مغز کودک اکنون شروع می شود: تصور به 3 سالگی

ساخت وبلاگ

این واقعیت که کودکان تحت تأثیر محیط اطراف خود قرار می گیرند ، بسیار واضح است که تکرار می شود. متخصصان رشد کودک چندین دهه تحقیق را نشان داده اند که نشان می دهد محیط اولیه سالهای کودک می تواند تأثیراتی داشته باشد که یک عمر به طول می انجامد.

با تشکر از پیشرفت های اخیر در فناوری ، ما درک روشنی از چگونگی ارتباط این اثرات با رشد اولیه مغز داریم. دانشمندان علوم اعصاب هم اکنون می توانند الگوهای فعالیت مغز را شناسایی کنند که به نظر می رسد با برخی از انواع تجربیات اولیه منفی همراه است. 1

اما تأثیرات طولانی مدت استرس ، فقر ، غفلت و بدرفتاری به خوبی سالها به خوبی مستند شده بود و عملا غیرقابل اعتراض قبل از آنکه بتوانیم آنها را با ابزارهای اسکن مغز "ببینیم". بنابراین چرا ما باید به درک رشد مغز نیاز داشته باشیم تا به ما نشان دهیم که اولین تجربیات کودکان برای بهزیستی آنها چقدر مهم است؟آیا علوم اعصاب فقط به ما نمی گوید که ما از قبل می دانیم؟

در واقع ، دلایل مختلفی وجود دارد که باید به شواهد ارائه شده توسط علوم اعصاب توجه کنیم. به عنوان مثال ، این ممکن است به ما کمک کند تا دقیقاً یاد بگیریم که تجربیات بر کودکان تأثیر می گذارد. این دانش می تواند به تلاشهای ما برای کمک به کودکانی که در معرض خطر هستند و در صورت امکان ، اثرات سختی های اولیه را خنثیسازی کند ، کمک کند. علاوه بر این ، دانشمندان علوم اعصاب ممکن است به ما کمک کنند تا وقتی تجربیات بر کودکان تأثیر می گذارد ، یاد بگیریم. اگر دوره های خاصی از آسیب پذیری در برابر انواع خاصی از تجربیات وجود داشته باشد ، درک این الگوهای باعث بهبود تلاشهای ما در مداخله می شود.

تاکنون ، علوم اعصاب پاسخهای قطعی برای این سؤالات پیدا نکرده است. با این حال ، پیشرفت های چشمگیر همچنان در این زمینه انجام می شود و تحقیقات مغز همچنان به تقویت آموزش و مداخلات ادامه می دهد. بر این اساس ، ما فصل توسعه مغز امسال را گسترش داده ایم تا اطلاعات اضافی را که منعکس کننده آخرین تحقیقات علمی است ، شامل شود.

ما با یک طرح کوچک آناتومی مغز شروع می کنیم و به دنبال آن نگاهی دقیق تر به نورونها و سیناپس ها ، متخصصان ارتباط مغز انجام می دهیم. سپس ما در مورد برخی از ویژگی های منحصر به فرد رشد اولیه مغز بحث می کنیم و نشان می دهیم که چگونه آنها سه سال اول زندگی را به یک دوره به ویژه مهم تبدیل می کنند. سرانجام ، ما یک طرح کلی از رشد مغز از مفهوم به سه ارائه می دهیم ، و حوادث رشد را به تغییرات شناختی و رفتاری مرتبط با آنها پیوند می دهیم.

مروری بر آناتومی مغز

ساده ترین راه برای آشنایی با مغز ، یادگیری ساختارهای اصلی مغز بزرگسالان و نحوه ارتباط آنها با عملکرد آن است (شکل 1). باید در نظر داشته باشید که رابطه بین ساختار مغز و عملکرد هرگز ساده نیست. اگرچه ما اغلب ادعاهای مربوط به "منطقه زبان" یا "مرکز احساسات" مغز را می شنویم ، جمله هایی از این دست ساده سازی ها هستند. در واقعیت ، حتی ساده ترین فعالیت های ذهنی شامل چندین منطقه مغز است.

مغز را می توان به سه قسمت اصلی تقسیم کرد. ساقه مغز ، مانند ساقه گسترده ، نخاع را به مغز فوقانی متصل می کند. این رفلکس ها و فرآیندهای غیر ارادی مانند تنفس و ضربان قلب را کنترل می کند. در پشت ساقه مغز و زیر مغز فوقانی مخچه است که در تعادل و هماهنگی نقش دارد.

