با توزیع عادلانه کمک ، بحث با طالبان ، و مقابله با بحران های اقتصادی و بهداشتی مرتبط در حالی که زنان را در مرکز پاسخ قرار می دهد ، نیاز فوری برای رسیدگی به بحران بشردوستانه به طور جامع وجود دارد.
در این ماه یک سال پیش ، طالبان به سرعت کنترل کابل را به دست گرفتند و به طولانی ترین جنگ ایالات متحده پایان دادند ، زیرا برنامه ریزان نظامی خسته ایالات متحده تخلیه و عقب نشینی از افغانستان را نهایی کردند.
به ویژه ، قبل از اینکه طالبان در اوت سال 2021 قدرت را به دست آورد ، اقتصاد افغانستان به دلیل خشکسالی شدید ، بیماری همه گیر Covid-19 ، کاهش اعتماد به نفس در دولت قبلی ، کاهش هزینه های نظامی بین المللی به عنوان ایالات متحده و سایر موارد در حال کاهش بود. سربازان خارجی ، پرواز پایتخت ، مهاجرت انسانی و پیشرفت های طالبان در میدان نبرد.
بلافاصله پس از تصرف طالبان ، کمک به غیرنظامیان و امنیت به طور ناگهانی متوقف شد. هیچ ملتی در جهان نمی توانست از چنین شوک شدید اقتصادی جان سالم به در ببرد ، که با تحریم ها بدتر شد ، یخ زدگی ذخایر ارزی افغانستان و عدم تمایل نهادهای خارجی برای انجام تجارت با ملت.
متأسفانه ، افغانستان در حال حاضر یکی از بدترین بحران های بشردوستانه را تجربه می کند. در اقتصاد افغانستان پول کافی برای پرداخت دستمزد یا خرید مواد غذایی وجود ندارد. از آنجا که کمک های غربی متوقف شده است ، ممکن است میلیون ها افغان به زودی دچار گرسنگی و گرسنگی حاد شوند.
یک زمینه تاریخی آشفته
بیش از 30 سال ، افغانستان در جنگ بوده است. علاوه بر این ، قدرت های خارجی با حمایت از یک طرف مقابل طرف دیگر ، جنگ ها را در هر مرحله تشدید کرده اند. در نتیجه ، تاریخ افغانستان با جنگ و سایر درگیری های خشونت آمیز روبرو شده است ، که جدیدترین آنها بیش از سه دهه اشغال خارجی ، جنگ داخلی و شورش از سال 1978 بوده است. انتقال فعلی کشور و آنچه پس از آن وجود دارد.
اشغال اتحاد جماهیر شوروی و انقلاب ساور
حزب دموکراتیک مردم افغانستان (PDPA) در سال 1967 به دو جناح تقسیم شد ، پارچام (پرچم) ، که حمایت از پشتون های تحصیل کرده در مناطق شهری و همچنین سایر گروه های قومی ، و خالق (توده ها) را به خود جلب کرد ، که حمایت از افغان های تحصیل کرده را به دست آورددر مناطق روستایی که در درجه اول پشتون بودند.
بزرگترین گروه قومی در افغانستان ، پشتون است که قرن ها بر دولت این کشور حکمرانی کرده است. قیام ها به دلیل سیاست های سرکوبگرانه دولت ، به ویژه تلاش آن برای ترور جامعه روستایی به اصلاحات ، در سراسر کشور گسترش یافت. اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر سال 1979 هزاران سرباز را به کابل منتقل کرد و از وضعیت رو به وخامت ، به ویژه شکست ارتش و احتمال اینکه یک افغانستان فروپاشی امنیت خود را در مرز جنوبی خود تهدید کند ، نگران شد.
پس از آنكه سربازان اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی كنترل دولت را به دست آوردند و بابكك كارمال ، پارچامی را منصوب كردند ، به عنوان رئیس جمهور ، رئیس جمهور خالق ، حافظ الله امین ، ترور شد. سپس ، با دستگیری های گسترده ، شکنجه و اعدام مخالفان و همچنین بمباران های هوایی و اعدام در حومه شهر ، نیروی اشغال اتحاد جماهیر شوروی حدود 115000 سرباز و دولت کارمال تلاش کرد تا قیام ها را پایان دهد.
