صبح زود ، 31 ژانویه 2014 بود. من با لباس سیاه بلند و حجاب خود در دروازه خود در فرودگاه دبی نشسته ام ، با دستانم کمی لرزید ، خاردار و چنگال شبانه روزی خود را به صنعا و یک نسخه کاغذی کپی کردمویزای یمنی من.
آیا من توسط یک قبیله ربوده می شوم و برای ساخت یک مدرسه یا جاده برای باج نگه داشته می شود؟آیا من توسط القاعده ربوده می شوم و به احتمال زیاد بریده شده*؟یا آیا من به خانه می آمدم؟منظورم این است که واقعاً ، چه کسی در ذهن صحیح تصمیم می گیرد به یمن سفر کند؟
*از این گذشته ، دولت ایالات متحده با تروریست ها روبرو نمی شود ، مگر اینکه البته این شامل تجارت 5 تروریست شناخته شده برای آزادی گرانبهای Bowe Berghdal باشد.
من قبلاً آن را در ذهنم بازی می کردم: اظهارنظرهای مسخره ای که مردم در مورد مقاله می نویسند ، توضیح ناپدید شدن من را هنگام تعطیلات در صنعا می نویسد. مثل اینکه چگونه من سزاوار مرگ برای رفتن به آنجا بودم و چقدر احمق هستم که به یمن سفر کنم ، یا اینکه چقدر از یک آسفالت هستم که انتظار داشتم دولت آمریکا من را از آنجا وثیقه کند.
باور کنید یا نه ، من فکر نمی کنم "دولت ایالات متحده" وظیفه دارد مرا به خانه بیاورد ، و من فکر می کنم اگر آنها مرا تخلیه کنند ، من احتمالاً باید برای آن صورتحساب شوم ، با توجه به اینکه تصمیم آگاهانه ای برای رفتن گرفتمحتی با درک نوسانات ، بی ثباتی دولت بازیگری ، جناح های قبیله ای متخاصم و حضور دیرینه القاعده وجود دارد. در این صورت ، مردم احساس می کنند که بسیار تمایل به ابراز عقاید کمرنگ و بی اساس خود به صورت آنلاین از امنیت نیمکت خودشان که در آن تنبلی و تصمیمات بهداشتی ضعیف خطر مرگ بسیار زیاد از یک حمله تروریستی بالقوه است.
این اعلامیه به سیستم PA رسید. آنها در حال سوار شدن به ردیف من بودند.
اما ، اما ... من سالها در این مرحله ، نزدیک به یک دهه ، به یمن چشم می کشیدم. من خیلی به یمن و جزیره بیگانه آن در Socotra نزدیک بودم. من این را می خواستممدتها بود که می خواستم به یمن سفر کنم. دو روز پیش من از خانه خارج شدم ، 3 روز پیش در مراسم تشییع جنازه مادربزرگم ، 4 هفته پیش او اصرار داشت که من بلیط خود را به Sanaa رزرو کنم.
من هنوز چند ثانیه برای عقب نشینی داشتم. خط به پیشخوان نزدیکتر شد.
من می توانم بلیط دیگری را در جای دیگر رزرو کنم ، در جایی که هیچ مشاوره ای برای گفتن برای سفر غیر ضروری ندارد. شما هرگز قبل از نیکول به خاورمیانه نرفته اید ، و تصمیم دارید به یمن همه مکان ها سفر کنید؟
من متوجه گروهی از سه کوله پشتی شدم (که بعداً وقتی که در Socotra به داخل آنها دویدم از هنگ کنگ آمده ام) که به نظر می رسد در مورد سن من است. من احساس کردم که من تنها بیگانه نیستم که به یمن رفتم ، کمی بیشتر احساس کردم. بوقاو بلیط من را اسکن کرد و ویزای من را بررسی کرد ، "با تشکر از خانم Smoot ، از پرواز خود به Sanaa لذت ببرید."
این سفر بود که تقریباً اتفاق نیفتاد. من چند سال پس از خواندن برخی از مقالات با لیست مبهم از مقصد برای بازدید ، به اینترنت شستشو داده بودم و به عکس های یمن و سوکوترا نگاه می کردم ، و Socotra همان چیزی بود که بیشتر از هر جای دیگر توجه من را به خود جلب کرد. من بیشتر سوراخ خرگوش را حفر کردم.
من فهمیدم که Socotra از نظر فنی بخشی از یمن است. من به عکس های یمن نگاه کردم ، مجذوب ساختمانهای بلوک شن و ماسه شدم که گچ روی آنها آراسته شده است. من می دانستم که باید در نهایت آن را برای خودم ببینم.
من بلیط خود را نزدیک به اواخر دسامبر 2013 رزرو کردم. مادربزرگم در اواخر ماه نوامبر بیمار شده بود و قرار بود بهار بعد در پورتلند جراحی کند. او اصرار داشت که من به یک سفر بروم ، از این گذشته ، من از زمان سفر کوله پشتی خود به جنوب شرقی آسیا که در ماه ژوئن به پایان رسید ، در خانه بوده ام.
او خیلی نزدیک به تاریخ عزیمت من بیمار شد. من تصمیم گرفته بودم که نروم ، چند روز قبل از عزیمت اصلی من برای یک بار دیگر ، بلیط های هواپیمایی خود را دوباره تنظیم می کردم. اما یک هفته قبل از پرواز من تمام شد. داستان کوتاه ، من در مراسم تشییع جنازه انسانی که احتمالاً نزدیکترین فرد برای من بود ، روز قبل از ترک من شرکت کردم. من تمام داستان SOB را برای شما ذخیره خواهم کرد.
من در آنجا بودم ، در صندلی 23K نشسته بودم که خیلی طولانی بعد از طلوع آفتاب روی آن به پایین دبی نگاه کردم. چند ساعت بعد ، من به دنبال امواج جزر و مدی از تپه های ماسه ای در محله خالی عربستان سعودی و همه چیز متلاشی آن نبودم.
ما با خیال راحت در صنعا فرود آمدیم. من همه را از هواپیما ، در سراسر باند و در داخل فرودگاه صنعا دنبال کردم. من به آنچه تصور می کردم پیشخوان کنترل گذرنامه است ، قدم برداشتم و به زودی شنیدم که نام من فریاد می زند.
این گامال بود ، راهنمای* برای Sana'a که Socotra Eco-Tours در حالی که من در سرزمین اصلی یمن بودم ، برای من ترتیب داد. گامال در لباس های سنتی مردان یمنی لباس پوشیده بود: یک بژ بلند fouta ** ، جفت شده با یک جامبیا **.
من کاملاً در خط اشتباه بودم ، گامال مرا به پنجره ای برد که در آن چیزی را به مرد پشت پنجره گفت ، نسخه ویزای چاپی من را با گذرنامه خود به او داد و قبل از اینکه بدانم رسماً در یمن هستم. کوله پشتی من را برداشتیم و درست از درب جلو حرکت کردیم.
*در زمان بازدید من (ژانویه و فوریه 2014)، داشتن یک راهنما قبل از عزیمت برای بازدید از یمن برای دریافت ویزا الزامی بود.
**فوتا لباس سنتی لباس مانند مردان یمنی است. جمیبیا خنجری است که اکثر مردان در کشور آن را می پوشند.
***بیشتر کشورهای زیر آفتاب به دلیل جنگ مداوم، حملات هوایی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی و تحت حمایت ایالات متحده، حضور القاعده و بی قانونی عمومی در حال حاضر از هرگونه سفر به یمن توصیه می کنند. می توانید هشدار دولت آمریکا را در اینجا بخوانید.
برنامه ریزی را از اینجا شروع کنید: راهنمای سفر به یمن