مغزی ، بزرگترین قسمت مغز ، بالای ساقه مغز و مخچه قرار دارد. در حالی که هر یک از ساختارهای مغز نقش اساسی را ایفا می کند ، مغز منطقه ای است که بیشتر در فرآیندهای بالاتر مانند حافظه و یادگیری نقش دارد. سطح بیرونی مغز قشر مغزی نامیده می شود. اگرچه کمتر از یک چهارم اینچ ضخامت (در بزرگسالی) ، در اینجا جایی است که پیشرفته ترین فعالیت های مغز-مانند برنامه ریزی و تصمیم گیری-انجام می شود.

چین های قشر مغزی ، که ظاهری چروکیده خود را به مغز می بخشد ، یکی از ویژگی های مهم ساختار مغز است. این چین ها در هنگام رشد قبل از تولد ، سطح قشر مغز را افزایش می دهند و اجازه می دهند بیشتر از آن در داخل جمجمه "بسته بندی شود". پشته ها و شیارهای حاصل الگویی را تشکیل می دهند که اساساً از شخص به شخص دیگر یکسان است. پشته ها Gyri (مفرد = gyrus) نامیده می شوند. شیارها Sulci (مفرد = سولکوس) نامیده می شوند.

Figure 1: The Human Brain; Source: Adapted by Bill Day from www.educarer.org, 2006

شکل 1 مغز انسان

منبع: اقتباس شده توسط بیل روز از www. educarer. org ، 2006.

دانشمندان از Gyri و Sulci برای تقسیم قشر مغزی به واحدهای کوچکتر به نام لوب استفاده می کنند. هر نیمکره دارای چهار لوب است. لوبهای اکسیپیتال ، در پشت مغز ، بینایی را کنترل می کنند. لوب های پاریتال با احساسات بدنی مانند گرما ، سرما ، فشار و درد همراه است. لوب های زمانی درگیر شنوایی ، مهارت های زبانی و درک اجتماعی از جمله درک چشم و چهره افراد دیگر هستند. لوب های فرونتال با حافظه ، تفکر انتزاعی ، برنامه ریزی و کنترل ضربه همراه هستند. بخش پیش رو از لوبهای فرونتال منطقه ای مجزا است که از آن به عنوان قشر جلوی مغز یاد می شود. این آخرین ناحیه مغز برای بالغ شدن است و در اواخر نوجوانی تغییرات مهمی در رشد قرار دارد. قشر جلوی مغز محل پیشرفته ترین عملکردهای شناختی ما از جمله توجه ، انگیزه و رفتار هدفمند است. 2-4

اگرچه توانایی های شناختی پیشرفته ما به قشر مغز وابسته است ، اما تنها بخشی از مغز مربوط به رشد کودک نیست. سیستم لیمبیک ، واقع در مغز داخلی در زیر قشر ، مجموعه ای از ساختارهای کوچک است که در رفتارهای غریزی تر مانند واکنش های عاطفی ، پاسخ های استرس و رفتارهای پاداش درگیر است. هیپوکامپ در تشکیل حافظه و یادگیری مکانی نقش دارد. هیپوتالاموس مرکز کنترل یکی از سیستم های کلیدی استرس بدن است که تنظیم انتشار کورتیزول و سایر هورمونهای استرس را تنظیم می کند. آمیگدال تهدیدها را ارزیابی می کند و پاسخ استرس بدن را تحریک می کند. 2،5،6

نورون ها و سیناپس ها سیم کشی مغز را تشکیل می دهند.

مغز با تشکیل شبکه هایی از سلولهای عصبی تخصصی ، به نام نورون ، اطلاعات را پردازش می کند که با استفاده از سیگنال های الکتریکی و شیمیایی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند (شکل 2). این پیام ها اساس فیزیکی یادگیری و حافظه هستند. 7 یک نورون از بدن سلولی و ساختارهای شاخه ای مانند تشکیل شده است که از آن گسترش می یابد. این موارد شامل چندین دندریت و آکسون است که ممکن است پایانه های آکسون بی شماری داشته باشند. بدن سلول مرکز کنترل نورون است. از جمله سایر وظایف ، DNA را ذخیره می کند و انرژی مورد استفاده سلول را تولید می کند. دندریت ها سیگنال های دریافتی را از سلولهای عصبی دیگر دریافت می کنند ، و آکسون و شاخه های ترمینال آن سیگنال های خروجی خروجی را به سلولهای عصبی دیگر منتقل می کنند. آکسون ها گاهی با میلین پوشانده می شوند ، ماده ای چرب که آکسون را عایق می کند و باعث افزایش کارایی ارتباط می شود.

