مارکوس دماری، موسسه اقتصادی آلمان (IW)، کلن، آلمان.
استفان هاسنکلور، موسسه اقتصادی آلمان (IW)، کلن، آلمان.
مایکل هوتر، موسسه اقتصادی آلمان (IW)، کلن، آلمان.
با توجه به روند جهانی پس انداز شرکت ها در دهه های گذشته، بحران COVID-19 به دلیل زیان هایی که در بسیاری از شرکت ها ناشی از انزوای خانوارها و قرنطینه ها رخ داده است، تردیدهایی را در مورد تداوم رفتار پس انداز شرکت ها ایجاد می کند. قبل از همه گیری، فعالیت های خالص وام دهی شرکت ها برای دهه ها به دلیل عوامل مختلف از افزایش عدم اطمینان پس از بحران مالی جهانی تا افزایش اتکا به بودجه داخلی برای هزینه های تحقیق و توسعه در حال افزایش بود. در آلمان، افزایش پس انداز شرکت ها با افزایش سرمایه و کاهش اتکای بخش شرکت ها به وام های بانکی همراه بود. این مقاله استدلال می کند که بحران کرونا به احتمال زیاد روند پس انداز شرکت ها را در کوتاه مدت به دلیل کاهش درآمد شرکت ها مختل می کند. با این وجود، مشابه الگوی مشاهده شده پس از بحران مالی، منطقی به نظر می رسد حدس بزنیم که شوک COVID-19 پس انداز شرکت را در درازمدت تقویت می کند زیرا شرکت ها ممکن است تلاش کنند تا بافرهای نقدینگی و سرمایه خود را بازگردانند تا بهتر آماده شوند. شوک های آیندهاین به نوبه خود فشار نزولی بر نرخ های بهره واقعی ایجاد می کند و اجرای سیاست های پولی را پیچیده می کند.
بحث در مورد محیط نرخ بهره پایین شامل پس انداز بیش از حد سرمایه گذاری می شود، یعنی سرمایه های بیش از حد در جستجوی پروژه های سرمایه گذاری. یکی از رشته های ادبیات تحقیق بر جمعیت شناسی و افزایش سن تمرکز دارد که نیاز خانوارها به انباشت دارایی های مالی را افزایش می دهد (کروگر و لودویگ، 2007؛ فون ویزساکر، 2014). رشته دیگری از ادبیات بر روند افزایش پس انداز شرکت ها تمرکز دارد که در اکثر کشورها قبل از بحران کووید-19، از جمله ده اقتصاد بزرگ، رخ داد و در سراسر صنایع فراگیر بود (دماری و همکاران، 2020 را ببینید).
در حالی که همه گیری ویروس کرونا به دلیل انزوا و افزایش عدم اطمینان در مورد شغل و درآمد آینده منجر به افزایش پس انداز خانوارها در کوتاه مدت شده است، نرخ پس انداز بخش شرکت ها منفی شده است. این سؤال را مطرح می کند که چگونه COVID-19 بر روند پس انداز شرکت در دراز مدت تأثیر می گذارد. 1
پس انداز شرکت چیست؟
از دیدگاه یک خانواده ، پس انداز بخشی از درآمد پس از مالیات است که صرف مصرف نمی شود. اگر پس انداز خانواده مثبت باشد ، خانواده دارایی را جمع می کنند ، یعنی ثروت خالص آن افزایش می یابد یا بدهی آن کاهش می یابد. اگر خانوار بخواهد بیش از درآمد پس از مالیات خود مصرف کند ، باید وجوه اضافی وام گرفته شود یا سهام ثروت خانواده با فروش دارایی کاهش یابد ، یعنی ثروت خالص آن کاهش می یابد.
