هستی شناسی عدم اطمینان در امور مالی: میراث هنجاری تعادل عمومی

ساخت وبلاگ

در این مقاله به تفصیل پیش فرض های هستی شناختی و هنجاری رویکرد دولت متعهد به قیمت گذاری کالاهای معرفی شده توسط Arrow (Le Rôle des Valeurs Boursières Boursières La Meilleure des Risques. Econométrie ، Center National De La Recherche Scientifique ، Paris ، 1953))در الگوی خود از تعادل عمومی تحت عدم اطمینان ، که به یک نقطه عطف در تئوری امور مالی تبدیل شد. با متناسب سازی سهم اساسی Arrow و تحولات بعدی در امور مالی ، این نشان می دهد که چگونه این چارچوب مفهومی جدید دلالت بر فناوری های خاص - هم فکری و هم مالی دارد. این مقاله در نشان دادن چگونگی تفکر نظری در مورد امور مالی اساسی تحولات نهادی در امور مالی ، روایت آشنا از عملکرد اقتصاد را تکمیل می کند.

روی نسخه خطی کار می کنید؟

از رایج ترین اشتباهات خودداری کنید و نسخه خطی خود را برای ویراستاران ژورنال آماده کنید.

امور مالی - به عنوان بخشی از اقتصاد و به عنوان نوعی دانش اقتصادی (این ابهام برای تحلیل من بسیار مهم است) - نسبتاً اخیراً توجه علمی را به خود جلب کرده است. یکی از دلایل بارز آن ، افزایش عظیم بخش مالی ، یک "مالی بدنام" ، همراه با بی ثباتی جهانی (واقعی و مورد انتظار یا خیالی) در ارتباط با آن است. اما این توجه تجدید شده به تئوری امور مالی را توضیح نمی دهد - یا می توان به نظریه اقتصادی اساسی مالی نیز گفت.

مارکس در انتقاد خود از فلسفه حق هگل ، نشان داد که انتقاد از یک شکل خاص از دانش ، پیش نیاز انتقاد اجتماعی است ، زیرا دانش (در مورد مارکس - فیلوسوفی) یک گسترش ایده آل از دنیای واقعی اجتماعی است. با بررسی کردن انتزاع علوم اجتماعی ، به عنوان مثال هستی شناسی مدلهای مالی ، بنابراین ما به درک بهتر عقلانی در پشت دنیای مالی واقعی کمک می کنیم. من نشان خواهم داد که مفاهیم خاصی در اقتصاد (مالی) به عنوان فناوری های اجتماعی با هدف حل برخی از مشکلات خاص تفسیر می شوند. از این طریق است که مدل های اقتصادی بخشی از زیرساخت های نهادی بازارها می شوند.

مکنزی (2006a ، ب) در تاریخ عالی و گسترده اقتصاد مالی ، با تمرکز بر مفهوم عملکرد ، با رفتار با امور مالی نظری به عنوان مجموعه ای از فن آوری های مهم ، این بینش را به معنای دقیق تر اصلاح می کند که به طور اساسی ساختار نهادی را متحول می کند. و عملکرد بازارهای مالی.

با این حال ، مکنزی به یک جریان مهم ادبیات اشاره نمی کند که با این حال می توان استدلال کرد ، برای تئوری امور مالی بنیادی شده است. این جریان به سهم اصلی Arrow (1953) متصل شده است که تجزیه و تحلیل تعادل عمومی در امور مالی را آغاز کرده است. در این مقاله ، من استدلال خواهم کرد که Arrow یک روش جدید برای ساختار جهان را افتتاح کرده است تا درک کند که در مورد امور مالی چیست. من همچنین رویکرد Arrow را در متن سایر نوشته های او در نظر خواهم گرفت ، که باید به نشان دادن چگونگی ارتباط آن با ایده عملکرد ، که باید بحث آشنای مدل سیاه و سیاه را تکمیل کند ، کمک کند.

فلش در امور مالی

مقاله کوتاه Arrow ، که به عنوان گسترش تجزیه و تحلیل تعادل عمومی در مورد پاورقی عدم قطعیت 1 تصور شده است و با کنجکاوی منتشر شده است ، قبل از اینکه مدل تعادل عمومی کلاسیک (Arrow and Debreu 1954) در چاپ ظاهر شود ، به یک نقطه عطف در اقتصاد مالی تبدیل شده است. چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد؟

هنگامی که نیاز به درک فراتر از اطمینان در چارچوب استاندارد انتخاب منطقی و تعادل عمومی درک شد ، امور مالی به حوزه آشکار کاربرد تبدیل شد: فن آوری های اجتماعی دنیای مالی به طور معمول با آینده نامشخص سر و کار دارند.

دنیای نامشخص در این چارچوب جهانی است که به کشورهای مختلف ممکن تقسیم می شود. یک مشکل زمان بندی در اینجا فوری است ، اما از آنجا که ما در یک دنیای مدل هستیم ، یا به سادگی فرض می کنیم که در یک نقطه 0 از زمان حال هستیم و فقط در مورد کشورهای آینده جهان عدم اطمینان وجود دارد ، یا تاریخ کامل را در نظر می گیریم"از جهان از آغاز آن. آنچه در این نمایندگی مهم است ، این ایده است که زیر مجموعه های متقابلاً منحصر به فرد از ایالت ها (که معمولاً "وقایع" نامیده می شوند) وجود دارد که یک پارتیشن را تشکیل می دهد و به ما امکان می دهد آینده را به عنوان درختی از امکانات معرفی کنیم ، که در ابتدا کاملاً برای ما شناخته شده است. بشراین توضیحات عدم اطمینان بسیار "اساسی" و عمومی تر از هر نوع دیگری به نظر می رسد (نگاه کنید به Drèze 1974).