پیام ها بین نورون ها در اتصالات به نام سیناپس ها منتقل می شوند. با این حال ، نورونها در واقع لمس نمی شوند. شکاف میکروسکوپی - شکاف سیناپسی - بین ترمینال آکسون یک نورون و دندریت دیگری وجود دارد. ارتباط بین نورون ها شامل فرآیندهای الکتریکی و شیمیایی پیچیده ای است ، اما اصول اولیه آن را می توان به سادگی بیان کرد:

هنگامی که یک نورون (بیایید آن را نورون A بنامیم) سیگنال شیمیایی را از یک نورون دیگر دریافت می کند ، نورون A در رابطه با مایع اطراف در خارج از غشای خود شارژ الکتریکی می شود. این شارژ به دور آکسون ، به دور از بدن سلول ، تا رسیدن به انتهای آکسون حرکت می کند. انتظار در اینجا در داخل پایانه های آکسون گروهی از سایت های ذخیره سازی به نام وزیکول ها هستند که حاوی مواد شیمیایی تولید و تحویل بدن سلول هستند. هنگامی که بار الکتریکی وارد ترمینال آکسون می شود ، باعث می شود این وزیکول ها با غشای سلولی ترمینال فیوز شوند و محتوای آنها را از سلول بیرون بیاورند و به شکاف سیناپسی برسند.

با بازگشت نورون A به حالت استراحت خود ، مولکولهایی که آن را ریخته اند - به نام انتقال دهنده های عصبی - راه خود را از طریق شکاف سیناپسی به سمت دندریت نورون B تبدیل می کنند. هنگام ورود ، آنها با سایت های گیرنده در غشای دندریت متصل می شوند. هر بار که یک مولکول انتقال دهنده عصبی از نورون A با یک گیرنده بر روی نورون B متصل می شود ، یونهای موجود از مایع اطراف سلول ها از طریق گیرنده قفل وارد نورون B می شوند. در نتیجه ، نورون B یک بار الکتریکی ایجاد می کند ، بار شارژ آن به پایین آکسون می رود و روند ادامه می یابد. 2

Figure 2: Communication Between Neurons; Source: Adapted from educarer.org, 2006

ارتباط بین نورون ها شکل 2

منبع: اقتباس شده توسط بیل روز از www. educarer. org ، 2006.

در سه سال اول ، مغز کودک حداکثر دو برابر سیناپس نسبت به بزرگسالی دارد.

اکنون که ما با اصول مغز کمی بیشتر آشنا هستیم ، اجازه دهید نگاهی به رشد مغز در کودکان بیندازیم. بین مفهوم و سه سالگی ، مغز کودک دستخوش تغییر چشمگیر است. در بدو تولد ، در حال حاضر در مورد تمام نورونهایی که تا به حال خواهد داشت ، دارد. در سال اول به اندازه دو برابر می شود و در سه سالگی به 80 درصد از حجم بزرگسالان خود رسیده است. 8-10

مهمتر از همه ، سیناپس ها در طی این سالها با سرعت بیشتری نسبت به هر زمان دیگری تشکیل می شوند. در حقیقت ، مغز تعداد بیشتری از آنها را از آنچه مورد نیاز است ایجاد می کند: در دو سالگی ، مغز تا دو برابر سیناپس نسبت به بزرگسالی دارد (شکل 3). این اتصالات مازاد به تدریج در طول دوران کودکی و نوجوانی از بین می روند ، فرایندی که گاهی اوقات به آن شکوفا می شود و هرس می شود. 11

Figure 3: Synapse Density Over Time; Source: Adapted from Corel, JL. The postnatal development of the human cerebral cortex. Cambridge, MA: Harvard University Press; 1975.

چگالی سیناپس با گذشت زمان شکل 3

منبع: اقتباس از Corel ، JL. رشد پس از زایمان قشر مغزی انسان. کمبریج ، کارشناسی ارشد: انتشارات دانشگاه هاروارد ؛1975.