از دیدگاه جریان ، اصطلاح پس انداز به طور مشابه برای شرکت ها تعریف می شود ، اگرچه تمایز بین پس انداز ناخالص و وام خالص مرتبط می شود. پس انداز ناخالص به عنوان سود ناخالص سود سهام کمتری تعریف می شود ، یعنی سود را از منظر ترازنامه یک شرکت حفظ می کند. پس انداز ناخالص می تواند برای تأمین هزینه های سرمایه گذاری استفاده شود یا برای بهبود وضعیت مالی خالص شرکت با جمع آوری دارایی یا کاهش بدهی ها اختصاص داده شود. هنگامی که مخارج سرمایه گذاری یک شرکت از پس انداز ناخالص خود فراتر رود ، این شرکت مجبور است بودجه بانک ها یا سرمایه گذاران را جذب کند و به یک وام گیرنده خالص تبدیل شود. به همین ترتیب ، هنگامی که تفاوت بین پس انداز ناخالص یک شرکت و سرمایه گذاری آن مثبت است ، که به آن پس انداز اضافی نیز گفته می شود ، این شرکت به یک وام دهنده خالص به بقیه اقتصاد تبدیل می شود. درمجموع ، برای اینکه یک نجات دهنده ناخالص باشد ، شرکت مجبور است (i) سودآور باشد و (ب) کمتر از 100 ٪ سود خود را به سهامداران خود توزیع کند. هنگامی که یک شرکت به یک وام دهنده خالص تبدیل می شود ، پس انداز اضافی آن یا به خرید دارایی های مالی یا کاهش بدهی ها اختصاص می یابد.
بنابراین وام خالص شرکت عمدتاً در دارایی های مالی نقدی مانند حساب های بانکی یا اوراق نقدی اختصاص می یابد. بنابراین ، همبستگی بین وام خالص بخش تجارت و دارایی های نقدی بخش تجارت زیاد است (شکل 1 را ببینید). دائو و مگی (2018) تأکید می کنند که این همبستگی به ویژه برای شرکت های آلمانی بسیار زیاد است ، که با ضریب همبستگی 0. 84 منعکس شده است. گذشته از تجمع نقدی ، دویچه بوندزبانک (2019) شواهدی را ارائه می دهد که نشان می دهد شرکت های آلمانی نیز تمایل دارند از پس انداز اضافی خود برای کاهش بدهی استفاده کنند. بر این اساس ، میزان پول نقد تقسیم بر بدهی های کوتاه مدت (نسبت نقدی) با گذشت زمان افزایش یافته است. نسبت پول نقد همچنین با پس انداز بیش از حد شرکت با ضریب همبستگی 0. 92 ارتباط دارد.
شکل 1 وام خالص ، هلدینگ نقدی و نسبت نقدی شرکتهای آلمانی

یادداشت ها: وام خالص در درصد تولید ناخالص داخلی ، نگه داشتن نقدی در درصد دارایی های مالی ، نسبت پول نقد در درصد بدهی های مالی کوتاه مدت.
منابع: Deutsche Bundesbank ؛یوروستات ؛محاسبات خود
در اصل ، وام خالص نیز می تواند برای خرید سهام عدالت استفاده شود. با این حال ، شواهد ارائه شده توسط چن و همکاران.(2018) و Dao و Maggi (2018) نشان می دهند که بازپرداخت سهام عدالت فقط می تواند بخش ناچیز از افزایش وام خالص شرکت ها را توضیح دهد ، مگر در بنگاه های آمریکایی. تحقیقات Deutsche Bundesbank (2019) از این یافته برای استفاده از پس انداز شرکت ها در آلمان پشتیبانی می کند.
محرک های پس انداز شرکت ها چیست؟
به طور سنتی ، بخش تجارت یک وام گیرنده خالص بوده است ، یعنی شرکت ها به طور معمول برای تأمین مالی سرمایه گذاری های خود در دارایی های فیزیکی ، وجوه وام می گیرند. تحول بخش شرکتها از وام گیرنده خالص به وام دهنده خالص در دهه های گذشته ، سؤالاتی در مورد دلایل و پیامدهای این روند ایجاد کرده است.
برای تجزیه و تحلیل اثرات بحران COVID-19 بر صرفه جویی در شرکت ها ، این بخش نمای کلی از عواملی را ارائه می دهد که در وهله اول روند را هدایت کرده اند. پس از آن ، تجزیه و تحلیل از ترکیب ترازنامه بخش شرکت های جمع آوری شده آلمان به مرور زمان همراه با تجزیه و تحلیل رانندگان فوق الذکر که برای افزایش پس انداز شرکت ها در آلمان مرتبط هستند. از آنجا که وام خالص شرکت ها بیشتر به صورت نقدی و سایر دارایی های بسیار نقدی که در بالا مورد بحث قرار می گیرد ، نگهداری می شود ، بخش قابل توجهی از ادبیات مالی شرکت ها از اصطلاحات صرفه جویی در مصرف بیش از حد شرکت و تجمع نقدینگی به عنوان مترادف استفاده می کند.
