کف قیمت و قیمت سقف

ساخت وبلاگ

ملیسا بیلوواس بیش از 20 سال پیش دبستانی را از طریق دبیرستان تدریس کرده است. او در زمینه آموزش ریاضی ، علوم ، با استعداد و با استعداد و ویژه تخصص دارد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد آموزش از دانشگاه فرماندار غربی و لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه متدیست جنوبی است. او یک معلم معتبر در تگزاس و همچنین مربی و مربی در سراسر ایالات متحده است.

کوین دائر ycl المعارف را ویرایش کرده است ، تاریخ را تدریس می کند و دارای مدرک کارشناسی ارشد در قانون/دارایی اسلامی است. وی از آن زمان شرکت مشاوره مالی خود ، نیوتن تحلیلی را تأسیس کرده است.

جو دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه معبد است و 10 سال است که در حال تدریس دوره های سطح کالج است.

تعریف سقف قیمت و کف قیمت را در اقتصاد خرد کشف کنید ، تفاوت بین دو کنترل قیمت را درک کنید و نمونه ها و نمودارهای سقف قیمت و کف قیمت را کشف کنید. به روز شده: 02/15/2022

فهرست مطالب

کنترل قیمت: سقف قیمت و کف

بیشتر قیمت ها با عرضه و تقاضا کنترل می شوند ، مگر اینکه دولت برای کنترل قیمت اقدام کند. چرا دولت می خواهد قیمت را کنترل کند؟اگر محصولی که یک ضرورت محسوب می شود بسیار گران باشد ، مردم شکایت می کنند و قانون گذاران ممکن است حداکثر قیمت محصول را تعیین کنند تا بتوانند آن را مقرون به صرفه نگه دارند. سقف قیمت حداکثر قیمت یا امتیاز بالایی است که توسط دولت برای یک محصول تعیین شده است. به همین ترتیب ، کف قیمت قیمت مشخصی است که محصول نمی تواند پایین تر از آن باشد. هر دوی اینها نوعی کنترل قیمت محسوب می شوند.

اقتصاد خرد مطالعه عوامل واحد و تأثیر تصمیمات فردی است. کف قیمت به این معنی است که شخص ممکن است بیشتر از آنچه که چرخه عرضه و تقاضا انتظار دارد بپردازد. سقف قیمت قیمت ها را پایین تر از چرخه تقاضای عرضه در غیر این صورت نگه می دارد.

استثنائات تعادل

بیشتر اوقات ، تعادل چیز خوبی است. از این گذشته ، این چیزی بیش از یک نقطه توافق بین تولید کنندگان و تأمین کنندگان نیست. با این حال ، گاهی اوقات این امر برای همیشه بیشتر است که محدودیت قیمت ها را تحمیل کند. این اغلب برای محافظت از آسیب پذیر در جامعه انجام می شود ، اما تعداد زیادی از بنگاه ها نیز از محدودیت هایی استفاده شده است. این محدودیت ها به شکل سقف های قیمت و کف قیمت است. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید ، سقف های قیمت برای محدود کردن قیمت ها از افزایش بیش از حد عمل می کنند ، در حالی که کف قیمت ها برای محدود کردن قیمت ها از سقوط بیش از حد عمل می کنند.

خطایی در تلاش برای بارگذاری این فیلم رخ داده است.

سعی کنید صفحه را تازه کنید یا با پشتیبانی مشتری تماس بگیرید.

برای ادامه تماشای باید یک حساب کاربری را به شما بپردازید

برای مشاهده این درس ثبت نام کنید

به عنوان یک عضو ، شما همچنین به بیش از 84000 درس در ریاضی ، انگلیسی ، علوم ، تاریخ و موارد دیگر دسترسی نامحدود خواهید داشت. به علاوه ، تست های تمرین ، آزمونها و مربیگری شخصی را دریافت کنید تا به شما در موفقیت کمک کند.

دسترسی نامحدودی به بیش از 84000 درس داشته باشید.

قبلاً ثبت نام کرده اید؟برای دسترسی به اینجا وارد شوید

منابع ایجاد شده توسط معلمان برای معلمان

من قطعاً مطالعه را به همکارانم توصیه می کنم. این مانند یک معلم است که یک گرز جادویی را تکان داده و کار را برای من انجام داده است. احساس می کنم این یک نجات است.

Jennifer B.

شما در حال چرخش هستید. ادامه کار خوب!

