زمانی تا سال 2018، زمانی که با آشفتگی اقتصادی مانند جنگ تجاری آمریکا و چین، کاهش قیمت جهانی نفت و اختلافات بین ایالات متحده و روسیه مواجه هستیم، باعث کاهش ارزش روپیه در برابر دلار آمریکا شد. این باعث شد که شرکت های صادراتی به خارج از کشور قادر به تحمل فشار ایجاد شده در صورت ادامه این بحران در سه ماهه چهارم سال 2018 نباشند. زیرا تأثیر این بحران باعث ایجاد بازار نرم شد به طوری که تقاضا کاهش یافت، سپس کاهش تقاضا منجر به ارزشنرخ ارز روپیه ضعیف می شود و اقتصاد را تحت فشار قرار می دهد.
سپس، متغیر بعدی نرخ بهره است. نتایج تحقیق نویسنده نشان می دهد که نرخ بهره بر سطح NPL تأثیر مثبت و معناداری دارد. این با نتایج تحقیق بکت و ماهار (2012) از رویکرد ARDL مطابقت دارد که نشان می دهد یک رابطه بلندمدت بین شاخص قیمت سهام و متغیرهای کلان اقتصادی وجود دارد.
از نظر تئوری، هر کشوری که با تاثیر شوک ها برای مدیریت سیستم مالی مواجه است، باید سیاست کاهش نرخ بهره را اجرا کند. با این حال، در واقعیت، کشورهای صنعتی پیشرفته عملاً نرخ بهره خود را در سیاست پولی خود افزایش داده اند. همین اتفاق در اندونزی در واکنش به بحران مالی رخ داد. با شروع از ارائه محرک اقتصادی در مقیاس بزرگ توسط ایالات متحده از سال 2009 تا 2013. سپس از طریق افزایش نرخ بهره بانک مرکزی ایالات متحده، اقدام به خروج از برنامه های محرک و انقباض پولی کنید. نااطمینانی اقتصاد جهانی در سال 2015، که در نهایت منجر به کاهش رشد در برخی از اقتصادها شد و بازارهای مالی را بیش از پیش نوسان کرد. همچنین موضوع برگزیت که اقتصاد اتحادیه اروپا را شوکه کرد، در اوایل سال 2016 باعث ایجاد ریسک های بازار شد. همچنین انتظار می رود قانون عفو مالیاتی که در پایان ژوئن 2016 تصویب شد، ریسک مالی را کاهش داده و به منبع تامین مالی اقتصادی تبدیل شود.
اندونزی همچنین در پاسخ به آشفتگی اقتصادی سیاست مشابهی را ارائه داده است. از طریق بانک اندونزی به عنوان بانک مرکزی جمهوری اندونزی ترکیبی از سیاست های پولی و کلان و همچنین تعمیق بازار مالی را به عنوان تلاش برای کاهش این خطرات مختلف صادر کرد. مرجع پولی جمهوری اندونزی نیز نرخ بهره داخلی را افزایش داده است. Mankiw (2013) اظهار داشت که اگر شوکی در اقتصاد رخ دهد که باعث کاهش آن می شود ، باید با یک سیاست مالی و پولی که دوباره اقتصاد را تثبیت می کند ، برطرف شود تا به یک موقعیت کامل اشتغال بازگردد.
5. نتیجه گیری ها
نتایج بررسی متغیرهای کلان اقتصادی و عوامل خاص بانکی برای وام های غیر عامل (NPL) در اندونزی از VECM استفاده می کند. نتیجه ای را ارائه می دهد که متغیر NPL پاسخ مثبت و معنی داری به افزایش اعتبار در کوتاه مدت و بلند مدت ارائه می دهد. این بدان معنی است که سطح اعتبار بالا و پایین منجر به سطح NPL بالا و پایین می شود.
متغیر تورم مورد استفاده به عنوان یک شاخص کلان اقتصادی تأثیر متفاوتی در سطح NPL در کوتاه مدت و بلند مدت دارد. در کوتاه مدت ، متغیر تورم به سطح NPL آسیب می رساند. این بدان معنی است که افزایش نرخ تورم بر سطح NPL تأثیر نمی گذارد. در همین حال ، در دراز مدت ، تورم تأثیر مثبت و معنی داری بر سطح NPL دارد. این بدان معنی است که افزایش نرخ تورم باعث افزایش سطح NPL می شود. تورم که افزایش می یابد توسط سیاست های دولت برای افزایش قیمت کالاها ایجاد می شود و این باعث افزایش قیمت ها نیز می شود. سپس ، این می تواند بر قدرت خرید مردم تأثیر بگذارد تا دنیای تجارت تضعیف شود و در نتیجه اعتبار مانع شود.