سازمان مغز کودک تحت تأثیر تجربیات اولیه قرار دارد.

چرا مغز فقط برای دور کردن موارد اضافی ، سیناپسهای بیشتری را از آنچه لازم است ایجاد می کند؟پاسخ در تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی در رشد مغز نهفته است.

مراحل اولیه توسعه به شدت تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار می گیرد. به عنوان مثال ، ژن ها نورون های تازه شکل گرفته را به مکان های صحیح خود در مغز هدایت می کنند و در نحوه تعامل آنها نقش دارند. 12،13 با این حال ، اگرچه آنها سیم کشی اساسی مغز را ترتیب می دهند ، ژن ها مغز را به طور کامل طراحی نمی کنند. 14،15

درعوض ، ژن ها به مغز اجازه می دهند تا مطابق ورودی که از محیط دریافت می کند ، خود را تنظیم کند. حواس کودک در مورد محیط و تجربیات خود به مغز گزارش می دهد و این ورودی فعالیت عصبی را تحریک می کند. به عنوان مثال ، صداهای گفتار باعث تحریک فعالیت در مناطق مغزی مرتبط با زبان می شوند. اگر میزان ورودی افزایش یابد (در صورت شنیدن گفتار بیشتر) سیناپس بین نورون ها در آن منطقه بیشتر فعال می شوند.

استفاده مکرر یک سیناپس را تقویت می کند. سیناپس هایی که به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند ضعیف هستند و به احتمال زیاد در فرآیند هرس از بین می روند. قدرت سیناپس به اتصال و کارآیی شبکه هایی که از یادگیری ، حافظه و سایر توانایی های شناختی پشتیبانی می کنند ، کمک می کند. بنابراین ، 16،17 ، تجربیات کودک نه تنها تعیین می کند که چه اطلاعاتی وارد مغز او می شود ، بلکه بر نحوه پردازش اطلاعات مغز وی نیز تأثیر می گذارد.

ژن ها یک طرح برای مغز فراهم می کنند ، اما محیط و تجربیات کودک ساخت و ساز را انجام می دهد.

اضافی سیناپسهای تولید شده توسط مغز کودک در سه سال اول باعث می شود مغز به ویژه در برابر ورودی خارجی پاسخگو باشد. در این دوره ، مغز می تواند "ضبط" را با کارآمدتر از آنچه که بعداً قادر خواهد بود ، تجربه کند ، هنگامی که هرس سیناپس ها در حال انجام است. 11 توانایی مغز در شکل دادن به خود - به نام انعطاف پذیری - به انسان اجازه می دهد اگر ژن ها به تنهایی سیم کشی ما را تعیین کنند ، سریعتر و سریعتر از آنچه ممکن بود سازگار شوند. 18 روند شکوفه و هرس ، به دور از هدر رفتن ، در واقع روشی کارآمد برای دستیابی به رشد بهینه است.

از مفهوم تا سه سالگی: خلاصه ای از رشد اولیه مغز

سه ماهه اول

رشد مغز در چند هفته اول پس از تصور آغاز می شود. بیشتر ویژگی های ساختاری مغز در دوره جنینی (حدود 8 هفته اول پس از لقاح) ظاهر می شود. این ساختارها سپس در طول دوره جنین (باقیمانده حاملگی) به رشد و توسعه خود ادامه می دهند. 19،20

اولین رویداد اصلی رشد مغز تشکیل لوله عصبی است. حدود دو هفته پس از برداشت ، صفحه عصبی ، لایه ای از سلولهای تخصصی در جنین ، به آرامی روی خود می چرخد و در نهایت یک ساختار لوله شکل تشکیل می دهد. لوله به تدریج به عنوان لبه های فیوز صفحه به هم بسته می شود. این فرآیند معمولاً چهار هفته پس از برداشت کامل است. لوله عصبی همچنان در حال تغییر است و در نهایت به مغز و نخاع تبدیل می شود. 20،21

حدود هفت هفته پس از برداشت اولین نورونها و سیناپس ها در نخاع شروع به توسعه می کنند. این اتصالات عصبی اولیه به جنین اجازه می دهد تا اولین حرکات خود را انجام دهد ، که می تواند توسط سونوگرافی و MRI تشخیص داده شود حتی اگر در بیشتر موارد مادر نتواند آنها را احساس کند. این حرکات ، به نوبه خود ، مغز را در اختیار مغز قرار می دهد که از رشد آن برخورد می کند. حرکات هماهنگ تر طی چند هفته آینده توسعه می یابد. 22

