مجازات مادری در مقابل پاداش پدر بودن

ساخت وبلاگ

هر دوست را به عنوان مشترک برای هر دوست ارسال کنید ، شما 10 مقاله هدیه برای هر ماه دارید. هرکسی می تواند آنچه را که به اشتراک می گذارید بخوانید.

این مقاله را بدهید

  • 6 سپتامبر 2014

یکی از بدترین حرکات شغلی که یک زن می تواند انجام دهد ، فرزند داشتن است. مادران کمتر به دلیل شغل استخدام می شوند ، به عنوان صالح در محل کار درک می شوند یا به اندازه همکاران مرد خود با همان صلاحیت ها پرداخت می شوند.

در عین حال ، برای مردان ، داشتن فرزند برای مشاغل آنها مفید است. آنها بیشتر از مردان بی فرزند استخدام می شوند و تمایل دارند پس از فرزندان ، بیشتر پرداخت شوند.

این اختلافات حتی پس از کنترل عواملی مانند ساعتی که افراد در حال کار ، انواع مشاغل انتخاب شده و حقوق همسرانشان هستند ، ادامه می یابد. بنابراین اختلاف این امر به این دلیل نیست که مادران در واقع کارمندان کمتری دارند و پدران هنگام والدین سخت تر کار می کنند - بلکه به این دلیل که کارفرمایان انتظار دارند که از آنها انتظار داشته باشند.

داده های مربوط به مجازات مادری و جایزه پدر بودن ، نگاهی واضح به احساسات مبهم فرهنگ آمریکایی در مورد جنسیت و کار نشان می دهد. حتی در سن "لاغر شدن" ، هنگامی که زنان با کودکان شرکت های Fortune 500 را اداره می کنند و رئیس فدرال رزرو می شوند ، مفاهیم سنتی در مورد پدران به عنوان نان آور و مادران به عنوان مراقبان به شدت در حال رشد هستند. به نظر می رسد کارفرمایان هنوز به این واقعیت توجه نکرده اند که زنان می توانند هم مادر و هم کارمندان ارزشمند باشند.

براساس داده های جدید میشل بودیگ ، استاد جامعه شناسی در دانشگاه ماساچوست ، امهرست ، این تعصب برای والدینی که کمترین هزینه آن را دارند ، بسیار شدید است. وی در مقاله ای که در این ماه از طریق روش سوم منتشر شد ، یک گروه تحقیقاتی که هدف آن پیشبرد ایده های سیاست متوسط است ، گفت: مردان با درآمد بالا بیشترین دستمزد را برای فرزندان به دست می آورند و زنان کم درآمد بیشترین قیمت را پرداخت می کنند. وی در مصاحبه ای گفت: "خانواده هایی که منابع کمتری دارند ، بیشتر هزینه های اقتصادی پرورش بچه ها را تحمل می کنند."

پیش فرض های فرهنگی ، این واقعیت است: 71 درصد از مادران مبتلا به کودکان در خانه ، طبق اطلاعات دفتر کار ، و زنان فقط در 40 درصد از خانواده های دارای کودکان ، نان آور اصلی یا اصلی هستند. مرکز

با این حال ، به نظر می رسد بخش عمده ای از شکاف دستمزد ناشی از عقاید قدیمی در مورد والدین است. کارفرمایان پدران را با ثبات تر و متعهد به کار خود می خوانند. آنها خانواده ای برای تهیه آن دارند ، بنابراین احتمال وجود پوسته پوسته شدن آنها کمتر است. "وی گفت: "این برعکس چگونگی تفسیر والدین توسط زنان توسط کارفرمایان است. داستان متعارف این است که آنها کمتر کار می کنند و در هنگام کار بیشتر حواس پرت هستند. "

خانم بودیگ دریافت که به طور متوسط ، درآمد مردان در هنگام فرزند داشتن بیش از 6 درصد افزایش یافته است (اگر با آنها زندگی می کردند) ، در حالی که زنان برای هر کودک خود 4 درصد کاهش می یابد. مطالعه وی بر اساس داده های حاصل از بررسی ملی طولی جوانان از سال 1979 تا 2006 انجام شد که فعالیت های بازار کار مردم را با گذشت زمان ردیابی کرد. زنان بی فرزند و بی سرپرست برای هر دلار که یک مرد درآمد کسب می کند ، 96 سنت کسب می کنند ، در حالی که مادران متاهل 76 سنت کسب می کنند و این شکاف را گسترش می دهند.

این شکاف حتی پس از کنترل خانم بودیگ برای عواملی مانند تجربه ، تحصیلات ، ساعت کار و درآمد همسران ادامه داشت. درست است که پدران گاهی اوقات بعد از کودکان بیشتر کار می کنند ، اما این موضوع حداکثر 16 درصد از جایزه آنها را توضیح می دهد. و برخی از مادران ساعت ها را کاهش می دهند یا مشاغل کم درآمد را که دوستانه تر خانواده هستند ، می پذیرند ، اما این تنها یک چهارم تا یک سوم مجازات مادری را توضیح می دهد.