بازار کالاهای مشروط یک تعمیم طبیعی منطق تعادل عمومی آشنا است ، "تعادل عمومی" عمومی که ممکن است داشته باشد و پیروزی رسمی سازی (دافی و سوننسشین 1989). در این اقتصاد ، مأمورین کالاهای معمولی ، بلکه می فروشند و می فروشند و تخصیص کارآمد در "آغاز" جهان ، قبل از آشکار شدن وضعیت "واقعی" طبیعت بدست می آید. آنها با توجه به این واقعیت که باران می بارد ، یک چتر خریداری نمی کنند ، بلکه می گویند چتر در پاریس ، در یک تاریخ خاص. پاورقی 2

با شروع با کالاهای مشروط ، Arrow نشان داد که ما می توانیم ایده (کاملاً آرمانشهر) از داشتن بازارهای هر کالا را در هر ایالت جهان رد کنیم و در نتیجه پیچیدگی های مرتبط با عدم اطمینان را کاهش دهیم. ایده Arrow این بود که مجموعه کاملی از بازارها (برای هر کالای احتمالی) را با ترکیبی از تجارت اوراق بهادار و بازارهای نقطه ای در کالاها پس از فاش شدن عدم اطمینان جایگزین کنیم. با مجموعه کاملی از بازارهای اوراق بهادار (برای هر ایالت جهان ، یک بردار سود سهام مستقل وجود دارد) ، بنابراین هر برنامه مصرف می تواند با اطمینان تأمین شود. از نظر مهم ، هر نماینده در اقتصاد Arro w-Debreu دارای همان اطلاعات - و همان اعتقادات صحیح - در مورد قیمت نقطه تعادل در تمام تاریخ های آینده است. پاورقی 3

بنابراین ، وجود بازارهای مالی ، وجود تجارت اوراق بهادار ، اساسی ترین توجیه نظری را بدست آورد. از نظر فلش ، امور مالی دقیقاً مربوط به ریسک و "تخصیص ریسک" بود ، یعنی تبادل اوراق بهادار مالی که "کشورهای مختلف جهان" را پوشش می دهد. در دهه 1960 ، این رویکرد برای اقتصاد مالی توسط هیرشلیفر (1965 ، 1966) و مایرز (1968) اتخاذ شد.

Arrow در صورت بروز یک کشور خاص و هیچ چیز در غیر این صورت ، ایده "اوراق بهادار فلش" را پرداخت می کند که یک واحد ثروت را پرداخت می کند. او خود شجره نامه را به یاد آورد:

در تلاش برای درج عدم اطمینان در نظریه تعادل عمومی ، من توسط دیدگاه والد و ساواژ هدایت شدم تا یک تصمیم ابتدایی را به عنوان یک تصمیم واحد برای یک حالت طبیعت و صفر در جای دیگر در نظر بگیرم. بنابراین تمام تصمیمات عمومی می تواند به عنوان بسته های تصمیمات ابتدایی در نظر گرفته شود.(Arrow 1983 ، ص 47) پاورقی 4

این پاورقی درمانی مانند کد 5 همچنین مبنای بسیار ابتدایی و بصری برای رسمیت بعدی ارائه می دهد. مجموعه اوراق بهادار فلش پایه ای را در فضای بردار کلیه بازپرداخت ها تشکیل می دهد: هر دارایی خاص را می توان به عنوان نمونه کارها از اوراق بهادار فلش نشان داد. بنابراین ، شهودهای ساده ریسک و بازگشت با یک ساختار ریاضی خطی جفت می شوند. این پارتیشن جهان تمام متغیرهای مقیاس را به بردارها تبدیل می کند: بازپرداخت یک دارایی خاص به یک بردار تبدیل می شود ، عناصر آن بازپرداخت این دارایی در یک حالت خاص از جهان است ، در حالی که پرتفوی دارایی ها بلافاصله به عنوان بردارها رسمیت می یابد. هر نمونه کارها به ابزاری برای مقابله با کشورهای احتمالی آینده تبدیل می شود.

در دنیای کاملی از "بازار کامل" (می توان امنیت پیکان را برای هر کشور آینده احتمالی خریداری کرد) ، یک نمونه کارها از اوراق بهادار فلش یک معیار برای ارزش گذاری هر دارایی خاص است. علاوه بر این ، قیمت Arro w-Debreu (یعنی قیمت اوراق بهادار فلش) نقش اساسی در این زمینه دارد. به معنای بسیار اساسی ، از آنها برای "قیمت" ایالت های جهان استفاده می شود: با پرداخت مبلغ خاصی برای امنیت فلش ، شخص اطمینان در دستیابی به یک واحد ثروت در یک کشور خاص می پردازد - به همین دلیل آنها به سادگی هستندبه عنوان "قیمت دولت" گفته می شود ، و ارزش دولت های خاص را برای یک بازیگر منطقی نشان می دهد. بنابراین عدم اطمینان "قیمت" است و آینده به معنای بسیار عمیقی از کلمه "به بازار عرضه می شود" می شود: بیت های آینده در معرض تخصیص بهینه قرار می گیرند. این عواقب برای اصول مالی مدرن دارد: نشان می دهد که برای نگه داشتن شرایط معروف (و اساسی) بدون آربیتراژ در اقتصاد مالی ، لازم و کافی است که یک بردار غیر منفی از قیمت های دولتی به گونه ای وجود داشته باشد که به گونه ای وجود داشته باشد کههر دارایی با بازپرداخت آن با وزن آن قیمت های دولتی قیمت گذاری می شود (واریان 1987).

نظریه Arrow چه نقشی داشت؟

اول و مهمتر از همه ، پاورقی Arrow و Debreu 6 عمومی ترین چارچوب موجود برای مقابله با مشکلات قیمت گذاری دارایی را ارائه داد. اگر تعادل عمومی به عنوان اساسی ترین ساختار همه اقتصاد سختگیرانه رفتار شود ، در مورد اقتصاد مالی نیز باید یکسان باشد. سرانجام بنیادهای فاقد مالی کشف شد.