سه ماهه دوم

در اوایل سه ماهه دوم ، گوری و سولسی شروع به ظاهر شدن بر روی سطح مغز می کنند. با پایان این سه ماهه ، این روند تقریباً کامل است. قشر مغزی از نظر ضخامت و پیچیدگی در حال رشد است و تشکیل سیناپس در این منطقه آغاز می شود. 20،21،23

میلین در سه ماهه دوم شروع به ظاهر شدن در آکسون های برخی از نورون ها می کند. این فرآیند - به نام میلین - تا بزرگسالی ادامه می یابد. میلین امکان پردازش سریعتر اطلاعات را فراهم می کند: برای اینکه مغز به همان سطح از کارآیی بدون میلین برسد ، نخاع باید به قطر سه متری باشد. 14

سه ماهه سوم

هفته های اولیه سه ماهه سوم یک دوره انتقالی است که در طی آن قشر مغزی شروع به انجام وظایف بسیاری می کند که قبلاً توسط ساقه مغز بدوی انجام می شد. به عنوان مثال ، رفلکس هایی مانند تنفس جنین و پاسخ به محرکهای خارجی منظم تر می شوند. قشر مغزی همچنین از یادگیری زودهنگام پشتیبانی می کند که در این زمان توسعه می یابد. 24،25

سال اول

توانایی های قابل توجه نوزادان تازه متولد شده میزان رشد مغز قبل از تولد را برجسته می کند. نوزادان می توانند چهره های انسانی را که نسبت به اشیاء دیگر ترجیح می دهند ، تشخیص دهند و حتی می توانند بین عبارات شاد و غمگین تبعیض قائل شوند. در بدو تولد ، یک کودک صدای مادرش را می شناسد و ممکن است بتواند صداهای داستانهایی را که مادرش برای او می خواند در حالی که هنوز در رحم بود ، بشناسد. 26،27

مغز در طول سال اول با سرعت شگفت انگیز توسعه می یابد. اندازه مخچه در اندازه ، که به نظر می رسد مربوط به پیشرفت سریع مهارت های حرکتی است که در این دوره رخ می دهد. با رشد مناطق بینایی قشر ، در ابتدا نوزاد کم نور و محدود به دید کامل دو چشمی تبدیل می شود. 28،29

در حدود سه ماه ، قدرت شناخت یک نوزاد به طرز چشمگیری بهبود می یابد. این همزمان با رشد قابل توجهی در هیپوکامپ ، ساختار لیمبیک مربوط به حافظه شناخت است. مدارهای زبانی در لوبهای جبهه و زمانی در سال اول ادغام می شوند و تحت تأثیر زبان یک نوزاد می شنوند. برای چند ماه اول ، یک کودک در یک خانه انگلیسی زبان می تواند بین صداهای یک زبان خارجی تمایز قائل شود. او این توانایی را تا پایان سال اول خود از دست می دهد: زبانی که در خانه می شنود مغز خود را برای انگلیسی سیم کشی کرده است. 30،31

دو سال

چشمگیرترین تغییرات امسال شامل مناطق زبانی مغز است که در حال ایجاد سیناپس های بیشتر و به هم پیوسته شدن هستند. این تغییرات با سنبله ناگهانی در توانایی های زبان کودکان - که گاهی اوقات انفجار واژگان نامیده می شود - مطابقت دارد که به طور معمول در این دوره رخ می دهد. غالباً واژگان کودک بین تولد اول و دوم او چهار برابر می شود.

در طول سال دوم، افزایش عمده ای در میزان میلین وجود دارد که به مغز کمک می کند وظایف پیچیده تری را انجام دهد. توانایی های شناختی درجه بالاتری مانند خودآگاهی در حال رشد هستند: یک نوزاد اکنون از احساسات و نیات خود آگاه تر است. وقتی او انعکاس خود را در آینه می بیند، اکنون کاملاً تشخیص می دهد که انعکاس خود اوست. به زودی او شروع به استفاده از نام خود و همچنین ضمایر شخصی مانند "من" و "من" خواهد کرد. 14, 28

سال سوم

تراکم سیناپسی در قشر جلوی مغز احتمالاً در سال سوم به اوج خود می رسد، تا 200 درصد از سطح بزرگسالان. این منطقه همچنین به ایجاد و تقویت شبکه با سایر مناطق ادامه می دهد. در نتیجه، توانایی های شناختی پیچیده در حال بهبود و تثبیت هستند. به عنوان مثال، در این مرحله، کودکان بهتر می توانند از گذشته برای تفسیر وقایع حال استفاده کنند. آنها همچنین انعطاف پذیری شناختی بیشتری دارند و درک بهتری از علت و معلول دارند. 14،32

اولین پیام هایی که مغز دریافت می کند تأثیر بسیار زیادی دارد.