"صنعا را ترک نکن"
در این مرحله، تمام آن دلهره ای که از آمدن به یمن احساس می کردم، تمام ایده های دیوانه کننده ای که اوایل صبح در سرم می چرخیدند، از بین رفت. مردم صمیمی بودند، بیرون رفتند و زندگی خود را سپری کردند. زن و بچه و مرد همه داد زدند سلام علیکم! به شیشه چرخیده ماشینم
جمال پرسید که در طول سفر کوتاهم به سرزمین اصلی یمن می خواستم چه چیزی را ببینم (به من اعتماد کنید، من فقط به خودم لگد می زنم که ترتیبی نداده ام که در تمام مناطقی که در آن زمان برای مسافران باز است، یک تور انجام دهم). من معمول را به زبان آوردم: صنعا قدیم، باب الیمن، مسجد صالح.
مطمئنم اینها همان مقاصدی هستند که او هر بار که یک توریست بی باک را راهنمایی می کند می شنود. یمن توریستی نیست، اما یک مسیر گردشگری دارد و من در آن بودم. جمال گفت اول تو را از شهر بیرون می کنم، تو را به وادی ظهر می برم تا دارالحجر قصر صخره ای را ببینی. در فاصله زمانی بین رزرو بلیط تا رسیدن به صنعا، همه چیزهایی که اخیراً در مورد یمن شنیده بودم، قاطعانه به شما هشدار داده بود که شهر را ترک نکنید.
اولین کاری که داشتم چیکار میکردم؟ترک شهر.
وادی ظهر، سفری جانبی از صنعا
باید مدارکم را به مردانی که پاسگاه نظامی در ورودی فرودگاه را نگهبانی می دادند نشان می دادیم تا از آنجا دور شویم. ما به سمت حومه صنعا حرکت کردیم و از آنجا شروع به بالا رفتن از سربالایی کردیم و از چندین ایست بازرسی دیگر عبور کردیم.

وادی ظهر
وقتی به بالای کوه رسیدیم، جمال ماشین را با صدای جیر جیر به داخل یک زمین خاکی در کنار جاده پرتاب کرد. از این بالا، می توانستید به وادی عمیق که در آن دارالحجار غیرمعمول قرار داشت، ببینید. از طرف دیگر، شما منظره ای از صنعا داشتید.
مردم در مورد لات آسیاب می کردند. افرادی که تنقلات یمنی می فروشند، افرادی که استراحت می کنند، شای (چای) می نوشند، دیگران به دره پایین خیره شده اند و مناظر را تماشا می کنند، و برخی نیز به هدفی شلیک می کنند، نگران نباشید، فقط برای سرگرمی.
من برای یک میان وعده یک تخم مرغ جوشانده خریداری کردم و همانطور که در اطراف می رفتیم ، آن را به داخل کیسه مشترک ادویه جات ترشی جات ریختم. به طور طبیعی ، من توسط برخی از افراد محلی کشیده شدم تا به هدف شلیک کنند.

برگ های قطر
ما پس از میان وعده ها و تمرین هدف ، به وادی ذهر ادامه دادیم. مردی که قطر می فروشد حتی ما را در مسیر پایین ما متوقف کرد. QAT برگ محبوب در یمن و سومالی است ، به کاربران جلوه ای خفیف می دهد.