فقط ورود به سیستم. آیا هنوز تماشا می کنید؟

می خواهید بعداً دوباره این را تماشا کنید؟

وارد سیستم شوید یا ثبت نام کنید تا این درس را به یک دوره سفارشی اضافه کنید.

کف قیمت

کف قیمت برای بسیاری از افراد وقتی برای اولین بار از این مفهوم می شنوند عجیب به نظر می رسد. چرا مردم مجبور می شوند بیشتر از ارزش بازار برای یک محصول یا خدمات بپردازند؟دولت کنترل قیمت را در اختیار شما قرار داده است تا اطمینان حاصل شود که حداقل حداقل مبلغ پرداخت می شود. این اغلب بالاتر از نقطه قیمت تعادل در یک بازار تعیین می شود. با وجود سردرگمی در مورد این مفهوم ، بیشتر مردم وقتی رایج ترین نمونه را می دانند از آن پشتیبانی می کنند.

تقریباً هر کشور صنعتی در جهان دارای حداقل دستمزد فدرال است. این یک کف قیمت است. یک کارفرما مجاز به پرداخت هزینه کمتر از این مبلغ برای استخدام شخصی در کشور خود نیست. مقدار واقعی حداقل دستمزد بسیار متفاوت است. در دلار حداقل دستمزد ساعتی برای سال 2020 بین 1. 05 دلار در مکزیک و 13. 78 دلار در لوکزامبورگ بود.

حتی در ایالات متحده ، برخی از ایالت ها حداقل دستمزد بالاتری نسبت به استاندارد فدرال دارند.

نمودار قیمت قیمت

به طور معمول یک کف قیمت بالاتر از نقطه تعادل در نمودار تقاضای عرضه قرار می گیرد. این باعث ایجاد بیش از حد می شود.

این نمودار عرضه ، تقاضا ، تعادل و کف قیمت را نشان می دهد.

اولین چیزی که باید در این نمودار کف قیمت توجه کنید خطوط عرضه و تقاضا است. اینها از الگوی مورد انتظار پیروی می کنند و خطوط در جایی که عرضه تقاضا را برآورده می کند ، تقاطع می کنند. این نقطه تعادل است و با یک "E." برچسب گذاری شده استکف قیمت (به رنگ سبز) بالاتر از این نقطه است. این حداقل قیمتی است که باید برای کالا یا خدمات پرداخت شود. از آنجا که این بالاتر از نقطه تعادل است ، عرضه اضافی نیز وجود خواهد داشت. برخی از افراد این محصول را با قیمت بالاتر که می توانست آن را در نقطه تعادل خریداری کند ، خریداری نمی کنند.

چرا کف قیمت توسط دولت ها اجرا می شود؟

نمونه های بسیاری از دولت ها وجود دارد که با خرید عرضه اضافی یک محصول ، کف قیمت را در بازار کشاورزی قرار می دهند. این باعث افزایش تقاضا می شود و قیمت را بالاتر از نقطه تعادل نگه می دارد. چرا دولت این کار را انجام می دهد ، هر چند؟یکی از دلایل این است که اگر قیمت خیلی پایین باشد ، تولید کنندگان ممکن است به محصول دیگری تغییر دهند.

در اروپا دولت ها اغلب به منظور کنترل قیمت و ادامه این محصول به یک محصول سودآور ، گندم را از کشاورزان خریداری می کنند. اگر دولت خرید گندم را متوقف کند ، تقاضا کاهش می یابد که باعث کاهش قیمت می شود. اگر قیمت به اندازه کافی بالا نباشد ، کشاورزان به احتمال زیاد به رشد سایر محصولات زراعی که سودآورتر هستند تغییر می کنند. این می تواند منجر به کمبود گندم در بازار شود و قیمت آن به یک نقطه بسیار بالاتر تنظیم شود. بنابراین ممکن است مردم نتوانند این ماده لازم را تحمل کنند.

کف قیمت ها از بازار پایدار تر اطمینان می دهند. عموم مردم از دسترسی همیشه به این کالاها و خدمات ، حتی اگر قیمت بالاتر باشد ، سود می برد.

سقف قیمت

سقف قیمت بر خلاف کف قیمت است. به جای کم بودن ، حد بالایی برای قیمت است. سقف قیمت حداکثر قیمت قانونی است که توسط دولت تحمیل می شود. اینها به طور معمول زیر قیمت بازار تعادل تنظیم می شوند.