رشد اولیه مغز پایه سازگاری و انعطاف پذیری انسان است، اما این ویژگی ها بهایی دارند. از آنجایی که تجربیات دارای پتانسیل بسیار زیادی برای تأثیرگذاری بر رشد مغز هستند، کودکان در این دوره به ویژه در برابر تأثیرات منفی مداوم آسیب پذیر هستند. از سوی دیگر، این سال های اولیه پنجره ای از فرصت برای والدین، مراقبان و جوامع است: تجربیات مثبت اولیه تأثیر زیادی بر شانس موفقیت، موفقیت و شادی کودکان دارد.

منابع

  1. لیپینا اس جی، کلمبو جی. فقر و رشد مغز در دوران کودکی: رویکردی از روانشناسی شناختی و علوم اعصاب. واشنگتن دی سی: انجمن روانشناسی آمریکا. 2009.
  2. کارتر آر، آلدریج اس، پیج ام، پارکر اس. کتاب مغز انسان. نیویورک، نیویورک: انتشارات DK; 2009.
  3. دورستون اس، کیسی بی جی. در مورد رشد شناختی از تصویربرداری عصبی چه آموختیم؟نوروسیکولوژی. 2006؛ 44: 2149-2157.
  4. Holmboe K، Pasco Fearon RM، Csibra G، و همکاران. فریز فریم: یک کار جدید بازداری نوزاد و ارتباط آن با وظایف قشر پیشانی در دوران نوزادی و اوایل کودکی. مجله روانشناسی تجربی کودک. 2008؛ 100:89-114.
  5. Morgane PJ، Galler JR، Mokler DJ. مروری بر سیستم ها و شبکه های پیش مغز لیمبیک/مغز میانی لیمبیک. پیشرفت در نوروبیولوژی2005؛ 75:143-160.
  6. Wiedenmayer CP، Bansal R، Anderson GM، و همکاران. سطوح کورتیزول و حجم هیپوکامپ در کودکان سالم پیش از نوجوانیروانپزشکی زیستی. 2006؛ 60:856-861.
  7. لی زی، شنگ ام. تعدادی مونتاژ مورد نیاز: توسعه سیناپس های عصبی. بررسی های طبیعت. 2003؛ 4: 833-841.
  8. گیلمور JH، Lin W، Prasatwa MW، و همکاران. رشد ماده خاکستری منطقه ای، دوشکلی جنسی و عدم تقارن مغزی در مغز نوزاد. مجله علوم اعصاب. 2007؛ 27 (6): 1255-1260.
  9. نواکوفسکی آر اس. اعداد نورون های پایدار از گهواره تا گور. مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا. 2006؛ 103 (33): 12219-12220.
  10. Rakic، P. دیگر نورونهای قشری برای شما وجود ندارد. علوم پایه. 2006؛ 313: 928-929.
  11. Huttenlocher P. Plasticity عصبی: اثرات محیط بر توسعه قشر مغز. انتشارات دانشگاه هاروارد؛2002.
  12. راتر ام. طبیعت، پرورش و توسعه: از بشارت از طریق علم به سیاست و عمل. رشد کودک. 2002؛ 73 (1): 1-21.
  13. Skaliora I. شکل پذیری وابسته به تجربه در مغز در حال رشد. مجموعه کنگره های بین المللی2002؛ 1241: 313-320.
  14. Kagan J، Herschkowitz N، Herschkowitz E. یک ذهن جوان در یک مغز در حال رشد. Mahwah، NJ: Lawrence Erlbaum Associates; 2005.
  15. Elman JL، Bates EA، Johnson MH، و همکاران. بازاندیشی در ذات: دیدگاه پیوندگرا در مورد توسعه. کمبریج، MA: MIT Press; 1996.
  16. جانستون ام وی، ایشیدا A، ایشیدا WN، و همکاران. پلاستیک و آسیب در مغز در حال رشد. مغز و توسعه2009؛ 31: 1-10.
  17. Mangina CA, Sokolov EN. انعطاف پذیری عصبی در حافظه و توانایی های یادگیری: موقعیت نظری و مرور انتخابیمجله بین المللی فیزیولوژی روانی. 2006؛ 60:203-214.