ترکیب: دارال هاجر زیبا و خطوط ترافیک ، زباله و برق در اطراف آن
دار الحجار
به نظر می رسد دارال هاجر مانند معجزه یک آسمان خراش از پایین وادی بلند می شود. با نزدیک شدن ، می توانستم ببینم که این پایگاه از یک سنگ غول پیکر حک شده است و کاخ در بالای آن قرار گرفته و در الگوهای زنجبیل آراسته شده است که در آینده نزدیک هنگام ورود به قدیمی سانا می دیدم. در حالی که راه خود را در پسران نوجوان گذراندم که رقص های جنگ قبیله ای سنتی را در خارج با شمشیر و جامبیا انجام می دادند.
جمعه بودجمعه در کشورهای اسلامی شبیه به روزهای یکشنبه در بسیاری از کشورهای با اکثریت مسیحی است. یک روز مرخصی است و مردم تمایل دارند آن را صرف انجام فعالیت های خانوادگی و به اشتراک گذاشتن روز با دوستان کنند.
آن روز شلوغ بود و من مرکز توجه را به پایان رساندم ، احتمالاً آن روز در صدها عکس افراد تصادفی هستم ، تقریباً هر کودک و خانواده پس از ملاقات با من ، عکسی با من می خواستند. در یک لحظه من توسط یک زن و شوهر از مردم که در کاخ کار می کردند ، لباس پوشیدم. من در لباس و جواهرات نقره ای آراسته شده بودم که گفته می شود متعلق به یکی از همسران امام یایه است.
همه کنجکاو بودند که من از کجا بودم ، بیشتر فکر می کردم که از لبنان ، ایران ، اردن ، مراکش یا ترکیه بازدید می کنم. آنها وقتی می گویم ایالات متحده و حتی بیشتر از وقتی که آنها از آنها پرسیدند که من و من گفتم آلاسکا کمی شوکه شدند. بیشتر تصور می کردند که خط خون من از جایی در خاورمیانه فرود آمده است.

دارال هاجر ، یا غالباً از آن به عنوان "کاخ راک" یاد می شود که در دهه 1930 به عنوان یک خانه تابستانی برای امام یحیی یمن ساخته شد. در داخل ، در نزدیکی ورودی کاخ چاه هایی که برای جمع آوری آب از و آشپزخانه استفاده می کردند.
طبقه های بعدی اتاق های همسران و اتاق های سالن بودند. من یک درس را به روشی جالب که یمنی ها در هنگام ذخیره در ماه های گرم تابستان خنک می کنند ، خنک می کنم- از آن به عنوان یخچال باستانی با استفاده از دیوارهای سایه و گچ فکر کنید. و سپس من با اوج ، یکی از طرح های زیبا معماری یمن: Qamaria آشنا شدم.


Qamaria یک پنجره است ، اما نه فقط هر پنجره قدیمی معمولی. آنها از طرح های پیچیده ساخته شده از گچ تشکیل شده اند و سپس این طرح با شیشه رنگ آمیزی رنگارنگ لهجه شده است.
Qamarias یکی از ویژگی های محبوب معماری یمنی و بخشی از آنچه که سبک ها و طرح های ساختمان کشور را بسیار بی نظیر می کند. عدم خرید و آوردن به خانه یک قماریا یک چیز دیگر است که می توانیم به لیست I Wish-I-I-Have اضافه کنیم.

در قسمت پایین کاخ صخره دار الحجار
دارال هاجر مقدمه ای عالی برای یمن بود. نه تنها این یک تجربه تاریخی بود ، بلکه من همچنین توانستم با مردم محلی ملاقات کنم و ببینم واقعاً یک روز مرخصی در کشور چیست.

مسجد صالح
مسجد صالح
بحث برانگیز و خیره کننده. سوء استفاده ناخوشایند از پول ، اما تقریباً بنای یادبود شهر. مسجد صالح در سال 2008 در حومه جنوبی صنعا ساخته شد و در زمان عبدالله صلاح به عنوان رئیس جمهور نامگذاری شد.
امید دولت این بود که این مسجد به ارتقاء اسلام معتدل در کشوری که بسیار تقسیم شده است ، قبیله به قبیله و فرقه برای فرقه کمک می کند. صالح دریافت کننده بسیاری از انتقادها بود و به طور قابل ملاحظه ای چنین بود. ساخت این مسجد بدون تراژدی به وجود نیامد ، بارها مناره ها در هنگام ساخت مسجد فرو ریختند و منجر به کشته شدن چندین نفر شد.
البته ، صالح به دلیل هزینه 60 میلیون دلار آمریکا به نام خود به نام خود در کشوری با از بین بردن مسائل اقتصادی و اجتماعی و مارپیچ به سمت هرج و مرج غیرقابل اجتناب ، به شدت مورد بررسی قرار گرفت.
غیرمسئولانه است که وقتی بسیاری از افراد شما سوء تغذیه می شوند و به شدت زیر خط فقر زندگی می کنند ، هزینه های آن را برای چیزی بسیار آرایشی خرج کنید. اما سلام ، به سراسر جهان نگاه کنید- سیاستمداران این کار را در سراسر جهان انجام می دهند و فایده ای ندارد و بدون شرم ، حتی در اینجا در غرب. من آن را محکوم نمی کنم ، من به خوبی می دانم که به نظر می رسد در صورت تمایل ، "مسجد صالح" خود را دارد.