دوم، و به همان اندازه کلی، استدلال ارو نقش دقیقی را که اوراق بهادار مالی و به طور کلی بازارهای مالی بازی می کنند، نشان می دهد. به جای محاسبه هر وضعیت ممکن جهان، نوید کاهش شدید پیچیدگی را داد. اوراق بهادار به عنوان ماشین های ریاضیاتی در نظر گرفته می شوند که ریسک ها را مجدداً تخصیص می دهند و جهان را با تغییرات ساختار خود تنظیم می کنند که دائماً هر بار که رویدادهای جدید می آیند، یعنی هر بار که عدم قطعیت با قطعیت جایگزین می شود، عرضه می شود.

در نهایت، استدلال ارو مجموعه ای از استراتژی ها یا فناوری های اکتشافی را برای تکمیل بازار پیشنهاد کرد. در دنیای ناقص بازار، به سرمایه گذاران اجازه داده می شود تا ساختار پرتفوی خود را در طول زمان تغییر دهند و از استراتژی های معاملاتی پویا استفاده کنند (Rubinstein 1987، 2006). این بلافاصله منجر به استدلال بلک شولز می شود، که در آن تنها از دو دارایی برای تکرار بازده هر دارایی مشتقه استفاده می شود. بنابراین، قیمت گذاری بدون آربیتراژ مشتقات، ایجاد یک معیار «تعادل» برای آنها، وارث مستقیم رویکرد ارو بود. این فناوری جدید بسیار قدرتمند شده است و این ایده بود که سرانجام در طرح قیمت گذاری بلک شولز محقق شد. من می خواهم روی این نقش نظریه ارو بمانم.

عملکرد تعادل عمومی؟

تجزیه و تحلیل تعادل عمومی یک نظریه دقیق از اقتصاد به عنوان یک کل است. به این ترتیب، آن را - در واقع، خیلی زود، از بنیانگذارش، خود والراس و سپس از دانشمندانی مانند بارون (1908/1935) - با ایده آل هنجاری اقتصاد کاملاً برنامه ریزی شده مرتبط بود. تعادل عمومی هم تصویر کلی از یک سیستم بازارها با عملکرد ایده آل و هم نوعی زیرساخت شناختی، مجموعه ای از تکنیک ها (که فوری ترین آنها همان تعادل عرضه و تقاضا بود - خواه از طریق یک حراجی یا، بعداً، از طریق یک مزایده، ارائه کرد.«هیئت برنامه ریزی مرکزی») که اجازه می دهد تا تعادل حاصل شود - و در نتیجه «اجرا شود». Arrow چگونه در این تصویر قرار می گیرد؟

جالب اینجاست که ، تکنیک های واقعی تجزیه و تحلیل تعادل عمومی-قضایای نقطه ای با نقطه-در آن زمان در زمینه عملکرد نیز مورد استفاده قرار گرفتند-به صورت یک پیشگویی خود تحقق. به طور خاص ، Grunberg و Modigliani (1954) از آن استفاده کردند تا نشان دهند که پیش بینی های عمومی ممکن است صحیح باشد ، زیرا حداقل یک نقطه (ثابت) وجود دارد که در آن پارامتر پیش بینی شده در واقع مشاهده می شود (همچنین به دست های 1990 مراجعه کنید). اما من می خواهم به آن برنامه هایی بپردازم که بلافاصله به تفسیر هنجاری تعادل عمومی مرتبط بودند.

به تازگی ، اریک شلیسر (2012) با جزئیات نشان داده است که فلش نقش مهمی در "جابجایی" ایده عدم اطمینان غیر قابل اندازه گیری ایفا کرده است - اولین بار توسط مقاله بررسی تأثیرگذار خود (Arrow 1951) و سپس با الگوی کالاهای احتمالی که در آن احتمال ذهنی احتمال داردفرض بر این بود که کشورهای جهان توسط نمایندگان شناخته می شوند. پاورقی 7

تجزیه و تحلیل روشنایی Schliesser اساسی این ایده است که این جابجایی ها ، به موجب آن ، عدم اطمینان اساسی (یا در مجالس او ، "متافیزیکی") به ریسک قابل اندازه گیری یا تصادفی قابل تشریفات تبدیل می شود ، به دلیل نگرانی های سیاست هنجاری که نیاز به ابهام کمتری از آن دارندمفهوم شوالیه (یا کینزی) از عدم اطمینان می تواند ارائه دهد.

این عنصر است که به نظر من در رویکرد Arrow بسیار مهم است ، اما به ندرت مورد استقبال قرار می گیرد. برای Arrow در دهه 1950 ، یک عنصر مهم از برنامه نظری در اقتصاد ، یافتن یک معیار رفاه هنجاری غیر مبهم (از این رو چنین توجه به اثبات قضیه های رفاهی) بود - نمایندگی ایده آل از بازارها که به آنها امکان می دهد تا به بررسی نگاه کنند. ناکارآمدی و انحرافات در دنیای واقعی از این دیدگاه.

