سلام ، من جیمز وببر هستم. من شریک استخدام فارغ التحصیلان Shearman & Sterling هستم ، و ما قصد داریم در روز چهارشنبه در تخته سفید ، حدود شش معیار مالی شرکت حقوقی صحبت کنیم ، و به این موضوع می پردازیم که چگونه عملکرد مالی را در تجارت و چگونگی دستیابی به سودآوری می سنجیم.
1. استفاده

بنابراین اولین مورد ، که یکی از مواردی است که بیشتر به همکاران مربوط می شود ، استفاده از آن است.
این متریک است که ما برای اندازه گیری فعالیت یک همکار ، فعالیت یک وکیل ، در برابر کل زمانی که برای کار آن شخص در دسترس است ، اندازه گیری می شود. بنابراین شما به طور معمول در ابتدای سال تعدادی را تنظیم می کنید که می گوید این همان چیزی است که 100 ٪ به نظر می رسد ، و سپس ساعت های قابل پرداخت را که شخص در برابر آن متریک انجام می دهد اندازه گیری می کنید و درصد نتایج به نام استفاده می شود.
ما به نمونه ای از نحوه عملکرد آن در یک ثانیه باز خواهیم گشت.
2. تحقق

متریک اصلی بعدی تحقق است و این متریک درصد زمان ثبت شده است که در واقع پرداخت می شود. بنابراین ما زمان ثبت شده را می گیریم ، آن را با نرخ قفسه ، - نرخ استاندارد صورتحساب ما - و می گوییم که مبلغ دلار ، پوند یا یورو همان چیزی است که 100 ٪ تحقق به نظر می رسد.
و بنابراین ، تحقق به طور کلی کمتر از استفاده است زیرا مواردی مانند تخفیف و نوشتن را در نظر می گیرد. تحقق درصد زمان ثبت شده است که در واقع با استفاده از نرخ قفسه پرداخت می شود.
3. اهرم

متریک سوم اهرم است.
اهرم در یک موسسه حقوقی به نسبت ساعات همکار به ساعات شریک اشاره دارد. بنابراین یک اهرم بالا به معنای تعداد زیادی از ساعات همکار برای هر ساعت شریک زندگی است و اهرم کم به معنای معکوس است. اهرم مهم است زیرا برای هر ساعت شریک زندگی به مقدار بیشتری درآمد می رسد.
بنابراین برای هر ساعت یک شریک بنگاه کار می کند ، اگر همکاران سه کار کنند ، پس از آن که شریک قادر به قبض است ، از زمان استفاده می کنید. درست؟اینجاست که این اصطلاح از آنجا آمده است. همه چیز برابر است ، یک شرکت در صورت داشتن اهرم بالاتری ، درآمد بیشتری کسب می کند.
البته ، این امر در تمام زمینه های عملی به همان اندازه اعمال نمی شود. برخی از زمینه های عملی وجود دارد که از نظر تاریخی متناسب با اهرم های بالا هستند ، و موارد دیگری نیز وجود دارند که به دلیل روشی که باید کار انجام شود ، نمی توانند اهرم بالاتری را بدست آورند. این بسیار فنی است ، به شریک زندگی زیادی نیاز دارد و غیره.
اهرم همچنین یک مؤلفه در محاسبه سودآوری است.
4. قیمت

آخرین ، قابل پیش بینی ، قیمت است - اساساً شماره ای که ساعت شما برای رسیدن به صورتحساب شما ضرب می شود. بدیهی است که قیمت در هر ساعت که با مشتری توافق شده است ، هزینه می شود. اکنون ، من می گویم اگر دوست دارید این نوع معیارهای عملکرد مالی شرکت حقوقی سنتی باشد.
باید بگویم صنعت به طور فزاینده ای از ساعت قابل پرداخت دور می شود. و به همین ترتیب ، این معیارها با گذشت زمان از عملکرد مالی تجارت طلاق می گیرند. اما بیایید فقط برای یک ثانیه با آنها نگه داریم و از طریق نمونه ای از نحوه عملکرد آن کار کنیم.
بنابراین به استفاده مجدد ، اگر تیمی از همکاران دارید که 80 ٪ از آنها استفاده می کنند ، بنابراین 80 ٪ از زمان لازم برای کار در امور مشتری در واقع در امور مشتری صرف شده است ، و شما با مشتری 10 موافقت کرده اید٪ تخفیف ، بنابراین تمام کارهای آنها 10 ٪ در برابر نرخ ساعتی تعیین شده شرکت تخفیف می یابد ، اگر تمام آن زمان متعاقباً توسط مشتری پرداخت می شد ، بنابراین به عنوان زمان اضافی نوشته نشده است یا با مشتری به عنوان اضافی توافق می شودتخفیف ، شما می توانید 70 ٪ نرخ تحقق داشته باشید.
این نوع عملکرد حسابی است. اما همانطور که گفتم ، به طور فزاینده ای ، بنگاه ها از این ساختار نرخ ساعتی دور می شوند و بیشتر به دنبال تلاش برای پرداخت صورتحساب در هزینه های ثابت درپوش هستند ، هزینه مشخصی برای یک مقدار مشخص از کار مستقل از ساعاتی که برای دستیابی به آن کار می گیردبشر
و بنابراین ، این مهم است که ببینیم این ترجمه به چه چیزی ترجمه می شود ، و سایر ترتیب هزینه های دیگر به آن ترجمه می شود ، زیرا در نهایت ، تمام هزینه هایی که صورتحساب شرکت ها درآمد شرکت را تشکیل می دهند. درست؟بنابراین درآمد این شرکت صرف نظر از اینکه به آنها نرخ ساعتی پرداخت شده باشد یا اینکه به آنها هزینه ثابت یا مبنای هزینه موفقیت پرداخت شده است ، درآمد کل هزینه ها است ، یا به هر حال ممکن است ، بنابراین درآمد شرکتبشر
5. هزینه

هزینه های این شرکت ، به وضوح کافی ، عمدتا فضای اداری است که ما به آن نیاز داریم و حقوق و دستمزدی که به کارمندان خود می پردازیم. شما می توانید در یک سال مالی معین ، هزینه ها را به طور مؤثر ثابت ، درست ، حداقل در کوتاه مدت ، بررسی کنید.
6. سود هر شریک (PEP)

سود هر شریک درآمد کمتری خواهد داشت که هزینه های تقسیم شده بر تعداد شرکای سهام عدالت را تقسیم می کند.
و بنابراین ، یکی از راه های اندازه گیری سودآوری شرکت حقوقی این است که فقط به این موضوع ساده تر نگاه کنیم. بیایید تا آنجا که می توانیم درآمد کسب کنیم ، بیایید آن را به همان میزان کم هزینه هزینه های ثابت گسترش دهیم و از این طریق سودآوری را افزایش می دهید.
بنابراین این شش معیارهای مالی شرکت حقوقی است.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 26
تاريخ : پنجشنبه
26 مرداد
1402 ساعت: 16:43