نمودار سقف قیمت

سقف قیمت حداکثر مبلغی است که مجاز به پرداخت آن برای یک سرویس خوب یا خدمات است. این به طور معمول در زیر نقطه تعادل تنظیم می شود.

خط جامد سبز مجموعه ای از سقف قیمت برای این محصول است.

در این نمودار ، عرضه و تقاضا مشابه نمودار دیگر است. تفاوت این است که خط سبز جامد اکنون در زیر نقطه تعادل تنظیم شده است. این بدان معناست که به دلیل کنترل قیمت ، حداکثر مبلغی که می توان شارژ کرد کمتر از آن است که بدون کنترل قیمت وجود داشته باشد. سقف قیمت منجر به افزایش تقاضا و عرضه کم می شود. کمبود در بازار اغلب تا زمانی که سقف قیمت وجود داشته باشد ادامه دارد.

چرا سقف های قیمت توسط دولت ها اجرا می شوند؟

در حالی که سقف های قیمت برای بسیاری از محصولات وجود دارد ، مشهورترین نمونه کنترل اجاره است. هنگامی که یک منطقه خاص از شهر بسیار گران می شود ، بسیاری از مردم دیگر نمی توانند در آنجا زندگی کنند. ممکن است مردم دور هم جمع شوند و سیاستمداران را تحت فشار قرار دهند تا سقف قیمت را وارد کنند. این کار با محدود کردن مبلغ اجاره می تواند هنگام تجدید قرارداد افزایش یابد. این هزینه کلی زندگی در منطقه را پایین تر از نقطه تعادل نگه می دارد.

این امر باعث می شود مردم خوشحال شوند و به احتمال زیاد رای دادن به سیاستمدار ادامه دهند. این به سیاستمدار کمک می کند زیرا اکنون نمایندگان خوشحال هستند که قصد دارند دور شوند. این به صاحبخانه کمک نمی کند ، زیرا سود آنها محدود می شود و از کنترل خودشان خارج می شود.

تفاوت بین سقف های قیمت و کف قیمت چیست؟

سقف قیمت و کف قیمت هر دو نوع کنترل قیمت است که توسط دولت اعمال می شود. در اینجا تفاوتهای اصلی بین این دو وجود دارد.

 

سقف قیمت کف قیمت
تعریف قیمت نمی تواند بالاتر از سقف قیمت باشد قیمت نمی تواند زیر کف باشد
تأثیر بازار کمبود ایجاد می کند مازاد ایجاد می کند
خط در مقایسه با تعادل زیر در بالا
منافع محافظت شده مصرف كننده تهيه كننده
مثال کنترل اجاره حداقل دستمزد

از دست دادن وزن

از دست دادن وزن مرده به عنوان معیار ناکارآمدی در بازار تعریف می شود. از دست دادن وزن مرده در هر زمان که بازار در تعادل نباشد ، رخ می دهد. واضح است که پس از آن ، سقف های قیمت و کف قیمت هر دو باعث کاهش وزن مرده می شوند. عرضه اضافی ایجاد شده با کف قیمت نشان دهنده کاهش وزن مرده است. برای سقف های قیمت ، ضرر مرده ، از دست دادن درآمد از عدم فروش با قیمت تعادل است.

خلاصه درس

دولت ها غالباً کنترل قیمت ها را به منظور تقویت قیمت ضروریات در نظر می گیرند. هنگامی که حداقل قیمت توسط دولت برای خوب یا خدمات تعیین می شود ، به عنوان کف قیمت شناخته می شود. یک کف قیمت به طور معمول از تولید کنندگان سود می برد ، زیرا ادامه تجارت را با قیمت بالاتر از نقطه تعادل بازار تشویق می کند. رایج ترین نمونه از کف قیمت حداقل قوانین دستمزد است. این به نفع کارگران یا تولید کنندگان خوب یا خدمات است.

برعکس کف قیمت ، سقف قیمت است. این زمانی است که دولت حداکثر قیمت را برای یک سرویس یا خدمات تعیین می کند. سقف قیمت به طور معمول به نفع مصرف کنندگان محصولات است ، زیرا سقف قیمت در زیر نقطه تعادل بازار قرار می گیرد. اصطلاح برای تولید اقتصادی از دست رفته به دلیل کنترل قیمت به عنوان از دست دادن وزن مرده شناخته می شود.