در واقع ، نگرش Arrow نسبت به الگوی عدم اطمینان وی با ایده کلی او در مورد تعادل عمومی سازگار است:

این تعادل عمومی یا به طور معادل ، مفهوم بازارهای بیمه ایده آل ، می تواند به عنوان یک پیش زمینه هنجاری برای ارزیابی کارآیی ریسک در دنیای واقعی عمل کند.(Arrow 1966 ، ص 269)

در عین حال ، مفسران موافق هستند که هر دو Arrow (1953) و Black and Scholes (1973) فرضیات غیر منطقی را انجام دادند ، گاهی اوقات با جنون هم مرز بودند: در مورد قبلی ، برای دستیابی به تعادل ، حتی با معرفی اوراق بهادار ، نمایندگانباید به درستی قیمت دولت را پیش بینی کند ، در حالی که در مورد دوم نوسانات ثابت فرض می شود. در واقع ، این دو فرض معادل هستند (Rubinstein 2006). چگونه می توانیم فرضیات غیرواقعی را در این مدلهای مالی دور بزنیم؟وگرنه چگونه می توانیم آنها را حساب کنیم؟

یکی از ویژگی های مهم این عدم واقع گرایی ، انسجام داخلی یا بسته شدن مدل ها است: هنگامی که ما پیش بینی مناسب یا نوسانات ثابت را فرض کنیم ، مدل کار خود را کاملاً خوب انجام می دهد. شاید به همین دلیل مدل های تعادل از این نوع بسیار هنجاری باشند: آنها یک وضعیت ایده آل را توصیف می کنند و ما را دعوت می کنند تا راه هایی برای دستیابی به این معیار پیدا کنیم.

اگر به یاد بیاوریم که در دهه 1950 و 1960 به همراه سایر اقتصاددانان برجسته مانند Tjalling Kopmans و Leonid Hurwicz چه نوع کار را انجام می داد (به حساب کلی در Mirowski 2002 مراجعه کنید) ، ما بهتر است طرح های این برنامه تحقیق را مشاهده کنیم. عقلانیت در کمیسیون کاولز به عنوان یک ایده آل هنجاری که باید دنبال شود ، به جای یک تئوری تجربی توصیفی (Herfeld 2018) مجدداً تفسیر شده است ، در حالی که ایده تعادل عمومی با یک تفسیر دقیق ولفاریستی همراه بود که به آن معنای هنجاری صریح می داد. تبارشناسی اقتصاد تعادل عمومی و پیوندهای صمیمی آن با سوسیالیسم بازار (لانژ 1936) به وضوح مفهوم تعادل را با یک ابزار برنامه ریزی مرتبط می کند.

اکنون ، همانطور که در جای دیگر نشان داده شده است (Boldyrev و Ushakov 2016) ، دیدگاه اصلی سوسیالیست های بازار خیلی زود به عنوان یک شرکت بیش از حد جاه طلب شناخته شد. و هنوز هم - در حالی که تعادل عمومی هرگز اجرا نشده بود - قرار بود برای اجرای آن اجرا شود. این که آیا کسی مایل به استفاده از آن به معنای واقعی کلمه ، به عنوان یک ابزار برنامه ریزی یا دقیقاً به عنوان معیار بود ، اعتقاد بر این بود که بهترین بازنمایی وضعیت بهینه اجتماعی است. مجموعه رویکردهایی که برخی از فرضیات کلیدی (مانند یکی از اطلاعات کامل یا متقارن) را رها می کنند ، از جمله ، جالب توجه ، Arrow (1963) ، منجر به ظهور زمینه های کاملاً جدید تحقیق شد ، که در آن ، دوباره ، بهینه بودنتعادل عمومی ، وضعیت هنجاری آن هرگز مورد سؤال قرار نگرفت.

این تحولات اقتصاد همچنین مجموعه ای از رویکردهای جدید برای مشکل رسیدن به تعادل را درگیر کرده است. اگر برنامه ریزی کل ، انجام شده توسط حراج همه جانبه والراسیان غیرقابل دستیابی بود ، پاورقی 8 هنوز هم می توان برخی از رویکردهای جزئی دیگر را امتحان کرد. یک جهت که بلافاصله بلافاصله به برنامه تعادل عمومی متصل شده است-در مورد کار Hurwicz-طراحی مکانیسم بود که شامل فرمولاسیون های نظری بازی بود ، اما همچنین از نظر مفهومی به ادبیات تعادل عمومی متصل شد.

من پیشنهاد می کنم که ما سهم Arrow را در این زمینه خاص تجزیه و تحلیل کنیم. دینامیک مشابه است: مبانی نظری که توسط فلش گذاشته شده است دلالت دارد که برنامه ریزی کامل و رقابت کامل قابل تشخیص نیست و مفید است که به دنبال شرایطی باشید که یک اقتصاد واقعی باید به منظور دستیابی به تعادل عمومی انجام شود (این نیز به طور قابل ملاحظه ای بود. محتوای ادبیات به اصطلاح "ثبات تعادل"). توجه داشته باشید که تجزیه و تحلیل Arrow (1953) از عدم اطمینان با همان هدف انجام می شود: این شبه قارچ بودن توابع ابزار (یعنی عدم ریسک فردی) را به عنوان یک وضعیت کافی از زنده ماندن تعادل رقابتی ایجاد کرد. پاورقی 9

به همین دلیل است که اصلاحات در برنامه تعادل عمومی باید هم از نظر نظری و هم از نظر هنجاری یا سیاسی در نظر گرفته شود. این فقط مسئله "ادغام" عدم اطمینان در نظریه تعادل عمومی نبود - در عین حال ، این مسئله تسلط یا حاکمیت ، عدم اطمینان از فن آوری های اجتماعی بود که ممکن است در این امر مفید باشد.

البته عدم اطمینان به عنوان یک چالش برای هر الگوی برنامه ریزی ، از جمله یک سوسیالیست بازار تلقی می شد. من در اینجا بحث در مورد انواع مختلف عدم اطمینان را در مورد عدم اطمینان خاص محیط در مقابل عدم اطمینان در مورد اقدامات سایر عوامل حذف می کنم. این بعداً توسط رادنر (1968) تأکید شد که سعی در اصلاح رویکرد Arrow و "ذخیره" نتایج اصلی در مورد اطلاعات ناهمگن داشت. پاورقی 10 فقط توجه داشته باشید که به یک معنا ، مکانیسم بازی-نظری طراحی مجدد تجزیه و تحلیل تعادل عمومی دقیقاً این تفاوت را تشکیل می دهد. مفهوم سازگاری تشویقی مورد استفاده در ادبیات نظری بازی ، فناوری با هدف غلبه بر عدم اطمینان در مورد اقدامات سایر عوامل است. ظهور تقریباً همزمان نتایج سوننسشی ن-مانت ل-دبرو ، که برای نظریه تعادل عمومی فاجعه بار بود (به آن ریزوی 1994 ، 2006 مراجعه کنید) ، همچنین در این حرکت از تعادل عمومی به تئوری بازی کمک کرده است.

