روبات ها می آیند. بیایید به طبقه متوسط کمک کنیم.

ساخت وبلاگ

آیا اکنون کارگران ایالات متحده با یک شکل جدید و قدرتمند اتوماسیون تهدید می شوند که می تواند ده ها میلیون نفر از مشاغل فعلی خود را جابجا کند و آنها را از طبقه متوسط جدا کند؟اگر چنین است ، آیا کارگران دارای تحصیلات دانشگاهی یا حرفه ای در محدوده بالایی طبقه متوسط به اندازه کسانی که دارای اعتبار کمتری در انتهای پایین هستند تهدید می شوند؟و آیا سیاست برای محافظت از وضعیت طبقه متوسط هر گروه می تواند کارهای زیادی انجام دهد؟

ترس های قدیمی ، روندهای جدید

ترس از اتوماسیون باعث از بین رفتن میلیون ها شغل می شود و توده های کارگران را بیکار می کند ، حداقل از زمانی که لودیتیان برای اولین بار این ادعا را در انگلیس در اواسط قرن 19 ساله کردند ، به طور دوره ای در کشورهای صنعتی ظهور کرده است. در ایالات متحده ، چنین ترس هایی گاه و بیگاه نیز به وجود می آیند ، همانطور که در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 ، هنگامی که تعداد گسترده ای از کارگران خطر جابجایی را احساس می کردند ، در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 انجام دادند. تا به امروز ، این ترس ها هرگز در هیچ کشور صنعتی دقیق اثبات نشده است. مشاغل جدید همیشه برای جایگزینی کارهایی که گم شده اند ظاهر می شوند. این درست است زیرا اتوماسیون باعث افزایش بهره وری کارگران می شود و هزینه ها و قیمت کالاها و خدمات را کاهش می دهد ، که باعث می شود مصرف کنندگان ثروتمندتر شوند. آنها اکنون می توانند محصولات بیشتری را نسبت به گذشته خریداری کنند ، که پس از آن مشاغل جدیدی برای پر کردن کارگران ایجاد می کند.

اما هزینه ها وجود دارد - حتی برای طبقه متوسط

فرآیند تعدیل من در بالا توضیح می دهم به این معنی نیست که هیچ کس از اتوماسیون رنج نمی برد. برخی از کارگران مستقیماً از مشاغل موجود خود آواره می شوند. شاید آنها بتوانند در همان شرکت یا صنعت ، شغل دیگری را آموزش دهند و شاید نه. بیشتر در شرایط اخیر بیکار می شوند و قبل از پذیرش مشاغل جدید در دستمزد پایین یا ترک نیروی کار به طور کلی ، طلسم های طولانی و بدون کار - گاهی اوقات برای سالها - رنج می برند. کارگران آواره ای که مسن تر یا کمتر تحصیل کرده اند ، بیشتر از این هستند که نیروی کار را ترک کنند و نه اینکه برای کار دیگری آموزش ببینند. برای این کارگران ، فکر بازگشت به یک دانشکده 2 یا 4 ساله برای یادگیری یک مهارت جدید ، یا شروع کار سطح ورود به دستمزد به عنوان کارآموز ، بسیار ناپایدار است-و اگر فقط ارزش آن را نداشته باشدیک یا دو دهه برای کار باقی مانده است. کسانی که در اوایل زندگی در مدرسه ناموفق بودند و حداکثر با مدرک دیپلم دبیرستان ظاهر شدند ، به ویژه نامزدهای ضعیفی برای تحصیلات بعدی هستند. و مواجهه با چشم انداز چیزی جز کار کم دستمزد برای بقیه زندگی آنها می تواند آنها را از انجام کار دیگری منصرف کند. و اتوماسیون می تواند به کارگران فراتر از کسانی که مستقیماً آواره شده اند آسیب برساند. از سال 1980 ، و شاید خوب قبل از آن ، اقتصاددانان معتقدند که فناوری های جدید "با مهارت و مهارت" بوده اند-به این معنی که آنها جایگزین کارگران کم تحصیلی به طور گسترده در بازار کار می شوند و تقاضای آنها را برای کار خود کاهش می دهند و در نتیجه دستمزد و اشتغال آنها را کاهش می دهند. نرخدر مقابل ، کسانی که حداقل برخی از آموزش های بعد از دوره متوسطه ، به ویژه با مدرک لیسانس (BA) یا بالاتر ، تمایل دارند که فن آوری های جدید را به روش های مختلفی تکمیل کنند - به عنوان مهندسین یا تکنسین ها ، یا کسانی که بازاریابی و فروش محصولات جدید یا آن را می فروشند ، یا آن هاارائه مراقبت های بهداشتی که ما با درآمد بالاتر خود تقاضا می کنیم ، یا خلاقیت آنها در موسیقی یا نوشتن اکنون می تواند توسط مخاطبان بسیار بیشتر از آن لذت ببرد. نرخ اشتغال و درآمد این کارگران مکمل در نتیجه اتوماسیون افزایش می یابد. در واقع ، بیشتر اقتصاددانان کارگری بر این باورند که تغییر فنی با مهارت (SBTC) بزرگترین علت رشد نابرابری بین دانشکده های تحصیل کرده و سایر کارگران در چهار دهه گذشته بوده است. سایر نیروها نیز اهمیت داشته اند - مانند جهانی سازی و تضعیف حمایت از اتحادیه ها و حداقل قوانین دستمزد. اما فناوری های جدید بزرگترین منبع نابرابری جدید بوده اند. بر این اساس ، SBTC برای کارگران بدون اعتبار پس از دوره دوم ، به ویژه آنهایی که دارای مدرک لیسانس (BA) هستند ، سخت تر کرده است.