متغیر کلان اقتصادی بعدی متغیر نرخ ارز است. نرخ ارز تأثیر منفی و ناچیز بر NPL در دراز مدت و کوتاه مدت دارد. این بدان معنی است که استهلاک یا قدردانی از نرخ ارز ، بر پرداخت اعتباری که توسط بانک اعتباری مردم/نرخ اعتبار غیر عامل (NPL) در دراز مدت یا کوتاه مدت افزایش یافته است ، تأثیر نمی گذارد.
متغیر نرخ بهره تأثیر مثبت و معنی داری بر سطح NPL دارد. این بدان معناست که افزایش نرخ بهره نیز باعث افزایش نرخ وام های غیر عامل (NPL) در طولانی مدت و کوتاه مدت در اندونزی خواهد شد.
منابع
- موسسه ADB.(2015) ثبات ، مقررات و شمول مالی سیستم مالی. چم ، سوئیس: اسپرینگر
- Bofondi ، M. ، & Ropele ، T. (2011). تعیین کننده های کلان اقتصادی وام بد: شواهدی از بانک ایتالیا. مقالات سؤال کننده Economyia e Finanza ، 3 (89) ، 5-22. https://econpapers. repec. org/repec:bdi:opques:qef_89_11
- Bekhet ، H. ، & Matar ، A. (2013). تأثیر بحران مالی جهانی در بازار سهام اردن: رویکرد VECM. مجله بین المللی اقتصاد پولی و دارایی ، 6 (4) ، 285-301. doi: 10. 1504/ijmef. 2013. 059946
- Bellotti ، A. ، Brigo ، D. ، Gambetti ، P. ، & Vrins ، F. (2020). پیش بینی نرخ بازیابی در وام های غیر عملکردی با یادگیری ماشین. مجله بین المللی پیش بینی ، 37 (1) ، 428-444. https://doi. org/10. 1016/j. ijforecast. 2020. 06. 009
- Betz ، J. ، Kruger ، S. ، Kellner ، R. ، & Rosch ، D. (2020). اثرات کلان اقتصادی و ضعف در وضوح وام های غیر عامل. مجله بانکی و دارایی ، 112 (3) ، 105-212. https://doi. org/10. 1016/j. jbankfin. 2017. 09. 008
- Cammarosano ، J. R. (2016). نمای گسترده تری از جان مینارد کینز: فراتر از نظریه عمومی اشتغال. Lanham ، MD: Books Lexington
- Coock ، O. (2018). گزارش: اندونزی 2018. آکسفورد ، انگلیس: گروه تجاری آکسفورد
- Dombret ، A. R. ، & Lucius ، O. (2013). ثبات سیستم مالی: توهم یا مفهوم امکان پذیر؟. چلتنهام ، انگلستان: ادوارد الگار
- Flavin ، T. J. ، & Sheenan ، L. (2015). نقش دارایی های تحت حمایت وام مسکن ایالات متحده در تبلیغ بحران: مسری یا وابستگی متقابل؟مجله اقتصاد و دارایی آمریکای شمالی ، 34 (11) ، 167-186. https://doi. org/10. 1016/j. najef. 2015. 09. 001
- Fontana ، G. ، & Setterfield ، M. (2016). نظریه کلان اقتصادی و آموزش کلان اقتصادی. چم ، سوئیس: اسپرینگر
- گرین ، R. (2016). نظریه های کلاسیک پول ، تولید و تورم. چم ، سوئیس: اسپرینگر
- جو ، D. Y. ، و OH ، F. D. (2018). رتبه بندی های اعتباری و دارایی های نقدی شرکت ها: شواهدی از اصلاحات شرکت کره پس از بحران مالی آسیا 1997. ژاپن و اقتصاد جهانی ، 45 (3) ، 9-18. https://doi. org/10. 1016/j. japwor. 2017. 11. 003
- Jovica ، S. ، Miladinovi ، J. S. ، Micic ، R. ، Markovic ، S. ، & Rakic ، G. (2019). تجزیه و تحلیل نرخ ارز و تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) توسط سیستم استنباط فازی نورو تطبیقی (ANFIS). Philica A: مکانیک آماری و کاربردهای آن ، 513 ، 333-338. https://doi. org/10. 1016/j. physa. 2018. 09. 009
- Keddad ، B. ، & Schalck ، C. (2020). ارزیابی سرریزهای ریسک حاکم بر بانکهای داخلی در بحران بدهی اروپا. مدل سازی اقتصادی. 88 ، 356-375. https://doi. org/10. 1016/j. econmod. 2019. 09. 047
- Lehner ، O. M. (2016). کتاب راهنمای Routledge از مالی اجتماعی و پایدار. لندن ، انگلیس: Routledge
- Levendis ، J. D. (2019). اقتصاد سنجی سری زمانی: یادگیری از طریق تکثیر. چم ، سوئیس: اسپرینگر.
