
من خواندن مجموعه ای از سخنرانی های گراهام را از دوره ای که او در سال 1946 تدریس می کرد به پایان رساندم. نسخه های کامل به صورت آنلاین منتشر می شوند و در زیر به هم پیوند می خورند. این دوره بر مشکلات احتمالی در تجزیه و تحلیل امنیتی پس از جنگ جهانی دوم متمرکز شده است (نگرانی گراهام برون یابی عملکرد بازار جنگ جهانی دوم به آینده است).
گراهام با توضیح دو چیز مهم که باید در مورد بازار بدانید ، دوره را شروع می کند. او اولین استمرار را می نامد:
اول ، با توجه به استمرار: چیز خارق العاده در مورد بازار اوراق بهادار ، اگر در طی مدت طولانی از آن قضاوت کنید ، این واقعیت است که به طور دائم بر روی مماس ها خاموش نمی شود ، اما در مدار مداوم باقی می ماند. وقتی می گویم که این امر از مماس ها خاموش نمی شود ، منظور من این نکته ساده است که بعد از اینکه بورس سهام زیادی بالا می رود ، نه تنها مقدار زیادی پایین می آید بلکه به سطحی می رسد که قبلاً عادت کرده بودیم. بنابراین ، ما هرگز بازار سهام را به طور کلی در مناطق جدید پیدا نکردیم و به طور دائم در آنجا ماندیم زیرا تغییر دائمی در شرایط اساسی رخ داده است. من فکر می کنم شما انتظار چنین عزیمت های جدیدی را در قیمت سهام داشتید. برای سی سال گذشته ، دوره زمانی که من بازار اوراق بهادار را تماشا کرده ام ، دو جنگ جهانی داشته ایم. ما رونق فوق العاده ای و افت شدید داشته ایم. اکنون سن اتمی را بر روی ما داریم. بنابراین ممکن است فرض کنید که بازار امنیت واقعاً می توانست به طور دائم در یک زمان یا زمان دیگر دگرگون شود ، به طوری که ممکن است سوابق گذشته در داوری ارزشهای آینده بسیار مفید نبود.
این اظهارات از سال 1940 به تحولات مربوط می شود. وقتی بازار امنیت در چند سال گذشته به سطحی پیش رفت که ناشناخته نبودند اما نسبت به تجربه گذشته زیاد بودند ، تمایل کلی برای تحلیلگران امنیتی وجود داشت تا این را فرض کنندسطح جدیدی از ارزش ها برای قیمت سهام ایجاد شده است که کاملاً متفاوت از آنچه که قبلاً به آنها عادت کرده بودیم. شاید خیلی خوب باشد که سهام فردی به طور کلی ارزش بیشتری از آنچه در گذشته بود ، ارزش دارند. اما چیزی که به نظر نمی رسد درست باشد این است که آنها بسیار بیشتر از آنچه که قبلاً تجربه گذشته - یعنی سطح گذشته و الگوهای رفتار - را دور ریختند ، ارزش دارند.
درس تاریخچه بازار "بازده" نیست ، بلکه نشان می دهد که چگونه بازار رفتار می کند. قیمت ها به سمت بالا و پایین حرکت می کنند. بازارها از چرخه عبور می کنند. رفتار سرمایه گذار در کنار آن حرکت می کند. مهم نیست که چند بار کسی ادعا کند که چرخه شکسته است - این که قیمت ها به طور دائم بالا یا پایین است - بازار سرانجام ادعاهای خود را اشتباه ثابت می کند.
گراهام انتخاب دوم را می نامد:
دومین موردی که می خواهم در مورد آن صحبت کنم ، انتخاب است. در اینجا ایده ای وجود دارد که تحلیلگران و مشاوران امنیتی را تا حد زیادی گمراه کرده است. در چند هفته قبل از وقفه اخیر در بورس سهام ، متوجه شدم که بسیاری از مشاوران خانه کارگزاری می گویند که اکنون که بازار به طور مداوم متوقف شده است ، کاری که باید انجام شود ، استفاده از انتخاب در خریدهای شما است. و از این طریق شما هنوز هم می توانید از مزایای تغییرات قیمت امنیتی بهره مند شوید. خوب ، به نظر می رسد که اگر انتخابی را انتخاب کنید ، انتخاب سهام را که بعداً به نتیجه می رسد - یا بیشتر از بقیه - شما می خواهید از آن سود ببرید. اما این یک تعریف بسیار واضح است. منظور از مفسران ، همانطور که از استدلال های واقعی آنها مشهود است ، این است که اگر اوراق بهادار خریداری کنید که ظاهراً چشم انداز درآمد خوبی دارند ، پس از آن از بازار بهره مند خواهید شد. در حالی که اگر دیگران را خریداری می کنید ، پیروز نمی شوید.