رانندگان اصلی تعریف شده توسط ادبیات
انگیزه احتیاط برای صرفه جویی: دائو و مگی (2018) و بیتس و همکاران.(2009) نشان می دهد که شرکت هایی که با عدم اطمینان خاص و خاص با عدم اطمینان بیشتر روبرو می شوند ، نقدینگی بیشتری را برای داشتن بافر در برابر شوک های جانبی جمع می کنند. علاوه بر این ، دائو و مگی (2018) نشان می دهند که عدم اطمینان کل ، که توسط شاخص عدم قطعیت سیاست اقتصادی (EPU) ارائه شده است ، باعث افزایش پول نقد شرکت ها می شود.
انگیزه معامله برای پس انداز: دائو و مگی (2018) و بیتس و همکاران.(2009) همچنین شواهدی را پیدا می کند که نشان می دهد شرکت های بزرگتر تمایل به جمع آوری کمتری نسبت به شرکت های کوچکتر دارند ، زیرا شرکت های بزرگ هنگام تبدیل دارایی های غیر مالی به پول نقد با اقتصاد مقیاس روبرو می شوند که به نوبه خود نیاز به بافر نقدینگی را کاهش می دهد.
اثر ترکیب: از دیدگاه دیگر ، Begenau و Palazzo (2016) ، Booth and Zhou (2013) و Graham and Leary (2017) نشان می دهند که افزایش پس انداز شرکت ها نشان دهنده تغییر در ترکیب شرکت های موجود در بازار است. از دهه 1980 و 1990 ، شرکت های فشرده تر و پیشرفته تر و پیشرفته تر (R& D)-که مایل به نگه داشتن پول نقد در مقایسه با شرکت های فعلی هستند-وارد بازار سهام ایالات متحده شده اند. با این حال ، دائو و مگی (2018) نشان می دهند که موج بنگاههای فشرده تحقیق و توسعه فقط تا اوایل دهه 2000 به طول انجامید و متعاقباً معکوس شده است. مطابق ، چن و همکاران.(2017) همچنین بر فراگیر شدن افزایش پس انداز شرکت ها در صنایع تأکید دارد.
افزایش اهمیت دارایی های نامشهود: Falato و همکاران.(2013) استدلال می کنند که توانایی تعهد نامشهودها به عنوان وثیقه برای بودجه خارجی محدود است. در نتیجه ، شرکت ها برای تأمین منابع داخلی کافی برای تأمین مالی سرمایه گذاری های آینده باید نقدینگی را جمع کنند. با حمایت از این استدلال ، بیتس و همکاران.(2009) ، Pinkowitz (2015) و Dao و Maggi (2018) شواهدی را پیدا می کنند که شرکت هایی که دارای هزینه های تحقیق و توسعه بالاتری هستند ، تمایل به دریافت پول بیشتر دارند.
افزایش رقابت در بازار محصول: دلا ستا (2011) ، مورلک و همکاران.(2014) و لیندرس و پالاززو (2016) تأکید می کنند که با توجه به محدودیت های بازار مالی ، افزایش رقابت باعث افزایش اعتماد بنگاهها به وجوه داخلی برای تأمین مالی سرمایه گذاری لازم برای بقای شرکت می شود.
افزایش درآمد خارجی: چن و همکاران.(2017) تأکید می کند که این رابطه منعکس کننده پرداخت مالیات کمتر از چند ملیتی است که با تغییر سود به پناهگاه های مالیاتی تحقق می یابد. در عوض ، آنها استدلال می كنند كه این یافته سودآوری بیشتری از بنگاه های صادرات گرا را بیان می كند. فولی و همکاران.(2007) استدلال می کند که فعالیت های پس انداز چند ملیتی ایالات متحده می تواند تا حدودی با تلاش برای جلوگیری از هزینه های مالیاتی مرتبط با بازگشت مجدد درآمد خارجی توضیح داده شود.
انگیزه های آژانس: کار جنسن (1986) دلالت بر این دارد که بنگاههای دارای مدیران درگیر و هیچ فرصت سرمایه گذاری خوبی برای پرداخت سود سهام ندارند. نتایج Dittmar و همکاران.(2003) ، کالچوا و لینز (2007) ، پینکویتز و همکاران.(2006) و دائو و مگی (2018) اهمیت مشکلات آژانس را برای نگهداری نقدی تأیید می کنند.