- Linda ، M. R. ، Megawati ، & Deflinawati.(2015). تأثیر تورم ، نرخ ارز و نرخ بهره در وام های غیر عامل در Pt. بانک پس انداز دولت (Persero) TBK ، شعبه Padang. مجله آموزش اقتصادی ، 137-144.
- Mago ، S. (2014). کاهش خرد و فقر: یک بازتاب تجربی. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 1 (2) ، 5-13. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2014. vol1. no2. 5.
- Mankiw ، N. G. (2013). اصل اقتصاد کلان. سنگاپور: یادگیری Cengage
- Margono ، H. ، Wardani ، M. K. ، & Safitri ، J. (2020). نقش کفایت سرمایه و نقدینگی برای بهبود عملکرد بانکی. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 7 (11) ، 75-81. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2020. vol7. no11. 075
- Oberfield ، E. (2013). بهره وری و جابجایی در طی یک بحران: شواهدی از بحران شیلی 1982. بررسی پویایی اقتصادی ، 16 (1) ، 100-119. https://doi. org/10. 1016/j. red. 2012. 10. 005
- Rachman ، R. A. ، Kadarusman ، Y. B ، Anggriono ، K ، & Setiadi ، R. (2018). عوامل خاص بانکی مؤثر بر وام های غیر عامل در کشورهای در حال توسعه: مطالعه موردی اندونزی. مجله امور مالی آسیا ، اقتصاد و تجارت ، 5 (2) ، 35-42. https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2018. Vol5. NO2. 35
- Ramlall ، I. (2018). درک ثبات مالی. بینگلی ، انگلیس: زمرد
- Scardovi ، C. (2015). مدیریت فعال جامع وام های غیر عامل. چم ، سوئیس: اسپرینگر
- Schmidt ، R. H. ، Seibel ، H. D. ، & Thomes ، P. (2016). از سرمایه گذاری خرد گرفته تا امور مالی فراگیر: چرا کارهای بانکی محلی. Hoboken ، NJ: جان ویلی و پسران
- Schweiger ، C. (2014). اتحادیه اروپا و بحران مالی جهانی. هلتنام ، انگلستان: ادوارد الگار
- Sosa ، M. ، & Ortiz ، E. (2015). ادغام و بحران نابرابریا نرخ ارز: کانادا ، مکزیک ، ژاپن و انگلستان در مقابل Ee. uu. دلار (1994-2014). Contaduria y Administracion ، 60 ، 106-127. https://doi. org/10. 1016/j. cya. 2015. 08. 014
- آه ، ک. ، و سودانا ، س. (2017). عوامل تعیین کننده مطالعه مقایسه وام غیر عامل بانک ها در اندونزی و نپال. افزایش ارتباط و رقابت و رقابت. Surabaya ، اندونزی: دانشگاه Airlangga
- Vithessonthi ، C. (2016). بهره وری و جابجایی در طی یک بحران: شواهدی از بحران شیلی 1982. بررسی بین المللی تجزیه و تحلیل مالی ، 45 ، 295-305. https://doi. org/10. 1016/j. irfa. 2016. 04. 003
- Zheng ، Z. ، Mishra ، T. ، & Yang ، Y. (2020). نابرابری و نابرابری درآمدی در مدل رشد گسترده ای با هزینه های منو. نامه های اقتصاد ، 194 ، 109-373. https://doi. org/10. 1016/j. econlet. 2020. 109373
ذکر شده توسط
- ثبات بانکی شریعت در برابر شوکهای کلان اقتصادی: تجزیه و تحلیل مقایسه ای در منطقه ASEAN Vol. 8 ، صص4 ، 2021 ، https://doi. org/10. 13106/jafeb. 2021. vol8. no4. 0151
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 28
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 13:23