برنامه ها - چالش فدراسیون دبیرستان
- کالج فدرال چالش
- پیشرفت حرفه ای معلمان
- بازدیدهای کلاس
- مرکز موزه و یادگیری
- کتابهای طنز آموزشی
- برنامه ها و منابع درسی
ما در حال اتصال راه حل های نوظهور با بودجه در سه زمینه - بهداشت ، ثبات مالی خانواده و آب و هوا - برای بهبود زندگی برای جوامع تحت نظارت هستیم. با خواندن استراتژی ما بیشتر بدانید.
نابرابری اقتصادی و مرکز رشد عادلانه مجموعه ای از تحقیقات ، تجزیه و تحلیل و مجوزها برای کمک به درک بهتر نابرابری اقتصادی است.

این سریال EnomoNist Spotlight برای دانش آموزان دبیرستانی و دبیرستان ایجاد شده است تا کنجکاوی و علاقه به اقتصاد را به عنوان حوزه تحصیلی و یک حرفه آینده برانگیزند.
قطب اصلاحات مدیریت و فرهنگ برای تقویت بحث در مورد حاکمیت شرکت ها و اصلاح فرهنگ و رفتار در صنعت خدمات مالی طراحی شده است.
تواریخ بحران: طلا ، تورم و وحشت 1893
توماس کلیتگارد و جیمز نارون

در اواخر دهه 1800 ، افزایش تولید نقره به جای طلا و نقره به جای طلا به طور فزاینده ای برای بدهکاران که به دنبال تسکین از طریق قیمت های بالاتر هستند ، به سمت یک استاندارد پولی تغییر یافته است. دولت ایالات متحده با قانون خرید نقره ای شرمن ، یک قدم آزمایشی را در این راستا انجام داد ، یک قانون 1890 که به خزانه داری نیاز دارد تا به میزان قابل توجهی خریدهای نقره خود را افزایش دهد. با این حال ، نگرانی در مورد رها کردن ایالات متحده از استاندارد طلا ، تقاضای طلا را افزایش داد ، که دارایی های خزانه داری را تخلیه کرد و بر نقدینگی سیستم مالی ایجاد کرد. خبرهایی در آوریل 1893 مبنی بر اینکه دولت در ماه مه به دنبال کمترین طلا بود ، در ماه مه و افسردگی شدید که شامل شکست های گسترده تجاری و بانکی بود ، دنبال شد.
طلا در مقابل طلا و نقره
یک مشکل در تعیین ارزش دلار از نظر طلا این است که ارزش طلا نسبت به سایر کالاها و خدمات به عنوان عرضه یا تقاضای طلا تغییر می کند. این مورد قبل از وحشت بود که رشد اقتصادی با افزایش عرضه طلا همراه نبود و فشار رو به پایین به قیمت ها وارد کرد. نتیجه این بود که تورم و افزایش بارهای واقعی بدهی بود. با این حال ، تولید نقره بر اساس اکتشافات جدید و فن آوری های جدید در حال انتخاب بود و منجر به بازگشت به "دوتالیسم" می شد ، که در آن دلار بر اساس هر دو فلز است ، با نسبت قیمت دو فلز تعیین شده توسط دولتواد
طلا در مقابل دوتالیسم موضوعی به شدت مورد بحث و گفتگو بود ، به ویژه در بین اقتصاددانان. بررسی میلتون فریدمن در مورد این بحث ، همدردی وی با دوتالیسم را نشان می دهد. در اصل ، پیوند دادن ارزش ارز به دو فلز ، تأثیر تغییر در عرضه یا تقاضا برای یک فلز را در سطح قیمت یک کشور تعدیل می کند. یا همانطور که فریدمن بیان می کند ، "یک استاندارد دو فلزی همیشه از حداقل یکی از دو استاندارد مونومتری جایگزین سطح ثابت تری دارد و ممکن است سطح ثابت تری نسبت به هر یک داشته باشد."وی با بیان اینکه "به دور از یک مغالطه کاملاً بی اعتبار ، دوتالیسم بسیار توصیه می کند که آن را به دلایل نظری ، عملی و تاریخی به عنوان برتر از مونومتالیسم توصیه کند."(ص 102)
نخبگان از این ایده متنفر بودند و خاطرنشان کردند که امپراتوری انگلیس با تکیه بر استاندارد طلا ساخته شده است. ایالات متحده نمونه انگلیس را دنبال کرد و با قانون سکه سال 1873 ، نسبت طلا به قیمت نقره را متوقف کرد. نقره هنوز هم می تواند به عنوان ارز قانونی استفاده شود ، اما این نسبت با طلا دیگر ثابت نبود. وال استریت از ترس اینکه تورم را تقویت کند و در نتیجه ارزش واقعی بدهی و دارایی های اوراق قرضه را از بین ببرد ، با دوتالیسم مخالفت کرد.