ترکیب ترازنامه بخش شرکتها
همراه با افزایش وام خالص طی دو دهه گذشته ، ترکیب سرمایه گذاری و بودجه در بخش تجارت آلمان تغییر کرده است. دارایی های فیزیکی به تدریج از 30. 7 ٪ از کل دارایی ها در سال 1997 به 22. 5 ٪ در سال 2017 کاهش یافته است (شکل 2 را ببینید) ، که مطابق با یافته های مطالعاتی است که ایالات متحده را پوشش می دهد (به عنوان مثال Falato و همکاران ، 2013). کاهش دارایی های فیزیکی در درصد کل دارایی ها می تواند به دلیل افزایش اهمیت کالاهای نامشهود باشد ، که ممکن است با دارایی های بزرگتر همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت ، همراه باشد. با این وجود بعید به نظر می رسد که شرکت های آلمانی پس انداز خود را برای تأمین بودجه برای هزینه های آینده در مورد نامشهود افزایش داده اند. اول ، سهم نامشهود در کل دارایی ها متوسط است ، به عنوان مثال1. 5 ٪ در سال 2007. دوم ، بر خلاف ایالات متحده ، از اوایل دهه 2000 برای یک دوره قابل توجه رو به کاهش است.
با این وجود ، شرکت های آلمانی ممکن است برای تحقق دستیابی به هدف ، پول نقد داشته باشند زیرا در آلمان از 9. 9 ٪ کل دارایی ها در سال 1997 به 19. 4 ٪ از کل دارایی ها در سال 2017 افزایش یافته است (شکل 2 را ببینید). با این حال ، نتایج یک مطالعه از Deutsche Bundesbank (2019) شواهدی را ارائه می دهد که کسب شرکت های خارجی به طور قابل توجهی با پس انداز ناخالص شرکت های شرکت های آلمانی ارتباط ندارد. درآمد حفظ شده شرکتهای تابعه خارجی هم به عنوان پس انداز ناخالص و سرمایه گذاری مستقیم برای شرکت مادر آلمانی حساب می شود. از طرف دیگر ، دستیابی به هدفمند شرکت های داخلی می توانست عامل مهمی برای تجمع نقدینگی باشد.
شکل 2 دارایی های فیزیکی ، دارایی های نامشهود و خرید شرکت های آلمانی
در درصد کل دارایی ها

منبع: Deutsche Bundesbank ؛محاسبات خود
از طرف مسئولیت ترازنامه بخش شرکت های آلمان ، شکل 3 افزایش سرمایه سهام را از 20. 4 ٪ از کل دارایی ها در سال 1997 به 31. 2 ٪ در سال 2017 نشان می دهد (نسبت سرمایه سهام). از آنجا که صدور سرمایه جدید با گذشت زمان تقریباً پایدار مانده است ، نتیجه می گیریم که پس انداز اضافی بخش شرکت ها عمدتاً برای بهبود موقعیت سرمایه سهام استفاده شده است. در این راستا ، وام های بانکی از 19. 3 ٪ از کل دارایی ها در سال 1997 به 10. 5 ٪ در سال 2017 با وجود محیط پایین نرخ بهره کاهش یافته است. در حالی که کاهش وام های بانکی احتمالاً منعکس کننده دلگرمی مرتبط با افزایش پس انداز شرکت ها در آلمان است ، همچنین ممکن است تعویض وام های بانکی را با وام های بین شرکت بررسی کند.
شکل 3 سرمایه سهام و وام های بانکی شرکتهای آلمانی
در درصد کل دارایی ها

منبع: Deutsche Bundesbank ؛محاسبات خود
عوامل مرتبط برای افزایش پس انداز شرکت ها
با توجه به تحولات موجود در ترازنامه شرکت ها ، باید عوامل اضافی در نظر گرفته شود:
اول ، قبل از اصلاحات مالیاتی سال 2000 ، سودهای حفظ شده با نرخ بالاتر از سود توزیع شده مالیات می گرفتند ، که شرکت ها را برای توزیع سود و در نتیجه با نسبت سرمایه سهام پایین تر به شرکتها می داد. با اصلاحات ، نرخ مالیات با نرخ مساوی هماهنگ شد و این انگیزه شرکت ها را برای حفظ سود و افزایش نسبت سرمایه سهام خود افزایش داد. Deutsche Bundesbank (2019) هیچ مدرکی پیدا نمی کند که هماهنگی نرخ مالیات تحت تأثیر درآمد شرکتهای تحت تأثیر شرکتهای تحت تأثیر (انگیزه مالیاتی).
