ساختار هارمونیک

ساخت وبلاگ

ویژگی دوم صدای صوتی ، ساختار هارمونیک ، به فرم موج تولید شده توسط تارهای صوتی ارتعاش بستگی دارد. مانند هر ساز موسیقی ، صدای انسان لحن خالص نیست (همانطور که توسط یک چنگال تنظیم تولید می شود). در عوض ، از یک لحن اساسی (یا فرکانس لرزش) و یک سری فرکانس های بالاتر به نام هارمونیک های بالایی تشکیل شده است که معمولاً مربوط به یک نسبت ریاضی ساده هارمونیک است ، که 1: 2: 3: 4: 5 و غیره است.، اگر یک اساسی اساسی فرکانس 100 چرخه در ثانیه داشته باشد ، هارمونیک دوم در 200 ، سوم در 300 و غیره خواهد بود. تا زمانی که هارمونیک ها چند برابر اساسی باشند ، صدا واضح و دلپذیر به نظر می رسد. در صورت اضافه شدن اجزای غیر هرمونیک (دادن نسبت نامنظم) ، افزایش درجه زبری ، سختگیری یا خونسردی در رابطه با شدت اجزای نویز در طیف فرکانس درک می شود.

لحن حنجره اولیه متشکل از هارمونیک های اساسی و هارمونیک آن در دستگاه صوتی سوپراگلوتیک (بالاتر از گلوت) تابش می شود. حفره هایی که توسط حلق ، نازوفارنکس ، بینی و حفره دهان تشکیل می شوند ، تشدید کننده ها هستند. از آنجا که آنها از نظر اندازه و شکل از طریق حرکات عضله حلق ، شیر پالاتال و به ویژه زبان متغیر هستند ، اندازه های فردی اتاق های طنین انداز سوپراگلوتیک می توانند در درجات بی شماری متفاوت باشند. شکل گیری دستگاه صوتی بدین ترتیب مدولاسیون صدا را از طریق رزونانس و میرایی تعیین می کند. به عنوان یک قاعده کلی ، یک دستگاه صوتی طولانی و گسترده هارمونیک های پایین را تقویت می کند و صدای کامل ، تاریک و رزونانس را تولید می کند. برعکس ، کوتاه کردن و باریک شدن دستگاه صوتی منجر به تشدید بیشتر با روشن شدن صدا و ویژگی های ادراکی می شود که از هیجان و سخت گرفته تا محدود شده و روده ای.

سبک های صوتی

این نوع رزونانس صوتی ممکن است با یک سری مداوم از شیوه های صوتی که از طریق تجزیه و تحلیل فیزیولوژیکی و الکترواکوستیک مورد مطالعه قرار گرفته اند نشان داده شود. این سریال ادراکی با صدای کامل ، با صدای بلند و صوتی در طول آوازهای طبیعی برای خندیدن ، خمیازه کشیدن و Yodelling آغاز می شود. هارمونیک های بالاتر غنی که مسئول خصوصیات ادراکی این آوازها است توسط یک لارنکس حداکثر پایین و طنین انداز بسیار گسترده تولید می شود. در مرحله بعدی صدای آواز و کامل آواز به اصطلاح آواز به سبک اپرای آلمان است. سرشار از هارمونیک های بالاتر (یا بیش از حد) ، این سبک صوتی با حنجره پایین ، اپیگلوت بالا و حفره گلو گسترده انجام می شود. گروه بزرگی از سبک های آواز باز یا کشف نشده که در مرکز این سریال قرار دارد ، از باز بودن بسیار نادیده گرفته ، مسطح و "سفید" ، به عنوان مثال ، آواز فلامنکو اسپانیایی ، بر روی سبک مسطح آواز عامه ، تا درخشندگی از روشنایی گسترش می یابد. ایتالیایی بل کانتو. با نزدیک شدن به قطب دیگر این سریال ، گروه بزرگی از اختلالات صوتی عملکردی ناشی از طنین محدود از دستگاه صوتی است. این نمونه برای این اختلالات آوازی (بیش فعالی) است که صدا با ارتفاع حنجره مشخص ، انقباض وستیبول حنجره ، و اغلب با عملکرد اسفنکتر ابتدایی برجسته حنجره تولید می شود. انتهای شدید این سری کاربردی با استفاده از حنجره به عنوان یک ارگان اسفنکتر بدوی مشخص می شود که در بطن سازی به کار می رود. حداکثر حداکثر حداکثر و محدود شده در حفره گلو بسیار باریک ، کیفیت بالا ، نازک ، خفه کننده و ضعیف بطن را تولید می کند ، که با کاهش زیاد هارمونیک های بالاتر مشخص می شود.