  18. Pascual-Leone A, Amedi A, Fregni F, et al. قشر پلاستیکی مغز انسان. بررسی سالانه علوم اعصاب. 2005؛ 28:377-401.
  19. Marsch R، Gerber AJ، Peterson BS. مطالعات تصویربرداری عصبی رشد طبیعی مغز و ارتباط آنها با درک اختلالات عصبی روانپزشکی دوران کودکی. مجله آکادمی روانپزشکی کودک و نوجوان آمریکا. 2008؛ 47 (11): 1233-1251.
  20. O'Rahilly R, Mueller F. ویژگی های مهم در رشد اولیه مغز انسان قبل از تولد. سالنامه آناتومی. 2008؛ 190:105-118.
  21. Lenroot RK، Giedd JN. رشد ساختاری مغز انسان به صورت طولی با تصویربرداری رزونانس مغناطیسی اندازه گیری می شود. در Coch D, Fischer KW, Dawson G, eds. رفتار انسان، یادگیری و مغز در حال رشد: رشد معمولینیویورک، نیویورک: Guilford Press; 2007:50-73.
  22. Kurjak A، Pooh RK، Merce LT، و همکاران. رشد ساختاری و عملکردی اولیه انسان توسط سونوگرافی سه بعدی و چهار بعدی ارزیابی شده است. باروری و عقیمی. 2005؛ 84 (5): 1285-1299.
  23. Webb SJ، Monk CS، Nelson CA. مکانیسم های رشد عصبی پس از تولد: پیامدهایی برای رشد انسانعصب روانشناسی رشد. 2001؛ 19 (2): 147-171.
  24. DiPietro JA، Caulfield LE، Costigan KA، و همکاران. رشد عصبی رفتاری جنین: داستان دو شهرروانشناسی رشد. 2004؛ 40 (3): 445-456.
  25. Dirix CEH، Nijhuis JG، Jongsma HW، و همکاران. جنبه های یادگیری و حافظه جنین. رشد کودک. 2009؛ 80 (4): 1251-1258.
  26. Dehaene-Lambertz G، Montavont A، Jobert A، و همکاران. زبان یا موسیقی، مادر یا موتزارت؟تأثیرات ساختاری و محیطی بر شبکه های زبانی نوزادان. مغز و زبان. 2009; در مطبوعات.
  27. Farroni T، Massaccesi S، Menon E، و همکاران. نگاه مستقیم تشخیص چهره را در نوزادان خردسال تعدیل می کند. شناخت. 2007؛ 102:396-404.
  28. Herschkowitz N. مبانی عصبی رشد رفتاری در دوران نوزادی. مغز و توسعه2000؛ 22:411-416.
  29. Knickmeyer RC، Gouttard S، Kang C، و همکاران. مطالعه ساختاری MRI رشد مغز انسان از بدو تولد تا 2 سالگی. مجله علوم اعصاب. 2008؛ 28 (47): 12176-12182.
  30. Imada T، Zhang Y، Cheour M، و همکاران. درک گفتار نوزاد ناحیه بروکا را فعال می کند: مطالعه مغناطیسی مغزی رشدی. NeuroReport. 2006؛ 17 (10): 957-962.
  31. کوهل پی کی. نگاهی نو به فراگیری زبانمجموعه مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده آمریکا. 2000؛ 97 (22): 11850-11857.
  32. Bunge SA، Zelazo PD. گزارشی مبتنی بر مغز از توسعه استفاده از قوانین در دوران کودکی. رهنمودهای فعلی در علوم روانشناسی. 2006؛ 15 (3): 118-121.

مراجع داده ها

  1. مربی. 2006. موجود در: http://www. educarer. org/brain. htm. مشاهده شده در 4 ژوئن 2010.
  2. کورل جی ال. رشد پس از تولد قشر مغز انسان. کمبریج، MA; انتشارات دانشگاه هاروارد؛1975.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 33 تاريخ : پنجشنبه 16 شهريور 1402 ساعت: 12:22