مدافعان دوتال عقب نشینی کردند و سرانجام موفق به تصویب قانون خرید نقره شرمن در سال 1890 شدند ، که دولت را ملزم به خرید 4. 5 میلیون اونس نقره اضافی در هر ماه کرد. این خریدها با ارز کاغذی که می تواند برای نقره یا طلا بازخرید شود ، پرداخت می شود.
نوع اشتباه عجله طلایی
قانون شرمن ترس از اینكه این كشور استاندارد طلا را رها كند و مردم با تبدیل دارایی های خود به طلا واکنش نشان دادند. هنگامی که وزیر خزانه داری کارلایل در 22 آوریل 1893 اعلام کرد که دارایی های دولت از طلا به سطح غیرمعمول کم رسیده است ، نگرانی ها افزایش یافت. دو روز بعد ، رئیس جمهور کلیولند سعی کرد تا نگرانی هایی را که خزانه داری باعث تبدیل شدن یادداشت های خود به طلا می شود ، از بین ببرد:
"تمایل از طرف مردم به پذیرش گزارش های روزنامه در مورد اهداف کسانی که متهم به مدیریت امور مالی ملی ما هستند ، به نظر می رسد تضاد برجسته من از این جمله را توجیه می کند که بازخرید هر نوع یادداشت های خزانه داری به جز در طلا وجود داردزمان بوده استوادواددر نظر گرفته شده توسط وزیر خزانه داری یا هر عضو دیگری از دولت فعلی. "("فقط در طلای بازخرید: بیانیه رئیس جمهور سیاست مالی وی" ، نیویورک تایمز ، 24 آوریل 1893)
اطمینان از اعتماد به نفس کلیولند کافی نبود. طلا در حال احتراق بود و همچنین از کشور خارج می شد. همانطور که در وحشت قبلی مشاهده می شود ، هنگامی که همه سعی می کنند دارایی های خود را به طور همزمان تبدیل کنند ، سیستم مالی از هم پاشیده می شود.
طناب به اندازه کافی بدهید
بازار سهام کمتر از دو هفته پس از اعلام خزانه داری سقوط کرد. ورشکستگی راه آهن و عدم موفقیت بند ناف ملی ، یک شرکت بزرگ در بورس اوراق بهادار که ناموفق سعی در گوشه و کنار بازار طناب داشت ، تأثیرات مالی این خبر را تشکیل می داد. عواقب آن شدید بود و نرخ بیکاری تخمین زده می شود بالاتر از 11 درصد از 1894 تا 1898.
در حالی که دانستن نقش دقیق وقایع مختلف در ایجاد وحشت و افسردگی دشوار است ، بسیاری از آنها در آن زمان آن را به طور جدی به نقره مقصر دانستند:
از سال 1884 ، بازار سهام چنان قیمت هایی را که دیروز رخ داده بود ، داشت و چند روز در تاریخ آن هیجان انگیز تر بود. در سهام صنعتی به ویژه تقریباً بدون سابقه ، ارزش های زیادی وجود داشت. وادوادواددر هیجان از حملات به صنعتی ، خبرهایی مبنی بر اینکه صادرات طلا در روز شنبه انجام می شود ، در طول کمپین خرس کمک می کند. وادوادبی اعتمادی عمومی ناشی از قانون خرید نقره ارتباط زیادی در مورد حملات دیروز دارد ، و وال استریت امیدوار است که تجربه روز ممکن است در تأثیرگذاری بر نتایج شیطانی این قانون بر کشور مفید باشد. پیدا کردن یک درس شیء دقیق تر دشوار خواهد بود.("صنعتی ها سخت بودند: یک روز عالی برای خرس ها در وال استریت ،" نیویورک تایمز ، 4 مه 1893)
سیاست نقره و طلا
کنگره با لغو قانون شرمن در اوت 1893 با رأی شگفت آور و شگفت آور به افسردگی پاسخ داد. وی گفت: "تنها مردان ناامید در واشنگتن شب گذشته کسانی بودند که خود را با جنبش نقره متحد کرده اند. آنها برای شکست در خانه آماده شدند ، اما نه برای چنین شکست بیش از حد. "("مردان نقره ای در زباله ها هستند: انتظار می رود شکست بخورد ، اما نه چندان زیاد ،" نیویورک تایمز ، 30 اوت 1893)