نسخه Arrow از استدلال سوسیالیستی بازار مجموعه ای از تکنیک های مبتکرانه را برای تسلط بر عدم اطمینان معرفی کرد. یک شکل سنتی سوسیالیسم بازار حاکی از آن است که بازارها (یا مکانیسم برنامه ریزی کاملاً تقلید از بازارها) می توانند مشکل تخصیص را به روشی بهینه حل کنند. در صورت عدم اطمینان (همیشه قابل اندازه گیری) ، این مشکل هنوز پیچیده تر شد: در این ساختار پیچیده تر جهان ، خطر به مسئله اصلی تبدیل شد. قدرت واقعی استدلال Arrow در این حوزه نه تنها در "بازاریابی" خطرات ، بلکه در استفاده از اوراق بهادار مالی به عنوان جایگزینی برای بازارهای (گمشده) نهفته است.

این فلش بود که برای اولین بار عنصر جدیدی را در هستی شناسی مدلهای اقتصادی معرفی کرد. یک اصطلاح کلی تر برای این عنصر جدید دنیای اقتصادی "ادعای مشروط" است ، یعنی قراردادی که به برخی از رویدادهای نامشخص وابسته است. رونق بازار گزینه ها در دهه 1970 این امکان را فراهم کرد که علاقه اقتصاددانان از دنیای تقاضای و عرضه "قطعی" به ایده (که احتمالاً عمومی تر) از ادعاهای احتمالی منتقل شده اند.

ما می دانیم که چگونه در اقتصاد مالی توسعه یافته است: سیاه ، اسکولز و مرتون یک تئوری قیمت گذاری بدون داوری ایجاد کردند ، که در آن عوامل منطقی در هر لحظه از زمان اوراق بهادار خود را تجدید نظر می کردند و در آن این استراتژی محافظت از هدینگ به عنوان یک فناوری برای تکمیل بازار استفاده می شد.(روبینشتاین 2006). در حقیقت ، مفهوم تعادل ، بازار کامل و کمبود داوری می تواند به صورت متناوب به عنوان طرح های هنجاری برای یک سیستم مالی بهینه اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این ، از نظر ریاضی پیچیده ترین نسخه تجزیه و تحلیل سیاه و سیاه (هریسون و Kreps 1979) ، که عدم اطمینان را به عنوان یک فرآیند تصادفی رفتار می کند ، صریحاً ایده Arrow را در مورد "پوشیدن" پاورقی 11 و بازارهای کامل ترسیم می کند. در این رویکرد ، قیمت گذاری عاری از داوری مطالبات احتمالی مستلزم تنظیم مجدد احتمالات نمایندگان است به طوری که قیمت بدون داوری یک امنیت برابر با قیمت مورد انتظار آن باشد.

و در حالی که نمایندگان بخش مالی ، که دائماً به دنبال فرصت های سود جدید هستند ، در یک اقتصاد سوسیالیستی کاملاً برنامه ریزی شده از طرف نمایندگان از راه دور هستند و قیمت های تعادل را که توسط هیئت برنامه ریزی مرکزی تعیین شده است ، تجزیه و تحلیل مکنزی (2006a ، b) نشان می دهد که فاصله در واقع ممکن است چندان بزرگ نباشد. در حقیقت ، نمایندگان بازارهای مالی ، شاید در مقیاس کوچکتر ، در تصمیمات خود توسط فن آوری های "تعادل" یا دستگاه های محاسبه جمعی - که توسط اقتصاددانان مالی طراحی شده بودند ، هدایت می شدند. این راهنمایی همچنین به مشروعیت بخشیدن به بازارهای گزینه به عنوان راهی برای محافظت از خطرات فردی کمک کرد. اما نکته اصلی ، یک معادل منطقی ، عادلانه ، عاری از داوری ، سنگ بنای اقتصاد نئوکلاسیک بود.

این اثرات اجرایی همچنین با این واقعیت مرتبط بود که فرضیات اساسی مدل - با مراجعه به برخی از حقایق اجتماعی - واقع بینانه تر می شدند:

به حدی که در دسترس بودن مدل سیاه اسکولز-مرتون در فرآیندهای کاهش هزینه های معامله نقش داشته باشد ، افزایش ظرفیت بهره برداری از اختلافات [بین قیمت های نظری و واقعی] یک اثر عملکردی از مدل بود زیرا مدل تجارت را تسهیل می کنداین الگوهای قیمت ها را به سمت فرضیه های خود سوق داد.(مکنزی 2006a ، ص 48).

اثرات غافلگیرکننده اقتصاد مالی بر بخش مالی بنابراین دو گرایش در کار را نشان می دهد: یک اقتدار اقتصاددانان و دانش اقتصادی (به بررسی اجمالی اخیر در هیرشمن و پوپ برمن 2014 مراجعه کنید). و گرایش خود اقتصاددانان برای استنباط راهنمایی های هنجاری بدون ابهام و روشن از تصاویر ایده آل از بهینه که در مدل های خود می گیرند. پاورقی 12

خرید سهام

برای خواننده ناخوشایند ، توضیحات جهان ارائه شده توسط Arrow (1953) عجیب به نظر می رسد. با فرض آگاهی کامل از احتمالات آینده ، این نشان می دهد: "درمان سواره نظام در مورد چگونگی رسیدن مأمورین به انتظارات خود" (دافی و سوننسشین 1989 ، ص 590) و از این رو قادر به هماهنگی اقدامات خود هستند. با این حال ، ساختار منطقی ویتگنشتاین در دنیای وقایع (آینده نامشخص) ، مطابق با گرایش کلی اقتصاددانان برای منطقی کردن دنیای واقعی بود - یا حداقل با ایده های هنجاری پیش بینی می شود که روشهای احتمالی چنین عقلانی را پیش بینی می کند. ایده بازارهای کامل نه تنها در امور مالی ، بلکه در اقتصاد کلان دوباره ظاهر شد ، جایی که مدل های نماینده با انتظارات منطقی نه با ایده یک پاورقی کامل بازار 13 و نه ، حداقل به طور رسمی ، با مفاهیم اقتصاد ریاضی اتحاد جماهیر شوروی تفاوت چندانی ندارندبرنامه ریزی (دست های 2016).