گنبد داخل مسجد صالح
بحث و جدال کنار- همه ما می توانیم در مورد یک چیز توافق کنیم. داخل مسجد یکی از زیباترین قطعات آثار هنری است که در زندگی ام دیده ام. این عظیم است و یک بار در داخل کمال معماری است. من از آن زمان در مساجد بی شماری بوده ام که در آسیای میانه ، آفریقا ، خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی قرار دارند و هیچ یک از این تصور را که این یکی باقی مانده است ، رقابت نکرده اند.

پیر پیر
سر و صدا از طریق سانا قدیمی
شروع و دلخوری بهترین راه برای توصیف آن است ، قدیمی سانا مانند هیچ جای دیگر نیست. من از آنجا که در چندین مکان بوده ام ، عناصر یادآور جنبه های خاصی از قدیمی سانا است اما هیچ چیز کاملاً مسحور کننده و مرموز نیست. این واقعاً پورنو معماری است.
مارپیچ های باریک از خیابان های سنگی غیرممکن و غیرممکن ، خانه های آجری با آفتاب پر از آفتاب که مانند خانه های زنجبیل با گچ های سفید و پنجره های Qamaria یخ زده اند ، در هر گوشه ای بوی گرسنگی می دهند ، ادویه های عجیب و غریب و بوی ناشی از سوله ها و شلوغی با مردمبشرو برای صعود از همه اینها ، شهر چشمگیر بیش از 2500 سال است که به طور مداوم ساکن شده است. البته ، تاریخ غنی شهر و سکونت دیرینه باعث شده است که آن را به عنوان میراث جهانی یونسکو معرفی کند.
با نزدیک شدن به شهر قدیمی ، متوجه چیز غیرمعمول شدم. این خانه بالاتر از خیابان های خارج از آن ساخته شده است. گامال ، که راهنمای خبره بود ، پاسخی داشت. در فصل موسمی می تواند باران شدید باران را دریافت کند.
این شهر به شکلی ساخته شده است تا خیابان ها از سیل جلوگیری شود. در عوض ، خیابان های زیر آن حاشیه بیرونی شهر به عنوان یک شستشو عمل می کند و پیر پیر در یک خندق موقت از آب باران محاصره می شود.

خیابان های پایین در خارج از شهر قدیمی
هر آنچه را که منتهی به من خوانده ام که وارد صنعا شده بودم ، به من فکر می کرد که با گامال در خیابان های سانا قدم می زنم و به سختی روح دیگری نمی بینم. رسانه ها ، در هنجار خود- که فقط از منفی ترین جنبه های جامعه گزارش می دهند ، باعث شد که من به عنوان خالی بودن از سانا تصویر کنم.
من همیشه مناطق جنگی را پیش بینی کرده ام ، یا به عنوان مورد یمن در زمان بازدید من ، "تترق در آستانه منطقه جنگ" به عنوان عاری از مردم ، خیابان های خالی ، بدون نشانه زندگی. افرادی که در داخل خانه ها می مانند و پنجره ها را نگاه می کنند ، فقط وقتی به چیزی احتیاج داشتند ، بیرون می روند. این اصلاً اینگونه نبود. سانا اتفاق می افتاد.

شلوغ پیر پیر
مردم در هر نوبت بودند. افرادی که دستان من را می گیرند و پسته ، بادام و کشمش را به درون آنها می ریزند ، قاشق غذاخوری ادویه جات ترشی جات را می گیرند و آنها را زیر بینی من می دویدند ، زنانی که من را با بازو می گرفتند و لباس های عروسی یمنی را روی من می انداختند ، مردانی که با گونه های پر از گونه های پر از QAT چشم می زدندGamal از من استقبال می کند تا بعد از Teahouse برای یک فنجان شیعه ، بچه ها سلام کنند و زنان با بازو من را بگیرند و مرا به خانه های خود می چرخانند تا فقط Abayas و Niqabs خود را شلاق بزنند تا با دوستانش و دوست خود و دوست جدید ستاره خود گپ بزنند. او در سوک یافت. این واقعیت سانا بود.
البته ، در هر لحظه همه می دانند که یک موشک می تواند اعتصاب کند ، یک نارنجک می تواند منفجر شود یا یک بمب منفجر شود. اما آیا مردم باید از ترس مداوم باشند و مجبور شوند به خاطر آن زندگی نکنند؟سانا همه چیز بود و بیشتر از آن چیزی بود که من آن را تصور می کردم.
من هرگز حتی نمی توانستم ترس یا باد احتیاط را حس کنم. حتی اگر من می دانم که سانا از الان بسیار خطرناک است ، امیدوارم که روح و زندگی در صنعا هنوز هم حضور داشته باشد.
یکی از موارد مورد علاقه من در مورد این شهر ، رفتن به پشت بام یکی از بالاترین ساختمانهای سانا بود تا برخی از شی را به عنوان غروب خورشید بخورد و فراخوان دعا از مناره های نزدیک و دور در سراسر شهر آواز خواند. با نزدیک شدن تماس با نماز ، شب شهر درست به زندگی بازگشت. شلوغی ادامه داد. سانا شبهای عربی است که زنده می شود.