در این مدت بیش از یک میلیون افغانی بیشتر از بمباران های هوایی درگذشت. این اقدامات باعث ایجاد سیل پناهندگان از ملت شد که به سرعت از جمعیت حدود شانزده میلیون نفر به پنج میلیون نفر رسید و مقاومت در برابر دولت کمونیست در کابل را افزایش داد. گروه های اسلامی ستون فقرات قیام را تشکیل دادند و در مجموع به عنوان جنگجویان جهاد یا مجاهدین شناخته می شدند (احمد رشید ، 2000).
شامل جنگ داخلی مجاهدین و توافق نامه ژنو
جنگ داخلی بین مجاهدین و دولت کابل به رهبری کمونیست ، تا سال 1992 ، ملت را درگیر خود کرد ، اندکی پس از آنکه نیروهای اتحاد جماهیر شوروی در فوریه 1989 حرکت خود را به پایان رساند. مجههدین همچنان به مخالفت با رژیم تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی ، رئیس جمهور کمونیست ، دکتر محمد نجیب الله ، ادامه داد. پس از عقب نشینی اتحاد جماهیر شوروی.
اتحاد جماهیر شوروی ، پاکستان ، افغانستان و ایالات متحده توافق های صلح را در ژنو امضا کردند که خواستار عقب نشینی 100000 سرباز اتحاد جماهیر شوروی و اطمینان از استقلال افغانستان است. توافق نامه های ژنو در سال 1988 ، که نتیجه گیری از مذاکرات جنگ را نشان می داد ، به عنوان محور آنها تعهد اتحاد جماهیر شوروی برای عقب نشینی تمام نیروهای یکنواخت خود تا فوریه 1989 بود. تلاش کرد تا یک مکانیسم انتقالی قابل قبول برای همه طرف ها باشد ، اما شکست خورد.
پس از آن ، ایالات متحده و متحدانش از تلاش های دیگر برای شروع یک روند صلح تا زمان تصاحب طالبان خودداری کردند. رژیم تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی نجیب الله موفق شد تا سال 1992 قدرت خود را حفظ کند ، هنگامی که مجاهدین پس از تجزیه آن ، آن را سرنگون کردند و نتوانستند از حمایت ، قلمرو یا شناخت بین المللی به دست آورند.
رئیس تاجیک جماعت اسلامی ، Burhanuddin Rabbani ، در ژوئن سال 1992 به عنوان رئیس جمهور دولت اسلامی افغانستان (ISA) انتخاب شد ، اگرچه Hikmatyar همچنان به آتش سوزی موشک در کابل ادامه داد. صدها غیرنظامی در هنگام جنگ بین جناح هزرارا ، حزبی وهدات و اسلامی ایتهادی سایف ، ربوده و به قتل رسیدند. تخمین زده می شود 25000 نفر تنها در سال 1994 در کابل جان باختند ، بیشتر غیرنظامیان کشته شده در اثر آتش سوزی موشک و توپخانه. تا سال 1995 ، یک سوم شهر چیزی غیر از ویرانه نبود.
کنترل طالبان از افغانستان
طالبان در سپتامبر 1996 کنترل کابل را به دست آوردند. طالبان نام افغانستان را به امارات اسلامی افغانستان در سال 1997 تغییر داد. بعداً ، رهبران طالبان تفسیر خود را از قوانین اسلامی در مناطقی که آنها حکم می کردند ، از جمله مقررات ممنوعیت زنان از کار در خارج از خانه به اجرا درآوردند. حرفه های غیر از مراقبت های بهداشتی و مجازات اعدام برای افراد مقصر جرائم خاص.
طالبان در طول سالهای 1997 و 1998 تلاش های بی شماری انجام دادند تا بخش شمالی افغانستان را به دست بگیرند ، جایی که عبدال رشید داستوم آنچه را که به یک مینی دولت متشکل از پنج استان است که وی از ستاد خود در شربرگان ، در غرب شهر قابل توجه اداره می کرد ، تأسیس کرده بود. مزار-شریف.
طالبان افغان سرانجام در آگوست 1998 مازار را به دست گرفت ، طالبان حداقل 2،000 نفر را در آنجا ذبح کردند که بیشتر آنها غیرنظامی هزرارا بودند.