در مورد اقتصاد مالی ، این بعد هنجاری نیز نقش مهمی را ایفا می کند. مفاهیم Arrow در مورد بازارهای کامل ، پوششی یا اوراق بهادار ابتدایی فقط مفاهیمی نبودند که به راحتی رسمی سازی ایده های انتزاعی منابع (در اینجا: خطر) تخصیص داده شوند. پیامدهای فوری آنها گسترش تجزیه و تحلیل مطالبات احتمالی ، روشهای قیمت گذاری عاری از داوری ، ایده قیمت گذاری بی طرف ریسک بود-فناوری هایی که برای نزدیک کردن دنیای نابرابریوم دارایی های مالی به تصویر تعادل آن و به این معنا ، به این معنا استفاده می شود."اجرای" اقتصاد مالی (مکنزی 2006a). همانطور که Idabouk (2010 ، ص 139) یادداشت ها ،

صرف این واقعیت که ساخت امور مالی ریاضی با نگرانی های مهندسی مالی در هم تنیده شده است ، بر نقش هنجاری مدلهای ریاضی نیز از دیدگاه عمل مالی تأکید می کند.

بنابراین، درس هایی که می توانیم از این طرح تاریخی بگیریم، دو چیز است. اولین مورد ما را ترغیب می کند که در تبارشناسی فکری مالی مدرن تجدید نظر کنیم و به یاد داشته باشیم که هم جنبه های فنی و هم تعهدات فکری عمیق تر آن مدیون جریان اصلی اقتصاد است که در مکان هایی مانند کمیسیون کاولز در دهه 1950-1960 متبلور شد. تأثیر سوسیالیسم بازار و دیدگاه هنجاری (شاید ضمنی) از نقش خود به عنوان علم. دوم، و مرتبط با آن: مفاهیم اقتصادی/مالی، حتی انتزاعی ترین مفاهیم ریاضی، اغلب با فناوری های اجتماعی خاص، با قوانین و شیوه های ضمنی مدل ها، با راه هایی برای اجرای ایده های مطرح شده در چارچوب های ریاضی رسمی درگیر می شوند. به روشی هنجاری بیان شده است که باعث چنین تلاش هایی برای اجرا می شود. این باعث می شود که ابهام اولیه کلمه "مالی" چندان مبهم نباشد.

یادداشت

در اینجا و جاهای دیگر، من «ریسک» و «عدم قطعیت» را به معنای معروف شوالیه ای متمایز نمی کنم به دنبال قهرمان داستانم، ارو، که برای «جایگزینی» دومی با اولی کار می کرد (Schliesser 2012). این بدان معنا نیست که من این جابه جایی را تأیید می کنم، علاوه بر این، داستانی که قرار است بگویم باید این تمایز مهم را بیشتر تقویت کند.

در تصویری شفاف توسط رادنر (1970، ص 455)، «یک «بازار» قبل از آغاز تاریخ فیزیکی نظام اقتصادی سازماندهی شده است. یک قرارداد اولیه در این بازار شامل خرید (یا فروش) تعداد معینی از واحدهای یک کالای مشخص است که در یک مکان و تاریخ مشخص تحویل داده می شود، اگر و فقط در صورت وقوع یک رویداد اولیه مشخص.

در تفسیر دافی و سوننشاین (1989)، این نیز به مفهوم تعادل انتظارات برآورده شده است.

در Savage (1954/1972، ص 9) ما تعریفی از وضعیت جهان به عنوان توصیفی می یابیم که هیچ جنبه مرتبطی از جهان توصیف نشده باقی نمی گذارد و رویدادها به عنوان مجموعه ای از حالات.

درباره اوراق بهادار Arrow به عنوان یک کد با جزئیات بیشتر ببینید: Boldyrev (2016).

مسئله اولویت مسئله دشواری است. ارو (1953) اولین فرمول بندی چارچوب با ایده های قیمت گذاری دولتی و پوشش است، در حالی که دبرو (1959) یک درمان کلی تر است که تولید و چارچوب چند دوره را یکپارچه می کند. در اقتصاد مالی، مقاله ارو بیشتر مورد استناد قرار می گیرد، در حالی که دبرو با ایجاد نتایج تعادل عمومی نهایی در بالاترین سطح کلی اعتبار دارد.

شلیسر همچنین خاطرنشان می کند که Arrow (1951) ، با کنجکاوی ، با مراجعه به Alchian (1950) که پیشنهاد عدم اطمینان را به روشی پیچیده تر پیشنهاد کرده بود ، استراتژی دیگری را باز کرد - با تفسیر مجدد آن به عنوان خطر قابل اندازه گیری بلکه به عنوان تصادفی. آلچیان تصمیمات مدل سازی را در مواجهه با عدم اطمینان اساسی به عنوان مراحلی در یک دنباله تصادفی پیشنهاد کرد. این ، Schliesser (2012) استدلال می کند ، راه را به استراتژی پیچیده تر جابجایی که سپس به عنوان فرآیندهای تصادفی به تئوری بازارهای کارآمد تبدیل شد ، هموار کرد.