باب الیمن
باب الیمن
این دروازه ای برای یمن است و به قدیمی صنعا که از دیوارهای غنی شده بیش از یک هزار ساله خود عبور می کند ، می دهد. این دروازه شلوغ است و افراد دائماً در حال قدم زدن و رانندگی در داخل و خارج هستند.
زنی که در حال رانندگی یک لندکگر پر از بچه ها بود که روی شاخ خود قرار گرفت تا توجه من را جلب کند در حالی که کل ماشین به من تکان می خورد. او می خواست مطمئن شود که من می دانستم که آنها از من به شهرشان استقبال می کنند. گامال حتی افزود: "ببینید ، یمن بسیار مترقی تر از عربستان سعودی است. زنان به اینجا رانندگی می کنند ، آیا این را می دانید؟ "
بدیهی است که گامال برای اکثر گردشگران عادت دارد با فرض اینکه برخی از محدودیت های همسایگان آن در اینجا اتفاق می افتد.
جادویی ترین باب الیمن هنوز هنوز به وجود نیامده است. گامال مرا به سمت راهرو راهرو تاریک سوق داد. من می توانم مراحل گچ سفید را ببینم که در داخل آن بالا می رود. این گذرگاه بود که در بالای باب الیمن قرار داشت. در آنجا با چند بیننده دیگر که در حال تماشای شهر پر جنب و جوش در زیر آن نور طلایی بودند ، ایستادیم زیرا خورشید شروع به فرار خود در زیر افق کرد.

مسجد بزرگ سانا
مسجد بزرگ سانا قدیمی ترین در یمن و یکی از قدیمی ترین جهان است. این ساخته شده است که مدتی بین 630 میلادی و 715 میلادی تخمین زده شده است.
طبق افسانه محلی ، اعتقاد بر این است که پیامبر اکرم در برنامه ریزی و ساخت مسجد نقش داشته است ، اگرچه هیچ مدرکی کشف نشده است که اثبات این افسانه را درست می کند. یک کشف مهم انجام شده در طی نوسازی سال 1972 که در آن نسخه خطی صنعا کشف شد ، به همراه چندین نسخه از نسخه باستانی قرآن ، و هزاران نسخه خطی نادر عربی که به آغاز اسلام گره خورده اند ، کاخ شبا غمگان، و دوره Umayyad.
نسخه خطی باستانی صنعا قدیمی ترین نسخه شناخته شده و دست نخورده قرآن است. این شامل آیات قرآن است که با نسخه امروزی متفاوت است.
این مسجد فقط برای اعضای ایمان مسلمانان باز است ، بنابراین من نتوانستم وارد آن شوم اما توانستم از بیرون آن را قدردانی کنم. گامال حتی مرا در نزدیکی ورودی سوق داد و به من مجبور شد سرم را فقط برای دیدن بچسبانم. این مسجد بزرگ افتخار گامال و همه یمنی ها بود ، پس از همه این مکان قدیمی ترین نسخه قرآن است.

سانا سوق
ادویه
کوههای ادویه جات ترشی جات ، آجیل ، لوبیای قهوه و میوه های خشک که به طور مرتب در ردیف ها مرتب شده اند ، کوچه های باریک بازار شلوغ را چسبانده اند. هر کوچک عجیب و غریب که می توانستید تصور کنید که در هوا چرخیده است. حتی اگر من تا این لحظه از طریق اروپا و آسیا به طور گسترده سفر کرده ام ، هرگز بازار کاملاً جالب یا باستانی را تجربه نکرده ام.
سوک سانا یکی از قدیمی ترین سوگهای جهان است.

Gamal و Flatbread غول پیکر
آنچه در سانا خوردم
یمن با تأثیر کمی از همسایگان و کوههایی که کشور را از بخش اعظم شبه جزیره عربستان در طول سال ها جدا کرده اند ، غذاهایی را کاملاً خاص خود ایجاد کرده است.
ناهار غذای اصلی در یمن است که آن را مورد علاقه من قرار داده است. رفتن به رستوران در وقت ناهار یک تجربه جالب بود. وقتی من و گامال به اولین رستوران که در آن غذا خوردیم قدم زدیم ، در وسط اتاق به یک میز آورده شدیم ، به سرعت بعد از نشستن ، چای و قهوه آورده شدیم.
میهمانان دیگر شروع به ریختن کردند ، بسیاری از گروه ها با زنان وارد شدند و از یک منطقه خصوصی خواستند که کارکنان قاب های قابل حمل را با پارچه بیرون بیاورند تا آنها را مسدود کنند. سایر خانواده ها و گروه ها همانطور که انجام دادیم در فضای باز غذا می خوردند. تماشای این که چگونه زنان توانستند بدون دیدن پوستی ، بتوانند غذای اطراف Niqab و در دهان خود را دامن بزنند ، بسیار جالب بود.
خیلی زود میز ما با ظرف بعد از ظرف بعد از ظرف غرق شد. در اصل ، نحوه کار آن صفحات غوطه وری ، سبزیجات سس ، برنج و گوشت بود که با بسته بندی پلاستیکی پوشانده شده بود. گامال به من نشان داد که در یمن یک قاشق پر از ظروف می گیرید و آنها را روی بشقاب خود قرار می دهید و سپس ظروف به میزهای دیگر منتقل می شوند. بسیار جمعی است
سپس سنگ بنای هر وعده غذایی یمنی بیرون آمد: بزرگترین مسطح که تا به حال در زندگی ام به نام مالاوا دیده ام. Flatbread ظروف شما برای غذا خوردن است. شما از آن برای برداشتن غوطه وری ، سس ، سبزیجات ، گوشت و برنج استفاده می کنید و آن را به دهان می آورید. Flatbread شیوه حمل و نقل در صحنه غذای یمنی است.
سالتا، فول مدامز، ماست، سس فلفل قرمز، خرگوش، کبسا، مندی، کباب و ثارید فقط برای نام بردن از چند مورد وجود داشت. همه چیز برای من طعم جدیدی داشت و من هر ذره ای را دوست داشتم. بیشتر غذاها با مخلوطی به نام حوائج که شامل بادیان، زنجبیل، هل و رازیانه است چاشنی می شوند. از دیگر ادویه های مهم در غذاهای یمن می توان به شنبلیله، زیره، گشنیز، نمک، فلفل، گشنیز، نعناع، زردچوبه و فلفل قرمز اشاره کرد.
البته دسر با هر ناهاری دخیل است. یک بنت السهم شیرین با عسل معروف یمنی که روی آن ریخته شده بود برایم سرو شد.
صبحانه ها و شام ها معمولاً وعده های غذایی سبک تری هستند و حول یک نان تخت و چای یا کاوا متمرکز می شوند. فتوش، فتوت و فول غذاهای رایج در هر دو وعده غذایی هستند. ماست با عسل نیز یک طرف محبوب است. یک تفاوت بین این دو وعده غذایی این است که صبحانه گاهی اوقات شامل شیرینی است.
جایی که در صنعا خوابیدم