جنگ با تروریسم
پس از حملات 11 سپتامبر ، دولت بوش "جنگ علیه ترور" را آغاز کرد که شامل عملیات نظامی آشکار و پنهانی و مقررات امنیتی جدید بود. اتحاد شمالی در نوامبر 2001 با تصرف کابل ، پایتخت افغانستان ، قدرت را به دست گرفت. ایالات متحده و سایر کشورها که با آن موافقت کردند ، مانند ایالات متحده ، به آنها کمک کردند.
گرچه بسیاری از دولت ها در این کارزار شرکت می کردند ، اما اغلب قوانین جدید و سخت را تصویب می کردند ، حفاظت های قانونی دیرینه را از بین می بردند و از اجرای قانون و جمع آوری اطلاعات داخلی حمایت می کردند. به گفته منتقدین ، "جنگ با تروریسم" یک ایدئولوژی مبتنی بر ترس و سرکوب است که باعث خصومت می شود و خشونت را به جای کاهش اقدامات تروریستی و تقویت امنیت تشویق می کند.
پیامدهای خروج عجولانه ایالات متحده از افغانستان
جنگ های افغانستان به چگونگی گذشته گذشته افغانستان به عنوان منطقه ای متلاشی برای مهاجمان خارجی و جامعه قبیله ای آن بر روایت معاصر افغان تأثیر می گذارد. از آنجا که رئیس جمهور آمریكا جو بایدن اعلام كردن ایالات متحده از افغانستان را بدون ایجاد سیستم حكومت قابل اعتماد در كابل اعلام كرد ، فقدان دولت موقت روشن به سرعت افغانستان را به بی ثباتی فرو برد.
بحران اقتصادی
برای اولین بار در بیست سال ، طالبان مسئول افغانستان هستند. آنها دیگر با مخالفت نظامی روبرو نیستند ، اما اکنون در آستانه فروپاشی با اقتصاد روبرو هستند و به طور بالقوه یک بحران بشردوستانه را که از قبل شدید است ، تشدید می کند.
کشورهای غربی مانند ایالات متحده و آلمان کمک های خارجی به افغانستان را متوقف کردند که مشخص شد که طالبان کابل را به دست می گیرند. از آن زمان ، پرداخت ها نیز توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به حالت تعلیق درآمده است.
دارایی های بانک مرکزی افغانستان ، که حدود 7 میلیارد دلار است ، در حال حاضر تحت تحریم ایالات متحده قرار دارند. با این حال ، طالبان و برخی از رهبران خارجی از ایالات متحده خواسته اند که این نگهدارنده را آزاد کند. از آگوست سال 2021 ، اقتصاد افغانستان 20 ٪ تا 30 ٪ کاهش یافته است و باعث می شود بسیاری از افراد شغل و وسایل معیشت خود را از دست بدهند ، خدمات اجتماعی نابود می شوند ، فقر و گرسنگی برای بدتر شدن: یک بحران واقعی بشردوستانه.
علاوه بر این ، صدها هزار نفر از این کشور فرار کرده اند و سازمان های دولتی را عاری از کارکنان مدیریتی و حرفه ای ، بسیاری از مشاغل افغانستان برای بستن یا کاهش اندازه و در حال حاضر پایین سرمایه گذاری در پایین آمدن به پایین ترین سطح جدید قرار داده اند.
واردات در ماه های اخیر به طرز چشمگیری کاهش یافته است ، در حالی که صادرات دو بار افزایش یافته است. متأسفانه ، افغانستان در دام تعادل سطح پایین با رشد اقتصادی بسیار کند (زیر نرخ رشد جمعیت ، گرفتار می شود ، نشان می دهد که زندگی به زودی بهتر نمی شود). حتی این سناریوی وحشتناک ناامن و در معرض شکست به دلیل خشکسالی طولانی ، کاهش کمک های بشردوستانه ، تأثیر جنگ اوکراین بر قیمت مواد غذایی یا رو به وخامت امنیت است.
خشکسالی مداوم، ارزشمندترین منبع طبیعی افغانستان، آب، را تهدید می کند و زراعت را برای ایفای نقش حیاتی خود در بهبود اقتصادی و حفظ معیشت دشوارتر خواهد کرد.