تجزیه و تحلیل توسط Arrow ، Hurwicz ، روسری و سرانجام ، Sonnenschein-Mantel-Debreu دلالت بر این داشت که به طور کلی ، در واقع این مورد است. برای جزئیات بیشتر تاریخی ، به Boldyrev و Ushakov (2016) مراجعه کنید.

همانطور که بعداً معلوم شد (و توسط Arrow در نسخه انگلیسی مقاله خود - به Arrow 1964) اشاره شده است ، این شرایط بی اهمیت است.

همچنین به یک نظر توهین آمیز در Schliesser (2016) مراجعه کنید.

"دهانه" از امنیت معین به مجموعه جریان های نقدی (و در نتیجه ، از امکانات مصرف) که توسط این امنیت ایجاد شده است ، اشاره دارد.

پ. بیانیه مشخصه اخیر ژان تیرول (2017 ، ص 86): ‘بیش از سایر علوم اجتماعی ، اقتصاد ادعا می کند هنجاری است. این آرزو دارد که "جهان را تغییر دهد."

"هنگامی که کسی زبان" انتظارات "ادبیات انتظارات منطقی را باز کرد ، معلوم شد که این مدل ها فرض می کنند که نمایندگان انتظارات آینده و قیمت های احتمالی را تشکیل می دهند که مطابق با برنامه های کل ساخته شده است ، و از این رو در واقع قیمت های تعادل عمومی رقابتی بودنددر یک مدل از آینده های کامل و بازارهای احتمالی. "(Foley 1999 ، 90).

منابع

Alchian A (1950) عدم اطمینان ، تکامل و نظریه اقتصادی. J Polit Econ 58 (3): 211 221

Arrow KJ (1951) رویکردهای جایگزین برای تئوری انتخاب در موقعیت های ریسک پذیری. اقتصاد سنجی 19 (4): 401-437

Arrow KJ (1953) Le Rôle des Valeurs Boursières Pour La Répartition La Meilleure des Risques. اقتصاد. Center National de la Recherche Scientifique ، پاریس ، صص 41-48

Arrow KJ (1963) عدم اطمینان و اقتصاد رفاهی مراقبت های پزشکی. Am Econ Rev 53 (5): 941-973

Arrow KJ (1964) نقش اوراق بهادار در تخصیص بهینه تحمل ریسک. Rev Econ Stud 31 (2): 91-96

Arrow KJ (1966) نمایش نظریه انتخاب تحت عدم اطمینان. synthese 16: 253 269

Arrow KJ (1983) مقالات جمع آوری شده ، جلد 2. مطبوعات بلکناپ انتشارات دانشگاه هاروارد ، کمبریج

Arrow KJ ، Debreu G (1954) وجود تعادل برای یک اقتصاد رقابتی. اقتصاد سنجی 22: 265-290

بارون E (1908/1935) وزارت تولید در ایالت جمع گرایانه. در: Hayek FA (ed) برنامه ریزی اقتصادی جمع گرایانه. Routledge and Kegan Paul ، لندن ، صص 245-290

Black F ، Scholes M (1973) قیمت گذاری گزینه ها و بدهی های شرکت ها. J Polit Econ 81: 637-654

Boldyrev I (2016) خطر در تعادل عمومی: زمانی و عملکرد در هستی شناسی امور مالی. Soz Syst 20 (1): 9-22

Boldyrev I ، Ushakov A (2016) تنظیم مدل برای تنظیم جهان: مکانیسم های سازنده در نظریه تعادل عمومی پس از جنگ. J Econ Methodol 23 (1): 38-56

Debreu G (1959) نظریه ارزش. تجزیه و تحلیل بدیهی از تعادل اقتصادی. انتشارات دانشگاه ییل ، نیو هاون

Drèze J (1974) مقدمه و مقدمه. در: Drèze J (ed) تخصیص تحت عدم اطمینان: تعادل و بهینه. Macmillan ، Houndmills

Duffie D ، Sonnenschein H (1989) Arrow and General Tylelibrium. J Econ Lit 27 (2): 565-598

Foley D (1999) The Ins and Outs of Enomens of Enomens Century قرن بیستم. در: Heertje A (ed) سازندگان اقتصاد مدرن ، جلد 4. ادوارد الگار ، چلتنهام ، صص 70-118

Grunberg E ، Modigliani F (1954) پیش بینی وقایع اجتماعی. J Polit Econ 62: 465-478

Hands DW (1990) Grunberg and Modigliani ، پیش بینی های عمومی و اقتصاد کلان کلاسیک جدید. Res Hist Econ Think Methodol 7: 207 223

Hands DW (2016) عبور از شب جنگ سرد: دیدگاه های جایگزین و تنش های مربوط به نظریه تعادل عمومی غربی و اتحاد جماهیر شوروی. ایده های Hist Econ 24: 51-74

هریسون JM ، Kreps DM (1979) Martingales و داوری در بازارهای اوراق بهادار چندگانه. J Econ Theory 20: 381-408

Herfeld C (2018) از نظریه های رفتار انسان گرفته تا قوانین انتخاب منطقی: ردیابی یک چرخش هنجاری در کمیسیون کاولز ، 1943-54. Hist Polit Econ 50 (1): 1-48

Hirschman D ، Popp Berman E (2014) ‘آیا اقتصاددانان سیاست هایی می کنند؟در مورد اثرات سیاسی اقتصاد. Socio-Econ Rev 12 (4): 779-811

Hirshleifer J (1965) تصمیم سرمایه گذاری تحت عدم اطمینان: رویکردهای نظری انتخاب. Q J Econ 79: 509-536

Hirshleifer J (1966) تصمیمات سرمایه گذاری تحت عدم اطمینان: برنامه های رویکرد مقدمات دولت. Q J Econ 80: 252 277