دوم ، پس از دو رکود شدید در سال 2001 و 2008 ، شرکت ها احتمالاً متوجه شده اند که داشتن ترازنامه قوی تر باعث می شود که آنها نسبت به شوک های اقتصادی مقاومت بیشتری کنند. بنابراین ، آنها ممکن است در حال افزایش بافرهای سرمایه سهام خود و همچنین بافرهای نقدینگی خود باشند ، یعنی آنها پس انداز ناخالص و همچنین وام دهندگان خالص شدند. علاوه بر این ، عدم اطمینان افزایش یافته با این رکودها ممکن است باعث افزایش تمایل بنگاهها برای نگه داشتن پول نقد شود ، یعنی انگیزه احتیاطی پس انداز.
سوم ، از زمان مقررات بانکی در سال 2004 که به عنوان بازل دوم شناخته می شود ، دسترسی به اعتبار برای شرکت هایی با احتمال پیش فرض بالاتر محدودتر شده است. به همین دلیل ، شرکت ها انگیزه ای برای افزایش نسبت سرمایه سهام خود برای بهبود اعتبار خود دارند.
تأثیر بیماری همه گیر Covid-19 در صرفه جویی در شرکت ها چیست؟
برای به دست آوردن بینش بیشتر در مورد تأثیرات طولانی مدت همه گیر در فعالیت های صرفه جویی در شرکت ها ، ابتدا باید تأثیرات فوری شوک COVID-19 را بر روی ترازنامه شرکتها تجزیه و تحلیل کنیم:
- کاهش پس انداز ناخالص از آنجا که سود کاهش یافته یا به ضرر تبدیل شده است ، عمدتاً به دلیل شرکت های موجود در بخش هایی که بیشتر تحت تأثیر این بیماری همه گیر قرار دارند
- کاهش بافر نقدینگی بنگاهها از آنجا که شرکت ها مجبور به ادامه پرداخت به کارمندان ، بدهکاران و تأمین کنندگان هستند ، در حالی که درآمد کاهش یافته است
- کاهش بافر سرمایه سهام در هنگام ضرر و زیان و یا به دلیل کاهش نقدینگی
- افزایش بدهی کوتاه مدت برای تأمین هزینه ها در مواقع رو به زوال
- کاهش وام خالص یا افزایش وام خالص از زمان کاهش دارایی های مالی و افزایش بدهی های مالی افزایش یافته است.
در کوتاه مدت ، شوک COVID-19 ممکن است فعالیت های پس انداز شرکت ها را به دلیل کاهش درآمد و سود کاهش داده باشد. با این حال ، بسیاری از دولت ها با استفاده از ابزارها برای تأمین نقدینگی به سرعت و مناسب پاسخ داده اند. این سازها ، به عنوان مثالکمک هزینه کار کوتاه مدت ، تعویق مالیاتی ، ضمانت وام و کمک های مالی ، با هدف ایجاد مرحله تشدید بحران انجام می شود تا شرکت ها بتوانند مشاغل خود را در طول و بعد از بحران بدون از دست دادن جدی نقدینگی و عدالت ادامه دهند. حتی اگر موج عظیمی از ورشکستگی ها وجود نداشته باشد ، که سیستم بانکی را تحت فشار قابل توجهی قرار می دهد (Demary and Hüther ، 2020) ، عواقب قابل توجهی همچنان بر کفایت سرمایه شرکت ها تأثیر خواهد گذاشت.
با توجه به تأثیرات طولانی مدت بیماری همه گیر بر رفتار پس انداز شرکت ، فرض می کنیم که انگیزه صرفه جویی در احتیاط تأثیر محکمی در صرفه جویی در شرکت ها در آینده خواهد داشت ، زیرا سایر انگیزه های پس انداز کمتر به بحران Covid-19 وصل می شوند وبیشتر مربوط به پیشرفت های بلند مدت و شرایط چارچوب است. در این راستا ، ما انتظار داریم که شرکت ها پس از بحران COVID-19 به دلیل احتمال احتمالی زیر ، بافرهای سرمایه نقدینگی و عدالت خود را بازیابی کنند:
- در میان مدت ، اقتصاد بهبود می یابد و درآمد شرکتها در طول بهبودی عادی می شود و این منجر به افزایش سود خواهد شد. علاوه بر این ، بسیاری از بنگاهها ممکن است متوجه شده باشند که ایجاد بافر نقدینگی در گذشته وضعیت مالی آنها را تقویت کرده و آنها را در برابر شوک های نامطلوب قوی تر کرده است. به همین دلیل است که بنگاهها ممکن است انگیزه ای برای ایجاد بافرهای نقدینگی خود داشته باشند تا برای رکود بعدی آماده شوند ، شاید حتی فراتر از سطح بحران قبل از Covid-19.