کیفیت صدای فردی

جدا از تأثیرات متغیر تراکت صوتی در رزونانس صوتی لحظه ای با توجه به آموزش و قصد ، طنین انداز سوپراگلوتیک با شکل دادن به خصوصیات فردی آن ، تأثیر مداوم بر کیفیت آواز می گذارد. درست همانطور که چهره های انسان در تغییرات تقریباً بی پایان متفاوت است ، پیکربندی ساختارهای سوپراگلوتیک نیز بسیار مشخصه است ، که در واقع "چهره درونی" نامیده می شود. شکل آناتومیکی و انعطاف پذیری فیزیولوژیکی دستگاه صوتی برای شکل دادن به شخصیت صوتی فردی حداقل به دو روش: با شکل ذاتی و با رفتار آموخته شده استفاده از آن برای برقراری ارتباط. هر زبان مادری هر فرد ، رفتار مفصلی خود را به الگوهای خاصی شکل می دهد ، که در تمام زبانهایی که او پس از بلوغ می آموزد شنیدنی است و یکی از جنبه های به اصطلاح لهجه خارجی را تشکیل می دهد. غالباً پس از گوش دادن به صدای او چند بار بدون اینکه لزوماً او را به صورت حضوری ملاقات کند ، می توان بلندگو را از طریق تلفن تشخیص داد. توانایی شناخت یک بلندگو معین صرفاً با کیفیت و تورم صدای او ، اساس تلاش برای تولید "چاپ صوتی" است که باید به همان اندازه که به طور غیرقابل توصیف مشخص می شود ، باشد.

شدت

شدت آواز ، سومین ویژگی اصلی صوتی ، در درجه اول به دامنه ارتعاشات بند ناف و در نتیجه به فشار هوای زیرگلوتیک بستگی دارد. هرچه تلاش منعکس کننده بیشتر باشد ، حجم آواز بیشتر می شود. یکی دیگر از مؤلفه های شدت آواز ، راندمان تابش کننده ژنراتور صدا و طنین انداز فوق العاده آن است. حنجره با شکل فیزیکی شاخ مقایسه شده است. این ساخت و ساز در تمرین آکوستیک بسیار کارآمد است ، همانطور که در شکل سازهای بادی ، شاخ ماشین ، آژیر ، بلندگوها و غیره مشاهده می شود. یک دستگاه صوتی خوب ، گسترده و انعطاف پذیر ، پتانسیل پروژکتور صدا را تقویت می کند. برعکس ، یک گلو باریک ، پاتولوژیک یا از نظر عاطفی سفت و سخت ، صدای محکم و محکم با قدرت حامل ضعیف ایجاد می کند.

رفلکس های اتوماتیک داخلی خندیدن و خمیازه نشانگر عملکرد طنین انداز ارگان آواز است. حنجره همراه با دهان باز ، زبان مسطح ، کام بالا و حلق حداکثر گسترده شده ، حنجره موقعیتی را با اپیگلوت حداکثر بالا فرض می کند. این پیکربندی برای تابش بی نظیر ارتعاشات بند ناف آواز ایده آل است به طوری که صدای حاصل با صدای بلند و روشن ، با کیفیت زنگ روزانه. این صدای خنده شاد است. برعکس آن با دردناک و محکم و خفه کننده خفه کننده کسی که در ناامیدی گریه می کند ، وجود دارد.

آواز و صحبت کردن

تفاوت عمده بین آواز و صحبت کردن از نظر روانشناختی است. آواز خواندن به عنوان یک عملکرد فیزیولوژیکی توسط اکثریت انسانهایی که به نظر می رسد یک حس موسیقی ذاتی است که بستگی به توسعه مناسب مراکز قشر قشر (مغز) آنها برای استماع دارد ، به نمایش گذاشته شده است. اگرچه هنر آواز خواندن به سبک هنری خاص به طور معمول نیاز به مطالعه رسمی دارد ، اما استفاده از آموزش از صدا برای بیان خود از طریق آواز به طور خودجوش در اواخر کودکی و در دوره پس از بلوغ آواز توسعه می یابد. آواز خواندن شامل استفاده از مکانیسم های عصبی ارثی است که بخشی از آنها توسط مراکز مغز عمیق تر و زیر قشر (زیر قشر) ، به ویژه موارد مرتبط با فعالیت عاطفی تنظیم می شود. آواز خواندن بسیاری به عنوان راهی برای تسکین عاطفی است و مربوط به فعالیت های اجتماعی بازی انسان است. اگرچه ترانه در بین انسان ها به همان اندازه با تکثیر جنسی مرتبط نیست ، همانطور که در حیوانات خاص (به عنوان مثال پرندگان) وجود دارد ، اما مردم هنوز تحت تأثیر محرک های حسی مانند آهنگ های عاشقانه و مادریگال ها و همچنین اجراهای تشریفاتی و مذهبی هستند.