برای پیوستن یا ماندن بخشی از طبقه متوسط ، در حالی که افراد دارای BAS و بالاتر رونق گرفته اند. SBTC به ویژه در وسط توزیع درآمد برای کارگران دارای دبیرستان یا تحصیلات کمتر ، مانند تولید و مشاغل روحانی ، رتبه های مشاغل را نازک کرده است ، که به کارگرانی که آنها را در دهه های بعد از جنگ جهانی به تعداد بیشتری پیوستندii. و در مناطقی که تعداد زیادی از این مشاغل ناپدید شده اند ، مانند میانه غربی و مناطق روستایی ، کاهش گسترده تر در اقتصادهای محلی آنها به کارگران سایر صنایع نیز آسیب رسانده است. کسانی که نمی توانند یا نمی توانند مدرک تحصیلی پس از دوره متوسطه کسب کنند یا به یک منطقه در حال رشد اقتصادی نقل مکان کنند - شاید به دلیل روابط اجتماعی قوی یا موانع دیگری برای کار (مانند اعتیاد به مواد ، سابقه کیفری یا معلولیت) - در آن مناطق باقی بماند و شایدForego به طور دائم کار می کند.

آیا این بار متفاوت است؟

در حالی که فن آوری های دیجیتالی جدید و سایر نیروها باعث افزایش نابرابری در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن 21 شده اند ، بسیاری از آمریکایی ها اکنون از یک شکل جدید و به طور بالقوه تهدیدآمیز تر از اتوماسیون می ترسند ، جایی که حتی کسانی که دارای پایه های BAS یا حرفه ای هستند می توانند از وسط آواره و جدا شوند. کلاس. بنابراین ، این امکان وجود دارد که عواقب اشتغال این اتوماسیون جدید برای طبقه متوسط نسبت به آنچه در هر قسمت در گذشته وجود داشت ، منفی تر باشد. پتانسیل بیشتر برای از دست دادن اشتغال در آینده به دلیل دستیابی به پتانسیل بسیار بیشتر از هوش مصنوعی (AI) در آنچه که تاکنون منحصراً کارکردهای انسانی بوده است وجود دارد. توانایی هوش مصنوعی در خواندن الگوهای در محیط فیزیکی و در تعامل انسان و همچنین توانایی آن در یادگیری با گذشت زمان و تنظیم خود بر این اساس ، احتمالاً روبات ها و سایر اشکال اتوماسیون را قادر می سازد تا کارهایی را انجام دهند که از نظر تاریخی توسط انسان انجام شده است. برخی از این کارها ، مانند رانندگی وسیله نقلیه موتوری در ترافیک یا پاسخ دادن به سؤالات مشتری و شکایات در موسسات خرده فروشی و خدمات ، اکنون به صورت خودکار در حال تبدیل شدن هستند و به زودی چندین میلیون شغل که دستمزد طبقه متوسط را به کارگرانی که آنها را پر می کنند ، از بین می برد. و با افزایش مهارت روبات ها ، آنها نه تنها قادر به انجام طیف وسیعی از کارهای فیزیکی در مشاغل از تولید تا دست زدن به موجودی ها و ارائه محصولات خواهند بود. آنها به طور فزاینده ای قادر به انجام طیف وسیعی از کارهای تحلیلی در مراقبت های بهداشتی ، خدمات حقوقی ، حسابداری و امور مالی هستند که به مدارک حرفه ای نیاز دارند ، به طور فزاینده ای در دسترس آنها خواهند بود. بنابراین ، هر دو طبقه متوسط پایین و فوقانی در معرض خطر جایگزینی ربات خواهند بود و در نتیجه می توانند با فرصت های درآمد کمتری روبرو شوند. از طرف مثبت تر ، بهره وری بالاتر در ارتباط با چنین اتوماسیون ، هزینه های تولید و قیمت طیف گسترده ای از کالاها و خدمات را کاهش می دهد ، به طور موثری درآمد کلی و هزینه های مصرف کننده را افزایش می دهد ، که در این صورت میلیون ها شغل جدید در صنایع موجود و جدید ایجاد می کند. علاوه بر این ، افراد در مشاغل حداقل تا حدی خودکار می توانند به طور فزاینده ای بتوانند روی سایر کارهایی که روبات ها و اتوماسیون هنوز نمی توانند انجام دهند ، تمرکز کنند. اشکال مختلف تعامل اجتماعی ، حالت های پیچیده تر تجزیه و تحلیل داده ها و قضاوت یا کارهای خلاقانه تر در آینده نزدیک در قلمرو انسان باقی می ماند. این بدان معناست که ، در بیشتر مشاغل ، برخی از کارها به صورت خودکار و برخی انجام نمی شود.

هرچه درصد کارها در هر شغلی که بتواند خودکار باشد ، بیشتر احتمال جابجایی کارگران بیشتر باشد. و هرچه توانایی کارگر برای یادگیری کارهای جدید در مورد کار بیشتر باشد ، احتمال حفظ آنها توسط کارفرمای خود بیشتر می شود و برای کارهای جدید مجدداً مورد استفاده قرار می گیرد.

تأثیر مشاغل: چه چیزی را می دانیم؟

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 36 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 17:10