- هنگامی که بانک ها در هنگام رکود اقتصادی از ضرر اعتباری رنج می برند ، احتمالاً در وام خود محدودتر می شوند. این امر به ویژه بر شرکت هایی که دارای بافرهای سرمایه پایین سهام هستند ، تأثیر می گذارد. بنابراین ، شرکت ها به احتمال زیاد قصد دارند بافر سرمایه سهام خود را بازیابی کنند تا دسترسی خود به بودجه خارجی را تأمین کنند.
- شرکت ها باید قبل از اینکه بتوانند وام های جدید را برای خرید کالاهای سرمایه گذاری جدید درخواست کنند ، بدهی های کوتاه مدت را که در طول این بیماری همه گیر کرده اند ، بازپرداخت کنند و این منجر به سرمایه گذاری کم همراه با ایجاد نقدینگی و بافر سرمایه سهام می شود.
با توجه به این سناریوها ، شرکت ها احتمالاً قبل از اینکه بتوانند در فعالیت های جدید سرمایه گذاری شرکت کنند ، باید ترازنامه های خود را در طولانی مدت تقویت کنند. بنابراین دوره های پس از شوک COVID-19 به احتمال زیاد با یک فرآیند دلخراش شرکت ها ، یعنی یک دوره سرمایه گذاری کم و افزایش سود ، مشخص می شود که این امر به افزایش پس انداز شرکت ها تبدیل می شود.
نتیجه
در مجموع ، به نظر می رسد بحران Coronavirus روند صرفه جویی در شرکت ها را در کوتاه مدت کاهش داده است. با این حال ، در دراز مدت ، شوک Coronavirus به احتمال زیاد فعالیت های پس انداز شرکت ها را تقویت می کند ، زیرا شرکت ها تجربه کرده اند که داشتن سرمایه سهام بالاتر و بافر نقدینگی می تواند در بحران هایی که نقدینگی در آن خشک می شود مفید باشد. این انگیزه صرفه جویی در احتیاط ممکن است تقویت شود زیرا انتظار داریم که درک خطر به طور کلی به افزایش خود ادامه دهد ، همانطور که پس از بحران های شدید دیگر از زمان نوبت هزاره ، به عنوان مثال. حباب اقتصاد جدید ، 11 سپتامبر ، جنگ عراق ، بحران مالی جهانی و بحران بدهی حاکمیت اروپا. از این رو ، از دیدگاه کلان اقتصادی ، کاهش نرخ بهره واقعی تعادل می تواند با توجه به فعالیت های پس انداز شرکت ها ادامه یابد ، که احتمالاً در دراز مدت به عنوان پاسخ به شوک COVID-19 تقویت می شود.
- 1 ما این را در DeMary و همکاران تجزیه و تحلیل می کنیم.(2020) با تمرکز بر آلمان.
منابع
Bates ، T. ، K. Kahle and R. Stulz (2009) ، چرا شرکت های آمریکایی پول بیشتری نسبت به گذشته دارند؟ ، مجله دارایی ، 64 (5) ، 1985-2021.
Bergenau ، J. and B. Palazzo (2016) ، انتخاب شرکت و دارایی های شرکت های نقدی شرکت ، مقاله کار مالی دانشکده بازرگانی هاروارد ، شماره 16-130.
Booth ، L. D. and J. Zhou (2013) ، افزایش در دارایی های نقدی: فراز و نشیب خاص یا بخش؟ ، مرزها در امور مالی و اقتصاد ، 10 (2) ، 31-64.
Chen ، P. ، L. Karabarbounis and B. Neiman (2017) ، ظهور جهانی پس انداز شرکت ها ، مجله اقتصاد پولی ، 89 ، 1-19.