سقف

شاید شما یا یکی از دوستانتان در مکانی با اجاره بهای فوق العاده بالا زندگی کنید، مانند منهتن، سانفرانسیسکو، یا لندن. ناگفته نماند که همه نمی توانند در این مناطق زندگی کنند، زیرا اجاره بها خیلی زیاد است. در نتیجه برخی افراد برای سقف قیمت اجاره بها تبلیغ می کنند. این امر مالکان را از دریافت بیش از مقدار مشخصی پول برای یک آپارتمان با اندازه معین منع می کند. اکنون، این موارد جالبی را در نمودار عرضه و تقاضا انجام می دهد. اگر در مکانی مانند پاناما یا ویتنام، مکان هایی که به دلیل هزینه کم زندگی شناخته می شوند، تحمیل شود، این احتمال وجود دارد که سقف غیر الزام آور باشد.

چون تعادل زیر سقف است واقعا تاثیری ندارد. به همین دلیل است که ما آن را غیر الزام آور می نامیم. با این حال، اگر نقطه تعادل بیش از حد بالا باشد، این برای قیمت ها کاری ندارد. در آن موارد، سقف قیمتی الزام آور داریم.

 

price versus quantity

اطلاعات زیادی برای جذب در نمودار بالا وجود دارد، بنابراین ما آن را یک مرحله در یک زمان انجام خواهیم داد. اوه، و نگران این واقعیت نباشید که «سقف» ناگهان در زیر همه کارها قرار می گیرد - دقیقاً همان جایی است که به آن تعلق دارد.

اول از همه توجه کنید که قیمت بازار در نمودار کمتر از تعادل بازار آزاد است. این سقفی است که بر قیمت ها تأثیر می گذارد. همچنین به مازاد آن نگاه کنید. توجه داشته باشید که مازاد مصرف کننده بسیار بیشتر از مازاد تولید کننده است - این به این دلیل است که سقف ها عمدتاً به نفع مصرف کنندگان طراحی شده اند. این به این معنی است که مصرف کنندگان معامله بسیار بهتری نسبت به تولیدکنندگان دریافت می کنند. همچنین، در حال حاضر، ما کاهش وزن مرده را نادیده می گیریم، اما بعداً در این درس به آن خواهیم پرداخت. فقط یادت باشه که اونجا هست

با این حال، مهمترین چیز در این نمودار آن تکه تقاضای مازاد است. این به این دلیل است که ناگهان تعداد زیادی از مردم مایل به اجاره خانه هستند و صاحبخانه های بسیار کمتری می خواهند آنها را اجاره کنند. به همین دلیل، اغلب لیست های انتظار بزرگ در مناطق با سقف مسکن وجود دارد.

طبقه

درست همانطور که بعضی از مکان ها برای کمک به فقرا سقف دارند ، بسیاری از آنها دارای کف دستمزد برای کمک به آنها هستند. با این حال ، شما احتمالاً هرگز اصطلاح کف دستمزد را نشنیده اید ، اما من تضمین می کنم که عبارت "حداقل دستمزد" را شنیده اید. گفته می شود ، حداقل دستمزد چیزی بیش از کف قیمت نیروی کار نیست. در این مورد ، مهم است که به یاد داشته باشید که کارگران تولید کننده هستند ، در حالی که شرکت ها مصرف کننده هستند. از این گذشته ، کارگران در حال تولید کار هستند و شرکت ها آن را مصرف می کنند. دستمزد چیزی بیش از قیمت کار نیست. مانند سقف ، کف قیمت می تواند بی اثر باشد. از این گذشته ، در بسیاری از مناطق ، پیدا کردن افراد برای کار با حداقل حداقل دستمزد کار سختی است ، حتی اگر یک شرکت تلاش کند.

با این حال ، در بسیاری از مکان ها ، حداقل قوانین دستمزد یک کف قیمت مؤثر ایجاد می کند. باز هم ، از این واقعیت که کف به طور ناگهانی بالاتر از نقطه تعادل است ، گیج نشوید. اکنون این نمودار به اندازه نسخه قبلی ادامه ندارد ، بنابراین بیایید ببینیم که آیا به یاد دارید همه چیز کجاست:

 

price floor graph

مهمترین جنبه در حال حاضر به عنوان مازاد شناخته شده است ، و این واقعیت است که با پرداخت دستمزد بالاتر از تعادل بازار ، ناگهان تعداد بیشتری از مردم می خواهند از گذشته کار کنند.