تمرین آواز خود به خودی و آهنگ هنری نیازهای عاطفی را برآورده می کند ، اما ممکن است همیشه به معنای ایده آل ایده آل ارتباط برقرار نکند. به عنوان مثال ، هنگامی که یک سکته مغزی باعث ایجاد آفازی (از دست دادن زبان برای ارتباطات) می شود ، صدای آواز اغلب طبیعی باقی می ماند یا حداقل بهتر حفظ می شود ، به طوری که برخی از آفازی ها که نمی توانند یک کلمه بگویند می توانند با مفصل خوب آواز بخوانند. از این مشاهدات برای توضیح اینکه اختلالات ناشی از آفازی ممکن است به مناطق دیگر مغز نسبت به مواردی که برای آواز استفاده می شود آسیب برساند. مثال دیگر لکنت زبان شدید است که می تواند با تسلط آواز بخواند یا زمزمه کند. همان دوگانگی گفتار ارتباطی و آوازهای اعلامیه اغلب در موارد دیسفونی اسپاستیک مشاهده می شود (یک اختلال صوتی عجیب و غریب و بدون آسیب مغزی قابل مشاهده که باعث ایجاد یک روش خفه کننده و خفه کننده دردناک می شود ، در حالی که آواز معمولاً دست نخورده باقی می ماند).

در گروه ادراکی ، تفاوت های اصلی بین صحبت کردن و آواز خواندن به الگوهای ریتمیک مربوط می شود. سخنرانی از تورم های صوتی در حال حرکت با تغییرات سریع زمین و همچنین اصلاحات شدت مکرر و ناگهانی برای برجسته سازی درسی استفاده می کند. الگوی ریتمیکی استرس ، هجاهای بدون فشار و مکث تنفس با معنای جمله دیکته می شود. به اصطلاح ویژگی های گفتار (یعنی تورم ملودیک آن) از قوانین عمومی ، منطقه ای و دیالکتیکی یک زبان معین پیروی می کند. به این معنا ، جوهر صحبت کردن انعطاف پذیری ، تنوع و سازگاری مداوم آن است.

آواز خواندن با صحبت های زیر متفاوت است. این ملودی در مراحل دقیق و گسسته در مورد فواصل موسیقی معمولی دنبال می شود ، که معمولاً در موسیقی غربی از سمیون ها کوچکتر نیستند ، اگرچه رنگ های چهارم و هشتم اغلب در موسیقی شرقی و آفریقایی استفاده می شود. مصوت ها به دلیل حمل ملودی طولانی می شوند. ریتم مراحل تونال ثابت از الگوی تجویز شده توسط آهنگساز پیروی می کند و یادداشت های طولانی ممکن است برای جلوه های ویژه پایدار باشد.

استثنائات این قوانین کلی در Portamento یافت می شود ، یک تغییر در سطح بین دو سطح ، آهنگ غربی ، به طرز کمتری به عنوان یک تزئینات استفاده می شود. Parlando Singing نوعی آهنگ گفتاری است که در recitativo از سبک اپرای ایتالیایی استفاده می شود. در این مقدمات عمداً ارتباطی به آریاهای رسمی - زیرا آنها بیشتر داستان را بیان می کنند - ریتم کلمه گفتاری در ملودی گنجانیده شده است ، که به نوبه خود تا حدی ، از تورم آواز پیروز پیروی می کند.

تورم ملودیک گفتار معنای قابل توجهی در زبان های خاص مانند آفریقا و چین برقرار می کند. این مشکل تنش زبانی یا ملودی کلمه ، نیاز به انتخاب فردی مناسب از فواصل مختلف در حال ظهور ، پایدار یا سقوط برای بیان معنای کامل یک کلمه دارد. کلمات چینی یکپارچه هستند ، و معانی متعدد آنها بدون تورم مناسب برای "تن" گویش خاص قابل درک نیست. اگر چینی ها بدون تورم صوتی صحبت می شوند ، مانند هنگام زمزمه ، قابل فهم حداقل یک سوم کاهش می یابد.< SPAN> تورم ملودیک گفتار ، معنای قابل توجهی را در زبان های خاص مانند آفریقا و چین برقرار می کند. این مشکل تنش زبانی یا ملودی کلمه ، نیاز به انتخاب فردی مناسب از فواصل مختلف در حال ظهور ، پایدار یا سقوط برای بیان معنای کامل یک کلمه دارد. کلمات چینی یکپارچه هستند ، و معانی متعدد آنها بدون تورم مناسب برای "تن" گویش خاص قابل درک نیست. اگر چینی ها بدون تورم صوتی صحبت می شوند ، مانند هنگام زمزمه ، قابل درک با حداقل یک سوم کاهش می یابد. تورم ملودیک گفتار به معنای قابل توجهی در زبان های خاص مانند آفریقا و چین ارتباط برقرار می کند. این مشکل تنش زبانی یا ملودی کلمه ، نیاز به انتخاب فردی مناسب از فواصل مختلف در حال ظهور ، پایدار یا سقوط برای بیان معنای کامل یک کلمه دارد. کلمات چینی یکپارچه هستند ، و معانی متعدد آنها بدون تورم مناسب برای "تن" گویش خاص قابل درک نیست. اگر چینی ها بدون تورم صوتی صحبت می شوند ، مانند هنگام زمزمه ، قابل فهم حداقل یک سوم کاهش می یابد.

استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : فریبا کامران بازدید : 74 تاريخ : دوشنبه 22 خرداد 1402 ساعت: 22:10