اتاق من در Arabia Felix
من در یک هتل کوچک خانوادگی به نام Arabia Felix* که درست در قلب صنعا قدیمی قرار داشت، اقامت داشتم. من یک اتاق در طبقه پنجم داشتم که در آن منظره ای از شهر داشتم. این یک مکان محبوب برای مسافرت یمنی ها و انواع کوله پشتی است (معمولی هایی که به اینجا می رسند).
مطمئناً، هتل های بزرگ تری در خارج از شهر قدیمی با نگهبانان مسلح وجود دارد، اما من ترجیح می دهم در جایی کمی یمنی تر و در وسط آن بمانم.
البته، طلوع کن، دیگر خوابی در کار نبود که صدای اذان در سراسر شهر و داخل اتاق طنین انداز شد. اما در عین حال، چیزی جادویی و مسحورکننده وجود دارد که صدای اذان بر فراز شهر طنین انداز می شود و خورشید از میان شیشه های رنگارنگ قمریاهای بالای پنجره هایم می درخشد. یادم می آید که بلند شدم، پنجره ام را شکستم و فقط در قاب نشستم و بیدار شدن شهر را تماشا کردم.
* نام Arabia Felix نام مستعاری است که رومی ها در زمان های قدیم به این کشور داده اند به معنای "عربستان مبارک".