اما این کمک کافی از من است. مازاد کجاست؟اگر حدس زده اید که مازاد مصرف کننده بین محور قیمت ، خط سبز سبز و خط تقاضای قرمز است ، درست خواهید بود. نه این که بسیار کوچکتر از مازاد تولید کننده است ، که بین خط نقطه سبز ، محور قیمت ، خط قرمز قرمز و منحنی عرضه آبی است. باز هم ، تولیدکنندگان ، در این حالت ، افرادی که کار می کنند ، از کف قیمت بسیار بهره مند می شوند. اما در مورد آن اصطلاح دیگر ، کاهش وزن مرده؟من می دانم که به شما گفتم که آن را نادیده بگیرید ، اما آیا حداقل به یاد دارید که کجا آن را پیدا کنید؟اگر گفتید که این مثلث بین خط نقطه قرمز ، خط عرضه آبی و منحنی تقاضای قرمز است ، درست می خواهید ، و این همان چیزی است که ما می خواهیم در مورد بعدی صحبت کنیم.

کاهش وزن و مداخلات

بله ، کف قیمت و سقف قیمت نقشی در بازار دارند. با این حال ، این بدان معنی نیست که آنها کارآمد هستند. در واقع ، ما می توانیم ناکارآمدی را که ایجاد می کنند ، نمودار و اندازه گیری کنیم.

از دست دادن وزنه برداری ، اندازه گیری میزان بهره وری اقتصادی ، از نظر کالاهای تولید شده و قیمت پرداخت شده برای آنها ، از طریق سقف های قیمت و کف قیمت از بین می رود. درست است - این محصول اقتصادی به سادگی برای اقتصاد از بین می رود. نیازی به گفتن نیست ، گاهی اوقات این لازم است. با این حال ، دولت ها می دانند که برای محدود کردن مازاد و کمبودها ، گاهی اوقات مداخله بیشتر ضروری است.

در مثال در مورد سقف های اجاره ، برخی از حوزه های قضایی مستقیماً به صاحبخانه ها پرداخت می کنند تا تفاوت بین قیمت سقف و قیمت تعادل بازار را جبران کنند. این هزینه شهر یا پول دولتی را دارد ، اما اطمینان می دهد که صاحبخانه می خواهند مسکن کافی را برای همه فراهم کنند. به همین ترتیب ، دولت ها ، به ویژه افراد بزرگتر ، مانند ایده کف قیمت در مواد غذایی. با این حال ، این بدان معنی است که ناگهان کشاورزان دوست دارند تعداد بیشتری از آن را تولید کنند. به جای اینکه بازار را سیل کند و در آنجا خراب شود ، دولت ها بخش اعظم این محصول را خریداری می کنند و از آن به ویژه برای کمک های خارجی استفاده می کنند.

خلاصه درس

در این درس ، ما به نقش کف قیمت و سقف در تعادل بازار نگاه کردیم. ما دیدیم که چگونه سقف های قیمت برای محدود کردن قیمت ها عمل می کنند ، اما اغلب به دلیل عدم وجود بازار در تعادل باعث کمبود می شوند. به همین ترتیب ، ما دیدیم که کف قیمت برای اطمینان از حداقل قیمت عمل می کند ، اما اغلب به دلیل تولید کنندگان بیشتری که مایل به تهیه کالاهای بیشتر هستند ، مازاد ایجاد می کنند. در نتیجه ، از دست دادن وزن مرده وجود دارد ، مگر اینکه دولت با مجموعه دیگری از مداخلات برای تسکین بازار اقدام کند.

نتایج یادگیری

پس از اتمام این درس ، باید بتوانید:

  • اثرات کف قیمت و سقف در تعادل بازار را توضیح دهید
  • توصیف کنید که از دست دادن وزن مرده چیست
  • هدف از مداخله دولت در رابطه با کمبود و مازاد را مشخص کنید

برای باز کردن این درس باید یک عضو مطالعه باشید. حساب کاربری برای خود بسازید

استثنائات تعادل

بیشتر اوقات ، تعادل چیز خوبی است. از این گذشته ، این چیزی بیش از یک نقطه توافق بین تولید کنندگان و تأمین کنندگان نیست. با این حال ، گاهی اوقات این امر برای همیشه بیشتر است که محدودیت قیمت ها را تحمیل کند. این اغلب برای محافظت از آسیب پذیر در جامعه انجام می شود ، اما تعداد زیادی از بنگاه ها نیز از محدودیت هایی استفاده شده است. این محدودیت ها به شکل سقف های قیمت و کف قیمت است. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید ، سقف های قیمت برای محدود کردن قیمت ها از افزایش بیش از حد عمل می کنند ، در حالی که کف قیمت ها برای محدود کردن قیمت ها از سقوط بیش از حد عمل می کنند.