Dao ، M. C. and C. Maggi (2018) ، افزایش پس انداز شرکت ها و نگه داشتن پول نقد در اقتصادهای پیشرفته: روند کل و سطح شرکت ، مقالات کار صندوق بین المللی پول ، 18/262.
دلا ستا ، م. (2011) ، پول نقد و رقابت ، http://dx. doi. org/10. 2139/ss. 1808979 (29 سپتامبر 2020).
Demary ، M. and M. Hüther (2020) ، führt Die Corona-Krise Zu Einer Bankenkrise؟Anlass Zu Sorgsamer Beobachtung ، مداخله Nicht Aber Vorsorglicher ، کاغذ-سیاست IW ، 17/20.
Demary ، M. ، S. Hasenclever و M. Hüther (2020) ، چگونه Covid-19-Crisis بر روند صرفه جویی در شرکت ها تأثیر می گذارد؟ ، IW-Report ، 61/2020.
Deutsche Bundesbank (2019) ، Zur Entwicklung der Ausschüttungsquote der Unteehmen در Deutschland ، Monatsbericht ، März 2019.
Dittmar ، A. ، J. Mahrt-Smith and H. Servaes (2003) ، مدیریت بین المللی شرکت ها و منابع نقدی شرکت ها ، مجله تجزیه و تحلیل مالی و کمی ، 38 (1) ، 111-133.
Falato ، A. ، D. Kadyrzhanova and J. Sim (2013) ، افزایش سرمایه نامشهود ، کاهش ظرفیت بدهی و سری بحث و گفتگو پس انداز شرکت های ایالات متحده ، مالی و اقتصاد ، 2013-67 ، سیستم ذخیره فدرال.
Foley ، C. F. ، J. C. Hartzell ، S. Titman and G. Twite (2007) ، چرا شرکت ها اینقدر پول نقد دارند؟توضیحات مبتنی بر مالیات ، مجله اقتصاد مالی ، 86 (3) ، 579-607.
گراهام ، جی. و م. لاری (2017) ، تکامل پول نقد شرکت ها ، مقاله کار NBER ، شماره 23767 ، doi 10. 3386/w23767.
جنسن ، م. (1986) ، هزینه های آژانس جریان نقدی آزاد ، امور مالی شرکت ها و تصرف ، بررسی اقتصادی آمریکا ، 76 (2) ، 323-329.
Kalcheva ، I. and K. Lins (2007) ، شواهد بین المللی در مورد دارایی های نقدی و مشکلات آژانس مدیریتی مورد انتظار ، بررسی مطالعات مالی ، 20 (4) ، 1087-1112.
Krueger ، D. and A. Ludwig (2007) ، در مورد عواقب تغییر جمعیتی برای نرخ بازگشت به سرمایه و توزیع ثروت و رفاه ، مجله اقتصاد پولی ، 54 (1) ، 49-87.
Lyandres ، E. and B. Palazzo (2016) ، دارایی های نقدی ، رقابت و نوآوری ، مجله تجزیه و تحلیل مالی و کمی ، 51 (6) ، 1823-1861.
Morellec ، E. ، B. Nikolov and F. Zucchi (2014) ، رقابت ، منابع نقدی و تصمیمات تأمین مالی ، مقاله تحقیقاتی موسسه مالی سوئیس ، شماره 13-72.
Pinkowitz ، L. ، R. Stulz and R. Williamson (2007) ، آیا سهم دارایی های نقدی شرکت ها و سود سهام به ارزش شرکت بستگی به حاکمیت دارد؟ ، مجله دارایی ، 61 (6) ، 2725-2751.
Pinkowitz ، L. ، R. Stultz and R. Wiliamson (2015) ، آیا شرکت های آمریکایی پول بیشتری نسبت به شرکت های خارجی دارند؟ ، بررسی مطالعات مالی ، 29 (2) ، 309-318.
فون ویزسکر ، C. C. (2014) ، بدهی عمومی و ثبات قیمت ، بررسی اقتصادی آلمان ، 15 (1) ، 42-61.
© نویسنده (ها) 2021
دسترسی آزاد: این مقاله تحت شرایط مجوز بین المللی Creative Commons Attribution 4. 0 (https://creativeecommons. org/ مجوزها/توسط/4. 0/) توزیع می شود.
بودجه دسترسی آزاد ارائه شده توسط ZBW - مرکز اطلاعات Leibniz برای اقتصاد.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 32
تاريخ : پنجشنبه
16 شهريور
1402 ساعت: 12:13