سرزمین شیر و عسل
سرزمین شیر و عسل یکی از لقب های یمن است که نوح به آن داده است. یمن به تولید بهترین عسل در جهان مشهور است. منطقه حضرموت به ویژه بهترین ها را تولید می کند.
مردم یمن صدها سال است که از زنبور عسل نگهداری می کنند. البته قبل از اینکه کشور را ترک کنم مقداری عسل حضرموت را قبل از خروج از کشور تهیه کردم. من همچنین یک شیشه بزرگ عسل سوکوتری را از جزیره در خانه بسته بندی کردم.
تا به حال فکر کرده اید که موکا از کجا می آید؟
در امتداد ساحل کوتاه دریای سرخ یمن در بندر موکا قرار دارد. بیشتر مردم در غرب موچا را به عنوان یک نوشیدنی قهوه شکلاتی در بیشتر کافی شاپ ها می شناسند. این موکا واقعی به معنای سنتی نام نیست.
Mocha در واقع یک لوبیای خاص بومی منطقه حاصلخیز اطراف بندر است. لوبیای موچا به دلیل رنگهای طبیعی و شکلاتی که به طور طبیعی گرم و شکلاتی خود را در سراسر جهان باستان مشهور کرد ، مشهور شد. در یک لحظه یمن صادر کننده گسترده ای از لوبیای قهوه در طول مسیر تجارت ادویه بود.
البته من مجبور شدم مقداری قهوه واقعی موکا و یمنی یا کاوا را امتحان کنم.
آنچه من به زندگی ستون فقرات یمن فکر کردم: زنان
یمن یک کشور جالب برای زنان ، به ویژه شهرها است. زنان واقعاً در حال قدم زدن در این عمل تعادل طناب محکم به روشهای قدیمی و جدید هستند. بیشتر و بیشتر فشار برای آموزش آنها وجود دارد ، فشار برای کار آنها وجود دارد ، اما همچنین انتظارات اجتماعی وجود دارد که آنها را برای ازدواج با جوان (که معمولاً توسط والدین ترتیب داده می شود) فریب می دهد و چندین فرزند دارند (چهار کودک متوسط است).
از بعضی جهات ، انتظار برای رفتن به مدرسه ، موفقیت ، حرفه ای ، ازدواج ، مادر شدن و مراقبت از خانه ، زندگی زنان را به این احساس متفاوت از خانه و در عین حال زنان یمنی تبدیل کرده است. مشمول ازدواج های مرتب شده ، حقوق بسیار کمتری نسبت به زنان در کشورهای غربی ، فشارهای اجتماعی برای پوشیدن یک لباس پنهان سیاه ، از جمله بسیاری از بی عدالتی های دیگر که در کشورهای غربی که ما آن را به عنوان یک حق الزحمه نمی دانیم ، باعث شده است که یمن سالهای نور را احساس کنددور.
درمان عمومی به هیچ وجه کامل نیست. در بسیاری از مناطق یمن ، زنان به خوبی رفتار نمی شوند. آنها به عنوان عروس کودک ، مورد آزار و اذیت ، شکنجه و موارد دیگر ازدواج کرده اند.
تا آنجا که لباس زنانه در یمن در سال 2014 بسیار محافظه کار بود. وقتی من بازدید می کردم هیچ قانونی وجود نداشت که نیاز به آنچه زنان باید بپوشند ، اما هنجار اجتماعی سیاه ابهای سیاه بود ، که با Niqab (چهره ای که حجاب آن را پوشانده بود) جفت شد. چشم ها به عنوان گوشت انسان قابل مشاهده.
همانطور که القاعده حضور خود را در سراسر کشور معروف کرد که ابیای های رنگارنگ که به طور سنتی توسط زنان پوشیده می شود ، به زودی با لباس سیاه جامد جایگزین شد و استفاده از نیکاب آغاز شد. زنان لزوماً نمی خواستند از لباس سنتی خود دست بکشند ، اما در جلوگیری از حملات احتمالی به آنها ، بسیاری تصمیم گرفتند که مطابقت داشته باشند. شما هنوز هم می بینید که زنانی که در پرده های سنتی سانانی در نزدیکی خانه های خود در نزدیکی خانه های خود قرار می گیرند.
حتی با وجود دریای سیاه جامد ، شما در اطراف شهر می بینید ، زنان هنوز هم موفق شده اند به لباس سیاه ساده خود دسترسی پیدا کنند. شما می بینید که Abayas پوشیده شده و در مغازه هایی که با طرح های پیچیده طلا و بدلیجات تزئین شده اند ، فروخته می شوند.
سفر به عنوان یک زن در یمن ، من را به یک فرصت منحصر به فرد باز کرد که بازدید از مردان هرگز نمی بینند: آنچه زنان یمن در زیر ابیا به نظر می رسند. هنگامی که در خانه ها و در محله های زن خانه ، همه لایه ها خاموش می شوند. آنچه در زیر آنها می پوشند ، به طرز شگفت آور استرانگ های غربی ، تی شرت ، شلوار جین ، لباس های زیبا ، جواهرات و آرایش کاملاً انجام شده غیر معمول نیست.
شما حتی می توانید این مقاله را در اینجا بخوانید ، جایی که یک زن یمنی در مورد احساسات خود نسبت به نیکاب مصاحبه می شود. مصاحبه دیگر برای بررسی این موضوع توسط VICE است ، جایی که از زنان در مورد Niqab در میان چیزهای دیگر سؤال می شود. بسیاری از خانم ها به شما خواهند گفت که آنها پوشش کامل از جمله Niqab را پیدا می کنند تا به آنها اطمینان بخشیدن به ناشناس بودن را بدهند.
من شخصاً تصمیم گرفتم یک لباس سیاه و سفید آستین بلند بپوشم که با یک روسری سیاه پوشیده شده مانند حجاب پوشیده شده است. هنگامی که من قصد داشتم با کمک خدمه دوست داشتنی در Socotra Eco Tours ، سفر خود را به صورت محافظه کارانه بپوشم ، که پوشیدن موها ایده خوبی است اما لازم نیست ، و یک عنصر اصلی این بود که به اندازه کافی متفاوت به نظر برسد که مبدل شما انجام ندادبه شما آتش سوزی می کنید.
به عنوان یک توریست ، احتمالاً شما در حال انجام کارها ، فعالیت ها و مناطقی هستید که ممکن است زنان مسلمان مجاز نباشند یا برای شرکت در آن تعقیب شوند. یک زن خارجی در یمن بودن و بخش اعظم جهان اسلامی به شما فرصتی بی نظیر می دهدبسیاری از مواردی را که زنان محلی مجاز به آن نیستند ، ببینید و سایر مردان هرگز قادر نخواهند بود ، به نظر می رسد که زن خارجی جنسیت خاص خود است.
*توجه: لباس در جزیره Socotra از سرزمین اصلی یمن لیبرال تر است ، اگرچه زنان محلی تمایل به لباس محافظه کارانه دارند. Abayas رنگارنگ رایج تر است ، اگرچه هنوز هم سیاه رنگ دیده می شود. جزایر جزایر بیشتر به دیدن بیگانگان و لباس به سبک غربی عادت کرده اند.
من واقعاً مهم نبودم که ابیا و حجاب را بپوشم. فهمیدم که با گردباد لایه های پارچه ای خنک می ماند. به اندازه کافی آسان بود که فقط موهایم را در یک نان در یک نان شلاق بزنم و تمام روز را با آن که توسط روسری من پوشانده شده بود ، نادیده بگیرم.
من نسبت به چگونگی نگاه کردن به لباس شل و مناسب خود و ابیا احساس خودآگاه نبودم ، همه چیز را پنهان می کند. در حالی که من نمی خواهم مجبور شوم لباس خاصی بپوشم ، چه طبق قانون و چه توسط جامعه اگر زنان بخواهند و تصمیم بگیرند این طرح محافظه کارانه را بپوشند ، قدرت بیشتری به آنها می دهد.
به علاوه بیایید حتی در غرب به دلیل مقررات مدرسه ، صنعت مد و فشار اجتماعی با آن روبرو شویم ، از زنان و دختران انتظار می رود که به روش های خاصی لباس بپوشند. این همه بخشی از طرح بزرگ برای پایین نگه داشتن زنان است. در ایالات متحده وقتی قربانیان تجاوز زن اولین چیزی که از آنها خواسته شده است این است که "چه چیزی را می پوشید؟"از آنجا که این Nimrods هنوز متوجه نشده اند که مربوط به آنچه شما می پوشید نیست ، این در مورد کنترل و قدرت است. من در حالی که برخی از این وقایع در حالی که کاملاً از انگشتان پا تا قلاده های من پوشیده شده بود ، به طور کامل در حالی که برخی از این وقایع اتفاق می افتاد ، در حالی که برخی از این وقایع اتفاق می افتاد ، گرفتار شده ام و به طور نامناسب گرفتم و لمس کردم.
*من می دانم که شما احتمالاً متوجه شده اید که هیچ عکسی از زنان یمنی ندارم. بسیاری از آنها با داشتن عکسی که توسط یک غریبه گرفته شده راحت نیستند و من فقط عکس گرفتن از آنها را احساس نمی کنم.