سقف

شاید شما یا یکی از دوستانتان در مکانی با اجاره بهای فوق العاده بالا زندگی کنید، مانند منهتن، سانفرانسیسکو، یا لندن. ناگفته نماند که همه نمی توانند در این مناطق زندگی کنند، زیرا اجاره بها خیلی زیاد است. در نتیجه برخی افراد برای سقف قیمت اجاره بها تبلیغ می کنند. این امر مالکان را از دریافت بیش از مقدار مشخصی پول برای یک آپارتمان با اندازه معین منع می کند. اکنون، این موارد جالبی را در نمودار عرضه و تقاضا انجام می دهد. اگر در مکانی مانند پاناما یا ویتنام، مکان هایی که به دلیل هزینه کم زندگی شناخته می شوند، تحمیل شود، این احتمال وجود دارد که سقف غیر الزام آور باشد.

چون تعادل زیر سقف است واقعا تاثیری ندارد. به همین دلیل است که ما آن را غیر الزام آور می نامیم. با این حال، اگر نقطه تعادل بیش از حد بالا باشد، این برای قیمت ها کاری ندارد. در آن موارد، سقف قیمتی الزام آور داریم.

 

price versus quantity

اطلاعات زیادی برای جذب در نمودار بالا وجود دارد، بنابراین ما آن را یک مرحله در یک زمان انجام خواهیم داد. اوه، و نگران این واقعیت نباشید که «سقف» ناگهان در زیر همه کارها قرار می گیرد - دقیقاً همان جایی است که به آن تعلق دارد.

اول از همه توجه کنید که قیمت بازار در نمودار کمتر از تعادل بازار آزاد است. این سقفی است که بر قیمت ها تأثیر می گذارد. همچنین به مازاد آن نگاه کنید. توجه داشته باشید که مازاد مصرف کننده بسیار بیشتر از مازاد تولید کننده است - این به این دلیل است که سقف ها عمدتاً به نفع مصرف کنندگان طراحی شده اند. این به این معنی است که مصرف کنندگان معامله بسیار بهتری نسبت به تولیدکنندگان دریافت می کنند. همچنین، در حال حاضر، ما کاهش وزن مرده را نادیده می گیریم، اما بعداً در این درس به آن خواهیم پرداخت. فقط یادت باشه که اونجا هست

با این حال، مهمترین چیز در این نمودار آن تکه تقاضای مازاد است. این به این دلیل است که ناگهان تعداد زیادی از مردم مایل به اجاره خانه هستند و صاحبخانه های بسیار کمتری می خواهند آنها را اجاره کنند. به همین دلیل، اغلب لیست های انتظار بزرگ در مناطق با سقف مسکن وجود دارد.

طبقه

درست همانطور که بعضی از مکان ها برای کمک به فقرا سقف دارند ، بسیاری از آنها دارای کف دستمزد برای کمک به آنها هستند. با این حال ، شما احتمالاً هرگز اصطلاح کف دستمزد را نشنیده اید ، اما من تضمین می کنم که عبارت "حداقل دستمزد" را شنیده اید. گفته می شود ، حداقل دستمزد چیزی بیش از کف قیمت نیروی کار نیست. در این مورد ، مهم است که به یاد داشته باشید که کارگران تولید کننده هستند ، در حالی که شرکت ها مصرف کننده هستند. از این گذشته ، کارگران در حال تولید کار هستند و شرکت ها آن را مصرف می کنند. دستمزد چیزی بیش از قیمت کار نیست. مانند سقف ، کف قیمت می تواند بی اثر باشد. از این گذشته ، در بسیاری از مناطق ، پیدا کردن افراد برای کار با حداقل حداقل دستمزد کار سختی است ، حتی اگر یک شرکت تلاش کند.