تاریخ نشان می دهد که این یک ایده بسیار قابل قبول است اما بسیار گمراه کننده است. به همین دلیل است که من از این مفهوم انتخابی به عنوان فریبنده یاد کردم.
او ارتباط این "بازار انتخاب سهام" را نشان می دهد. بنابراین تمام کاری که شما باید انجام دهید این است که سهام را انتخاب کنید که باید به خوبی انجام دهند و از سهام موجود در آن جلوگیری کنند. به اندازه کافی آسان به نظر می رسد ، اما اگر این کار آسان و آشکار باشد ، خوب ... اینجا گراهام است:
اکنون نکته من در مورد این دو مورد با چنین جزئیات این است که سعی کنم این واقعیت را به شما بیاوریم که آنچه به نظر می رسد برای مردم وال استریت و همچنین برای مشتریانشان آشکار و ساده است ، واقعاً آشکار و ساده نیستاصلاًشما نمی خواهید با انجام کار ساده و واضح انتخاب شرکت هایی که ظاهراً چشم انداز خوبی دارند - چه صنعت خودرو یا صنعت ساختمان یا هرگونه ترکیبی از شرکتهایی که تقریباً همه دارند - نتایج خوبی در تجزیه و تحلیل امنیتی بدست آورید. می توانم به شما بگویم که برای چند سال آینده می خواهید از تجارت خوب لذت ببرید. این روش بسیار ساده و بسیار واضح است - و واقعیت اصلی در مورد آن این است که به خوبی کار نمی کند.
اگر چیزی آسان و بدیهی است، پس تقریباً بقیه احتمالاً همین فکر را می کنند. و اگر تقریباً همه به چیز بدیهی فکر می کنند، آنگاه قیمت آن از قبل قیمت گذاری شده است.
هاوارد مارکز در کتاب خود از این به عنوان تفکر سطح اول یاد می کند:
تفکر سطح اول می گوید: «این یک شرکت خوب است. بیایید سهام بخریم.»تفکر سطح دوم می گوید: "این یک شرکت خوب است، اما همه فکر می کنند که یک شرکت عالی است، و اینطور نیست. بنابراین سهام بیش از حد ارزش گذاری شده و بیش از حد قیمت گذاری شده است. بیا بفروشیم.»... تفکر سطح اول ساده و سطحی است و تقریباً همه می توانند آن را انجام دهند (نشانه بدی برای هر چیزی که شامل تلاش برای برتری باشد). تنها چیزی که متفکر سطح اول نیاز دارد، نظری در مورد آینده است، همانطور که در "چشم انداز شرکت مطلوب است، به این معنی که سهام بالا خواهد رفت."
تفکر سطح دوم عمیق، پیچیده و پیچیده است.- مهم ترین چیز
شما باید یک متفکر سطح دوم باشید. بنابراین، گراهام به جای شکار شرکت هایی با «چشم انداز خوب»، شکار ارزش را توصیه می کند. به جای خرید یک شرکت به دلیل داشتن چشم اندازهای خوب، به دنبال شرکت هایی باشید که بازار معتقد است چشم انداز وحشتناکی دارند، اما واقعاً بد نیستند. به عبارت دیگر، این به معنای جدا کردن شرکت های بدی است که مستحق قیمت پایین تر هستند از شرکت های خوبی که همه فکر می کنند بد هستند و تا حدی می فروشند که ارزششان کم است.
استراتژی برای تجارت گزینه های...
ما را در سایت استراتژی برای تجارت گزینه های دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : فریبا کامران
بازدید : 37
تاريخ : يکشنبه
11 تير
1402 ساعت: 13:21