سفر به سانا به عنوان یک زن انفرادی چه بود
من تصمیم گرفتم که به تنهایی به Sanaa مراجعه کنم ، اما دلیل این امر این بود که هیچ کس به من نمی پیوندد. این اولین سفر من یا حتی اولین سفر من به یک مقصد دشوار نبود.
من به عنوان یک زن انفرادی که در Sana ، Socotra یا هر جای دیگر در یمن سفر می کند ، هیچ مشکلی ندارم. اما شایان ذکر است که در آن زمان (و هنوز هم اکنون در سال 2020) فقط با کمک یک فیکس یا راهنما می توانید ویزا دریافت کنید ، بنابراین من معمولاً در حالی که در سرزمین اصلی یمن هستم با گامال همراه بودم.
برداشت کلی من از سانا ، یمن

من عاشق زمان کاملاً کوتاه خودم در سرزمین اصلی یمن در بازدید از صنعا ، وادی ذهر و دارال هاجر بودم. من بسیار خوشحالم که به سفر به یمن و فرصتی برای دیدن آن رسیدم. یکی از تنها پشیمانی که تا به حال در اینجا وقت بیشتری صرف نکرده ام (ما نیز می توانیم آنجا را پرتاب کنیم که پشیمان می شوم که نمی دانم چگونه به درستی از دوربین DSLR خود استفاده کنم وقتی در یمن بودم ، اما این یک داستان کاملاً متفاوت استبه تنهایی)
این کشور منحصر به فرد است ، که در تاریخ باستان قدم زده است ، حاوی برخی از استقبال و دوستانه ترین افراد است و گوشه ای از جهان است که اغلب فراموش می شود. فقر ، مبارزه ، زندگی دشوار مردم در یمن آشکار است ، به خصوص وقتی که آن را با همسایگان شبه جزیره عرب آن مقایسه می کنید. یمن با برخی از پسر عموهای آفریقای شرقی خود دقیقاً در دریای باریک باریک ، از نظر اقتصادی بیشتر است.
یمن محل زندگی بسیاری از مکان های مهم در تمام تاریخ بشر است. فقط کتابی را در مورد تاریخ یمن انتخاب کنید و شروع به خواندن کنید ، واقعاً یکی از جذاب ترین کشورها است. من فکر می کنم اگر مردم می دانستند چه چیزی در یمن است و آشکارا در معرض آنچه در کشور انجام می شود در معرض دید قرار گرفتند و اینکه چگونه بسیاری از سایت هایی که در حملات موشکی نابود می شوند و توسط سازمان های بنیادگرایی منفجر می شوند ، در واقع در تمام تاریخ بشر مهم هستند.
قدیمی ترین نسخه شناخته شده قرآن در اینجا ، مسلمان است یا نه که یک سند مهم در تاریخ بشر است. سانا یکی از قدیمی ترین شهرهای مستمر در جهان است ، در آنجا با جریکو ، آرگوس و دمشق در دوران باستان. چرا هیچ کس در غرب مراقبت نمی کند و حتی در بعضی موارد کاملاً از آنچه برای یمن انجام می شود آگاه نیست ، اما کاملاً آشکار است: یمن فقیر است و یمن ذخایر نفتی را شناخته نیست.
من نمی توانم صبر کنم تا روزی که جنگ تمام شود یا حداقل به حدی خفه شود که کمک به آن کمک کند. این یکی از جذاب ترین کشورهایی است که من از آن بازدید کرده ام و فقط توانسته ام یک لغزنده کوچک از آن را ببینمبشردوست دارم روزی برگردم.
احتمالاً متوجه شده اید که من در این پست هیچ اطلاعاتی در سفر خود به SoCotra وارد نکرده ام. دو منطقه از کشوری که من از آن بازدید کردم Sanaa و Socotra بودند. من در نهایت تصمیم گرفتم که آنها را به دو پست مختلف تقسیم کنم زیرا آنها بسیار متفاوت هستند.
در این مرحله ، من می خواهم به همه اطلاع دهم ، که تورهای اکو Socotra سفر من را در سال 2014 به Sana'a و Socotra ترتیب دادند. آنها مرا با Gamal تنظیم کردند تا مرا در سرزمین اصلی راهنمایی کنند و پروازهای داخلی من را از سانا ترتیب دادند'a to mukalla to socotra و بازگشت. متأسفانه ، از سال 2020 ، سفر به صنعا دقیقاً امکان پذیر نیست ، با این حال ، قسمت شرقی کشور از جمله منطقه هادراماوت و ال مهره است ، اگرچه با خطرات همراه است و واقعاً با کمک اصلاح کنندگان محلی امکان پذیر استبشر
اهدا به کسانی که در اثر بحران در یمن انجام شده اند
اگر می خواهید برای کمک به بحران بشردوستانه تاریک که در حال حاضر کشور را درگیر می کند ، به مردم یمن اهدا کنید ، می توانید به آن پول بدهید:
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 70
تاريخ : دوشنبه
22 خرداد
1402 ساعت: 22:26