با این حال ، در بسیاری از مکان ها ، حداقل قوانین دستمزد یک کف قیمت مؤثر ایجاد می کند. باز هم ، از این واقعیت که کف به طور ناگهانی بالاتر از نقطه تعادل است ، گیج نشوید. اکنون این نمودار به اندازه نسخه قبلی ادامه ندارد ، بنابراین بیایید ببینیم که آیا به یاد دارید همه چیز کجاست:

 

price floor graph

مهمترین جنبه در حال حاضر به عنوان مازاد شناخته شده است ، و این واقعیت است که با پرداخت دستمزد بالاتر از تعادل بازار ، ناگهان تعداد بیشتری از مردم می خواهند از گذشته کار کنند.

اما این کمک کافی از من است. مازاد کجاست؟اگر حدس زده اید که مازاد مصرف کننده بین محور قیمت ، خط سبز سبز و خط تقاضای قرمز است ، درست خواهید بود. نه این که بسیار کوچکتر از مازاد تولید کننده است ، که بین خط نقطه سبز ، محور قیمت ، خط قرمز قرمز و منحنی عرضه آبی است. باز هم ، تولیدکنندگان ، در این حالت ، افرادی که کار می کنند ، از کف قیمت بسیار بهره مند می شوند. اما در مورد آن اصطلاح دیگر ، کاهش وزن مرده؟من می دانم که به شما گفتم که آن را نادیده بگیرید ، اما آیا حداقل به یاد دارید که کجا آن را پیدا کنید؟اگر گفتید که این مثلث بین خط نقطه قرمز ، خط عرضه آبی و منحنی تقاضای قرمز است ، درست می خواهید ، و این همان چیزی است که ما می خواهیم در مورد بعدی صحبت کنیم.

کاهش وزن و مداخلات

بله ، کف قیمت و سقف قیمت نقشی در بازار دارند. با این حال ، این بدان معنی نیست که آنها کارآمد هستند. در واقع ، ما می توانیم ناکارآمدی را که ایجاد می کنند ، نمودار و اندازه گیری کنیم.

از دست دادن وزنه برداری ، اندازه گیری میزان بهره وری اقتصادی ، از نظر کالاهای تولید شده و قیمت پرداخت شده برای آنها ، از طریق سقف های قیمت و کف قیمت از بین می رود. درست است - این محصول اقتصادی به سادگی برای اقتصاد از بین می رود. نیازی به گفتن نیست ، گاهی اوقات این لازم است. با این حال ، دولت ها می دانند که برای محدود کردن مازاد و کمبودها ، گاهی اوقات مداخله بیشتر ضروری است.

در مثال در مورد سقف های اجاره ، برخی از حوزه های قضایی مستقیماً به صاحبخانه ها پرداخت می کنند تا تفاوت بین قیمت سقف و قیمت تعادل بازار را جبران کنند. این هزینه شهر یا پول دولتی را دارد ، اما اطمینان می دهد که صاحبخانه می خواهند مسکن کافی را برای همه فراهم کنند. به همین ترتیب ، دولت ها ، به ویژه افراد بزرگتر ، مانند ایده کف قیمت در مواد غذایی. با این حال ، این بدان معنی است که ناگهان کشاورزان دوست دارند تعداد بیشتری از آن را تولید کنند. به جای اینکه بازار را سیل کند و در آنجا خراب شود ، دولت ها بخش اعظم این محصول را خریداری می کنند و از آن به ویژه برای کمک های خارجی استفاده می کنند.

خلاصه درس

در این درس ، ما به نقش کف قیمت و سقف در تعادل بازار نگاه کردیم. ما دیدیم که چگونه سقف های قیمت برای محدود کردن قیمت ها عمل می کنند ، اما اغلب به دلیل عدم وجود بازار در تعادل باعث کمبود می شوند. به همین ترتیب ، ما دیدیم که کف قیمت برای اطمینان از حداقل قیمت عمل می کند ، اما اغلب به دلیل تولید کنندگان بیشتری که مایل به تهیه کالاهای بیشتر هستند ، مازاد ایجاد می کنند. در نتیجه ، از دست دادن وزن مرده وجود دارد ، مگر اینکه دولت با مجموعه دیگری از مداخلات برای تسکین بازار اقدام کند.

نتایج یادگیری

پس از اتمام این درس ، باید بتوانید:

  • اثرات کف قیمت و سقف در تعادل بازار را توضیح دهید
  • توصیف کنید که از دست دادن وزن مرده چیست
  • هدف از مداخله دولت در رابطه با کمبود و مازاد را مشخص کنید

برای باز کردن این درس باید یک عضو مطالعه باشید. حساب کاربری برای خود بسازید

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 34 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 14:54