Idabouk G (2010) تصادفی ، بازارهای مالی و حرکت براونیان: تأمل در نقش ریاضیات در تعامل آنها با تئوری مالی پس از سال 1973فلسفه انجمن علوم. اسپرینگر ، هایدلبرگ

Lange O (1936) در مورد تئوری اقتصادی سوسیالیسم: قسمت اول. Rev Econ Stud 4: 53-71

Mackenzie D (2006a) آیا اقتصاد عملکردی دارد؟نظریه گزینه و ساخت بازارهای مشتقات. J Hist Econ فکر 28 (1): 29-55

Mackenzie D (2006b) یک موتور ، نه یک دوربین: چگونه مدل های مالی بازارها را شکل می دهند. MIT Press ، کمبریج

Mirrowski PH (2002) Dreams Dreams: اقتصاد به یک علم سایبورگ تبدیل می شود. انتشارات دانشگاه کمبریج ، نیویورک

Myers SC (1968) یک الگوی مقدمات زمان ارزیابی امنیت. J Financ Quant Anal 3: 1-33

Radner R (1968) تعادل رقابتی تحت عدم اطمینان. اقتصاد سنج 36 (1): 31-58

Radner R (1970) مشکلات در تئوری بازارها تحت عدم اطمینان. Am Econ Rev 60: 454-460

نظریه بازی Rizvi Sat (1994) به نجات؟مشارکت سیاست ECON 13 (1): 1 28

Rizvi Sat (2006) نتایج Sonnenschein-Mantel-Debreu پس از سی سال. Hist Polit Econ 38: 228 245

Rubinstein M (1987) تجزیه و تحلیل دارایی های مشتق. J Econ Perspect 1 (2): 73-93

Rubinstein M (2006) تاریخچه تئوری سرمایه گذاری: کتابشناسی حاشیه نویسی من. ویلی ، نیویورک

Savage LJ (1954/1972) مبانی آمار. داور ، نیویورک

Schliesser ES (2012) چه اتفاقی برای عدم اطمینان نایتیان (و کینزی) پس از جنگ جهانی دوم افتاد؟یک تاریخ فلسفی. https://ss.com/abstract=2033117 یا https://doi.org/10. 2139/ss. 2033117

Schliesser ES (2016) "ایده های قدیمی در تئوری خالص" ، در مورد پیش نمایش عملکرد و انعکاس در نظریه بازارها تحت عدم اطمینان. https://digressionsnimpressions. typepad.com/digressionsimpressions/2016/04/old-ideas-in-pure-theory.html

TIROLE J (2017) اقتصاد برای منافع مشترک. پرینستون Unviersity Press ، پرینستون

Varian H (1987) یک اصل داوری در اقتصاد مالی. J Econ Perspect 1 (2): 55-72

اطلاعات نویسنده

نویسندگان و وابستگی ها

گروه اقتصاد ، انستیتوی تحقیقات مدیریت ، دانشگاه Radboud Nijmegen ، Postbus 9108 ، 6500 HK ، Nijmegen ، هلند

  1. ایوان بولدرف

همچنین می توانید این نویسنده را در PubMed Google Scholar جستجو کنید

نویسنده متناظر

اعلامیه های اخلاق

تضاد منافع

نویسنده اعلام می کند که هیچ تضاد منافع ندارد.

تحقیقات مربوط به شرکت کنندگان و یا حیوانات انسانی

در این مقاله هیچ مطالعه ای با شرکت کنندگان یا حیواناتی که توسط نویسنده آن انجام شده است ، ندارد.

اطلاعات اضافی

یادداشت ناشر

طبیعت Springer با توجه به ادعاهای قضایی در نقشه های منتشر شده و وابستگی های نهادی ، خنثی است.

حقوق و مجوزها

دسترسی آزاد این مقاله با توجه به مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 (http://creativeecommons.org/licenses/by/4. 0/) توزیع می شود ، که امکان استفاده ، توزیع و تولید مثل نامحدود در هر رسانه ای را فراهم می کند ، مشروط بر اینکه به شما ارائه می دهد ، مشروط بر اینکه به شما بدهد ، مشروط بر اینکه به شما ارائه شود ، مشروط بر اینکه به شما بدهد ، به شرط آنکه به شما ارائه شود ، به شرط آنکه به شما ارائه شود ، به شرط آنکه به شما امکان پذیر باشد ، توزیع و تولید مثل در هر رسانه ای ، به شرط آنکه به شما امکان پذیر باشد ، به شرط آنکه به شما امکان پذیر باشد ، توزیع و تولید مثل بدون محدودیت ، توزیع و تولید مثلاعتبار مناسب برای نویسنده (های) اصلی و منبع ، پیوندی به مجوز Creative Commons ارائه می دهد و نشان می دهد که آیا تغییراتی ایجاد شده است.

در مورد این مقاله

این مقاله را ذکر کنید

Boldyrev ، I. هستی شناسی عدم اطمینان در امور مالی: میراث هنجاری تعادل عمومی. TOPOI 40 ، 725-731 (2021). https://doi.org/10. 1007/s11245-019-09646-5

منتشر شده: 28 مارس 2019

تاریخ انتشار: سپتامبر 2021

این مقاله را به اشتراک بگذارید

هرکسی که لینک زیر را با آن به اشتراک بگذارید ، قادر به خواندن این محتوا خواهد بود: < SPAN> دسترسی آزاد این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution 4. 0 مجوز بین المللی توزیع می شود (http://creativeecommons.org/licenses/by/4. 0/) ، که امکان استفاده ، توزیع و تولید مثل نامحدود در هر رسانه را فراهم می کند ، مشروط بر اینکه اعتبار مناسبی را به نویسنده اصلی (های) و منبع ارائه دهید ، پیوندی به مجوز Creative Commons ارائه دهید و نشان دهید که آیا تغییرات ایجاد شده است.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 34 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 13:37