تحقیقات نشان می دهد که اکثر آن به دلیل تبعیض است. شلی جی. کورل ، استاد جامعه شناسی در دانشگاه استنفورد و مدیر مؤسسه تحقیقات جنسیتی کلین مدرسه گفت: "بسیاری از این تأثیرات واقعاً به دلیل تعصب فرهنگی علیه مادران است."

خانم Correll یک مطالعه را در کرنل نوشت که در آن محققان مجدداً جعلی را برای صدها کارفرما ارسال کردند. آنها یکسان بودند ، به جز برخی از برخی خط در مورد عضویت در انجمن والدین و معلمان ، نشان می دهد که متقاضی والدین بوده است. مادران به احتمال زیاد به عقب برگردانده می شدند ، در حالی که پدران کمی بیشتر از مردانی که Résumés آنها به والدین اشاره نمی کردند ، کمی بیشتر خوانده می شدند. در یک مطالعه مشابه که در یک آزمایشگاه انجام شده است ، خانم کورل از شرکت کنندگان پرسید که در صورت کارفرمایان چقدر به متقاضیان شغل می پردازند. مادران به طور متوسط 11000 دلار کمتر از زنان بی فرزند و 13،000 دلار کمتر از پدران ارائه می شدند.

خانم کورل در تحقیقات خود دریافت که کارفرمایان پدران را به عنوان مطلوب ترین کارمندان ارزیابی می کنند و به دنبال آن زنان بی فرزند ، مردان بدون فرزند و سرانجام مادران. آنها همچنین مادران را مطابق با استانداردهای عملکردی سخت تر نگه می دارند و هنگام دیر بودن ، احساس آرامش کمتری می کنند.

در مطالعه خانم بودیگ یک استثنا وجود داشت: زنانی که در 10 درصد از افراد دارای درآمد بالا بودند، هنگام بچه دار شدن هیچ درآمدی از دست ندادند، و آنهایی که در 5 درصد برتر بودند، پاداشی مشابه مردان دریافت کردند. او حدس می زد که در این مشاغل کمیاب، کارفرمایان زنان با عملکرد بالا را شبیه مردان می بینند و زنان ممکن است بیشتر کار کنند و برای پرداخت دستمزد بالاتر مذاکره کنند تا از عهده کمک های خانواده و مراقبت از کودکان برآیند.

در سوی دیگر طیف درآمد، زنان کم درآمد 6 درصد دستمزد به ازای هر فرزند را از دست دادند، یعنی دو درصد بیشتر از میانگین. برای مردان، بیشترین پاداش به مردان سفیدپوست و لاتین تبار که تحصیلات عالی و مشاغل حرفه ای داشتند تعلق می گرفت. کوچکترین افزایش دستمزد به مردان آفریقایی-آمریکایی مجردی رسید که تحصیلات کمتری داشتند و مشاغل یدی داشتند. خانم بودیگ نوشت: «پاداش بابا، درآمد مردانی را که قبلاً در بازار کار ممتاز بودند، افزایش می دهد».

شاید تعجب آور نباشد که کارگران کم درآمد کمترین سود را می برند یا از نظر اقتصادی بیشترین آسیب را از پدر و مادر شدن می برند. آنها کمترین احتمال را دارند که برنامه های انعطاف پذیر یا مزایایی مانند مرخصی با حقوق والدین داشته باشند. خانم بودیگ دریافت که زنان کم دستمزد با فرزندان زیر 6 سال، زمانی که فرزندان به بیشترین مراقبت حضوری نیاز دارند، جریمه دستمزدی 5 برابر بیشتر از زنان با دستمزد بالاتر با فرزندان خردسال پرداخت کردند.

داده ها را می توان در توصیه های شغلی سرسخت خلاصه کرد: مردان باید میزهای خود را با عکس های کودک تزئین کنند و عضویت PTA را به رزومه خود اضافه کنند و زنان باید برعکس عمل کنند. اما در نهایت، راه حل این است که در قرن بیست و یکم، کارمندان زن و مرد تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند.

خانم کورل گفت: «بهترین امیدی که ما برای خلاص شدن از شر این تأثیرات داریم، سیاستی است که تا حد زیادی بیانگر این است که مردم حق دارند کار و خانواده را هماهنگ کنند.»

در کار قبلی خانم بودیگ، او دریافته است که دو سیاست مجازات مادری را کاهش می دهد: مراقبت از کودکان با بودجه عمومی، مراقبت از کودکان با کیفیت بالا برای نوزادان و کودکان نوپا، و مرخصی والدین با حقوق متوسط. به عنوان مثال، در کشورهایی که نقش های جنسیتی سنتی را ترویج می کنند، مانند آلمان، که انتظار می رود مادران جدید بیش از یک سال از کار خود مرخصی بگیرند، مجازات مادری بسیار بالاست. کشورهایی مانند سوئد با سیاست های مترقی تر، مانند مشوق هایی برای پدران جدید برای مرخصی، شکاف دستمزد کمتری دارند.

در ایالات متحده، اکثر مردم در نهایت صاحب فرزند می شوند. این واقعیتی است که کارفرمایان باید آن را درک کنند - مانند این واقعیت که اکنون، پدران نیز پوشک را عوض می کنند و ناهار را بسته بندی می کنند و مادران سر کار می روند.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 22 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 23:30