رئیس جمهور کلیولند یک دموکرات بود و حزب دموکرات عمدتاً به نفع دوتالیسم بود. اتحاد کلیولند با طلای این حزب را که در ادامه نامزد دوقلوی ویلیام جنینگز برایان برای انتخابات سال 1896 شد ، گرفت. در ابتدا یک زیرگروه ، برایان نامزد دریافت کرد ، که توسط صلیب معروف خود از گفتار طلا به عنوان ابزاری برای نخبگان محکوم شد:
"وادوادسوالی که باید تصمیم بگیریم این است که حزب دموکرات در کدام طرف می جنگد - از طرف "دارندگان بیکار سرمایه بیکار" یا از طرف "توده های مبارز؟". وادوادکسانی هستند که معتقدند اگر شما فقط تصویب کنید که سعادت آنها را به خوبی انجام دهید ، رونق آنها را در مورد موارد زیر نشت می کند. با این حال ، ایده دموکراتیک این بوده است که اگر شما قانون قانونگذاری کنید که توده ها رونق بخشیدن به سعادت آنها را در هر طبقه ای که بر آنها قرار دارد ، پیدا کنید. وادوادوادما با گفتن به آنها به تقاضای آنها برای یک استاندارد طلا پاسخ خواهیم داد: شما نباید این تاج خارها را بر روی ابرو فشار دهید. شما نباید بشر را بر روی صلیب طلا صلیب کنید. "
برایان انتخابات 1896 را از دست داد زیرا دموکرات ها مسئول افسردگی بودند. استاندارد طلا به زودی به عنوان یک مسئله به پایان رسید و وقتی برایان چهار سال بعد دوید ، در درجه اول به این دلیل که اکتشافات طلا در کانادا و آفریقای جنوبی به معنای این بود که استاندارد طلا به جای مهار آنها ، افزایش قیمت ها را افزایش می دهد.
به گفته میلتون فریدمن ، لفاظی پوپولیستی برایان معقول شد زیرا یک استاندارد طلا در دنیایی با کمبود طلا سیاست پولی بد است. با این حال ، تفکر این دو مرد کاملاً تراز نشده است ، زیرا دومی قیمت های بالاتری را می خواستند (برای کاهش بارهای بدهی) و قیمت های پایدار می خواستند. با این وجود ، فریدمن و برایان در همان طرف بحث سیاست های پولی در قرن نوزدهم بودند. آیا اشکالات طلایی امروز باید با توجه به تحلیل فریدمن ، اعتقادات خود را تجدید نظر کند و شایستگی های دوتالیسم را در نظر بگیرد؟به ما اطلاع دهید که شما چه فکر می کنید.
Epilogue: تفسیر Sly در کتاب کودکان
راکوف استدلال می کند که جادوگر اوز ، کتاب 1900 توسط فرانک باوم ، را می توان به عنوان تمثیلی برای نبرد طلا در مقابل دوتایی خواند. دوروتی در یک مزرعه زندگی می کند و با کاهش قیمت ها فقیر می شود. سیکلون جنبش نقره ای آزاد است که دوروتی را به سمت شرق حمل می کند ، جایی که او یک جاده آجری زرد (استاندارد طلا) را دنبال می کند تا همه اوز قدرتمند (اونس طلا) را برآورده کند. جادوگر شرور شرق (کلیولند) می میرد و فقط دمپایی نقره جادویی را ترک می کند. در طول مسیر به شهر زمرد (واشنگتن ، D. C.) ، دوروتی با مترسک ملاقات می کند و نماینده کشاورز غربی است ، که فکر می کند به مغز احتیاج دارد اما در واقع به اندازه کافی باهوش است تا بحث درباره نقره را درک کند. مرد قلع مرد کارگر است که بیکاری او باعث شده است که او قلب خود را از دست بدهد و زنگ زده باشد. شیر ناجوانمردانه خود برایان است که با سخنرانی صلیب طلای خود در این کنوانسیون غرش کرد ، فقط برای معکوس و پایین آمدن نقره در مبارزات انتخاباتی 1900.
سلب مسئولیت
نظرات بیان شده در این پست از نویسندگان است و لزوماً منعکس کننده موقعیت بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک یا سیستم ذخیره فدرال نیست. هرگونه خطا یا خطایی بر عهده نویسندگان است.

توماس کلیتگارد معاون رئیس جمهور در گروه تحقیقات و آمار بانک مرکزی فدرال رزرو نیویورک است.

جیمز نارون معاون اول رئیس جمهور و مدیر عامل اصلی بانک مرکزی فدرال رزرو فیلادلفیا است.