فاجعه انسانی
افغانستان یکی از بزرگترین و پیچیده ترین شرایط اضطراری بشردوستانه در جهان حتی قبل از خروج نیروهای خارجی و تسلط طالبان در اوت 2021 بود. با این حال، از زمان خروج، بحران انسانی بدتر شده است. بیش از 700000 افغان در سال 2021 به دلیل درگیری خانه های خود را ترک کردند که 59 درصد آنها کودک بودند. تعداد اخراج اجباری افغانستان در سال گذشته 33 مورد از 34 ولایت بوده است.
خطر فاجعه علاوه بر شوک های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از درگیری و خروج نیروهای بین المللی، به طور فزاینده ای محرک نیازهای اساسی است. به عنوان مثال، بدترین خشکسالی در بیش از 30 سال اخیر به طور رسمی در سراسر کشور در ژوئن 2021 اعلام شد. به همین ترتیب، در ژوئن 2022، زمین لرزه ای به بزرگی 5. 9 ریشتر شرق افغانستان را لرزاند که بیش از 1000 کشته برجای گذاشت و 362000 نفر به کمک های بشردوستانه نیاز داشتند. CDP، 2022).
ژئوپلیتیک آسیا و روابط جهانی تحت تأثیر خروج ایالات متحده از افغانستان است. همانطور که هر دو کشور برای به حداکثر رساندن نفوذ، امنیت و منافع اقتصادی خود در افغانستان تلاش می کنند، روابط چین و پاکستان نیز به طور پیوسته در حال تغییر است. روابط چین و پاکستان در چندین جبهه به دلیل آینده نامطمئن و گذشته آشفته افغانستان مورد آزمایش قرار گرفته است، خواه در قالب ایجاد اتحادهای جدید باشد یا تضمین امنیت در دو سر کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)): کاشغر در سین کیانگ و گوادر در بلوچستان.
ظهور مجدد طالبان در افغانستان ممکن است یک تهدید امنیتی جدی برای سرزمین اصلی چین باشد، حتی اگر چین با موفقیت تهدیدهای تروریستی در سین کیانگ را مهار کرده است. علاوه بر این، با وجود حفظ روابط دیپلماتیک و درگیر شدن در مذاکرات با طالبان، ثبات پکن در شمال غرب آن ممکن است به دلیل وابستگی این گروه به سایر سازمان های تروریستی به طور جدی به خطر بیفتد.
ثبات پاکستان در منطقه غرب با تهدید جدی وضعیت امور در افغانستان مواجه خواهد شد. از این رو، ادامه بحران افغانستان بر روابط چین و پاکستان تأثیر خواهد گذاشت. با این حال، مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد، آینده افغانستان به دلیل بسیاری از عدم قطعیت ها و پیچیدگی ها همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.
آینده افغانستان در بلاتکلیفی پوشانده شده است
در پاسخ به تصاحب طالبان ، جامعه بین المللی بودجه را قطع كرد و تقریباً كل جمعیت افغانستان را به فقر فرو برد و میلیون ها نفر نتوانستند خانواده خود را تأمین كنند.
بیش از نیمی از افغان ها به دلیل چندین دهه جنگ ، بلایای طبیعی مکرر ، فقر مزمن ، خشکسالی ، ناامنی گسترده غذایی و همه گیر Covid-19 ، اکنون به کمک های بشردوستانه احتیاج دارند. تغییر قابل توجه دیگر سطح تشدید خشونت و فرآیندهای سیاسی طولانی مدت بود که باعث شک و تردید در مورد اینکه آیا جامعه بین المللی به تعهدات خود برای ارائه کمک های طولانی مدت ادامه خواهد داد ، اگرچه افغانستان کاملاً وابسته به کمک های خارجی برای پرداخت حقوق آن است. کارمندان دولت ، از جمله ارتش و پلیس. بنابراین بسیاری از افغان ها در حال بحث و گفتگو هستند که آیا آنها یا حداقل فرزندانشان باید در یک کشور جنگ زده باشند که آینده آنقدر نامشخص باشد.
از این رو ، نیاز فوری برای رسیدگی به بحران بشردوستانه به طور جامع با توزیع عادلانه کمک ، بحث با طالبان ، و مقابله با بحران های اقتصادی و بهداشتی مرتبط در حالی که زنان را در مرکز پاسخ قرار می دهد.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 35
تاريخ : دوشنبه
22 خرداد
1402 ساعت: 18:49